![]() |
|
#21
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
چاکریم داش بهروز |
|
#22
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
|
|
#23
|
||||
|
||||
|
داش پارسا درود بر تو، درخواستی هم قبول میکنی؟ من فیلم سوت دلان رو خیلی دوست دارم. آخر فیلم یه آهنگ هست که میگه:
گر به تو افتادم نظر چهره به چهره روی بروی شرح دهم غم تو را نکته به نکته موی به موی... این آهنگ رو دنبالش میگشتم اگه اتفاقی پیداش کردی و زحمتی نبود برات، خوشحال میشم اگه اینجا بگذاریش. |
|
#24
|
||||
|
||||
|
پارسا مرزبان درود با اینکه هیچ کدوم از این ترانه ها رو نتونستم گوش کنم ( دان لود نشد ) اما چون خانندگانش رو می شناسم می دونم کارهای ماندگاری هست ن به هر روی سپاس گزار م یک روزی اینها رو خاهم شنید ( چون تو بازار گیر نمیاد ) |
|
#25
|
|||
|
|||
|
خوش آمدی، صفا آوردی
اگر از Firefox استفاده کنی میتوانی تمام این ترانهها بشنوی، شاید Internet Explorer مشکل داشته باشد. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
#27
|
||||
|
||||
|
كى میگه ماشین زمان افسانه ست!! این تاپیك ماشین زمانه دیگه منو می بره تو اون زمان و مكانی كه هیچ وقت تجربه ش نكردم!!
چم شد من چی دارم می گم!! آها می خواستم بگم ممنون این یكی هم خیلی زیبا بود. |
|
#28
|
|||
|
|||
|
سپاس shakila ی گرامی.
![]() ![]() ![]() |
|
#29
|
|||
|
|||
|
قطعه"ساقی نامه"با صدای بسیار دلنشین یونس دردشتی غزلسرا: حافظ بیا ساقی آن می کـه حال آورد کرامـت فزاید کـمال آورد بـه مـن ده که بس بیدل افتادهام وز این هر دو بیحاصـل افـتادهام بیا ساقی آن می که عکسش ز جام بـه کیخـسرو و جم فرسـتد پیام بده تا بـگویم بـه آواز نی کـه جمشید کی بود و کاووس کی بیا ساقی آن کیمیای فـتوح کـه با گنـج قارون دهد عـمرنوح بده تا بـه رویت گـشایند باز در کامرانی و عـمر دراز بده ساقی آن می کز او جام جـم زند لاف بینایی اندر عدم بـه مـن ده که گردم به تایید جام چو جـم آگـه از سر عالم تـمام دم از سیر این دیر دیرینـه زن صـلایی بـه شاهان پیشینـه زن هـمان منزل است این جهان خراب حضور صمیمی و سالم یونس دردشتی (۱۳۷۳-۱۲۸۸) صدای دردشتی بعد از سالها ، انعکاس تازهای پیدا می کند و خاطره حضور گرم او را در دل اهل موسیقی حیات دوباره می بخشد.موسیقی دوستان امروز او را نمی شناسند. ، شهرت یونس در دشتی ، همچون بنان و قوامی (خوانندگان هم نسلش)فرا گیر نشد ، و امروز کسانی که او را به یاد می اورند زیاد نیستند. پنجاه سال پیش علامه فقیه جلالی همایی اصنهانی در مورد او نوشته بود : روز به روز بر شمار عشاق نغمه داودیش که تا کنون همچون یونس در دهان ماهی نهفته بود افزوده می شد و او را انصافا بعد از تاج اصفهانی و ادیب خوانساری جزو اواز خوانهای هنر مند باید خواند ، نه در ردیف تصنیف خوانان معمولی که با غلط آواز خوانشان می خوانند ، دردشتی نیم قرن پیش چنین شهرت و اعتباری داشت. یونس (با نام عبری یونا) فرزند شفیع خان ، در سال ۱۲۸۸ در محله دردشت اصفهان متولد شد. در مدرسه آلیانس تحصیل کرد و زبان فرانسه آموخت و از نوجوانی فرا گیری موسیقی را آغاز کرد. در اصفهان آن زمان هنر مندان ممتاز بسیار زیاد بودند. از استادان او در فن آواز خبری نداریم ولی خود او در مصاحبهای در مجله اطلاعات هفتگی (شماره ۴۹۸/ چهارم اسفند ۱۳۲۹)از آموزشهایش نزد یحیی زرپنجه و مرتضی نی داود نام برده و استادی آنان را ستوده است ، دردشتی از اواسط دهه بیست به رادیو تهران آمد و حدود پانزده سال در آنجا با استادان مشهور وقت برنامه اجرا می کرد. از اواخر دهه چهل به تدریج از کار کناره گرفت و موسیقی را جز برای خلوت خود و دوستان نخواست. دوره فعالیت هنری او کم نیست (حدود بیست و چند سال) و آثاری که از او باقی مانده کم نیست ولی انتشار نیافتن آنها نام و آوازه و ارزش هنر او را از بین برده است. یونس دردشتی خوانندهای با اسلوب (شیوه) درست خوانندگی و دارای صدای گرم و پر قدرت بوده و شیوه او به طور کلی دنباله هنر تاج است.استاد تاج اصفهانی طلایه دار آواز برجستهترین شخصیت زنده در خوانندگان مطرح اصفهان بود. دردشتی کلیات را از تاج یاد گرفته و دلبستگی او به اجرای ظریف رضا قلی ظلی و شیوه پخته و پر تاثیر ادیب خوانساری رنگ آمیزی دل انگیزی به صدای او بخشیده بود و متاسفانه از اثار دوره جوانیش که با تار مرتضی نی داود ، عبدالحسین شهنازی و یحیی زرپنجه همراه بود ، صفحهای ضبط نشده و آثار او همه مربوط به سالهای بعد از ۱۳۴۰ است. دردشتی هنرمندی عاشق ، مطلع ، فروتن و بیپیرایه بود. بر خلاف روش زندگی بسیاری از هنرمندان هم عصرش ، او هیچ ابتلا و گرفتاری جسمی و روحی نداشت و با نهایت سلامت نزدیک هشتاد و پنج سال زندگی کرد.از تعصب و بستگی پر شور او به موسیقی دستگاهی و زبان فارسی ، داستانها در سالخوردگان اهل موسیقی هست. دردشتی از هرچه که سخن از بیگانگی با هنر اصیل موسیقی و ملی داشت ، می گریخت و بیحرمتی به فرهنگ ایرانی را به هیچ عنوان نمی توانست تحمل کند. پانزده سال آخر عمر او که به خواست خانوادهاش در خارج از کشور گذشت نیز شبانه روز برای اجرای موسیقی اصیل و معرفی ادبیات کهن فارسی می گذشت بشنوید ![]() |
|
#30
|
|||
|
|||
|
قطعه آوازی شعر سعدی با صدای زیبای دردشتی: کسی که روی تو دیدست حال من داند که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست که آدمی که تو بیند نظر بپوشاند هر آفریده که چشمش بر آن جمال افتاد دلش ببخشد و بر جانت آفرین خواند اگر به دست کند باغبان چنین سروی چه جای چشمه که بر چشمهات بنشاند چه روزها به شب آورد جان منتظرم به بوی آن که شبی با تو روز گرداند به چند حیله شبی در فراق روز کنم و گر نبینمت آن روز هم به شب ماند جفا و سلطنتت میرسد ولی مپسند که گر سوار براند پیاده درماند به دست رحمتم از خاک آستان بردار که گر بیفکنیم کس به هیچ نستاند چه حاجتست به شمشیر قتل عاشق را حدیث دوست بگویش که جان برافشاند پیام اهل دلست این خبر که سعدی داد نه هر که گوش کند معنی سخن داند بشنوید ![]() |
|
#31
|
|||
|
|||
|
ترانه ی بسیار زیبای"قهر دلبر" با صدای فراموش نشدنی بانو روح انگیز ترانه سرا:؟ آهنگساز و ونوازنده: علینقی وزیری شکر خدا را که رفت دلبر ز قهر از سرم مردم ز خوی بدش هجران بود خوشترم آمد جای او ماهی بذله گو چشم روزگار ندیده چو او * بیند اگر روی مهش گردد یقین خاک رهش خجلت کشد از نگهش میرد به بخت سیه اش کردم فدای او جان و دل یکدم نبودم از او غافل هر چه نکویی کردم افزوده شد بر دردم * ندارد تربیت اثری بر بدان رنج بیهوده مشک جانا بر کسان کجا رود از خاطر نقش روی چو ماهش ای دلخواه مهر و محبت هرگز اختیاری نباشد جانا مه رو کی بود بعد از او دل به کسان من وفا خواهم کس یار خود را بشنوید ![]() |
|
#32
|
||||
|
||||
|
ترانه ها خیلی زیباست ولی دیگه سعی می كنم اینجا كامنت نذارم تا الكی شلوغ نشه. شما كار خودتونو بكنین. به قول علی موسوی: ما هستیم
|
|
#33
|
|||
|
|||
|
نقل قول:
|
|
#34
|
|||
|
|||
|
سرود ای ایران با صدای استاد بنان ترانه سرا: حسین گل گلاب آهنگساز: روح اله خالقی دست بر سينه بگذاريم و بخوانيم: اي ايران، اي مرز پرگهر/اي خاكت سرچشمهي هنر/ دور از تو انديشهي بدان/ پاينده ماني و جاودان/ اي دشمن از تو سنگ خارهاي من آهنم/جان من فداي خاك پاك ميهنم/ مهر تو چون شد پيشهام/ دور از تو نيست انديشهام/ در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما/ پاينده باد خاك ايران ما/ سنگ كوهت در و گوهر است/خاك دشتت بهتر از زر است/ مهرت از دل كي برون كنم/برگو بيمهر تو چون كنم/ تا گردش زمين و دور آسمان به پاست/نور ايزدي هميشه رهنماي ماست/ مهر تو چون شد پيشهام/ دور از تو نيست انديشهام/ در راه تو كي ارزشي دارد اين جان ما/ پاينده باد خاك ايران ما بشنوید ![]() |
|
#36
|
|||
|
|||
|
ترانه " آیینه جانم" با صدای زیبای بانو زهره ترانه سرا: ؟ آهنگساز:؟ دستگاه: همایون زهره یکی از خوانندههای قدیمی رادیو ملی ایران می باشد ، که کار خود را از در دهه ۱۳۳۰ شروع کرد، وی علاوه بر آواز و تصیف فارسی، ترانه های محلی شمالی بسیاری را هم اجرا کرده که برخی از آنها بصورت دوست صدایی با شاپور جفرودی می باشد، زهره در کارنامه هنری خود اجرای برنامه برگ سبز شماره ۲۶ را دارد، که برخی اشتباها صدای وی را با پروانه اشتباه می گیرند. بشنوید ![]() |
|
#37
|
|||
|
|||
|
تصنیف بسیار قدیمی "الهه"با صدای بانو پریزاد مصنف:؟ تار: امیر ارسلان خان درگاهی از صفحات پولیفون رکورد امیر راسلان خان در گاهی نوازنده سه تار بود و نواختن تار را نیز نزد درویش خان فراگرفت. اساتیدش درویش خان و مرتضی نی داوود بودند. درگاهی با ظلی، تاج اصفهانی، قمرالملوک وزیری (همگی خواننده بودد) برای اجرای برنامه همکاری نزدیکی داشت. او صفحات بسیاری با قمر و تاج در سال ۱۳۰۷ ضبط کرد، درگاهی تصنیفهای زیادی از امیرجاهد (تار) اجرا کرد بشنوید ![]() ایستاده از راست: سعید هرمزی - ارسلان درگاهی. نشسته از راست: ؟ - علیرضا چنگی – ادیب خوانساری – مرتضی محجوبی – عبدالحسین شهنازی – مهدی خالدی – محمد قراب -؟. |
|
#38
|
||||
|
||||
|
پارسا جان نمیدونم چرا برای باز کردن این دو تا آخری مشکل پیدا کردم. البته میگردم که شاید اشکال کار از اینجا باشه.
|
|
#39
|
||||
|
||||
|
ترانه بسیار زیبای "دلم شکسته" با صدای مخملی بانو الهه ترانه سرا: لعبت والا آهنگساز: همایون خرم تنظیم: محمد حیدری ترانه بسیار زیبای دلم شکسته که علاوه بر الهه، خاطره پروانه و سیما بینا هم این ترانه را اجرا کرده اند، اما اجرای بانو الهه بسیار دلنشین و متفاوت با اجراهای دیگر است: لعبت والا: در تهران متولد شد اما سالها پیش ایران را ترک کرد. لعبت والا در کنار سیمین بهبهانی و فروغ فرخزاد شاعرانی بودند که هریک نقش بسیار موثری را در ادبیات ایفا کردند. این سه شاعر از دوستان نزدیک به یکدیگر نیز محسوب می شوند: تا جایی که بهبهانی در کتاب «اسرارهایی در غبار نشسته؛ خاطراتی از دوست نازنینم شاعر گرامی خانم لعبت والا» چنین می نویسد: «آن وقتها سه دوست شاعر بودیم که دکتر صدرالدین الهی ما را "سه تفنگدار شعر" لقب داده بود: لعبت والا، فروغ فرخزاد و من. در همه محافل ادبی هر سه با هم حضور داشتیم. دهه سی، دهه پرباری بود. شاعران بسیاری در این دهه بالیدند...» از مجموعه آثار لعبت والا می توان به « رقص یادها » ،« گسسته» ،« تا وقتی که خروس می خواند» اشاره کرد. دور از تو مرا قرار و آرامی نیست زیر سایه مهرت به سرم بامی نیست نامت خوش، کامت خوش، و جامت سرشار هر چند کزین جمله مرا کامی نیست بشنوید ![]() |
|
#40
|
||||
|
||||
|
ترانه بسیار زیبای گلنار با صدای محمد نوری ترانه سرا: آهنگساز: محمد نوری هم رفت..... محمد نوری، خواننده فرهیخته موسیقی پاپ ایرانی، چندی پیش پس از گذراندن یک دوره بیماری در تهران درگذشت. خیلیها او را از پایه گذاران موسیقی پاپ به شمار میآورند. اگر هم چنین نباشد، او به یقین یکی از مروجان موسیقی نو، از نو "پاپ"ی است که خود آن را "فاخر" مینامید. پیشینه موسیقی پاپ را در ایران، میتوان بر اساس تعریفی که از آن به دست میدهیم مشخص کرد. اگر آن را با موسیقی عامیانه شهری یکی بدانیم، پیشینه بسیار بلندی پیدا میکند. ولی اگر معنای دقیقتری از آن را منظور داشته باشیم آغاز کارش به همان سالهایی برمیگردد که پاپ در اروپا نیز میرفت که فراگیر شود. سالهای دهه شصت میلادی برابر با دهه چهل خورشیدی. واقعیت این است که پیکره اصلی موسیقی پاپ در ایران از دل موسیقی عامیانه بیرون آمده، در راه با عناصری از موسیقی جاز آمریکایی و موسیقی سبک اروپایی در آمیخته و با تکیه بر لحن موسیقی سنتی و بومی، جای پای خود را استوار ساخته است. در سر آغاز راه با هنرمندانی چون جواد بدیع زاده و اسماعیل مهرتاش روبرو میشویم که بعد سر رشته کار را به دست جمشید شیبانی و حمید قنبری سپردهاند و پس از آنها، نوبت به محمد نوری و ویگن دردریان رسیده که اولی بیشتر زیر تاثیر موسیقی سبک و شانسون گونه اروپایی بوده و دومی رغبت بیشتر به اجرای مایههای جاز و شبه جاز آمریکایی داشته است هر دوی اینان در دهه چهل از شهرت بسیار برخوردار شدند و همینها بودند که راه را برای عرضه آن چه که بعدها به موسیقی پاپ ایرانی معروف شد، هموار ساختند. محمد نوری در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در تهران زاده شده و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران درس خوانده و دورهای را نیز در هنر نمایش در هنرستان تئاتر گذرانده است. نوری به موازات تحصیل در دانشگاه، به فراگیری موسیقی علمی نزد ناصر حسینی نیز پرداخته است. بعد چم و خم آواز خوانی صحنهای را نزد دو تن از استادان نام آور موسیقی، فاخره صبا و اولین باغچه بان آموخته و صدای مستعد و گرم خود را پرورش داده است. خودش گفته است این دو خانم هنرمند به صدای او هستی دادهاند. گل مریم محمد نوری پس از این فراگیریها، پای بر صحنه اجرا نهاده و از همان آغاز با صدای باریتون مایل به باس به خواندن ترانههای متفاوت در عرصه موسیقی سبک روی آورده است. متفاوت، هم از نظر اندیشه شاعرانه و هم از نظر پیوند آن با آهنگهای دلانگیز و پر شور که برخی از آنها از دل موسیقی روستایی ایران به در آمده است. محمد نوری کار ترانهخوانی را با " گل مریم" یا آن گونه که در زبان مردم جا افتاده، جان مریم، آغاز کرده و یا دست کم با این ترانه پای در راه شهرت نهاده است. ترانهای که آهنگ آن رگههایی از موسیقی شمال ایران را در خود دارد و ساخته کامبیز مژدهی است. محمد نوری هیچگاه نمیخواست او را خواننده موسیقی پاپ بدانند. به گفته او موسیقی پاپ متعلق به یک فرهنگ دیگر است. حالا هم وضع آشفتهای پیدا کرده و عوارضش دامن ایران را هم گرفته است. آنچه را که او میخواند باید نوعی موسیقی ملی علمی شده، نوعی موسیقی سبک فاخر به شمار آورد. آثاری از ثمین باغچه بان، فریدون فرزانه، فریدون شهبازیان، محمد سریر و ناصر حسینی در پیوند با متنهایی از فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، فریدون مشیری، حمید مصدق، یدالله رویایی، تورج نگهبان و حسین منزوی در رپرتوار اجرایی او به چشم میخورد. صدای سازگار در ترانههای محمد نوری، همانگونه که اشاره کردیم، تاثیراتی از موسیقی بومی ایران دیده میشود. صدای باریتون او سازگاری بسیار با مایههای موسیقی بومی نشان میدهد. از همین روی استادانش همیشه او را به کار در این زمینه تشویق کردهاند. او خود به تجربه دریافته بود که موسیقی بومی، سرشارترین حوزه موسیقی ملی ایران است که هنوز آن گونه که باید مورد الهام و بهرهبرداری قرار نگرفته است. محمد نوری در سالهای پس از انقلاب نیز کار ترانهخوانی را رها نکرده و از سال ۱۳۵۷ تا کنون 9 نوار و دیسک از خواندههای پیشین و از کارهای تازه خود را به بازار فرستاده است. شهرام گلپریان و محمد سریر، آهنگسازانی هستند که نزدیکترین همکاریها را با او داشتهاند. آهنگهای محمد سریر، به ویژه در همان مسیری حرکت میکند که نوری آغاز کرده بود. راهی برای به وجود آوردن و پروردن نوعی موسیقی سبک فاخر و شاعرانه که شباهت بسیار به شانسونهای فرانسوی دارد. محمد نوری در سالهای پایانی عمر نیز به ساخت و پرداخت ترانههای سبک فاخر ادامه میداد روحش شاد بشنوید ![]() |