PDA

View Full Version : تویتر تالار! !twitter


صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 [8] 9 10

parsamarzban
پنجشنبه ۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۵
«سال ۹۰ سال درگیری میان اصولگرایان خواهد بود»
(http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14505)
یکی از اعضای موتلفه به ملزومات حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده اشاره کرده است. او "ادعای ارث" توسط آنان را مشروط به "تعریف هویت جدید" کرده است. مهدی خزعلی نویسنده و وبلاگ‌نویس از چگونگی برگزاری انتخابات بعدی می‌گوید.

آیا جناح موسوم به اصولگرا در انتخابات بعدی در جستجوی "حریفی آسان" است؟ روزنامه ابتکار در تاریخ ۲۹ دی‌ماه ۱۳۸۹ در گزارشی با اشاره به صحبت‌های اخیر چهره‌های اصول‌گرا، دو سناریو درباره چگونگی اجرای انتخابات بعدی ایران پیش‌بینی می‌کند. در سناریوی اول، اصولگرایان به دلیل "نبود رقیب" به دنبال "رقیبی ضعیف" برای شرکت در انتخابات هستند. حريفی که البته "چندان قدرتمند نباشد" که رقابت را نفس گير کند.

سناریوی دوم در صورت شکست سناریو اول پیش‌بینی شده، یعنی در صورت نبود يک حريف اصلاح طلب، جریان اصولگرا مجبور می شود "به دو تيم تقسیم شود و يک بازی دوستانه را سامان دهد". به نقل از این گزارش در صورت اجرای سناریوی دوم، چون "بازی دوستانه" نیاز به "یک" برنده خواهد داشت، رقابت بین گروه‌های اصولگرا شدید خواهد شد و "همان چیزی اتفاق خواهد افتاد که در چند ماه گذشته بین گروه‌های اصولگرا رخ داده است".

"اتهام زنی بین گروه‌های اصولگرا" شروع خواهد شد. اتهاماتی همچون، "اصولگرای تقلبی، اصولگرای ناباب، شبه اصولگرا و...". به نظر روزنامه ابتکار، این اتهامات همان چیزهایی است که "جریان اصولگرایی برای از بین بردن آن تلاش می‌کند" و برای این کار اکنون "منشور اصولگرایی" را تعریف می‌کند.

حدود ۱۳ ماه تا انتخابات آینده مجلس و بیش از دو سال تا انتخابات آینده ریاست جمهوری در ایران باقی مانده است. انتخابات آینده مجلس ایران، اولین انتخابات سراسری مهم بعد از انتخابات بحث‌برانگیر ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ در ایران خواهد بود. مهدی خزعلی نویسنده و وبلاگ‌نویس منتقد دولت در گفت و گو با دویچه وله از چگونگی برگزاری انتخابات بعدی در ایران می‌گوید.

دویچه وله: بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران، طیف وسیعی از اصلاح‌طلبان مشهور به "اصلاح‌طلبان حکومتی" نه‌تنها از دایره قدرت کنار گذاشته شده بلکه همچون دیگر فعالان سیاسی و مدنی، بسیاری از آنان همچنان زندانی هستند. با این همه فکر می‌کنید چرا اعضای موتلفه و جریان اصولگرای سنتی از "سامان‌دهی اصلاح‌طلبان" برای شرکت در انتخابات بعدی صحبت می‌کنند؟

مهدی خزعلی: در شرایط امنیتی و پلیسی صحبت کردن از انتخابات دشواراست چون باهم تناقض دارند. الان فضا امنیتی است. بسیار از رقبای انتخاباتی در حبس‌خانگی، انواع محدودیت‌ها و حتی بسیاری در زندان به‌سر می‌برند. در این شرایط انتخابات که عبارت از رقابت اندیشه‌ها، جناح‌ها و احزاب است مفهومی ندارد. احزاب تعطیل‌اند، روزنامه‌های منتقد وابسته به احزاب تعطیل هستند. ولی این چنین نمی‌ماند. من فکر می‌کنم از آغاز سال آینده آرایش سیاسی و امنیتی کشور عوض خواهد شد.

منظور شما از تغییری که می‌گویید چیست؟
به‌هرحال از یک‌سو جناح حاکم هم می‌خواهد مشروعیت از دست رفته‌اش را بازسازی کند و ناگزیر است که رقیب را به صحنه دعوت کند. از سوی دیگر رقیب شکسته خورده‌ای که با نیروی قهریه او را کنار زده‌اند تا وقتی احساس امنیت نکند و احساس نکند که انتخاباتی سالم و با شرایط مساوی می‌تواند برگزار کند، به میدان نمی‌آید.

این روزها بین گروه‌های اصولگرا صحبت از "منشور جامعتین" است که توسط اعضای موتلفه به عنوان اصول اصولگرایی مطرح شده است. از طرفی صحبت از اصولگراهای پاستورنشین و جلسات آن‌ها است که منظور طیف محود احمدی نژاد و آقای رحیم مشایی است. همین‌طور صحبت از بدنه اصلاح‌طلبانی است که گفته اصولگرایان سنتی همچون حبیب‌الله عسگر اولادی، "باید خودشان را بازسازی کنند" تا در انتخابات بعدی شرکت کنند. شما وزن هر کدام از این سه دسته را در انتخابات بعدی چه قدر می‌دانید؟

پدربزرگ اصولگرایان سنتی همان مؤتلفه است و کسانی که از او زاده شده‌اند بچه‌ها و نوه‌هایش هستند. این‌ها پایگاه اجتماعی بین مردم ندارند. یعنی "جامعتین" که از ان اسم برده می‌شود و در رأس آن یکی آیت‌الله و آیت‌الله مهدوی است، پایگاه مردمی ندارند. مؤتلفه هم که از قبل پایگاه مردمی نداشته است. این‌ها شانسی در انتخابات آینده نخواهند داشت. می‌ماند جناح دولت یعنی آبادگران سابق و افراطیونی که من اصلا آن‌ها را جناح راست و اصولگرا نمی‌دانم، بلکه این‌ها به هیچ اصولی پایبند نیستند. این‌ها با یک حرکت پوپولیستی و با برنامه‌ریزی کامل و مهندسی انتخابات پیش می‌روند و برای انتخابات بعدی و بعد‌تر هم برنامه‌ریزی کرده‌اند، نقشه دارند و کار می‌کنند.

در مقابل آن‌ها اصلاح‌طلبان اگر بخواهند با همان برنامه‌های اصلاح‌طلبان دوم خرداد به میدان بیایند اصلاً نمی‌توانند رقابت کنند. باید برنامه‌‌هایشان را عوض کنند. معتقدم بایستی جناح جدیدی که نقد اصلاح‌طلبان را می‌پذیرد و نقد اصولگرایان را هم می‌پذیرد و می‌خواهد به سمت آزادی پیش رود، قدم جلو بگذارد و با مهره‌های جدیدی وارد کارزار شود. توصیه من به اصلاح‌طلبان این است که با تمام قوا و با تمام ظرفیت کاندیدا شوند. یعنی همه‌ی اصلاح‌طلبان، آن‌هایی که یقین دارند رد صلاحیت می‌شوند وارد شوند، بایستی چند هزار کاندیدای رد شده داشته باشند.

اصلاً فکر می‌کنید اصلاح‌طلب‌ها در آینده‌ی سیاسی ایران خواهند توانست از طریق انتخابات به حکومت راه پیدا کنند؟

بله، گفتم، با یک ترکیب جدید، نیروهای جدید و بازنگری جدی در مسیری که داشتند. ناکارآمدی تیم قبلی نشان داده شده است.

چند وقت پیش یکی از روزنامه‌های ایران وضعیت انتخابات بعدی را پیش‌بینی کرده و دو سناریو مطرح کرده است. یکی این‌که اصولگرایان به دنبال درست کردن یک رقیب ضعیف برای شرکت در انتخابات هستند. سناریو دوم هم این است که در صورت نبود یک حریف اصلاح‌طلب، جریان اصولگرا مجبور می‌شود دو تیم شود و یک بازی دوستانه انجام دهد. پیش‌بینی می‌کنید در انتخابات بعدی مرزبندی جدیدی بین نیروهای سیاسی ایران برای راه یافتن به حکومت به‌وجود آید؟

قطعاً ترکیب رقابتی انتخابات آینده با همه‌ی انتخابات قبلی متفاوت خواهد بود. این‌که اصولگرایان بین خودشان رقابتی انجام ‌دهند، اسمش انتخابات نیست یک خیمه‌شب‌بازی است و البته بدشان هم نمی‌‌‌آید، اگر ببینند اصلاح‌طلب‌ها می‌خواهند بازی را واگذار کنند ترجیح می‌دهند با خودشان همان خیمه‌شب‌بازی را انجام دهند. من معتقدم تمام اصلاح‌طلبان باید با قوای کامل بیایند و نگران نباشند. بگذارند چند هزار رد صلاحیتی که انجام خواهد شد، سرمایه‌ای شود برای آن‌هایی که باقی مانده‌اند تا رقابتی جدی کنند. اصلاح‌طلان و اصولگرایان باید در رفتارهایی که داشته‌اند بازنگری کنند. اصولگرایان که اصلاً قائل به اصول نیستند و اصول را حفظ نکردند. اصلاح‌طلبان هم متاسفانه رأی مردم را حرام کردند. از ظرفیت‌هایی که قبلا در اختیارشان بود، استفاده نکردند که ما امروز این همه هزینه ندهیم.

آیا انتخابات بعدی ویژگی خاصی خواهد داشت؟ به‌هرحال انتخابات یکسال و نیم بعدی که انتخابات مجلس خواهد بود، اولین انتخابات سراسری بعد از انتخابات بحث‌برانگیز ریاست جمهوری در سال ۸۸ خواهد بود. ویژگی این انتخابات چه خواهد بود؟

مهم‌ترین ویژگی انتخابات بعدی شکستن جو پلیسی و امنیتی است. به‌هرحال بایستی در انتخابات آینده فضای امنیتی شکسته شود. مهم‌ترین ویژگی انتخابات سال ۹۰ شکستن این فضاست.

آیا شکاف بین نیروهای اصولگرا از جمله اعضای موتلفه با اصولگرایان حکومت را شکافی جدی می دانید؟ این شکاف به اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات کمکی خواهد کرد؟

من سال ۹۰ را، سال درگیری طرفداران احمدی‌نژاد با "حامیان ولایت"، (طرفداران آیت‌الله علی خامنه‌ای) می‌دانم. این شکاف بسیار جدی است و کم کم "حامیان ولایت" دارند درک می‌کنند که خطر احمدی‌نژاد از خطر اصلاح‌طلبان، هاشمی و... بیش‌تر است. این قصه اتفاق خواهد افتاد. به‌خصوص اگر اصلاح‌طلبان جدی جلو بیایند و حذف شوند، آن‌ها خودشان می‌مانند و این درگیری. قطعاً در نهایت نهایت به نفع اصلاح‌طلبان است، این درگیری برای اصلاح‌طلبان منفعت خواهد داشت.

حسین کرمانی
تحریریه: فرید وحیدی

parsamarzban
جمعه ۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۲۷
فیلم اعتراضات و درگیری کارگران ایران خودرو ۶ بهمن ۸۹
(http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=27802)

parsamarzban
جمعه ۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۲۹
عکس/ تظاهرات مصر به شهر های شمالی رسید - پنجشنبه 7 بهمن
(http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=27809)
به گزارش یورونیوز، علیرغم اخطارهای دولت و بازداشت بیش از هزار نفر، اعتراضات مصری ها در دومین روز ادامه دارد و انتظار می رود فردا جمعه به شدت آن افزوده شود.
روز پنج شنبه تظاهرات شهر های شمالی اسماعلیه، و المنصوره را نیز فرا گرفت اما شدت تظاهرات و برخوردها در قاهره پایتخت مصر و شهر سوئز بیشتر است.
از زمان ترور انورسادات و به قدرت رسیدن حسنی مبارک در سال 1981 تاکنون، در مصر وضعیت فوق العاده برقرار است که بر اساس آن برگزاری تظاهرات ممنوع است.
یکی از شهروندان معترض می گوید: “هر ملتی خیزشی دارد، مردم جانشان به لب رسیده است، قیمتها مرتب بالا می رود و مردم گرسنه اند.”
فرد دیگری که موافق ادامه تظاهرات نیست می گوید: “چرا تظاهرات می کنند، زندگی بد نیست، چرا خارجی ها را تقلید می کنند، با آتش زدن خودروها و کتک زدن مردم و پلیس نمی توان اعتراضات را ادامه داد. این وضعیت درست نیست.”
از آغاز اعتراضات مصر تاکنون 6 نفر کشته و بیش از 150 نفر زخمی شده اند و پلیس مصر 1500 را بازداشت کرده است.

parsamarzban
جمعه ۸ بهمن ۸۹, ۱۷:۲۶
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/تشابهات فراموش شده و اختلافات هميشه در صحنه
(http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2&ni=14506)
esmail@nooriala.com

1
از آنجا که اين روزها همه جا سخن از ضرورت اتحاد بين نيروهای مخالف حکومت اسلامی است، شايد بد نباشد اندکی نيز هم با زمينه های تسهيل کننده و هم مشکلات مانع تراش اين اتحاد توجه کرده و ملاحظاتی را در مورد هر دو زمينه در نظر بگيريم.
در اين راستا، بهتر است نخست از بديهياتی اين چنين بياغازيم که اساساً اتحاد بين نيروهائی که در باورها و اهداف با هم تضاد دارند نه ممکن است و نه مقدور و حاصل چنين اتحادی نيز جز به برخوردهای حذفی و فجايع ملی نخواهد انجاميد؛ درست همانگونه که در شورش 57 پيش آمد و حاصل اش خونريزی های وحشتناک دههء 1360 بود. در اين مورد مهمترين آسيب از ناحيهء «خود فريبی ِ» آن دسته از نيروهای مبارزی وارد می شود که با سياست «انشالله گربه است» و «حالا اتحاد می کنيم و در وقت اش بر اساس منافع ملی عمل خواهيم کرد» و «اين رژيم برود هرچه جايش بيايد بهتر از اين خواهد بود» دست به اتحاد عمل با مخالفين خود می زنند و در پايان راه يا مخالفين را حذف می کنند و يا خود به دست آنها ذبح شرعی می شوند.
نکتهء دوم هم به «هدف از اتحاد» مربوط می شود. مثلاً، اگر اتحاد برای «اصلاح حکومت اسلامی» باشد، در هر صورت خود به بقا و طول عمر بيشتر اين حکومت می انجامد و، در نتيجه، از نظر همچون من و من هائی که خود را جزو اپوزيسيون انحلال طلب می دانيم، شرکت در چنين اتحادی از سم مهلک خطرناک تر است.
نکتهء سوم نيز به مشکلات اتحاد بين همهء «مخالفين رژيم» مربوط می شود، با اين توجه که تنها مخالفت با حکومت اسلامی، حتی در حد خواتساری انحلال آن، نمی تواند محمل هر اتحادی باشد. اگر ما آزاديخواه، دموکراسی طلب و ضد تبعيض باشيم آنگاه آشکارا نمی توانيم با چند نيرو اتحاد کنيم: نخست نيروهای شکل گرفته بر محور مکاتب نظری ضد تکثر، دوم نيروهای خواستار برگرداندن کشور به وضعيت استبدادی ماقبل شورش 57، و سوم نيروهای تجزيه طلبی که در راستای تکه پاره کردن کشور با حکومت اسلامی مخالفت می ورزند.
از نظر من، وقتی بعنوان انسان های سکولار و آزاديخواه دربارهء «اتحاد نيروهای مخالف حکومت اسلامی» سخن می گوئيم، لازمهء کارمان آن است که فقط به اتحاد نيروهائی بيانديشيم که به آزادی، حکومت ملی، يکپارچگی کشور، سکولاريسم، حقوق بشر و حق نهائی ملت ايران در تعيين سرگذشت آيندهء خود اعتقاد دارند و پيشاپيش نمی کوشند اين حق را از آنها سلب کنند. تا، آنگاه، ببينيم که کدام موانع واقعی سد راه اتحاد عمل اين نيروها در راستای برساختن يک آلترناتيو ملی در مقابل حکومت امت مدار ولايت فقيه هستند.
2
بر چنين زمينه ای است که من، بعنوان يک جمهوری خواه معتقد به حکومت صندوق رأی و ادواری بودن مناصب حکومتی، با بررسی آنچه در سپهر اپوزيسون خارج کشور می گذرد، به اين نتيجه رسيده ام که در جدال سی سالهء بين دو نيروی اصلی جمهوری خواه و پادشاهی طلب، اغلب، به طرزی شگفتی آفرين، اهدافی کاملاً مشابه به نتيجه گيری هائی عملاً متفاوت رسيده اند. يعنی، فکر می کنم که اگر به استدلال های طرفين دعوا گوش کنيم (همان گونه که گويا قرار است، پس از انحلال حکومت اسلامی و طی دوران گذاری سازنده، مردم به ادعاها و برنامه های گروه های مختلف گوش کنند) بلافاصله متوجه می شويم که چقدر مفروضات پايه ای اين گروه ها بهم نزديک و چقدر شعارهای حاشيه ای و بی اهميت شان از هم دورند. حال آنکه، در طی همين سی ساله، ديده ايم که اين حاشيه های کم اهميت سد اصلی راه اتحاد نيروهای اپوزيسيون حکومت اسلامی بوده اند. و محال است بدون درک اين واقعيت بتوان بر اين اميد بست که روزی شاهد اتحاد اين نيروها برای منحل کردن حکومت اسلامی و نشاندن يک «حاکميت ملی» بجای آن باشيم.
3
اما پيش از آنکه بتوانم ـ لابد در برابر حيرت برخی ها که همه چيز را در بسته بندی های سلطنت طلبی و جمهوری خواهی درک می کنند ـ نظرم را بيشتر توضيح دهم، بايد اين نکته را هم گفته باشم که برای دو گروه مورد نظر من در اين مقاله «همزادهائی معوج» هم داريم که نه تنها وجودشان موجد اختلاف های بيهوده و پايان ناپذير است بلکه، در صورت عدم درک ماهيت شان، ذهن ناظر نيز مشوش و مغشوش و بلاتکليف می شود. مثلاً، مگر نه اين است که بنيادگرايان اسلامی هم خود را «جمهوری خواه» می دانند؟ يا اصلاح طلبان اسلامی نيز همهء غصه شان از آن است که، بر اثر عمکلرد اقتدارگرايانهء رهبری و دولت کودتائی، «جمهوريت رژيم» شان دچار مخاطره شده است؟ همچنين، مگر نه اين است که در جوار گروه پادشاهی خواه نيز طايفهء سلطنت طلبان را داريم که بنياد فکرشان بر گرايش به سلطه جوئی استبدادی ِ «سلطان» شان نهاده شده است، و دربدر به دنبال «چکمه پوش ِ»ی هستند که بزند و بکشد و «نوسازی آمرانه» را در کشورمان جاری سازد؟
در اين مقاله نه تنها اين نوع جمهوری خواهان و سلطنت طلبان مورد نظرم نيستند بلکه معتقدم در بحث پيرامون «اتحاد نيروهای سياسی آزاديخواه» بايد بشدت از همجواری با اين نوع گروه ها پرهيز کرد.
4
می خواهم بگويم که نگاه من در اين مقاله تنها به «پادشاهی خواهان ضد سلطنت» و «جمهوری خواهان ضد ايدئولوژي» (از جمله ايدئولوژی مذهبی) است و معتقدم که در واقع تنها اين دو گروه اساسی هستند که بدنهء اپوزيسيون دموکرات رژيم کنونی را تشکيل می دهند و هر دو هم در امر «نفی بازگشت به استبداد سلطنتی پيشين» و «جلوگيری از ادامهء حکومت جمهوری اسلامی کنونی» متفق القول اند.
حال اگر به بحث اشتراکات اين نيروها برگرديم، همانگونه که مشاهده می کنيد، من هم اکنون، در فراز بالا، به يکی از اشتراکات نظری اين دو گروه اشاره کرده ام: «اين هر دو انحلال حکومت اسلامی را می خواهند اما خواستار بازگشت به استبداد سلطنتی پيشين نيز نيستند».
از منظرگاه روند اتحاد نيروها که بنگريم، وجه اتصال اين وحدت نظر را بايد در اعتقاد هر دوی اين گروه ها به برقراری يک «حکومت دموکراتيک» جستجو کنيم؛ چرا که اين هر دو، قبل از هرچيز، دموکرات و دموکراسی خواه بشمار می روند.
در عين حال، بديهی است که برای قرار گرفتن در اردوگاه مخالفان «حکومت مذهبی» گريزی از لزوم قرار گرفتن در اردوگاه موافقان «حکومت جدا از مذاهب» نيست؛ يعنی همانکه در علوم سياسی با شناسهء «حکومت سکولار» فهميده می شود. همه می دانيم هم جمهوری خواهان و هم پادشاهی طلبان دموکرات، لااقل در ادعا، وفاداری خود را به ضرورت برقراری حکومتی سکولار اعلام داشته اند.
آمگاه، در نگاهی وسيع تر، و عطف به تجربهء حکومت های سکولار استبدادی در قرن بيستم، اگر اين دو گروه، بعنوان نهادهائی سکولار و دموکرات، خواسته باشند که از پيدايش «استبداد سکولار» جلوگيری کنند ناچارند سکولاريسم را به اعلاميهء جهانی حقوق بشر متصل سازند. لذا، سومين وجه اشتراک اين دو گروه التزام به حقوق بشر است. ما اين سخن را نيز بارها در بيانيه ها و سخنرانی ها و مقالات اين دو گروه مشاهده کرده ايم.
همچنين، هر دو گروه خواستار «انتخابات آزاد» در فردای انحلال حکومت اسلامی اند و منظورشان از اين اصطلاح رفع هرگونه مانعی است که در راه بيان نظر مردم از طريق صندوق رأی سد بسته باشد. يعنی هر دو می پذيرند که «حاکم و ارباب اصلی» مردم اند و حاکمان در واقع حقوق بگيران و مستخدمين مردم محسوب می شوند. هر دو گروه می گويند که اين مردم اند که همهء تصميم ها را می گيرند و در همهء زمينه ها اظهار نظر و دخالت می کنند.
و چون هر دو گروه به اولويت و برتريت ملت بر حاکمان شان تأکيد می کنند، حکومت مورد نظر هر دوی آنها نمی تواند جز يک «حکومت ملی» باشد؛ به معنای حکومتی که از جانب آحاد مردم، منتزع از مذهب و عقيده و نژاد و غيره، انتخاب شده و به قدرت می رسد.
نکتهء مهم ديگر، در زمينهء اشتراکات نظری دو گروه، اعتقاد آنها به «قانون مداری» است؛ همان مفهومی که در برابر هرج و مرج از يکسو و خودکامگی، از سوی ديگر، می ايستد. هر دو گروه بر اين عقيده اند که رابطهء حاکمان و ملت را «قانون» (و در کاربرد مربوط به بحث حاضر «قانون اساسی») تعيين می کند.
يعنی اگر معيار ما در تشخيص يک حکومت ملی و متمدن عبارت باشد از التزام آن به قانون مداری، سکولاريسم و حقوق بشر، آنگاه، لااقل تا اينجای بحث، تفاوتی بين جمهوری خواهان و پادشاهی طلبان نمی بينيم. چرا که اين هر دو گروه مدعی آنند که به اين اصول پايبندی راسخ دارند.
5
حال که سخن از «قانون مداری» رفت شايد در اينجا مکثی کوچک بد نباشد؛ چرا که، اگر بر مفهوم قانون مورد نظر سکولار ـ دموکرات ها تأمل نکنيم، کارمان بزودی به بيراهه های پر دست انداز خواهد کشيد.
مثلاً، بصورتی گسترده تبليغ می شود که اصلاح طلبان اسلامی هم دم از قانون مداری می زنند و همهء مشکلات کشور را ناشی از «عدم رعايت قانون» از جانب دست اندر کاران حکومت می دانند و معتقدند که قانون اگر به دقت اجرا شود حکومت اسلامی و ملت ايران مشکلی نخواهد داشت. شعار ثابت مهندس موسوی هم خواستاری «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» بوده است؛ همانگونه که در حکومت پيشين نيز خواست مليون (مثلاً، مصدقی ها) «اجرای کامل قانون اساسی» بود.
اما اين شباهت دقيقاً در همين جا خاتمه می يابد چرا که قانون اساسی حکومت اسلامی قانونی ضد دموکراتيک، تبعيض آفرين و ملی گريز است، حال آنکه قانون اساسی حکومت مشروطه، پيش از آنکه به متمم های تبعيض آفرين و دیکتاتور پرورش آلوده شود، قانونی دموکرات و ملی محسوب می شد.
می خواهم بگويم که هر کس ادعای دموکراسی خواهی و حقوق بشر می کند لاجرم قانون مدار است، اما اگر اين ادعا با چرخيدن بر حول مدار يک «قانون اساسی ايدئولوژيک» باشد خود نشان از اين واقعيت دارد که آن ادعای دموکراسی خواهی ارزشی بيش از بهای هوا ندارد و در عمل نمی تواند حکومتی دموکراتيک را از بطن خود بزايد.
حال اگر معيارهای لازم برای تشخيص يک حکومت مدرن و دموکراتيک را در نظر آوريم، می بينيم که دموکراسی خواهان زمانی می توانند ادعای خود در مورد قانون مداری را مستنداً عرضه کنند که قانون مورد نظر آنان بر بنياد ارزش هائی همچون سکولاريسم و حقوق بشر نوشته شده باشد. لذا، قانون اساسی حکومت اسلامی، حتی اگر به سفارش آقای مهندس موسوی بدون هرگونه «تنازل» و بصورتی صد در صدی اجرا شود، صرفاً زايندهء حکومتی متعلق به گروهی خاص خواهد بود که قانون اساسی اش آن را همچون حامل و عامل مذهب تشيع اثنی عشری، و در متن قرائت تشريعی اين فرقه از اسلام، تعريف می کند و، در نتيجه، در همهء شئوون خود ضد ملی، ضد دموکراسی (حکومت همهء مردم) و کاملاً تبعيض آفرين است.
بدينسان، اگر ادعاهای دموکراسی خواهی بنيادگرايان و اصلاح طلبان مذهبی را بر اساس اين تفاهم بنگريم که آنها در واقع «دموکراسی» را تعريف نمی کنند بلکه به بازتعريف «دمو» (يعنی «مردم») مشغولند و مفهوم «مردم صاحب حق» در نزد آنان با گروه «خودی ها» يکی است، در آن صورت دربارهء معنای معوج قانون مدار بودن اين گروها ترديد نخواهيم کرد.
6
اما آنچه، در اصل، تفاوت های اين دو گروه را باعث می شود مسئلهء لزوم «دوره ای بودن ِ مناصب حکومتی» است. تاريخ تمدن بشری نشان داده است که اگر «حاکم» بصورتی نامحدود و مادام العمری حکومت کند، عاقبت تبديل به مستبدی ضد دموکراسی می شود و اين استبداد زمينه های لازم برای فساد حکومت را فراهم می کند. در پی اين تشخيص، عقلای سياست دو سه قرنی است به اين نتيجه رسيده اند که دسترسی حاکمان به قدرت بايد زمانمند و محدود و دوره ای باشد تا از تمرکز و فساد قدرت جلوگيری شود.
در اين زمينه جمهوری خواهان دست بالا را دارند چرا که بسادگی می توانند بگويند که رياست بر ملت در يک قانون اساسی مجهز به ادواری شدگی زمامداری موجب می شود که رياست جمهوری مقامی دوره مند شود و کسی که به اين مقام می رسد تنها در طول مدت معينی زمام امور را در دست گيرد و، لذا، از مستبد و فاسد شدن به دور بماند. آنها احتجاج می کنند که، بر عکس، پادشاهی سمتی مادام العمری است و لاجرم جامعه را به استيلای استبداد و فساد رهنمون خواهد شد.
در اين مورد اساسی و مهم پادشاهی خواهان چه پاسخی دارند؟ تا آنجا که اطلاعات من اجازه می دهد، اين گروه اتفاقاً پاسخی در خور تأمل دارند که با يک اگر و شرط همراه است.
آنها اين اصل را می پذيرند که مناصب اعمال کننده و مجری قدرت حکومتی حتماً بايد دوره ای باشند تا از استبداد و فساد جلوگيری شود، اما معتقدند که اگر بتوان ثابت کرد که وجود پادشاه در کشوری همچون کشور ايران می تواند به وحدت ملی کمک کرده و در سطوح داخل و خارج نمادی از تداوم و استمرار هويت ملی را عرضه نمايد، آنگاه نبايد به آسانی از «فوايد» وجود اين سمت صرفنظر کرد و بايد برای «مضرات» آن راه حلی جست.
آنها، مثلاً، معتقدند که با نوشتن قانونی که در آن پادشاه مطلقاً از دخالت در امور مختلفهء مملکتی منع شده باشد و، در نتيجه، به قدرت دسترسی نداشته باشد، می توان منصبی را ايجاد کرد که آن فوايد را در بر داشته باشد.
پادشاهی خواهان در اين مورد وضعيت کشورهای دموکراتی همچون سوئد و نروژ و دانمارک و حتی انگلستان و اسپانيا را مثال می زنند که در آنها مناصب قدرت واقعی متعلق به منتخبين دوره ای مردم اند و پادشاه (يا ملکه) مقامی تشريفاتی و نمادين دارد. و در مقابل قادرند نشان دهند که بسياری از تشکلات حکومتی موسوم به «جمهوری» در واقع رژيم هائی «سلطنتی» (و نه پادشاهی) هستند که در آن رئيس جمهور، با اجرای دائم انتخاباتی نمايشی و قلابی، موقعيت خود را بصورت مادام العمر حفظ می کند. از استالين تا صدام حسين، و از حافظ اسد تا بن علی تونسی، اينها همه نمونه هائی از سلطنت مادام العمری در زير ماسک جمهوری هستند. و البته، در اين ميان، حکومت اسلامی ايران، بقول ورق بازان، يک «خال بالاتر» رو کرده و «سلطنت» و «جمهوريت» را در هم آميخته تا بتواند به «خلافت» برسد؛ منصبی که بدترين و ناعادلانه ترین انواع حکومت است. ولی فقيه از همه لحاظ هيچ کم از سلاطين مستبد تاريخ ندارد و حتی با اشاره به منشاء غيبی مشروعيت خود از هر سلطانی پيشی می گيرد و رئيس جمهورش نيز همان وزير دست راست اوست.
پس، به وجوهی که ظاهراً موجب اختلاف اند نيز که می نگريم می بينيم که پادشاهی خواهان با دور کردن پادشاه شان از قدرت، و ادواری کردن مناصبی چون نخست وزيری، می کوشند تا خود را با شرط «زمامند بودن حکومت صاحبان قدرت» همراه سازند و قانون اساسی مورد نظر آنان نيز بر بنياد نظريهء دوره ای بودن «حکومت» استوار است. به عبارت ديگر، در اين قانون اساسی، پادشاه نمی تواند جزئی از حکومت باشد.
و همين نظريه پردازی ها بخوبی برای ما روشن می کنند که بجای پرداختن به شروط مربوط به مناصب قدرت، نخست لازم است توجه خود را بر روی قانون اساسی دموکراتيکی متمرکز کنيم که بر بنياد التزام به سکولاريسم و حقوق بشر شکل می گيرد و همهء «مناصب قدرت مدار» را «دوره ای» می کند. آنگاه، اگر منصب پادشاه بکلی از دسترسی به قدرت عاجز باشد، پادشاهی هم منصبی می شود همچون استادی دانشگاه که دليلی برای دوره ای کردن آن وجود ندارد.
7
اپوزيسيون سکولار ـ دموکرات ِ حکومت اسلامی اگر از اين منظر به آينده نگاه کند خواهد ديد که دليلی برای عدم اتحاد جمهوری خواهان و پادشاهی طلبان وجود ندارد و اگر هر دو معتقدند که انتخاب نهائی با مردمی است که، طی شش تا يک سال گذار از حکومت اسلامی و رسيدن به رژيم بعدی، استدلال های همهء گروه های سياسی را شنيده و بر اساس آگاهی های خود نوع حکومت خويش را تعيين می کنند آنگاه فرار امروزين شان از يکديگر، آن هم از ترس نتايج فردا، هيچ گونه توجيهی جز بی مسئووليتی ندارد.
می دانم که گفته خواهد شد مگر قانون اساسی مشروطه اکنون مايهء حسرت ضربه ديدگان از قانون اساسی حکومت اسلامی نيست؟ پس، چگونه شد که آن قانون هم نتوانست مانع از آن شود که «پادشاه مشروطه» به «سلطان مستبد» تبديل نشود؟
در پاسخ چنين پرسشی می توان دلايل مختلفی اقامه کرد. از جمله اينکه آن قانون از يکسو، بعلت قائل شدن به مذهب رسمی برای کشور، از صفت سکولار بودن تهی بود و، از سوی ديگر، با تعيين پادشاه بعنوان فرمانده کل قوا و رئيس سه قوهء قضائيه و مقننه و اجرائيه، و دارای حق انحلال مجلسين و انتصاب نخست وزير (که همه از نتايج شوم افزودن متمم های گوناگون و غير قانونی به قانون اساسی اصلی مشروطيت بودند) همهء راه های مبدل شدن «پادشاه مشروطه» به «سلطان مستبد» را باز گذاشته بود.
در عين حال، با توجه به آنچه در مورد رياست جمهوری های مادام العمری، که در پی عدول از ملزومات قوانين اساسی مبتنی به ادواری کردن حکومت بوجود می آيند، گفته شد، حتی وجود يک قانون اساسی «محکم کاری» شده نيز نمی تواند در اجتماعی که در نهاد خود دموکراتيزه نشده و به سکولاريسم اعتقاد نداشته و از تمرکز قدرت در دست منتخبين اش جلوگيری نکند از ظهور سلطنت های استبدادی (چه به نام پادشاهی و چه با عنوان جمهوری) جلوگيری کند. اين «واقعيت» مسئوليت خطير نخبگان کشور را سنگين تر از هميشه می کند. اگر آنان پاسدار قوانين اساسی سکولار، دموکرات و ملتزم به حقوق بشر و ادواری بودن مناصب حکومتی نباشند و در راه مبارزه با عدول از آنها تعلل نشان دهند آنگاه خود اعلام داشته اند که مستحق آنچه هائی هستند که بر سر خودشان و ملت شان آمده است و می آيد.
8
اما من دوست دارم از کل آنچه تا اينجا گفته ام يک نتيجه گيری کوتاه ديگر هم بکنم. و آن اينکه معنای نوشتن يک قانون اساسی محکم و استوار و به اجرا گذاشتن آن در مورد کسانی که بر سرگذشت يک ملت حاکم می شوند همان چيزی است که نويسندگان قانون اساسی پيشين ايران آن را در عنوان «مشروطيت» می فهميدند، هر چند که در پاسداشت آن ناکام ماندند.
«مشروطيت» يعنی ساختاری از حکومت که به قانونی اساسی «مشروط» است و هويت و چند و چون خود را از آن می گيرد. در واقع، تنها چارهء کار استبداد و خودکامگی حاکمان «مشروط کردن» آنان به قانونی اساسی است که حکم قرارداد بين آنها و ملت را دارد. هر آن حکومت جمهوری و هر آن حکومت پادشاهی که بر شالودهء قانون اساسی ِ ملتزم به سکولاريسم، حقوق بشر و ادواری بودن مناصب قدرت بوجود می آيد «حکومتی مشروطه» است و خوب و بد آن را محتوای قانون اساسی بنيادين اش تعيين می کند؛ چرا که قانون اساسی بد حکومت بد می آفريند، خواه اين حکومت نام پادشاهی بر خود نهاده باشد و خواه مدعی جمهوری بودن باشد.
در واقع، «مشروط بودن حکومت به قانون اساسی» گوهر هر «حکومت قانونی» است. و با اين استدلال، جمهوری سکولار وابسته به حقوق بشر نيز حکومتی مشروطه است، همانگونه که پادشاهی سکولار وابسته به حقوق بشر و ملتزم به زمان مندی مناصب قدرت، مشروطه محسوب می شود.
برای رسيدن به حکومتی دموکراتيک و آزاد بايد قانونی دموکراتيک و آزادی مدار و واجد مناصب ادواری داشت و سپس صاحبان مناصب حکومتی را به آن قانون ملتزم و مشروط ساخت. و از دل اين رابطه ساختار مشروطه را بيرون کشيد.
از منظر مشروطيت که بنگريم، خواهيم ديد که قانون اساسی حکم سر يک رژيم را دارد و حکومت دم آن است. و، بفرمودهء مولانا، ماهی از سر گنده گردد نی ز دم!

با ارسال اي ـ ميل خود به اين آدرس می توانيد مقالات نوری علا را هر هفته مستقيماً دريافت کنيد:
NewSecularism@gmail.com

parsamarzban
جمعه ۸ بهمن ۸۹, ۲۲:۲۳
دیگر نه عبا و عمامه، که چکمه بر ایران حکم می‌راند
(http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14509)

۱۳۸۹/۱۱/۰۸
مجید محمدی (جامعه‌شناس)
سه تحول در هفته اول بهمن‌ماه ۱۳۸۹ در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی رخ داد که بر رابطه رهبر و رئیس دولت تاثیر می‌گذارند و خود نمایانگر تحولاتی پیش از این در این رابطه هستند: ۱) نامه پر از عتاب رئیس دولت خطاب به مجلس و در واقع خطاب به مجلس، قوه قضاییه و مجمع تشخیص مصلحت که حداقل دوتای آن‌ها حیات خلوت رهبری تلقی می‌شده‌اند و همه بدون هماهنگی با رهبری آب نمی‌نوشند، ۲) پاسخ غیرمستقیم مجمع به احمدی‌نژاد یا‌‌ همان پاسخ مجمع به یکی از اعضای مجلس، و ۳) حذف شش معاونت از معاونت‌های وزارت خارجه برای تسهیل کار نمایندگان ویژه رئیس جمهور در مناطق جغرافیایی که اصل موضوع پیشتر مورد مخالفت خامنه‌ای واقع شده بود.

جنگ در سه جبهه

احمدی‌نژاد قبل از اعلام نظر نهایی خامنه‌ای نسبت به مواضع اعضای دولت، شورای نگهبان و نامه چهار تن از نمایندگان مجلس در مورد هیئت حل اختلاف به میدان آمده و تیرهای خود را به سمت سه نهاد مذکور شلیک می‌کند.

در جمله دوم نامه حمله به مجلس و مجمع آغاز می‌شود: «متاسفانه مدیریت محترم مجلس شورای اسلامی در فرایند بررسی و تصویب این لایحه [برنامه پنجم] برخلاف رهنمودهای راهگشای مقام معظم رهبری و حتی در مواردی با بی‌توجهی به آئین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی و برخلاف صریح قانون اساسی بر لغو اختیارات قانونی قوه مجریه و دخالت در اموری مانند انتخاب و نصب و عزل مقامات اجرایی و اداره اموال دولتی اصرار می‌ورزد و بعد از اعلام مغایرت مصوبه یادشده با قانون اساسی و ارجاع موضوع به مجمع تشخیص مصلحت نظام، مدیریت مجمع نیز برخلاف وظایف قانونی و حتی آیین‌نامه داخلی آن مجمع تلاش کرد اختیارات مصرح قوه مجریه را مخدوش نماید.» (تابناک، ۴ بهمن ۱۳۸۹)

در عبارت بعدی، قوه قضاییه نیز به این جمع قانون‌شکن افزوده می‌شود: «تلاش مدیریت مجمع و برخی اعضای آن به ویژه رئیس محترم مجلس و متاسفانه همراهی رئیس محترم قوه قضائیه در دخالت دادن مدیریت مجلس و قوه قضائیه در اموری مانند تصمیم‌گیری‌های صندوق توسعه ملی و عزل و نصب رئیس کل بانک مرکزی یک بدعت آشکار و متضمن تغییر قانون اساسی و مخدوش‌کردن روند مدیریت کشور است.» (تابناک، ۴ بهمن ۱۳۸۹)

پس از آن احمدی‌نژاد به تدریس قانون اساسی به سه نهاد مزبور می‌پردازد و این دروس با تعارفات معمول به رهبری همراه می‌شوند (بدون اشاره به ارجاع موضوع اختلاف مجلس و دولت به مجمع توسط رهبر) تا خامنه‌ای از این احتضارنامه ولایت فقیه چندان نگران نشود.

ظاهرا در این مرحله قرار است رئیس دولت نقش پاسدار قانون اساسی را بازی کند تا نهادهای در اختیار رهبری را رسما خلع سلاح کند. ولی فقیه با مجموعه نهادهای ذیل آن ولی فقیه است. بدون این نهاد‌ها به شیر بی‌یال و دم و اشکم تبدیل می‌شود.

احمدی‌نژاد با بازی کردن نقش قربانی در عرصه‌های داخلی و خارجی و ذکر فشار‌ها با‌‌ همان کارتی بازی می‌کند که همه قدرتمندان جمهوری اسلامی در دست گرفته و قدرت را به تدریج از آن خود ساخته‌اند.

همچنین دولتی که اصولا با پنهان‌کاری اداره می‌شود به هنگام جارو کردن رقبا به شفافیت متوسل می‌شود: «شایسته و ضروری است که نوار کامل جلسه مجمع و کمیسیون مربوط آن منتشر شود تا مردم در جریان امور قرار گیرند و ببینند که چگونه عده‌ای نمی‌خواهند تن به قانون و رای مردم بدهند و درصددند دیدگاه خود را به نام مصلحت بر مردم تحمیل نمایند.» (تابناک، ۴ بهمن ۱۳۸۹)

احمدی‌نژاد و سپاهیان چه می‌خواهند؟

خواسته دولت و حامیان نظامی و امنیتی آن به روشنی در نامه احمدی‌نژاد آمده است: «آیا تجربه تاریخی عدم تمرکز و تداخل مسئولیت‌ها - که منجر به فرمان تاریخی امام راحل برای بازنگری در قانون اساسی و رفراندوم گردید- تجربه موفقی بوده است که عده‌ای بخواهند نوع شدید‌تر آن را بدون رعایت اصول مسلم حقوقی و منطقی و بدون هیچ گونه نظرخواهی از مردم به نام مصلحت به مردم تحمیل کنند.» (تابناک، ۴ بهمن ۱۳۸۹)

آن‌ها تمرکز قدرت در رئیس دولت را می‌خواهند که نه تنها دارد نهادهای دیگر را به زائده نظام تبدیل می‌کند (حتی وزارتخانه‌ها) بلکه به تدریج با در اختیار گرفتن شورای نگهبان و اعضای بلندپایه بیت، نهاد رهبری را نیز در خود هضم خواهد کردد. خامنه‌ای نیز وامی را که به حلقه عوامل سرکوب خویش داشته به تدریج پرداخت می‌کند.

در این مقطع، هسته سخت حکومت از مقاومت نیروهای سنت‌گرا و قدرتمند در بازار و روحانیت نگران است و هر حرکتی را به محدودسازی خود و مشکل‌تراشی برای «ملت عزیز» (نظامیان و امنیتی‌ها) متهم می‌کند: «چه مشکلی حادث شده است که در کمال تاسف عده‌ای با اصرار بر موارد خلاف و بد‌تر از آن مقابله با نصایح و نظرات دلسوزانه رهبری گرانقدر برای کشور مشکل ایجاد می‌نمایند... با چه انگیزه‌ای فرصت خدمت‌گزاری برای تعالی و عمران و آبادانی کشور از ملت عزیز سلب می‌شود.» (تابناک، ۴ بهمن ۱۳۸۹)

ولی فقیه‌‌ همان قوه قاهره است

هیچ رئیس دولتی در سه دهه گذشته یک‌باره خود را در برابر سه نهاد مذکور قرار نداده بود و متن نامه بیانگر این نکته است که نویسنده نامه خود را در موضعی بالا‌تر از آن‌ها می‌بیند (در مقام رهبری واقعی که مستظهر به قدرت نظامیان است) و حتی نیازی به دخالت خامنه‌ای برای حضور فصل‌الخطابانه نمی‌بیند. در ایران امروز هر آن کس که سلاح و باتون و چوبه دار را در دست دارد ولی فقیه است. خامنه‌ای فقط این عنوان را یدک می‌کشد.

ادبیات نامه به گونه‌ای است که اصولا با ادبیات معمول احمدی‌نژاد همخوانی ندارد و برای وی نوشته شده است. احمدی‌نژاد در شش سال سخن گفتن حتی یک بار واژه‌های متن نامه ارسالی خود را به کار نگرفته است. نویسندگان متن همانا حقوقدانان در خدمت سپاهیان هستند که برای تفوق قوه مجریه بر دیگر قوا در این مرحله کار می‌کنند و ندانسته یا دانسته پا به حریم ولایت فقیه نیز می‌گذارند چون به حاشیه راندن نهادهای انتصابی مثل مجمع و قوه قضاییه یا مجلس به عنوان نهادی رام دستگاه رهبری در ‌‌نهایت به حاشیه راندن رهبری است.

برای رام کردن نهادهای انتصابی نیز آن‌ها را به ورود به محدوده اختیارات رهبری متهم می‌کنند: «امروز وارد عرصه قوه مجریه شده‌اند و دارند اختیارات مسلم قوه مجریه را محدود یا سلب می‌کنند، جای دیگر وارد اختیارات شورای نگهبان خواهند شد و در گام سوم نیز وارد اختیارات رهبری خواهند شد.» (غلامحسین الهام، رجا نیوز، ۷ بهمن ۱۳۸۹)

گفته‌ها در برابر تعامل و رقابت نهاد‌ها

کسانی که سخنان افراد را نمایانگر واقعیت بیرونی می‌گیرند بر این باورند که هنوز این خامنه‌ای است که سخن آخر را در جمهوری اسلامی می‌گوید و احمدی‌نژاد بچه حرف‌گوش‌کن ولایت فقیه است. آن‌ها برای دفاع از سخنان خود به گفته خامنه‌ای در دیدار با جامعه مدرسین در سفر به قم اشاره می‌کنند: «در دولت نهم و دهم -از وقتی که آقای احمدی‌نژاد آمده- بحث حاکمیت دوگانه نیست؛ حاکمیت یگانه است؛ یعنی دولت و رهبری و تشکیلات در امتداد یک خط قرار دارند؛ این را من جازما و قاطعا به شما عرض می‌کنم. البته معنایش این نیست که اختلاف نظری وجود ندارد، یا فلان مسئول دولتی یا رئیس‌جمهور یا غیر رئیس‌جمهور در نظرات و افکارشان نقاط اشتباهی ندارند؛ چرا، از این قبیل هست، همیشه بوده، باز هم هست مواردی که اختلاف‌نظر بین بنده و شخص آقای رئیس‌جمهور وجود دارد یکی دو تا هم نیست؛ موارد متعددی هست که اختلاف‌نظر وجود دارد -البته یک جاهایی هست که مطلب برای من محرز و روشن و جزمی است، می‌گویم آقا این کار نباید بشود؛ خب واقعا گوش می‌کنند و جلویش گرفته می‌شود.» (وبلاگ سید روح‌الله انوری، ۴ دی ۱۳۸۹)

احمدی‌نژاد و خامنه‌ای همانند یکدیگر فکر می‌کنند: هر دو نگاهی بسیار شبیه به یکدیگر به انسان و جهان و سیاست خارجی و داخلی و فرهنگ و سیاست و جامعه دارند.

اما آیا این بدین معناست که این دو می‌توانند قدرت را چنان که خامنه‌ای می‌گوید و می‌خواهد تقسیم کنند؟ به این معنی که خامنه‌ای زمام همه امور سیاسی و فرهنگی و اجتماعی را در دست داشته باشد و در حوزه اقتصاد دخالت نکند و دولت و سپاهیان سیاست را به قیصر واگذارند؟ «البته یک زمینه‌هایی هست که من دخالت نمی‌کنم. در مسائل اقتصادی، بنده اصلا دخالت نمی‌کنم. من خودم را توی این مسائل صاحب‌نظر نمی‌دانم. سر قضایای گوناگون، اختلاف‌نظر هم هست، استدلال‌های گوناگونی هم هست، همیشه از من هم توقع می‌رفته که دخالت کنم. بعضی‌ها سر قضیه قیمت ارض [ارز]، سر قضیه کم و زیاد کردن سود بانکی همیشه از من توقع داشته‌اند که دخالت کنم؛ اما من دخالت نمی‌کردم.» (وبلاگ سید روح‌الله انوری، ۴ دی ۱۳۸۹) دخالت سپاهیان در همهٔ امور کشور و عدم دخالت خامنه‌ای در حوزه اقتصاد که همواره اشتهایی سیری‌ناپذیر برای دخالت در همه امور کشور از خود نشان داده ناشی از بر هم خوردن توازن قواست و نه اراده فردی مقام ولایت.

کسی که امروز در جایگاه خامنه‌ای قرار گرفته و با انتقادات منتقدان احمدی‌نژاد روبه‌رو شده باشد طبعا باید احمدی‌نژاد و نظامیان همراه وی را مطیع معرفی کند تا از تنش احتمالی و گریزناپذیر میان خود و آن‌ها بکاهد. همین که این سخنان در فضای غیرعمومی و در ‌‌نهایت برای تحکیم قدرت دولت و هم‌پیمانان آن گفته می‌شود کافی است تا شرمندگی ولی فقیه از آن‌ها را برای خدمتی که در دوران پس از انتخابات به ولایت کردند و وامداری وی به آن‌ها را بیان کند. میزان دسترسی طرف‌های درگیر به اهرم‌های قدرت و نه تعارفات معمول باید مبنای درک چگونگی تعامل نیرو‌ها قرار گیرد.

خامنه‌ای به خوبی به این نکته واقف است که دیگر عبا و عمامه بر ایران حکم نمی‌راند، بلکه چکمه و یونیفرم (با عمامه و بدون آن)، حاکمان واقعی‌اند. نظامیان فعلا به رهبری اظهار اطاعت می‌کنند تا ظواهر امر را رعایت کنند اما در واقع منویات آنهاست که از زبان خلیفه تضعیف شده بیان می‌شود: «اگر جامعه مدرسین یک مواردی اشتباهی می‌بینند، ملاحظه رفاقت و دوستی را نکنند، نصیحت کنند؛ منتها مراقب باشند که یک جهت‌گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می‌کند و چه و چه، ایجاد نشود.» (وبلاگ سید روح‌الله انوری، ۴ دی ۱۳۸۹) پس از فتح پایتخت توسط لشکریان در تابستان و پاییز ۱۳۸۸، خلیفه طبعا باید فرمانبردار آن‌ها باشد.

جنگ را باخته فرض گرفته‌اند

هر چه قدر لحن نامه احمدی‌نژاد هجومی و از موضع قدرت و صراحت است پاسخ مجمع و برخی نمایندگان از موضع ضعف این دو نهاد حکایت می‌کند. در ضمیر ناخود‌اگاه پاسخ‌دهندگان این نکته مفروض گرفته شده است که سخن احمدی‌نژاد به قوت سخن رهبری است (نه این که رهبری آن را پشتیبانی کند) و نباید مستقیما با آن روبه‌رو شوند.

مجمع حتی در عین دادن رای به نفع دولت مستقیما به احمدی‌نژاد پاسخ نداده، بلکه یکی از نمایندگان طرفدار وی را مورد نقد قرار داده است: «آن چه بیشتر موجب تأسف شد، اظهارنظرهای ناصواب، کذب و خلاف واقع جناب آقای زارعی به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود که دور از شأن و جایگاه یک نماینده مجلس است. متأسفانه اظهارات ایشان در خصوص بهانه‌جویی برخی اعضای ذی‌نفوذ مجمع از جمله رئیس مجمع و رئیس مجلس شورای اسلامی برای جلوگیری از اظهارات دبیر مجمع برای اعلام‌نظر رهبری معظم انقلاب و اصرار آنان بر نادیده گرفتن نظر معظم‌له و تصویب آن چه که خود می‌خواستند، توهینی آشکار به رهبری نظام، رئیس مجمع، سران قوای مقننه و قضائیه و سایر اعضای محترم مجمع است که جمعی از مجتهدین و بزرگان باتجربه و برگزیده هستند.» (الف ۵ بهمن ۱۳۸۹) موضع دفاعی و عدم باور به امکان عقب راندن دولت در اتهام توهین به فردی غیر از احمدی‌نژاد در این متن به خوبی آشکار است.

منتقدان احمدی‌نژاد در مجلس نیز به خوبی جاه‌طلبی احمدی‌نژاد و هم‌پیمانان وی را دریافته و در پاسخ به وی می‌گویند: «احمدی‌نژاد بداند شخص اول مملکت نیست.» (علی عباسپور تهرانی فرد، تابناک، ۶ بهمن ۱۳۸۹)

بدین ترتیب چالش اصلی در فضای سیاسی امروز ایران آن است که شخص اول مملکت کیست. شخص اول نه ولی فقیه بلکه‌‌ همان قوه قاهره‌ای است که قدرت هرچه بیشتر در آن تمرکز می‌یابد و اشتهایی سیری‌ناپذیر برای این امر نشان می‌دهد.

parsamarzban
شنبه ۹ بهمن ۸۹, ۰۰:۰۲
سکته قلبی افشاگر کهریزک در زندان رجایی شهر
(http://www.komitedefa.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2068)
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهدی محمودیان روزنامه نگار دربند و از اعضای کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی صبح امروز، جمعه هشتم بهمن ماه در بند ویژه امنیتی تازه تاسیس زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر دچار سکته قلبی شد.

بنا به گزارش های دریافتی از زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت)، مهدی محمودیان روزنامه نگار دربند سالن 12 بند 4 زندان رجایی شهر کرج، صبح امروز دچار عارضه قلبی گردید. وضعیت جسمانی وی خطرناک گزارش شده و با وجود درخواست های مکرر زندانیان برای انتقال وی به بهداری، مسئولان زندان تا لحظه تنظیم این خبر از انتقال وی به بهداری زندان حودداری کرده اند.

محمودیان پیش از این نیز به علت مشکلات ریوی و بی توجهی مسئولان زندان دچار عفونت حاد ریوی شده بود.

مهدی محمودیان روزنامه نگار و عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت و انجمن دفاع از حقوق زندانیان و نخستین کسی است که در مورد وضعیت اسفبار بازداشتگاه کهریزک پیش از انتخابات اطلاع رسانی کرده بود.

parsamarzban
شنبه ۹ بهمن ۸۹, ۲۳:۲۹
اسرار دل تاریخ و اصرار درد تاریخ / بابک پرهام
(http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2&ni=14522)

به بودجه گزاران رند و برنامه گذاران زاهد بی بی سی
اسرار دل تاریخ و اصرار درد تاریخ


امنیت و تمامیت ارضی یک کشور حساس ترین بند قانون اساسی یک نظام است . حتی اگر یک حکومت در قانون اساسی اش ادعا بکند که با تکیه به اصول و صور آزادی بیان دولت تشکیل می دهد ولی بودجه ی نظامی را فقط رئیس جمهور ، پادشاه یا رهبرتهیه، تنظیم و تصویب می کند آن حکومت دولت- ملت نخواهد بود.

فهم ما ایرانیان از قانون اساسی، از تأسیس مشروطیت تا برقراری اسلامیت، این مشکل را داشته است. یعنی همیشه فرد اولی و آن هم نامنتخب ِ مردم رئیس ِ کل قوای نظامی و امنیتی کشور می شد و با این توانایی قانونی اختیار دخالت در همه ی امور کشور را در دست می گرفت. این نقد قابل استناد ما نشان می دهد که نه فقط قانون نویسان بل قانون خواهان نیز در این کشور هنوز نتوانسته اند اندیشه هاشان را از طبع و طمع استبدادی قدرت چه در قالب سلطنت یا جمهوری فارغ بکنند. من اطمینان دارم که قانون خواهان ِِ گرفتار و درمانده در این روحیه اگر فردا به فکر تشکیل یک جمهوری فدرال هم بیفتند باز استبداد را یک جوری در قانون اساسی شان توجیه خواهند داد. استبداد تا قبل از انقلاب آمریکا و فرانسه و سپس انقلاب مشروطه در ایران یک معرف و سنجشگاه مفهوم زور بوده است. انقلابات نام برده مفهوم اقتدار و مقتدر را جایگزین استبداد و مستبد کردند.

فارغ شدن از کهنگی و درگیر شدن با تجدد آن هم در تمام نهادها از سیاسی ، اقتصادی و مدنی تا هنری ، علمی و فنی ملزوم به داشتن تجربه ی تاریخی ، درد تاریخی و آگاهی تاریخی است. ما ایرانیان در صد سال گذشته در جهت کوشش تجربی و نتایج دردناک با سابقه هستیم . ولی دراعتراف به آگاهی تاریخی کمی سست و ترسو هستیم. از جمع آوری و ثبت اطلاعات و مطالعه ی آنها کوتاهی کرده ایم که البته عجیب نیست . چون هر اراده ی نفسانی الزاما به یک برخورد تراژیک و جانانه نیاز ندارد. مطالعات ما، با روحیه ی خوشبینی ِ آرزو، بیشتر کنش پذیر بوده اند در حالی که این روحیه ی شکاک امید است که برای تغذیه ی آگاهی کنش گر است. برای مثال ِ مستند مقایسه ی نخست وزیری قوام در جریان آزادی آذربایجان و نخست وزیری مصدق دربحران ملی کردن نفت بهترین نقطه ی آگاهی برای یک جوان نسل امروز می تواند باشد. قوام با مدیریت مستقل ، زهد ِ مفید و رسمیت ِ به اندازه ی قانون توانست نمایندگان سه قدرت بزرگ جهان را کیش صحیح بدهد و از هرکدام شان به موقع و به جا برای برنامه ی اصلی اش که حفظ تمامیت ارضی کشور مشروطه ی ایران بود استفاده بکند. درست عکس این نکات را نزد مصدق می بینیم. او از یک سو با پادشاه که طبق قانون معیوب مشروطه معلوم نبود که به او اختیارات مدیریت ارتش را داده اند یا بیشتر رهبری نمادین آن را درگیر شد و از سوی دیگر با قدرت های متفق انگلستان ، آمریکا و شوروی به کینه توزی پرداخت.

ریشه ی ناتوانی های رجال و روشنفکران معاصر برمی گردد به دو بعدی بودن قالب گفتارشان . در حالی که آنچه آگاهی های تاریخی ِ دویست سال اخیر به تمام بشر پس از قرن ها سردرگمی در استبداد و دین می آموزد سه بعدی بودن هر موضوعی است. یعنی حتی اگر خدا را می خواهیم موضوع قرار بدهیم باید از تعریف سه بعدی شروع بکنیم که در این صورت خدا هم می شود آفریده ی مصرفی نفس انسان. اگر هم بخواهیم با خدا دو بعدی یا تک بعدی برخورد بکنیم دیگر موضوع قابل نقل یا تعریف نیست و آنچه در حد موضوع قابل درک و فهم نیست عقل، تجربه و آگاهی نیست . بلکه در حد موضوع شخصی فرد یک سرگرمی قلندرانه و بیخطر شخص یا در حد عادت های عمومی آرامبخشی اجتماعی است. به همین دلیل عرفان و دین می توانند مانند هر چیز دیگری موضوع مصرفی علم باشند ولی آن را منبع تولید علم قرار دادن یعنی خودکشی ِ دین و عرفان با طناب دار عصبیت روانپاره ی جامعه. بوعلی هزار سال پیش به این بحث پرداخته است و خیام هم آن را به فارسی ترجمه کرده است. این که امثال مرحوم مدرس و مهدی بازگان یا امروز عبدالکریم سروش و حسن بنی صدر هنوز این درس بوعلی را نیاموخته اند باید به آنها گفت: یک جای مهمی در مغرتان هنوز گیر معرفتی دارید که نمی توانید به یک گفتار تحلیلی رجوع اش دهید.

شصت و پنج سال پیش دو شهروند را در شعبه ی هفت دادگستری در برابر بازپرس آن شعبه و به وسیله چهار نفر که دو نفرشان لباس نظامی برتن داشتند با شلیک فشنگ از اسلحه ی گرم و ضربات اسلحه ی سرد به قتل رساندند. قانلان پس ازاجرای قتل سوار بر درشکه به بیمارستان رفتند تا به زخم های خود رسیدگی بکنند . متهم که نشدند هیچ بل از آنها مستقیم و غیر مستقیم از سوی رجال قانونی ، فرهنگی و بازاری کشور ستایش هم شد. جنایت معروف به قتل احمد کسروی نتیجه ی همین نمودگرایی استبدادی رجال و روشنفکرانی بود که از دین که یک منبع تفکر تک بعدی یا حداکثر دو بعدی است بهرمندی سه بندی می طلبیدند : یعنی یک مشت طالبان تک بعدی نگر یا دوبعدی نگر ادعای آگاهی ِ سه بعدی داشتند. زنده یاد احمد کسروی طبق گفته ی متن های باقی مانده از خودش مخالف خرافات و بی قانونی بود ؛ او تجدد و پیشرفت انسان را بدون قانون خواهی ، قانون دانی و قانون گری ممکن نمی دانست . او ورای مشروطه خواهان شرعی و عرفی یک تک نمونه ی حکمت پورسینایی بود. افسانه های کتاب سوزان دیوان حافظ یا کلیات سعدی یا قرآن نتیجه ی شایعه سازی های شفاهی همین رقیبان ِ حسود در حوزه های شرع یا عرف بود. تاریخ به ما مستندانه نشان می دهد و معرفی می کند که آن کسانی که قانون را در سه بعد تعریف می کنند بهترین مدافعان آرمان های انسانی نیز هستند. چون هم کنش گر ِ اعتماد ما هستند هم کنش گر کار ما و هم کنش گر خلاقیت ما. حوضه ی زنده یاد کسروی ازحوزه های روزگار خودش آنسوتر بود . آنسویی که دچار هیچ یک از عصیبت ها یا لغزش های روانی که رقیبان اش درحوزه های عقب داشتند نبود . با افتخار با فضیلت و میراث گزار مرد. قتل اش رقیبان زاهد و عارف اش را کشت و دوستان هم نیت اش را دردمند و آگاه کرد. آنان که به دنبال تعریف مکاتب عرفان یا زهد اند قبل از هر چیز باید به قانون در قالب آگاهی تاریخی جان بدهند در غیر این صورت در تکلمات ِ مکرر هدر خواهند شد.

هندوی نفت اندازی همی آموخت حکیمی گفت تو را که خانه نیین است بازی نه این است
تا ندانی که سخن عین صواب است مگوی/ و آنچه دانی که نه نیکوش جواب است مگوی.
کسروی بر اساس همین پند سعدی آنچه را که نباید می گفت مانند خرافات نگفت و آنچه را که باید می گفت مانند پژوهش علمی گفت. او فهمیده بود که منبع تولید نیکویی درتجلیل از عادت انسان نیست بل در شناخت ِ ابزار سعادت و تحلیل مشکلات سعادت انسان است.
کسروی هم دانش سخن داشت هم علم تجدد. آنچه گفت نیکویی پرده ی نیکویی وی شد و آنچه آشکارا پدید آورد سبب ِ ناپدیدی پنهان وی شد. ذاتاً هر چیزی نیکوست حتی قاتلی بسان نواب صفوی .کسروی به نسل های پسین یک آموزش حقوقی ولی به قیمت جان داد : پدیداری نفس ِ جنایت ذاتاً نیکوست چون جنایت به حکم قانون ِ آشکار و به استناد شواهد پنهان ولی سپس اندکی آشکار نابخشودنی است و گرفتن یا ناپدیدار کردن جان از پیکره ی حامل ِ این نفس نیکویی اقتدار قانون است. شاید بر اساس همین منطق کسروی به قتل رسید و شیخ فضل الله نوری اعدام شد . ولی به گمان ما یک بعد سومی از تاریخ نیز باید مقتدر گردد و آن خوانش آگاهی مردم ، ماواری قتل و اعدام ، در گفتار جوانمردی ِ اعتراف ِ فعال یا کنش گر ِ نخبگان است. چیزی که درجان مردم اسرار دل تاریخ و نزد نخبگان اصرار درد تاریخ است. مردمی که اسرار دل خود را نزد نخبگان شان نیز اسرار می بینند – البته با کمی زهد فلسفی یا عرفان ادبی – نمی توانند روی آنها حساب بکنند ، مأیوس می مانند و نخبگان شان هم همچنان نوکر ، رشوه خوار و روانپاره. اصرار سعدی به جوانمردی نسبت به دوست و فراقت نسبت به یار به خاطر شکستن همین روحیه مأیوس و استبداد زده است. او تنها شاعر سخن دان و سخن سرای ایرانی است که استبداد را تا شامات و شمال آفریقا با گوش ِ جان شنیده است. اشراق به سلامت آگاهی این مرد بیشتر اعتماد دارد تا به عشق خلوت گزین حافظ. به دلیل ِ دو علت درون متنی : منیت نیرومند و جهان دیده ی سعدی و قلندری رندانه و خلوت نشین حافظ. والسلام

parsamarzban
شنبه ۹ بهمن ۸۹, ۲۳:۳۴
با اعدام زهرا بهرامی، هلند مناسباتش با دولت جمهوری اسلامی را به تعلیق درآورد (http://parsdailynews.com/78174.htm)

در پی اعدام زهرا بهرامی یک هلندی ایرانی تبار توسط رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، دولت هلند مناسبات سیاسی خود را با دولت جمهوری اسلامی به حال تعلیق درآورد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، سخنگوی وزارت خارجه هلند با بیان اینکه وزیر خارجه این کشور از شنیدن خبر اعدام این زن ایرانی هلندی شوکه شده است، گفت، دولت هلند تصمیم گرفت از امروز تمام تماس‌های دیپلماتیک با رژیم تهران را معلق کند.

این سخنگوی هلندی افزود، فقط یک رژیم بربر می‌تواند به چنین اقدام هولناکی دست بزند.

به گفتۀ دادستانی تهران زهرا بهرامی شهروند هلندی ایرانی تبار امروز صبح شنبه در ایران اعدام شد. زهرا بهرامی در تظاهرات ششم دی ماه ۱۳۸۸ در اعتراض به نتیجۀ رسمی دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران دستگیر شده بود.

پس از دستگیری قوۀ قضاییه جمهوری اسلامی او را به قاچاق مواد مخدر متهم کرد و مدعی شد که در بازرسی از منزل وی ۴۵۰ گرم کوکائین و ۴۲۰ گرم تریاک به دست آمده است. پنج روز پیش وزارت امور خارجۀ ایران با تکرار همین ادعا دخالت‌های کشورهای اروپایی برای نجات جان زهرا بهرامی را مورد سرزنش قرار داده و گفته بود که رسیدگی به پروندۀ اتهامی خانم زهرا بهرامی ادامه دارد.

دختر زهرا بهرامی و وکیل مدافع وی گفته بودند که قوۀ قضاییه جمهوری اسلامی زهرا بهرامی را به عضویت در سازمان «انجمن پادشاهی» نیز متهم کرده است.

اعدام ناگهانی زهرا بهرامی همزمان است با اعتراض اتحادیۀ اروپا به اعدام‌های گسترده در جمهوری اسلامی ایران. پنجشنبۀ گذشته خانم کا‌ترین آشتون نمایندۀ سیاست خارجی اتحادیه اروپا با ابراز نگرانی از آهنگ پرشتاب اعدام‌ها در ایران خواستار لغو کلیه احکام صادر شدۀ اعدام در جمهوری اسلامی شد و از مقامات این کشور خواست که اجرای مجازات اعدام را به حال تعلیق درآورد. از اول ژانویه تاکنون ۶۶ نفر، یعنی به طور متوسط دو نفر در روز، در ایران اعدام شده‌اند.

دولت هلند امروز سفیر جمهوری اسلامی ایران را در آمستردام احضار کرد و خواستار توضیحات لازم در مورد اعدام خانم زهرا بهرامی شد.

در پنجم ژانویه گذشته هلند و اتحادیۀ اروپا ضمن ابراز نگرانی از سرنوشت خانم زهرا بهرامی خواستار توضیحات مقامات جمهوری اسلامی در مورد وضعیت وی شده بودند. در پاسخ، سخنگوی وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی ایران، رامین مهمانپرست کشورهای اروپایی را متهم به دخالت در امور داخلی ایران کرده بود.

parsamarzban
شنبه ۹ بهمن ۸۹, ۲۳:۴۰
اعلام رسمی تفکیک کلاس‌های دانشجویان دختر و پسر در علامه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=27899)

مهر : رئیس دانشگاه علامه طباطبایی از تفکیک جنسیتی تعدادی از کلاس‌های این دانشگاه به زودی و در سال جدید تحصیلی خبر داد و گفت: جدا شدن کلاس‌های دانشجویان دختر و پسر فقط مربوط به کلاس‌های دروس عمومی است که تعداد جمعیت دانشجویانش بیشتر است.

سید صدرالدین شریعتی با بیان این خبر گفت: جدا کردن کلاس‌های دانشجویان دختر و پسر قطعا برنامه‌ریزی دانشکده‌ها است. دانشکده‌ها برنامه‌ریزی کرده‌اند که کلاس‌های دروس عمومی را که دارای تراکم جمعیتی بالایی هستند به دو کلاس دخترانه و پسرانه تقسیم کنند.

وی درباره زمان اجرای تفکیک جنسیتی برخی کلاس‌های عمومی در دانشگاه علامه طباطبایی گفت: دانشکده‌ها برنامه‌ریزی کرده‌اند که به زودی در سال جدید تحصیلی یک بخشی از کلاس‌ها به صورت جداگانه برگزار شود.

رئیس دانشگاه علامه طباطبایی خاطرنشان کرد: جدا شدن کلاس‌های دانشجویان دختر و پسر فقط مربوط به کلاس‌های دروس عمومی است که تعداد جمعیت دانشجویانش بیشتر است. این جدا شدن کلاس‌های دانشجویان دختر و پسر مربوط به کلاس‌های دروس تخصصی نمی‌شود.

parsamarzban
دوشنبه ۱۱ بهمن ۸۹, ۰۵:۰۸
وزیر خارجه ممنوع الورود (http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-a139627b77.html)

مجلس شورای اسلامی، به علی اکبر صالحی به عنوان وزیر امور خارجه جدید جمهوری اسلامی رای مثبت داد. نمایندگان مجلس هشتم ظهر دیروز با 146 رای موافق، 60 مخالف و 35 رای ممتنع، سرپرست چند ماه اخیر وزارت امور خارجه را به عنوان وزیر جدید این وزارتخانه برگزیدند.

صالحی که پیش از این رئیس سازمان انرژی اتمی ایران بود، پس از برکناری جنجالی منوچهر متکی از سوی محمود احمدی نژاد به عنوان سرپرست این وزارتخانه تعیین شده بود. او دهمین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی پس از انقلاب بهمن 1357 است.

انتخاب صالحی به عنوان وزیر امور خارجه در شرایطی توسط نمایندگان مجلس هشتم صورت گرفت که برخی منابع خبری در روزهای گذشته از ممنوعیت ورود او به 27 کشور عضو اتحادیه اروپا خبر داده بودند.

بی بی سی فارسی چهار روز پیش گزارش داد که نام گزینه پیشنهادی دولت ایران برای بر عهده گرفتن مسئولیت وزارت امور خارجه در فهرست تحریم هایی قرار دارد که وزیران امور خارجه 27 کشور عضو اتحادیه اروپا تابستان امسال، علاوه بر تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه حکومت ایران تصویب کرده اند.

بنا بر این گزارش، نام علی اکبر صالحی در ردیف پانزدهم این فهرست قرار دارد و "دربرگیرنده شخصیت حقوقی او به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیست و در عمل شخص او را هدف قرار می دهد."

بر مبنای این محدودیت، وزیر امور خارجه جدید جمهوری اسلامی اجازه ورود به کشورهای عضو اتحادیه اروپا را ندارد و دولت های این کشورها حق دارند در صورت ورود او به خاک خود، وی را بازداشت و یا از کشور خود اخراج کنند.

البته بی بی سی فارسی همزمان با انتشار این گزارش در گفت‌وگو با یک حقوقدان بین المللی ایرانی، خبر از آن داد که مشکل ممنوع الورودی آقای صالحی به خاک اتحادیه اروپا آنقدرها هم جدی نیست که نتوان آن را به گونه ای حل کرد.

به گفته گیو میرفندرسکی، برای جلوگیری از چنین برخوردی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی باید پیش از عزیمت به کشورهای عضو اتحادیه اروپا درخواست "مصونیت موردی" کند.

مطابق این قانون، شخص تحریم شده بنابر وظیفه یا ماموریت مشخص کاری وارد خاک اتحادیه اروپا می شود و اخراج یا دستگیری او توسط دولت های عضو این اتحادیه منتفی خواهد بود.

این وضعیت در مورد سفر احتمالی این فرد به ایالات متحده آمریکا برای حضور در اجلاس رسمی مرتبط با سازمان ملل هم وجود دارد.

گیو میرفندرسکی همچنین افزوده که با توجه به تغییر سمت آقای صالحی از ریاست سازمان انرژی اتمی به وزیر امور خارجه، این "امکان وجود دارد" که اتحادیه اروپا نام او را به طور کلی از فهرست شخصیت های تحریم شده خارج کند.

این در حالی است که محمد کوثری، عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس با تهدید کشورهای اروپایی به "اقدام متقابل" در صورت راه ندادن صالحی به خاک خود، گفته است که "اتخاذ چنین تصمیمی از جانب مسئولان اتحادیه اروپا كار عاقلانه ای نیست."



"از نتایج سحر"

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی که در جلسه دیروز مجلس حاضر شده بود تا در دفاع از وزیر پیشنهادیش سخن بگوید، قسمت عمده سخنان خود را به جای دفاع از صالحی به صحبت درباره هدفمندکردن یارانه ها و آنچه "اندیشه جهانی انقلاب اسلامی" نامید، اختصاص داد.

با وجود این، احمدی نژاد در سخنان کوتاهی که در دفاع از صالحی بیان کرد، او را "برادري مومن و عميقا معتقد به آرمان‌ها، پيگير، ‌عالم و با تجربه و مسلط بر مسائل بين‌الملل و با يك كارنامه روشن در خدمت انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي الهي" خواند و در عین حال خواستار ایجاد "تحول کامل" در ساختار وزارت امور خارجه متناسب با "ماموريت امروزي تاريخي ملت ايران" شد.

او گفت که: این مسئولیت در عرصه سياست خارجي يك مسووليت "آرماني، مكتبي، ‌الهي و تاريخي است" و ما بايد خود را آماده كنيم براي مواجه شدن و البته مديريت كردن و هدايت كردن "تحولات بزرگي كه در راه است."

احمدی نژاد افزود که در حال حاضر "گوشه‌اي از این تحولات را مي‌بينيم."

به گفته او، اين تازه "آغاز رها شدن انرژي متراكم شده در بشر" از قبل انقلاب اسلامي است و تازه سر باز كرده است و آغاز راه است: "باش تا صبح دولتت بدمد كاين هنوز از نتايج سحرست."

رئیس جمهوری اسلامی در پایان سخنرانی خود گفت که: ما نيازمند سياست خارجي فعال، شفاف، مقتدرانه، اثرگذار و ضابطه‌مند هستيم.

در این جلسه مصطفی کواکبیان، داریوش قنبری از فراکسیون اقلیت، علی مطهری از فراکسیون اصولگرایان و محمد عثمانی در مخالفت با گزینه پیشنهادی برای وزارت امور خارجه سخن گفتند.

در مقابل حسین سبحانی نیا، علاءالدین بروجردی، زهره الهیان و اکبر رنجبرزاده (هر چهار تن از فراکسیون اصولگرایان) در دفاع از علی اکبر صالحی به بیان دیدگاه های خود پرداختند.



برنامه‌های وزیر متولد کربلا

گزینه پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت امور خارجه نیز در سخنانی دستگاه ديپلماسي كشور را نيازمند "يك خيزش تحول‌آفرين جديد" دانست و گفت:در صورت تصدي وزارت امور خارجه شعار بنده ديپلماسي تحول‌آفرين و روابط خارجي عدالت‌محور است.

صالحی "گسترش و تعميم روابط با كشورهاي آفريقايي، همكاري فراگير با آمريكاي مركزي، جنوبی و لاتين، برقراري رابطه‌ي دو جانبه با كشورهاي عضو اتحاديه‌ي اروپا بر اساس احترام متقابل، مقابله با هجمه برنامه‌ريزي شده دشمنان، شكستن ساختارهاي بين‌المللي و جايگزيني ساختارهاي جديد در سازمان ملل، تقويت فن‌آوري‌هاي نوين به ويژه فن‌آوري‌هاي سايبري" را "اهداف اصلی" خود در وزارت امور خارجه عنوان کرد.

او همچنین "پرونده هسته ای" را یکی از "موضوعات اصلی" سیاست خارجی کشور دانست.

وزیر جدید امور خارجه، مبانی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را مستند به "مفاهيم قرآن كريم، سيره پيامبر و آموزه‌هاي مكتب اهل بيت" دانست و گفت: "دستگاه ديپلماسي كشور با بهره‌مندي از آموزه‌هاي تعالي‌بخش اسلام، انديشه‌هاي امام راحل و ارشادات مقام معظم رهبري، تحقق اهداف و آرمان‌هاي نظام جمهوري اسلامي را در چارچوب قانون اساسي پیگیری می کند."

صالحی سپس "صيانت از امنيت و منافع ملي، پاسداري از حقوق كشور، ترويج پيام معنوي انقلاب اسلامي، تحكيم جايگاه جمهوري اسلامي ايران در تعاملات سياسي و اقتصادي منطقه و جهان از رهگذر مشاركت در مديريت جهاني، نهادينه نمودن و دفاع از فرهنگ مقاومت ضدصهيونيستي، حمايت از ملل مسلمان و مظلوم جهان، اصلاح ساختارها و مناسبات ناعادلانه بين‌المللي و تقويت روح همبستگي و اتحاد جهان اسلام" را "وظایف اصلی دستگاه دیپلماسی" جمهوری اسلامی عنوان کرد.

وزیر امور خارجه در سخنرانی خود هیچ اشاره مستقیمی به ایالات متحده آمریکا نکرد اما با "غير منطقي، غير اصولي و غير منصفانه" خواندن رفتار برخی اعضای اتحادیه اروپا در عین حال گفت که :"ما آماده‌ي گسترش و تعميق روابط دو جانبه با هر يك از كشورهاي عضو اين اتحاديه بر اساس روابط متين و استوار با اين اتحاديه بر اساس احترام متقابل هستيم."

او در سخنان خود بارها بر لزوم توجه به "فرمایشات مقام معظم رهبری" و "دیدگاه های رئیس جمهور" در سیاست خارجی تاکید کرد.

صالحی همچنین از تلاش برای ایجاد "تغییر و تحول اساسی" در ساختار شورای امنیت سازمان ملل با همکاری کشورهای عضو جنبش عدم تعهد خبر داد اما هیچ اشاره ای به راهکارهایش برای پایان دادن به روند صدور قطعنامه های تحریم این شورا علیه برنامه هسته ای جمهوری اسلامی نکرد.

علی اکبر صالحی، در سال 1328 در شهر کربلا در عراق متولد شد. او مدرک دکترای خود در رشته فیزیک را از دانشگاه MIT آمریکا اخذ کرده و جزو نوابغ فیزیک هسته ای ایران است. صالحی پیش از این استادیار و رئیس دانشگاه صنعتی شریف، معاون دبیرکل سازمان کفرانس اسلامی و نماینده جمهوری اسلامی در سازمان بین المللی انرژی اتمی در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی بوده است.

parsamarzban
دوشنبه ۱۱ بهمن ۸۹, ۰۷:۳۹
گسترش فرار از اسلام (حداقل اسلام ولایت فقیه ای) در بین جوانان
عضو شورای پژوهشی مجتمع پیامبر اعظم : وجود بیش از 2500 فرقه نوظهور (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=27951)

مهر: عضو شورای پژوهشی مجتمع پیامبر اعظم با بیان اینکه بیش از دو هزار و 500 فرقه نوظهور در کشور بوجود آمده که جوانان به سمت گرایش به آنها هستند گفت: سیستم نخبه محور نتیجه گرا و رقابت گرای آموزش و پرورش سیستمی نادرست برای تربیت نسل آینده است.

به گزارش خبرنگار مهر، علی جان بزرگی بعدازظهر یکشنبه در نشست تخصصی پیشگیری از وقوع جرم و آسیبهای اجتماعی گفت: باید تفاهم نامه ای با وزارت آموزش و پرورش امضا و بر اساس آن کتابی با موضوع معرفی ویژگیهای یک مسلمان چاپ و از مقطع ابتدایی تدریس شود.

جان بزرگی گفت: امروزه در بحث آموزش و پیشگیری از وقوع جرم همه بدنبال تربیت یک شهروند خوب هستند که این ایده را کشورهای دیگر مطرح کرده اند.

وی ادامه داد: بسیاری از افراد تجربیات خوب کشورهای دیگر را وارد کشور کرده و پیاده می کنند اما این تجربیات به علت تفاوت با فرهنگ و اعتقادات جامعه ما پاسخ درست را نمی دهد.

عضو شورای پژوهشی مجتمع پیامبر اعظم افزود: باید با آموزشهای مناسب فکر کردن دانش آموزان را توسعه دهیم به نحوی که مقام معظم رهبری نیز آموزش فلسفه به دانش آموزان ابتدایی را مطرح کردند اما این طرح بسیار مناسب به دست فراموشی سپرده شد.

وی ادامه داد: سیستم نخبه محور نتیجه گرا و رقابت گرایی که در حال حاضر در آموزش و پرورش وجود دارد سیستمی نادرست برای تربیت نسل آینده است.

جان بزرگی افزود: در چند سال اخیر بیش از دو هزار و 500 فرقه نوظهور در کشور بوجود آمده که جوانان به سمت گرایش به این فرقه ها هستند بر همین اساس باید بحث آموزش بیش از اینها در جامعه جدی گرفته شود.

وی گفت: بحث آموزش خانواده ها باید بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد زیرا اگر دختری از منزل فرار می کند و مرتکب جرم می شود به علت فقدان امنیت خانوادگی و نبود شرایط مناسب در محیط زندگی وی است.

عضو شورای پژوهشی مجتمع پیامبر اعظم گفت: اگر بر روی کانون خانواده ها کار شود و والدین تحت آموزشهای بنیادین قرار گیرند بسیاری از جرایم در جامعه کاهش می یابد.

parsamarzban
دوشنبه ۱۱ بهمن ۸۹, ۰۸:۵۶
پلیس به خیابانهای مصر بازگشت/ مخالفان خواستار اعتصاب سراسری شدند (قابل توجه رهبران جنبش ایران) (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=27963)

هفتمین روز از تظاهرات اعتراضی علیه رئیس جمهوری مصر با بازگشت نیروهای پلیس به خیابان های پایتخت بازگشته اند و مخالفان خواستار اعتصاب سراسری (برای فردا) شده اند.

از ساعات اولیه صبح دوشنبه، 11 بهمن (31 ژانویه)، مخالفان حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر، با حضور در خیابان های قاهره، پایتخت، و به خصوص میدان تحریر این شهر، به تجمع اعتراضی خود برای وادار کردن رئیس جمهوری به کناره گیری از قدرت ادامه دادند.

در ساعات شب نیز گروه هایی از مردم همچنان در خیابان های پایتخت دیده می شدند و گزارش های رسیده از برخی دیگر از شهرهای مصر، از جمله اسکندریه، سوئز، منصوره و دمنهور نیز حاکی از ادامه تجمع های اعتراضی است.

همزمان، از اواخر شب گذشته، ماموران پلیس پس از چند روز غیبت، بار دیگر برای حفظ امنیت به خیابان های پایتخت اعزام شده اند.

در حالیکه در روزهای اخیر ساکنان پایتخت و برخی دیگر از شهرهای مصر از نا امنی و از جمله حمله و غارت چند فروشگاه خبر داده بودند، روز گذشته وزیر کشور مصر گفت که نیروهای پلیس را برای جلوگیری از جرایم به سطح شهر خواهد فرستاد.

گزارش های رسیده از پایتخت مصر حاکی از افزایش اقدامات امنیتی واحدهای نظامی است که در نقاط مختلف شهر مستقر شده اند.

واحدهای نظامی مستقر در میدان تحریر، ظاهرا به منظور تقویت آمادگی برای مقابله با گسترش نا آرامی ها، به ایجاد راهبندان هایی در مسیرهای منتهی به نقاط حساس مبادرت ورزیده اند.

در عین حال، خبرنگار بی بی سی در قاهره در گزارشی که صبح دوشنبه ارسال داشته، فضای میدان تحریر را در مقایسه با روزهای قبل کم تنش تر توصیف کرده و گفته است که روابط بین معترضان و نفرات ارتش به وضوح گرمتر و حتی دوستانه تر از گذشته به نظر می رسد.

دولت مصر به منظور فرونشاندن اعتراضات مخالفان، روز گذشته دستور داد ساعات منع رفت و آمد در پایتخت یک ساعت افزایش یابد اما معترضان، مانند شب های قبل، به این دستور اعتنایی نکردند.

همزمان، مخالفان حسنی مبارک از مردم مصر دعوت کرده اند به منظور اعتراض به ادامه زمامداری وی، دست به اعتصاب سراسری بزنند.

در حالیکه شعار اصلی تظاهرکنندگان در روزهای اخیر، کناره گیری حسنی مبارک از سمت ریاست جمهوری بوده است، تلویزیون دولتی مصر متن نامه رئیس جمهوری به نخست وزیر جدید این کشور را در مورد اقداماتی برای بهبود وضع کشور پخش کرده است.

سمندر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۸۹, ۱۱:۲۲
یه دوست مهندس دارم ،این ایملو برام فرستاد،بخونید بد نیست.





یه روز احمدي نژاد راه افتاد هلک و هلک رفت آمریکا. وضعیت اونجا رو که دید، توی دلش، جوری که بقیه متوجه نشن اون از آمریکا خوشش اومده، گفت: عجب پیشرفتی! عجب کشوری، چه رفاهی، چه نظمی، چه سیستم اداری منظمی، چه تشکیلاتی...

بعد رفت پیش اوباما و ازش پرسید: بابا دمتون گرم! شما چکار کردین که اینقدر پیشرفت کردین؟ البته مرگ بر آمریکا!

اوباما گفت: ببین! کارهای ما مثل کارهای شما هرتی پرتی نیست. ما وقتی می‌خوایم وزیر انتخاب کنیم، از همشون تست هوش می‌گیریم، باهوش‌ترین و به درد بخورترین اونها رو انتخاب می‌کنیم. نه هر ننه قمری را! الان برات تست می‌کنم حالشو ببری!

اوباما زنگ زد به هیلاری کلینتون گفت: هیلاری جان! عزیزم یه نوک پا بیا دفتر من، کارت دارم.

از اونجا که اوباما مثل احمدي نژاد نبود، هیلاری با آرامش و سر فرصت رفت پیش اوباما. نه اینکه هول کنه و آب دستشه بذاره زمین!

اوباما به هیلاری گفت: یه سوال ازت می‌پرسم، 30 ثانیه زمان داری که جواب بدی. «اون کیه که زاده‌ی پدر و مادرته، اما برادر و خواهرت نیست؟»

احمدي نژاد خودش هم هنگ کرد و توی جواب موند که یهو هیلاری گفت: خوب معلومه، خودمم دیگه!

احمدي نژاد کف کرد و سریع برگشت ايران و زنگ زد به « متكي» وزیر خارجه و گفت: آب دستته بذار زمین بیا اینجا کارت دارم!

وقتی متكي اومد کلی داد و هوار راه انداخت و حنجره پاره کرد که: خاک بر سرت. آخه این چه وضع مملکته. این چه وضع جهانه! مثلا تو وزیر امور خارجه‌ای! خجالت بکش. یه سوال ازت می‌پرسم، سه روز فرصت داری جواب بدی. وگرنه می‌فرستمت جایی که عرب نی انداخت....

بعد پرسید: «اون کیه که زاده‌ی پدر و مادرت هست، اما برادر و خواهرت نیست؟»

«متكي» عزا گرفت که عجب سوال خفنی. خلاصه رفت و هر چی فکر کرد چیزی به ذهنش نرسید. یهو یادش افتاد بره پیش «حجاريان» از نخبه‌های مزدور بدبخت استکباری کشورش که چند سال قبل بازنشسته‌اش کردن و از اون بپرسه. وقتی «حجاريان» رو دید گفت: ای بدبخت غربزده، بگو ببینم: «اون کیه که زاده‌ی پدر و مادرت هست، اما خواهر و برادرت نیست؟»

حجاريان سریع گفت: خوب معلومه، خودمم دیگه!

«متكي» کلی حال کرد و از ذوقش سریع رفت پیش احمدي نژاد و گفت: کجایی محمود من که جواب رو پیدا کردم..

احمدي نژاد گفت: خوب بگو ببینم: «اون چه کسیه که زاده‌ی پدر و مادرت هست، اما خواهر و برادرت نیست؟»

وزیر خارجه گفت: خوب معلومه، اون «حجاريان» دیگه.

احمدي نژاد عصبانی شد و داد زد: نه احمق، نه گیج! اون هیلاری کلینتونه، هیلاری کلینتون!

و اینچنین بود که متکی برکنار شد

parsamarzban
سه شنبه ۱۲ بهمن ۸۹, ۰۴:۰۵
اصلاح طلبان و تناقض سیاسی آنان! و درسهائی ازانقلاب تونس و مصر / ویکتوریا آزاد (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2&ni=14538)


براستی اصلاح طلبی یعنی چه ؟ اصلاحات به چه معناست و اصلاح طلب کیست کلمه اصلاحات ازریشه لاتین آن رفرماتسیا میاید و بمعنای بهترکردن ، دوباره فرم و شکل دادن و تغییر دادن است بدین معنا که به هنگام اصلاح اصل پدیده و اجزای تشکیل دهنده آن ساختار بجای خود باقی است اما دراثر یک فرم دهی جدید تغییری نو و متفاوت ایجاد میشود. اصولا تاریخ اندیشهٌ رفرم برمیگردد به دوران رنسانس 1300 میلادی ، درآنهنگام در غرب خصوصا در فرانسه و ایتالیا کلیسا ها قدرت عظیمی داشتند و نهاد مذهب درنهاد دولت و حکومت دخالت میکرد. در آنهنگام جنبش رفرمیستها برای محدود کردن اختیارات کلیسا های کاتولیک و اصلاح تفاسیر بنیادگرایانه از مسیحیت جنبش اعتراضی را در غرب براه انداختند که بعدها پروتستانیسم نام گرفت که بمعنای معترضین است و ازجمله چهره های مشهور آن مارتین لوتر ، جین کلوین است!
تلاش اینها مدرنیزه کردن دین و ایجاد تغییرات اجتماعی از طریق مبارزه مدنی ؛ شجاعانه و عدالتخواهانه بود. جنبش های دیگری نیزوجود دارد که نوعی ایدئولوژی رفرمیستی را دنبال میکنند و هدفشان بهترکردن شرائط زیستی خود است ازجمله جنبش های سندیکائی ؛ جنبش ضد تنباکو؛ جنبش محیط زیست ؛ جنبش دگرباشان جنسی برای بهبود شرایط زندگیشان. اصولا اصلاحات یک هدف و یک مضمون مشخص را دنبال میکند و به تغییرات همه جانبه و ریشه ای نمی پردازد چراکه حوزه کار او نیست. اصلاح طلبان خواستار تغییرات محدود در بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه اند آنهم تحت شرائط خاصی بدون آن‌که در اساس جامعه دگرگونی ایجاد شود. اصلاح طلبان برای تغییر ساختارها در وجه عام آن نمی رزمند بلکه آنها تغییر یک گزینه را مد نظر دارند برای مثال گزینه انتخابات رئیس جمهور؛ انتخابات شوراها و....در ایران اصلاح طلبان بارها تلاش کرده اند که شرائط انتخابات را منصفانه و عادلانه کنند البته برای گروه خود و جناح خود. اصلاحات قصد تغییرات بنیادی و اساس قانون را ندارد . گروه موسوم به اصلاح طلب در ایران میپذیرد که قانون اساسی کشور خوب است تنها باید تدقیق و در امور خاصی تصحیح شود. او ساختار سیاسی را با تغییرات مد نظرخود می پسندد و می پذیرد لذا تلاش میکند که تغییرات مورد نظر خود را اعمال کند اما اگر زور او نرسید کماکان در انتظار می ماند و به آن قانون و آن ساختار تمکین میکند و اسم اینرا نیز رواداری و تولرانس مینامد. در ایدئولوژی اصلاح‌طلبی حرکت در چهارچوب قانون و ساختار قانون اساسی و پیگیری مطالبات بدون قانون شکنی و نافرمانی مدنی درچهارچوب پارلمانی اصل اساسی به شمار می‌رود و اعتقاد بر این است که در صورت لزوم حتی تغییر قانون نیز باید با مصالحه و توافق بالائی ها صورت بگیرد حتی اگرپارلمان تهی از قدرت سیاسی باشد باز برای او مرجع است.
فرق تحول خواهان بنیادی با اصلاح طلبان دقیقا درهمین مفاهیم نهفته است . تحول خواهان به قانون اساسی که برخواسته از اراده ملت نیست در تمامیت آن نه میگویند و به آن التزام نمیدهند ؛ تحول خواهان به ساختار سیاسی حاکم که منبعث از اراده ملت نیست در تمامیت آن نه می گویند و با او وارد مماشات و معامله نمی شوند. تحول خواهان درمقابل نظام غیر مشروع دست به مقاومت مدنی میزنند و شعار آنان مبارزه تا برکناری و برچیدن کامل ساختار حاکم است. تحول خواهان هیچگونه رواداری و تحملی را در مقابل نظام های غیرمشروع نمی پذیرند. تحول خواهان قانونی را که ناقص حقوق بشر است محترم نمی شمارند و از آن عبور میکنند. تحول خواهان بدنبال ایجاد شرائطی هستند که امکان رفرم و اصلاح یک ساختار همیشه فراهم باشد و آن شروط دمکراتیک که لازمه ایجاد هر رفرمی است ایجاد شود. فرج الله قاسمی در مقاله ای بخوبی اصل موضوع را شکافته است او در خصوص اصلاح طلبی از نوع بومی ایرانی آن میگوید: در گفتمان اصلاح طلبي که بخشي از اسلام سياسي است حاکميت مردم به معناي پذيرش رأي مردم و ديدگاه اکثريت پذيرفته مي شود، ولي اين در دايره شريعت و باورهاي اسلامي محدود مي گردد و نظر اکثريت در چهارچوب موازين شريعت در امور سياسي را معتبر مي دانند.
سکولاريسم: اين دال نيز ازدال هايي است که در کانون منازعه در گفتمان جهاني شدن و اصلاح طلبي قرار دارد. گفتمان جهاني تلاش مي کند که سياست سکولار را امر موجه و مقبول در تصور جمعي بشر به تصوير کشد و آن چه را به عنوان سياست ديني در بخشي از گفتمان اصلاح طلبي بيان مي شود به حاشيه براند هم چنين سعي مي کند تا با تضعيف نقش اجتماعي دين، سکولاريسم را تقويت کند. ولي در گفتمان اصلاح طلبي هرچند اختلاف نظرهايي هست، ولي گفتمان غالب در اصلاح طلبي به نقش دين در سياست وحکومت اهميت مي دهد و اين دو را از يک ديگر جدا نمي داند.
در نهايت بايد گفت که جريان اصلاح طلبي به خصوص آنهايي که دغدغه ديني بيشتري دارند، تلاش مي کنند که مؤلفه هاي گفتمان جهاني شدن (نئوليبراليسم) را گرفته و آنها را بومي کنند. اين جريان از سويي در مواجهه با غرب و فرهنگ غرب با مفاهيم مدرن سروکار دارد و سعي مي کند آنها را به کار گيرد، از سوي ديگر ناگزير از بومي ساختن آن مفاهيم است تا فاصله خود و سکولاريسم را حفظ کند. از اين رو نه مي تواند مفاهيم مدرن را کنار نهد؛ چون با اين مفاهيم و مؤلفه ها خود را تعريف مي کند و نه مي تواند بدون هم آهنگي با اسلام آنها را به کار گيرد. اصلاح طلبان به معناي کلي آن، گرايش به مراجعه به متون و سنت و استخراج مفاهيم و آموزه هاي خاص و ارائه تفسيري از آنها که با مفاهيم مدرن سازگار باشد دارند، (ولي اين قسم از اصلاح طلبي با اصلاح طلبي که بعد از خرداد 1376 شکل گرفت تفاوت هايي دارد) و بر مفاهيمي هم چون بيعت، اجماع، اهل حل و عقد، حرّيت، مساوات و شورا جهت بازسازي مفاهيمي مدرن هم چون رأي همگاني، تصميم گيري نمايندگان جامعه، آزادي، برابري و دموکراسي تأکيد مي کنند.( نویسنده فرج الله قاسمی ، منبع فصلنامه علوم سیاسی ـ 1385 ـ شماره 36)


لازم است برای روشنتر شدن مضامینی چون رفرمیسم دینی ؛ روشنفکر دینی و مردمسالاری دینی قدری به تاریخ سیاسی هم نگاهی بیندازیم. از زمان صفویه به بعد روحانیت هیچگاه بطور مستقل در قدرت سیاسی نبوده است و همواره در حاشیه و یا در کنار سلاطین و یا به عنوان معترض در مقاطعی رو در روی حکومتهای گذشته قرار داشته است. بدنبال انقلاب 57 روحانیت برای اولین بار به آرزوی دیرینه خود دست یافت و ارکان قدرت را بدست گرفت و این آزمون خوبی برای اثبات این حقیقت بوده است که دین وقتی سیاسی شد و در حاکمیت قرار گرفت نتنها قادر به اصلاح و یا تغییر خود نیست بلکه بدلیل گرایش او به سمت قدرت ، از مضمون اصلی خود فاصله میگیرد و خشن و بی رحم مبشود و این خصلت ذاتی حکومتهای ایدئولوژیک است . حکومتهای ایدئولوژیک مشروعیت خود را از مردم نمی گیرند برای مثال حکومت اسلامی ایران مشروعیت خود را از خداوند و ... میگیرد و از اینرو خشونت و بی رحمی خود را خدمت به خداوند تلقی میکند . باورهای دینی او آنچنان سخت و سنگین است که یک قدم بسوی اصلاحات برابر با حذف همیشگی دین از عرصه سیاسی خواهد بود. به همین دلیل انعطاف ناپذیری و خشونت بعنوان ابزاری برای اصلاح ناپذیری در آمده است. در تاریخ اصلاحات دینی نیز این تجربه وجود دارد که باید خارج از چارچوب سیاسی و در حوزه آکادمیک به تفاسیر و تعابیر جدیدتری دست پیدا کند تا در عصر ارتباطات و مدرنیسم در تقابل با دموکراسی و حقوق بشر قرار نگیرد و جامعه پذیرتر شود و این همان اتفاقی است که در خصوص دین اسلام مخصوصا از نوع شیعی آن نیافتاده است . روحانیت ایران در عرصه سیاسی به اندازه تمام تاریخ دین شیعی ضربات اساسی به دین اسلام وارد کرده است واز اینرو جامعه پذیری خود را از دست داده و آمار گرایشات اجتماعی به دین مسیحیت و زرتشت و یا هر جایگزین دیگر خود گواهی محرز بر این ادعاست.
اما روشنفکر کیست و مقوله روشنفکر دینی چیست؟ روشنفکر وجدان نقاد جامعه در هر یک از دور ه های تاریخی آن است . وظیفه او برخورد نقادانه با جامعه و روندهای ناظر بر آن است . روشنفکر واقعی انسانی آزاده است تا او بتواند بخوبی ببیند که آیا جامعه آزادی را متحقق کرده است یا نه. وظیفه روشنفکر جهت سنجش و نقد " تحقق آزادی " امری ضروری و انکار ناپذیر است . بارزترین مظهر جایگاه روشنفکر بعنوان ناقد ، سقراط است که فیلسوف را " بیگانه ای ابدی در میان ما" و کار او را تردید و پرسش در باره سرشت فلسفی هر شکل حکومت ،هر جامعه ای و پدیده های اطراف خود معرفی کرد .
باری ، پس از استقرار مسیحیت ، روشنفکر در قرون وسطا وضع رشک آوری پیدا کرد، زیرا بین دین و دولت قرار گرفته بود و از ستیز دائم بین این دو، تا جائی که کا ر را از یک سو به ارتداد و از سوی دیگر به مخالفت سیاسی کشاند. در دوره لیبرالیسم روشنفکر تولید کننده ای آزاد است . روشنفکر دینی تولید کنند ه ای آزاد نیست بلکه در حصار و کشمکش بین ارتداد و تفاسیر است . با عتقاد من میتوان روشنفکر بود و به دین نیز باور داشت ، اما اگرروشنفکری دینی بودی آنگاه دیگر روشنفکربمعنای واقعی نیستی !

باید توجه داشت که ابزاراعمال اصلاحات، دموکراسی و مدرنیسم است لذا برای پیشبرد رفرم و اصلاحات نیاز به فضای آزاد و دموکراسی است و برای استقرار دموکراسی در ایران نیاز به تحول ساختاری و دموکراتیک است و برای تحول ساختاری نیاز به پرداخت هزینه داریم و برای پرداخت هزینه نیاز به برنامه ریزی و برنامه ریزان معتبرو جسور داریم. بدون تحول ساختاری و تعویض نظام اسلامی حاکم ، اصلاح طلبان واقعی نیز قادربه ادامه حیات نخواهند بود. کاربرد متدولوژی اصلاحات و اصلاح گرائی تنها در نظام های دموکراتیک با پارلمانی مردمی ؛ مقتدرو تکثرگرا عملی است و نه در نظام های دیکتاتوری و استبدادی و ولی محور.
باور دارم که ادامه حیات این رژیم منجر به پرداخت هزینه های سنگینی حتی برای اصلاح طلبانی که در مخالفت جدی با دولت و رهبری کنونی هستند خواهد شد آنها سرنوشتی بهتر از سعید امامی ها پیدا نخواهند کرد. لذا بجاست که صف خود را ازکل نظام جدا کنند و به صف ملت بپیوندند و خواهان الغای کل نظام و انتخابات آزاد پس از بیرون انداختن دیوان شوند .

و اما چند کلامی در خصوص انقلاب تونسی ها و مصری ها و تفاوت جنیش سبز و آنچه در آنجا اتفاق افتاد:
تونسی ها قاطعانه گفتند بن علی باید برود و اصلاحات اقتصادی صورت بگیرد و نمایندگان جدبد مردم در کابینه حضور یابند ، آنها خواهان آزادی و رفع استبدادند! مصری ها نیزقاطعانه و یکصدا گفتند حسنی مبارک باید برود و اصلاحات اقتصادی صورت بگیرد . آنها نگفتند حسنی مبارک و یا بن علی باید خود را به رفراندوم بگذارد مثلا حسنی مبارک آری یا خیر. در گزینه آنها جای دشمن و دوست شفاف و واضح بود ، در گزینه آنها قاطعیت کلام وجود داشت در گزینه عربها شعار الله اکبر یا حسین و یا حسن وجود نداشت . حکومت آنها یک اختاپوس هفت سر مثل رژیم تهران نبود که حمام خون براه بیانداز و البته رفتار حاکمان در میزان سرکوب میتواند نتیجه قاطعیت و یا عدم قاطعیت مردم و هم چنین شفافیت آنها در بیان خواسته هایشان باشد. در گزینه آنان اقلیت ناچیزی را که از رژیم تغذیه میکنند و خواهان بقای رژیم بودند به حساب آورده نشدند و با آنها بعنوان تابعی از کل مجموعه برخورد شد. تونس علا رغم آنکه سکولار بود و قانون اساسی آن نیز در بسیاری موارد دموکراتیک و مترقی بود اما درعمل ، بن علی دیکتاتور بود و اعمال استبداد می کرد. تونس اولین کشورمسلمان است که 40% پروفسورهای دانشگاهی آن زنان هستند و 99% کودکان بالای 6 سال به مدرسه میروند. 77% زنان سواد خواندن و نوشتن دارند و زنان در ساختن کشور سهم برجسته ای دارند. اما علیرغم همه این پیشرفتها مردم توبس آزادی بیان و مطبوعات ، آزادی سیاسی و انتخاب دین و باورشان را آرزو میکردند. بن علی مسلمانان را بسیار تحت فشار قرار داده بود و احزاب و انجمنها ی غیر دولتی تماما تحت کنترل نهادهای دولتی بود و این همان عاملی ست که مردم تونس را به خشم آورد. اما آنچه مصری ها را بخروش آورد وضعیت بد اقتصادی مردم و فقر و گرسنگی است. فریادهای خفته ای است که مبارک سالها خفه کرد و امروز این فریادها سربرون آورده. سرنوشت هر دو کشور امروز مشخص نیست و نمیدانیم که چه تحولاتی در پیش خواهد بود حتی خطر نفوذ اسلام گرایان امروز یک خطر جدی است که نباید دست کم گرفته شود.
در یک مقایسه ساده با جنبشهای آزادیبخش دهه ها و سده های پیش میشود گفت که برداشت برخی ایرانیان در مقابله با دشمن خود بیشتر شبیه به یک کمدی و شوخی است تا یک اندیشه جدی و با هدف . امروز برخی آنچنان دو آتشه دموکرات شده اند که اگر در مصر و تونس قرار بود آنها شعارها را انتخاب کنند ، میگفتند حسنی نرو بمون که تو رو در یک انتخابات آزاد دوباره برگزینیم آخر تو نیز حق داری که خود را دوباره به رای بگذاری ؛ ما آنقدر دموکراتیم که تو را نیز مشروع میدانیم بالاخره هر چه باشد 20/30 درصدی تو را میخواهند؟؟!!!!!!!!!!!

درک افراطی و بنیادگرایانه از مقوله دموکراسی هم انسان را دچار خطا میکند و در مجرای آنارشی هدایت میکند. باید دموکراسی تکامل وتوسعه انسانی را هدف قرار دهد ، نه سنگ فرش کردن راه برای جانیان و جهنمیان .
به اعتقاد من بهترین گزینه که امکان فراروئی هم دارد برکناری ج. ا. نه یک کلام کمتر و نه یک کلام بیشتر است و شعار آن نیزاینست:

1. جمهوری اسلامی ملغا باید گردد ( در این شعار کل ساختار درتمامیت آن نشانه گرفته میشود در تمام وجوه سیاسی و ایدئولوژیک آن)

2. کار مسکن آ زادی

3. خامنه ای ، احمدی حیا کنید حکومتو رها کنید

هم چنین ایرانیان به یک سخنگو و رهبر نیازمندند بهترین سخنگو و رهبربرای این منظور نیز رضا پهلوی ست! او را در خیابانهای ایران فریاد باید زد. نقشه راه نیز تشکیل یک جبهه وسیع متشکل از نیروهای گوناگون سیاسی خواهان گذار از جمهوری اسلامی به یک حکومت دموکراتیک و غیر اسلامی است. تشکیل این جبهه میتواند از طریق یک کنگره وسیع ملی و یا
یک توافق سیاسی دریک مکانیسم انتخاباتی اینترنتی در خارج از کشور صورت گیرد. از درون چنین جبهه ای ، دولت موقت فرا میروید و مختصرا میتوان چنین جمع بندی کرد: آنچه که در بسیاری از کشورهای تحت سیطره دیکتاتورها در دهه های اخیر تاکنون تجربه شده بترتیب زیر بوده :
ـ مبارزه سیاسی مدنی و محاصره ملی از طریق خیزشها و اعتراضات میلیونی با اتکا به یک دستگاه رهبری و یک رهبر و سخنگو
ـ اعلام بطلان نظام گذشته از طریق دستگاه رهبری موقت که جنبش را هدایت کرده
ـ تعیین نوع نظام سیاسی از طریق انتخابات آزاد (رفراندوم)
ـ تشکیل مجلس موسسان برای تدوین قانون اساسی نوین براساس نوع نظام انتخاب شده مردم
ـ همه پرسی جهت مشرو عیت بخشیدن به قانون اساسی تدوین شده
ـ تشکیل رژیم وهیئت دولت بر اساس قانون اساسی مصوب وسپس سایر ارگانها از جمله مجلس...

دوستان عزیز!
امروز نفی تماميت جمهوری اسلامی بايد در الويت قرار گيرد ؛ جمهوری اسلامی در ضعیف ترین حلقه خود ایستاده و بدين منظور تجميع تمامی نيروهای ساختارشکن و همگرائی آنان حول خواسته برکناری نظام جمهوری اسلامی ؛ احقاق حقوق بشر و استقرار دموکراسی در ایران در چهارچوب تمامیت ارضی ایران ضرورتی اجتناب ناپذير است
جامعه ايران امروز آبستن بحرانی است كه ديگر اصلاحات از درون و جلب موافقت حاكمانِ بر سركار، پاسخگو نيست. امروز تنها شعار بسيج گر،" پايان دادن به حاكميت ظلم و جور و طرح خواست رفراندم، تشكيل مجلس مؤسسان و تدوين قانون اساسی نوين" است.
پرمسلم است كه برای دست يابی به اين امر استفاده از مبارزه مسالمت آميز و نافرمانی مدنی ابزارهای اصلی نيروهای پيشبرندة اين حركت خواهد بود.
لذا با تكيه برحق رأی مردم برای انتخاب حكومت آتی، نفی استبداد و ولايت فقيه، تشكيل مجلس مؤسسان و تدوين قانون اساسی جديد و مبتنی بر ميثاقهای حقوق بشر، تشکیل جبهه دموکراسی خواهان ایرانیان را برای تعیین دستگاه رهبری و رهائی ایران از یوغ استبداد و نظام ولائی در دستور کار قرار دهیم بدیهی است که بهترين پاسخ به نيازعاجل این مرحله تاکید به جنبش دمكراسی خواهانه سبزمردم ايران و گسترش و هدایت آن در مجرای دموکراسی ومدرنیسم است!



ویکتوریا آزاد
2011.01.27

parsamarzban
سه شنبه ۱۲ بهمن ۸۹, ۰۴:۱۲
مفقود شدن دوباره بیت المال: نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار از درآمد نفتی کشور به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است (http://parsdailynews.com/78174.htm)

کلمه : دو عضو کمیسیون برنامه و وبودجه مجلس از گزارش جدید دیوان محاسبات کشور خبر دادند که نشان می دهد دولت 11.7 میلیارد دلار از درآمدهای حاصل از مازاد فروش نفت و اقساط فروش نفت را به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده و به جبران کمبور درآمد خود و یا در محل نامشخص دیگری هزینه کرده است.

جعفر قادری در گفت‌وگو با خانه ملت، با اشاره به بررسی گزارش دیوان محاسبات کشور در جلسه عصر دیروز کمیسیون برنامه و بودجه، گفت: در گزارش دیوان محاسبات آمده است که درآمدهای حاصل از محل فروش نفت که به صورت قسطی بوده، همچنین ۸۰ درصد از مازاد فروش به حساب ذخیره ارزی واریز نشده است.

نماینده شیراز با تاکید بر اینکه جمع این تخلفات مبلغی بالغ بر 11.7 میلیارد دلار می‌شود، ادامه داد: مسئولان دیوان محاسبات کشور عدم واریز این مبلغ به صندوق را ناشی از کاهش درآمد دولت اعلام کردند و گفتند دستگاه مجریه برای پر کردن ردیف بودجه ۱۱ میلیارد را به این حساب نپرداختند.

قادری افزود: با توجه به اینکه مسئولان بانک مرکزی در جلسه حضور نداشتند علت اصلی عدم واریز مشخص نشد.

عضو دیگر کمیسیون برنامه و بودجه با بیان اینکه عدم واریز 11.7 میلیارد دلار به حساب ذخیره ارزی سوال بر انگیز است، گفت: این سوال مطرح می شود که چرا با وجود کمبود درآمد ۸۰ درصد درآمدها به غیر از گمرک وصول شده است؟

سید حسین حسینی نماینده مردم فریمان همچنین به خانه ملت گفت: در خصوص اظهار نظر دیوان محاسبات در ارتباط با حساب ذخیره ارزی امروز صبح جلسه ای تشکیل شد و بعد از خروجی این جلسه می‌توان گفت نتایج اعلام شده چه دلایلی را در بر دارد.

parsamarzban
سه شنبه ۱۲ بهمن ۸۹, ۰۸:۱۷
نگاه انترکریستیانوس به شرایط دگردینان ایران: از وضعیت وخیم اقلیت های مسیحی (http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/archive/2011/january/31/article/-e88aa728ed.html)

کمیسیون آزادی مذهب در نهاد "ائتلاف جهانی انجیلی ها" ، در بیش از ۱۰۰ کشور جهان، به ویژه کشورهایی که با وضع قوانین جدید، اصول آزادی عقیده را رعایت نمی کنند، فعالیت دارد. این نهاد مذهبی درخصوص وضعیت بحرانی ای که از سوی افراطی های مذهبی در ایران، به ویژه در زمینه حقوق بشر به وجود آمده، هشدار داده است.

بیانیه مطبوعاتی صادر شده توسط ائتلاف جهانی انجیلی ها در اینجا می آید:



بیانیه کمیسیون آزادی مذهب

هجوم به منازل و دستگیری مسیحیان در اکثر قسمت های شیعه ایران که متأسفانه از ایام کریسمس و سال نوی مسیحی آغاز شده، باید هرچه سریعتر خاتمه پذیرد.

عوامل امنیتی لباس شخصی جمهوری اسلامی از ۲۶ دسامبر منازل بسیاری از مسیحیان را مورد تفتیش قرار دادند و طی عملیاتی در تهران و دیگر شهرها حداقل ۴۰ نفر از آنان را دستگیر کردند. این عملیات که مبلغان مسیحیت و روی آورندگان از اسلام به مسیحیت را هدف قرار داده، علی رغم نگرانی های بین المللی همچنان ادامه دارد. این درحالی است که کشیش بهروز صادق خانجانی دستگیر شده و کشیش یوسف ندرخانی، از اعضای بزرگ ترین جامعه مسیحی در رشت، نیز اولین کسی است که در این رابطه به جرم ارتداد به مرگ محکوم شده است.

به نوشته خبرگزاری ایرنا، مرتضی تمدن، استاندار تهران، گفته است که مبلغان مسیحی فعالیت های خود را در تهران افزایش داده اند و این "تهاجم فرهنگی دشمن" است. استاندار تهران در ادامه گفت: "مبلغان مسیحی، درست به مانند طالبان و انگل در جامعه وارد شده اند و از فعالیت های خود به نام مسیحیت یاد می کنند."

گادفری یوگاراجا، مدیر اجرایی کمیسیون آزادی مذهب، در این باره اظهار داشت: "افزایش استبداد و خودکامگی حکومت جمهوری اسلامی باعث کاهش محبوبیت این حکومت در نزد مردم ایران شده [...] تعقیب قضایی و اذیت و آزار شیعیان در کشورهایی مانند پاکستان که اکثریت شان سنی اند و در ایران اقلیت به شمار می آیند، به واقع عملی ناشایست و قابل سرزنش است و همین عمل ناشایست را سران جمهوری اسلامی با مسیحیان و دیگر اقلیت های مذهبی در ایران انجام می دهند."

"اقدامات متناوب حکومت تهران علیه اقلیت ها برای مردم ایران گران تمام می شود. درحالی که منابع محدود این کشور می تواند برای سرمایه گذاری و مسایل دیگری که برای مردم ایران مفید باشد مصرف شود، به عوض در انجام عملیاتی به کار می رود که درنهایت غیر از تنش و انزوای بیشتر چیزی برجای نمی گذارد."

مسیحیان در ایران تقریباً یک درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند. حکومت جمهوری اسلامی همچنین اقلیت های دیگری، ازجمله زرتشتیان، بهاییان و صوفی ها را مورد اذیت و آزار قرار می دهد.

کمیسیون آزادی مذهب ائتلاف جهانی انجیلی ها سران حکومت تهران را به احقاق حقوق بشر و برادری دعوت می کند و از ناظران سیاست خارجی می خواهد که درخصوص اذیت و آزار قضایی اقلیت ها توسط دولتمردان جمهوری اسلامی که روز به روز افزایش می یابد، به عنوان یک مسأله بسیار مهم به بحث بپردازند و برآن تأکید ورزند.

کمیسیون آزادی مذهب درحال نظارت بر برقراری آزادی مذهب در بیش از ۱۰۰ کشور جهان است و اصرار بر مساعدت اقلیت هایی دارد که متحمل تبعیض و سرکوب برخی دولتمردان می شوند. این کمیسیون همچنین مأموریت های تحقیقاتی و دیدارهای بسیاری را با دولت ها و سفرا به هدف حمایت از خواهران و برادران اقلیت انجام می دهد.

منبع: انترکریستیانوس، ۳۰ ژانویه

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۰۵:۳۷
پشت پرده اعدام یکی از فرماندهان سپاه پاسداران در زندان کارون اهواز (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14550)

بنابه گزارشات رسیده به " فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" اعدام یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در اهواز برای مرعوب کردن سایر فرماندهان سپاه پاسداران که در حال فاصله گرفتن از رژیم ولی فقیه هستند.
روز چهارشنبه 6 بهمن ماه عبدالرضا غرابات 52 ساله تحت عنوان اتهاماتی مانند ادعای خدایی و ارتباط با امام زمان در زندان کارون اهواز به دار آویخته شد. آقای غرابات در سال 1386 به دلیل مخالفت با این رژیم و تدریس درس اخلاق درمسیر حمیدیه به اهواز دستگیر و به زندان کارون اهواز منتقل شد و تا زمان اجرای حکم اعدام در این زندان بسر برد. بنابه گفتۀ خانواده اش در طی مدت بازداشت، آنها به ندرت قادر به ملاقت با او بودند و قبل از اعدام به خانوادۀ او اجازۀ آخرین وداع داده نشد.جسد او توسط مامورین وزارت اطلاعات شبانه و دور از زادگاهش در محلی بنام برومیر بالاتر از چهار شیر اهواز به خاک سپرده شد. تعدادی از فرمانده پاسداران تلاش زیادی کرده بودند تا حکم اعدام او را لغو کنند ولی صادق لاریجانی بر اجرای حکم اعدام اصرار داشت.
عبدالرضا غرابات فرمانده لشگر ولی عصر مستقر در جاده اهواز – اندیمشک بود و در سال 1381 تحت عنوان بازنشستگی از کار برکنار شد. بعد از برکناریش او به تدریس اخلاق روی آورد .آقای غرابات یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در جنوب ایران بود که با شمعخانی و جعفری فرمانده فعلی سپاه پاسداران رابطۀ خوبی داشت.او 3 بار بازداشت شده بود. بار اول در سال 1377 توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به بازداشتگاه اداره اطلاعات بنام گلف اهواز منتقل گردید و 2 ماه در بازداشت بسر برد.بار دوم در سال 84 دستگیر و به زندان شوشتر منتقل شد و 10 ماه در بازداشت بسر برد و بار سوم و آخر در سال 86 بود که تا زمان اعدامش در زندان کارون زندانی بود.
عبدالرضا غرابات از سال 1359 وارد سپاه پاسداران شد و تا سال 1381 در سپاه پاسداران مشغول به کار بود و آخرین ردۀ او در سلسله مراتب سپاه پاسداران سردار بود. چند نفر از خانواده او در جریان جنگ ایران و عراق کشته شده بودند و خود او هم در جریان جنگ زخمی و دچار موج گرفتگی شده بود. او همچنین از ناراحتی حاد روحی رنج می برد.
به نظر می آید که هدف از اعدام این فرمانده سابق سپاه پاسداران که از رژیم ولی فقیه فاصله گرفته بود برای مرعوب کردن سایر فرماندهان سپاه پاسداران که در حال فاصله گرفتن از رژیم ولی فقیه هستند می باشد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
12 بهمن 1389 برابر با 01 فوریه 2011


http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۰
جنجال گم شدن یک میلیارد دلار به 12 میلیارد دلار رسید (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28049)

جهان : ديوان محاسبات كشور در گزارشي به كميسيون برنامه و بودجه مجلس از واريز نشدن 11 ميليارد و700 میلیون دلار از درآمدهاي نفتي به خزانه و محقق نشدن درآمدهاي حاصل از واردات خودرو و فروش اموال و دارايي‌هاي دولت گزارش داده است.

به گزارش جهان اين موضوع را جعفر قادري، نماينده اصولگراي مجلس و عضو كميسيون برنامه و بودجه عنوان كرده و گفته :موضوع گزارش تفريغ بودجه سال ۱۳۸۷ كه با نقايص و اشكالاتي روبروست از سوي كميته ويژه كميسيون برنامه و بودجه بررسي و گزارش آن به اطلاع اعضا رسيده است.

جعفر قادري، نايب‌رييس كميسيون برنامه و بودجه مجلس مي‌گويد كه ديوان محاسبات مدعي است11 ميليارد و 700میلیون دلار از درآمدهاي نفتي سال ۱۳۸۸ و ۸۰ درصد مازاد بر قيمت ۶۵ دلاري هر بشكه نفت در سال ۱۳۸۹ كه بايد به حساب ذخيره ارزي و صندوق توسعه ملي واريز مي‌شد، واريز نشده است.

به گفته قادري، نمايندگان معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي و وزارت اقتصاد نيز درباره ‌اين ابهام ديوان محاسبات هيچ توضيحي نداده‌اند و نماينده بانك مركزي نيز براي بيان توضيحات در جلسه حضور نداشته است.

اين نماينده‌مجلس خواستار پاسخگويي دولتمردان درباره واريز نشدن 11/7 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي شده است.

نماینده مردم قم نیز با انتقاد از واریز نشدن ۱۱ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از درآمد نفتی کشور به حساب ذخیره ارزی، خواستار رعایت ضوابط مالی و قانونی کشور از سوی دولت شد و گفت: دلیل دولت برای واریز نکردن پول نفت به حساب ذخیره ارزی غیرموجه است.

علی بنایی، عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرگزاری خانه ملت گفت: دولت حدود ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون دلار مابه التفاوت قیمت فروش نفت و ۶ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار از عواید فروش نفت سال گذشته را هنوز به حساب ذخیره ارزی واریز نکرده است و استدلالش هم برای اینکار این است که باید این مبالغ را آخر سال تصفیه کند، در صورتی که چنین برداشتی از قانون برنامه چهارم توسعه به هیچ وجه مورد قبول و موجه نیست.

نماینده مردم قم در ادامه سخنان خود با بیان اینکه واریز نشدن این مبالغ به حساب ذخیره ارزی از نظر مجلس تخلف محسوب می شود، گفت: دولت و دیوان محاسبات در خصوص ضرورت واریز این مبلغ به حساب ذخیره ارزی اختلاف نظر دارند و مجلس نیز در این زمینه با دیوان محاسبات هم عقیده است؛ چراکه طبق برنامه چهارم دولت باید مابه التفاوت قیمت نفت را هر ماه به حساب ذخیره ارزی واریز کند.

برداشت از حسابی که برای دولت نیست
در رابطه با این موضوع احمدی نژاد نظر دیگری دارد؛ ایشان در روزهای گذشته گفته بودند که ۲۰ درصد از در آمد دولت در صندوق توسعه ملی بلوکه شده و دولت حق برداشت از آن را ندارد.

این اتفاق درحالی رخ می هد که طبق گزارش دیوان محاسبات این مبلغ اصلا به این صندوق واریز نشده و در صورت واریز این مبلغ هم دولت حق برداشت از آن را ندارد.

صندوق توسعه ملی مشابه حساب ذخیره ارزی است با این تفاوت که در درجه اول در مورد حساب ذخیره ارزی، دولت اجازه داشت در صورت مواجهه با کسری بودجه از این صندوق برداشت کند.

بدین معنا که اگر درآمد نفتی به هر دلیلی از جمله کاهش قیمت نفت یا رکود در فروش آن کاهش می یافت، امکان برداشت از حساب ذخیره ارزی توسط دولت وجود داشت.

اما در مورد صندوق توسعه ملی که ۲۰ درصد از درآمد حاصل از فروش نفت و میعانات گازی به آن واریز می شود، دولت به هیچ وجه اجازه برداشت ندارد و با جداسازي تدريجي اين درآمدها از بودجه‌هاي سنواتي، زمينه سرمايه‌گذاري پايدار براي نسل‌هاي بعد را فراهم سازد.

تفاوت دیگر این است که ۵۰ درصد حساب ذخیره ارزی می توانست به سرمایه گذاری شرکت های دولتی اختصاص یابد اما صندوق توسعه ملی فقط و فقط به سرمایه گذاری های غیر دولتی اختصاص دارد.

احمدی نژاد دلیل بلوکه شدن این پول در این صندوق و عدم توانایی دولت در برداشت از این صندوق را تاخیر در تصویب اساسنامه آن عنوان کرده ولی در این زمینه باید گفت وزارت اقتصاد مسئول تهیه اساسنامه بوده و قرار بوده است که با بودجه سال گذشته و با ارائه لایحه برنامه پنجم توسعه به مجلس، اساسنامه این صندوق را نیز به مجلس ارائه کند. با این همه دلیل اینکه گفته می شود ۲۰ درصد از سهم فروش نفت وارد این صندوق و بلوکه شده همین موضوع است.

از سوي ديگر، مجلس از دولت خواسته است اساسنامه صندوق توسعه ملي را در قالب يكي از اسناد الحاقي لايحه برنامه پنجم و تا پايان فروردين و قبل از آغاز بررسي اين لايحه به مجلس ارسال كند تا بررسي آن هم عرض لايحه صورت گيرد.

تكرار تاريخ؟
دو سال پيش هم ديوان محاسبات در گزارش تفريغ بودجه سال ۸۵ به موضوعي مشابه اين مورد اشاره كرد و موجب جنجال شد. بنابر گزارش ديوان محاسبات دولت موظف بود در سال ۱۳۸۵ مازاد درآمد نفت را به حساب ذخيره ارزي واريز كند.

قيمت نفت حدود ۴۰ دلار در هر بشكه در نظر گرفته شده بود و دولت موظف بود اگر نفت را به قيمت بالاتري از اين رقم بفروشد، آن را به حساب ذخيره ارزي واريز كند اما گزارش ديوان محاسبات نشان مي‌داد كه درآمد مازاد در سال ۱۳۸۵ حدود ۲۵ ميليارد و ۷۶۳ ميليون دلار بوده است اما يك ميليارد آن به حساب واريز نشده است.

بلافاصله دولت به اين موضوع واكنش نشان داد و گفت كه «كار غيرقانوني نكرده و اين بخش از درآمد به جاي واريز به خزانه، مستقيما به شركت‌هاي زيرمجموعه به عنوان كارمزد، حق الزحمه و بهره كار به وزارت نفت داده شده است». بعد از واكنش تند مقامات دولتي، ديوان محاسبات از دولت خواست كه در مورد اين يك ميليارد دلار سند ارايه كنند.

البته اين جنجال يك ميليارد دلاري هرگز به سرانجامي نرسيد و مشخص نشد كه آيا بالاخره اين عدم تطبيق سند‌ها با پرداخت‌ها برطرف شد يا خير؟ اما آنچنان که از سخنان رييس ديوان محاسبات بر مي‌آيد بايد منتظر يك مسئله جديد بر سر واريز درآمدهاي نفتي به حساب ذخيره ارزي بود.

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۸
روسپیگری دولتی / فرح شیلاندری و توفیق محمدی (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28051)


نوشتن در باب زنان، پدیدۀ روسپیگری و انواع آن از دغدغه­های متخصصان حوزه زنان و آسیب­های اجتماعی است. اما این رویکرد یا پدیدۀ اجتماعی در ایران شکل متفاوتی به خود گرفته است. در طی سه دهه، گشت های ارشاد و دفاتر منکرات کوشیده اند مسئلۀ بدحجابی و بی حجابی را به نوعی با فحشا مرتبط و هم معنا کنند تا جایی که امنیت زنان و دختران جوان در خیابان های این کشور به شدت به خطر افتاده و به هر زنی که حجاب مورد پسند دولت را رعایت نکند به سادگی نسبت های ناروایی چون روسپی و فاحشه داده می شود. در این مقاله تلاش شده است مفاهیمی چون زن، روسپیگری، زنان خیابانی و روسپیگری دولتی را بررسی نمود. تفاوت و محدودیت در تعاریف امر متداولی است، بنابراین هر قدر تعاریف بسیاری از یک مفهوم موجود باشد، باز هم عرصه برای شفاف سازی از تعاریف باز خواهد بود.رویکرد ما نیز در تعاریف تاثیرگزاراست. اینکه چه رویکردی را در بحث انتخاب کنیم، تعاریف را متفاوت خواهد کرد. بنابراین بیش از آنکه در بحث نظری گرفتار شویم، به توصیف کلیدواژه­ها و به بررسی عینی موضوع پرداخته می شود.
زن
در بحث جنسیت، دو جنس زن و مرد بر اساس خصوصیات روانشاختی و فیزیولوژیکی خاصی مورد مطالعه قرار می گیرند. اعم از اینکه معتقد به چه رویکردی برای منشا این خصایص باشیم ارائه یک تعریف مشخص از این واژه برای ورود به این بحث نیاز نیست زیرا در این مقاله، زن به عنوان پدیده­ای در جامعه ایرانی که درگیر یک آسیب اجتماعی است، مد نظر قرار می گیرد و خود مفهوم زن محل بحث در این مقاله نخواهد بود.
روسپیگری
بر اساس یک تعریف لفظی و ساده، روسپیگری را می توان به عنوان برآوردن "خواهش های جنسی" در برابر "پول" تعریف کرد. به دیگر سخن، روسپیگری یا انجام اعمال جنسی صرفا به منظور منافع مادی است و بدن حکم کالای قابل فروش دارد و غالبا مشتری­ها را مردان تشکیل می دهند. البته روسپی شامل هر دو جنس می­شود اما در طول تاریخ غالبا زنان بوده اند که به روسپیگری روی می­آوردند. این پدیده اجتماعی در برخی از کشورهای جهان به عنوان یک شغل محسوب می‌شود اما در ایران به دلیل شرایط فرهنگی–مذهبی به عنوان جرم شناخته شده است. برخی از جامعه­شناسان و تحلیلگران اجتماعی برخلاف نظام حقوقی ایران این پدیده را در زمره آسیب­های اجتماعی معرفی می‌کنند و درپی آسیب­شناسی جدی آن هستند.
زنان خیابانی
پدیده زنان خیابانی از مصادیق بارز فحشا به حساب می­آید. زنان خیابانی در ایران به زنانی گفته می­شود كه خارج از حدود قواعد اجتماعی، قانونی و شرع در قبال برقراری رابطه جنسی پول دریافت می كنند. این پدیده از دوران­های كهن وجود داشته و به زمان و مكان خاصی محدود نبوده است. شیوه برخورد با آن نیز در دوره­ها و مکان­های مختلف، متفاوت است. گاهی با تساهل و گاهی با قهر با آن برخورد شده است. جامعه ایران نیز نگاه قهری به این حوزه دارد و از طریق متولیان قضایی و نظامی با آن برخورد می­کند. بر اساس شواهد موجود درچند سال اخیر برخی از مراکز و متولیان مذهبی، متعه یا همان ازدواج موقت را به عنوان موقعیتی برای ارضا نیاز مردان از طریق زنان بیوه ترویج و توصیه می­کنند. این مورد در نظر قوانین ایران با اغماض نگریسته شده و در عوض طرح­هایی چون امنیت ناموسی با هدف مبارزه با فحشا از سوی حکومت اعمال شده است. زنان در جامعه ایرانی به عنوان جنس دوم بیشترین آسیب­های اجتماعی را متحمل می­شوند. وضع قوانین نامناسب با هویت زن و جایگاه انسانی او و اجرای همان قوانین ناقض حقوق انسانی زن، عدم حمایت و پشتیبانی از او، و غیره مجموعه عواملی است که بستر روی آوردن به فحشا را فراهم و تشدید می­کند.
نگاه جامعه شناختی به موضوع
روسپیگری زنان در ایران یکی از مسائلی است که به دلیل حساسیت­برانگیز بودن آن مورد غفلت نهادهای رسمی و دولتی قرار می‌گیرد. تحقیقات دقیق درباره این معضل اجتماعی به ندرت صورت می‌گیرد و فقط برخی از اساتید دانشگاه ها و سازمان‌های غیردولتی و اجتماعی به آن می‌پردازند. لیکن، آمار رو به رشد فحشا در ایران، این موضوع را از قالب موضوعی روانشناختی بیشتر به موضوعی جامعه­شناختی در جامعه ایران بدل می­کند.
در شواهد باستانی- تاریخی پدیده فحشا و تن فروشی نیز حضور دارد. این امر همپای مردسالاری حاکم بر جوامع بشری قابل تامل است. در جوامع مردسالار که مرد نقش کلیدی را ایفا میکند، خواسته­ها و نیازهای او در اولویت قرار می­گیرد و زن به عنوان وسیله­ای برای تمتع مرد در نظر گرفته می­شود. در این اثنا هر چند در غرب زنان بدكاره توسط كل شهروندان سنگسار می­شدند و تا ابد گناهكار می ماندند، لیكن در شرق اولاً قوانین، ازدواج منقطع را به عنوان سنتی مأخوذ از زندگی اعراب تداوم بخشیده و ثانیاً شواهد بر جای مانده تاریخی نشانگر سنگسار زنان به حكم قضات شرع بوده است.
در بررسی علل جامعه شناختی، گرایش به فحشا در نظر مارکس، جنايت، فحشا، فساد، رفتارخلاف اخلاق در درجه نخست ناشي از فقراست كه زاييده سيستم سرمايه­داري است. بدين سان كه عده معدودي با دراختيار گرفتن وسايل توليد، ثروت­ها را به طور نامساوي قسمت مي­كنند و تناقضات را پديد مي­آورند.1 براساس مطالعات انجام شده، بیكاری، بی­سوادی، فقر، تربیت ناصحیح، اعتیاد، مدیریت ناصحیح ، نبودن سامانه­های اجتماعی حامی زنان و دختران آسیب­پذیر، رواج مصرف گرایی، گسترش فیلم­های پرونو و... همه زمینه ساز بوجود آمدن این معضل هستند.
براساس قاعده اگر زنی قادر به تأمین معاش خود یا خانواده تحت سرپرستی خویش از راه قانونی نباشد، شرایط مستعدی برای جذب به فحشا دارد. متأسفانه فرصت­های شغلی مناسب برای زنان وجود ندارد و امكانات اقتصادی به طور عمده در دست مردان است. زنی كه به علت از دست دادن همسر، طلاق یا ترك شدن، نیاز به كار دارد، با توجه به آنكه عموماً از تحصیلات یا تخصص هم برخوردار نیست و در تأمین معاش خویش با مشكل روبه رو می­شود و سازمان­های مسئول هم به عوض آنكه به فكر آموختن حرفه به این زنان یا یافتن كار مناسب برای او باشند تنها به دادن مستمری ناچیزی به او اكتفا می كنند. حال آنکه این معضل به عنوان یک آسیب اجتماعی که در تاثیر و تاثر مستمر با دیگر حوزه­های اجتماعی است و با توجه به تبعات گسترده آن، نیازمند بررسی مستقل به دور از کلیشه­های اعتقادی و محافظه کاری سیاسی است.
در ایران فعلی که آمیزه ایست از مردسالاری فرهنگی-مذهبی و ناكارآمدی اقتصادی، فحشا و تن فروشی جلوه جدیدی یافته است. ساختار جوان جمعیت ایران و تشدید فعالیت­های جنسی در دوره جوانی به اضافه مهمترین عامل، موانع اقتصادی، بسترساز گرایشات غیرمعمولی چون فحشا و تن­فروشی و بازار پررونق آن شده است.
بیش از ۶۰ درصد زنان خیابانی سوءاستفاده جنسی را در كودكی تجربه كرده اند كه ۷۰ درصد این آزارها از سوی پدر یا ناپدری بر قربانیان اعمال می شود. درمجموع همانطور كه آمار آسیب های اجتماعی سالانه با رشد ۱۵ درصدی مواجه می شود، رشد ۱۵ درصدی زنان خیابانی هم دور از انتظار نیست. 2 اکتفا کردن به این آمارها، چندان مورد اتکا نیست زیرا با توجه به نوع موضوع و تابوهای اجتماعی آن، نمی توان این آمارها را مرجعی قطعی و به روز در این زمینه دانست، و نقص در آمار مطالعات را محکوم به ابهام های عدیده ای می­کند. در شرایطی که فعالیت­های علمی نیز معلول شرایط سیاسی و وقایع اجتماعی است نمی توان نتایجی قطعی به دست آورد. مثلا مراکز مطالعات زنان پس از دوره نهم ریاست جمهوری، از ارائه آمار به پژوهشگران حوزه های اجتماعی جز در موارد معدودی سر باز زد و این آمار و اطلاعات تنها در اختیار نهادهای امین دولت قرار گرفت که جایگاهی در بهبود شرایط و وضعیت زنان و حل معضل فحشا و تن فروشی ندارند. تاکید بر این نکته ضروری است که گرایش به روسپیگری و فحشا هر یک نیازمند بررسی مستقل و در تعامل با دیگر دلایل است. نوع رسیدگی به دختران فراری که در دام باندهای فحشا می افتند متفاوت از زنان مطلقه­ایست که در اثر قوانین نابرابر به دام این مهلکه افتاده اند. هرچند هر دو قشر تازیانه خورِده­ی این فرهنگ و قوانین مردسالار و نابرابرِ ناشی از آن هستند.
باندبازی های دولتی و بهره برداری جنسی از زنان ایرانی
بر اساس اسناد ویکی لیکس : زنان ایرانی تحت عنوان صیغه موقت به شیوخ عرب هدیه داده میشوند. در سندی که متعلق به سفارت آمریکا در عراق و به تاریخ دهم ژانویه ۲۰۱۰ است آمده است که:یکی از کارکنان سفارت در ملاقات با یکی از شیوخ عراق از وی شنیده است که دولت ایران در پی افزایش نفوذ خود در عراق است و این موضوعی بوده که وی در سفرش به ایران با آن مواجهه شده است.
این شیخ عراقی سپس در باره سفرش به ایران می گوید که وی دریافته است که بسیاری از سران قبایل عراق بطور مکرر به ایران سفر می کنند.وی دلیل سفرش به تهران را در ملاءعام معاینات پزشکی اعلام کرده بود ولی بطور خصوصی به کارمند سفارت آمریکا گفته است که دلیل اصلی سفر وی به تهران برخورداری از ازدواج های موقت با زنان ایرانی و سایر تفریحات است.این شیخ همچنین تاکید کرده است که نظیر چنین تسهیلاتی از سوی دولت جمهوری اسلامی در اختیار سایر شیوخ عرب و سران قبایل عراق نیز قرار می گیرد.براساس این سند سران قبایل و شیوخ عراق بطور دائم بین ایران و عراق در رفت و آمد هستند4.
جمهوری اسلامی همواره ادعا کرده است جامعۀ ایرانی یک جامعۀ سالم به دور از فحشا است و ارگان های دولتی نظیر گشت های ارشاد و غیره با این مسئله مبارزه می کنند. اما در اسناد فوق مشاهده می شود که ادعاهای مقامات جمهوری اسلامی ادعایی بیش نیست و هرجا به سود منافع اقتصادی و سیاسی آنان باشد از این پدیده استقبال کرده و به شکلی مخفی از آن استفاده می کنند تا جایی که می توان بدن تردید نام این صنعت را "روسپیگری دولتی" نهاد.
روسپیگری دولتی
هفتاد و پنج درصد جمعیت ایران را جوانان تشکیل می دهند. نیمی از این هفتاد و پنج درصد را جوانان زیر 17 سال تشکیل می دهند و این باعث پیدایش مشکلاتی نظیر بیکاری، گرانی، کمبود مسکن و فلج اقتصادی و در نتیجه رشد و افزایش بزه کاری شده است. جوانان نیاز به شغل، مسکن، تحصیلات، ورزش، تفریح و همچنین احتیاج به داشتن رابطه با جنس مخالف و برآوردن نیازهای جنسی دارند و به علت قوانین پوسیده قرون وسطایی و ارتجاعی اسلامی و فرهنگ مرد سالار غالب که در ایران وجود دارد، جوانان تا پیش از ازدواج اجازه داشتن رابطه جنسی با همدیگر را به صورت آزاد ندارند و نه تنها هیچگونه آموزشی در مدارس و محیط های آموزشی در رابطه با مسائل جنسی وجود ندارد بلکه صحبت کردن از آن نیز ممنوع است تاجایی که اگر پسر جوانی مطلع گردد که دختر مورد پسند و دلخواه وی تا قبل از ازدواج اقدام به برقراری رابطه جنسی با مردی دیگری کرده است از ازدواج با وی پرهیز و خوداری می کند و اگر چنانچه ازدواجی میان آن دو صورت گیرد در شخصیت همسرش خود نقطۀ ضعف و امتیازی به شدت منفی می داند.
در سال های اخیر، به دلیل بیکاری و مشکلات زیاد اقتصادی در جامعۀ ایرانی سن ازدواج به 30 تا 35 سال نزول کرده است. در نتیجه جوانان به رابطه پنهان جنسی روی می آورند و چاره ای جز برقراری اینگونه ارتباطات به صورت کاملا مخفیانه ندارند. ازسوی دیگر، به دلیل وجود شکاف طبقاتی فاحش در جامعه ایران، دختران و زنان زیادی برای تامین معاش زندگی خود به پدیدۀ روسپیگری روی آورده و به این نیاز و تقاضای درآمدزا پاسخ مثبت می دهند. یکی از مهم ترین عوامل و دلایل زنان برای تن فروشی در ایران فقر و رشد و افزایش تقاضا جهت رابطه جنسی آزاد است. در این رابطه اکثر مشتری های این زنان و دختران تن فروش متاهل و دارای خانواده و از اقشار مختلف و دارای مقام و پست هستند. طبق اطلاعات و تحقیقات به عمل آمده گروهی از این زنان و دختران توسط باندهای رژیم اسلامی شناسایی شده و مورد دسته بندی قرار گرفته اند تا بتوانند آنان را زیر نظر و کنترل خود در آورند و گروهی از آنان را به کشورهای عربی می فروشند و برای عده ای دیگر که در ایران مانده اند خانه و تلفن همراه تهیه کرده اند تا بتوانند به صورت دائم آنها را کنترل کنند. در حال حاضر تعدادی از این دختران و زنان زیر مجموعۀ این باندها قرار دارند. این زنان و دختران تامین کننده های اقتصادی بسیار پُرسودی برای رئیس باندها محسوب می شوند. بسیاری از دختران و زنان تن فروش از سوی عوامل حکومتی و نیروی انتظامی اداره می شوند و بخش زیادی از درآمد آنان به جیب این افراد سرازیر می گردد. پخش قرص های روان گردان و تحریک کننده نیز در مواردی به این زنان واگذار می شود. تمامی قرارها و مسائل مالی این تعداد و گروه از زنان و دختران توسط سرکرده های باند مشخص می شود و سر پیچی از دستورات آنان پیامدهای ناگواری را در پی دارد. در میان این دختران و زنان تعدادی اقدام به خودکشی می کنند.
تعداد دیگری از زنان تن فروش متاهل هستند و بعضا مشاهده گردیده که شوهران اینگونه زنان در این کار مشارکت دارند و کار تماس با آژانس های تاکسی و تردد آنان را بعهده دارند. عده ای دیگر از زنان و دختران تن فروش به دلایل اعتیاد و نیاز جنسی به این عمل اقدام می کنند و به مواد مخدر آلوده می شوند. در ایران شبکه هایی وجود دارد که با دریافت پول دختران را روانه کشورهای اروپایی و دیگر کشورهای عربی و خاورمیانه می کنند که بارها اخبار و گزارش انتقال این زنان و دختران به رسانه ها و مطبوعات کشیده شده و باعث رسوایی گردیده است. بهره برداری جنسی دولتی از زنان ایرانی برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی در داخل و خارج از مرزهای ایران ، نوعی سوءاستفاده از شرایط وخیم اقتصادی حاکم بر خانواده های ایرانی است. فراموش نکنیم که گشت های ارشاد و ماموران نهی از منکر در روز صدها زن و مرد جوان را به اتهامات بی معنایی همچون داشتن آرایش، خالکوبی، بدحجابی و ارتباط با جنس مخالف در خیابان ها و خانه های شخصی مردم بازداشت و روانۀ زندان می کنند.
گزارش مشترکی از فرح شیلاندری و توفیق محمدی
دسامبر 2010
منابع:
1. آنتوني گيدنز،نظريه­هاي جامعه­شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، نشرني
2. آمار روابط عمومی معاونت اجتماعی سازمان بهزیستی
3. جامعه شناسی روابط جنسی
4. http://www.wikileaks.ch/cable/2010/01/10BAGHDAD167.html
[

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۱۲:۰۱
بیت رهبری یا دلال محبت ؟! (ارژنگ داودی) (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=16&ni=14548)

دست نوشته ای از زندانی سیاسی ارژنگ داودی در مورد مدرک سازی جعلی و رذیلانه و به غارت بردن اموال وی نوشته شده است و برای انتشار در اختیار "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران قرار رفته است که متن آن به قرار زیر می باشد
سردمداران رژیم ولایت فقیه که بنابر سنتی دیرینه ، وظیفۀ خطیر به هم رساندن دلها را در طول تاریخ موجودیت خود دلالی کرده اند و چون محبت فروشی عمده ترین منبع در آمدشان محسوب می شده به ناچار ارتباط تنگا تنگی بویژه با زنان معروفه داشته اند.
در اوایل انقلاب زهرا خانم و... از معروفهای دوران ستم شاهی از آستین گل و گشاد خود بیرون آورده و برای تحکیم موقعیت متزلزل چماق بدستشان دادند و به جان زنان معترض کشور که خواهان آزادی و اختیاری دانستن حجاب بودند انداختند.
سالها پیش میان مردم این شایعه رواج داشت که پسر شیخ محمد یزدی قاضی قذورات رژیم علاوه بر اینکه رئیس دفتر پدرش در قوۀ قضاییه بود مسئولیت مستقیم رتق و فتق امور معروفها را نیز به او سپرده بودند تا به کمک آنها و از طریق ایجاد ارتباط نامشروع با افراد درون حکومتی مخالف جناح سنتی و طعمه قرار دادن آنها با کمک فیلم برداری ... آنها را از گردونه قدرت خارج و یا به اطاعت کورکورانه وادار سازند.
بارزترین موردی که به علت زندانی شدن عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد رژیم زبان زد خاص و عام گردید معروفه ای بود بنام مهسا خانم و مورد دیگری که به زودی زبان زد خاص و عام خواهد شد معروفۀ دیگری بنام نسرین خانم جالب اینکه معروفۀ اخیر دارای همسر 4 فرزند کبیر و تعدادی نوه است و چون از نظر سنی بسیار بالا است پس جزءخانم رئیسها و حتما از شاگردان بارز و دریده تر زهرا خانم است.
حقیقت آنکه امثال مهاجرانی ها،معادی خواه ها و ... از جنس و جنم سردمداران رژیم و سایر فرصت طلبان سیاسی هستند که به طور طبیعی به انواع فثق و فجور آلوده اند ولی من مفتخرم به اینکه با 2 رژیم ستم شاهی و ستم شیخی به مبارزه برخواستم و جزوه معدود مبارزانی قدیمی هستم که پس از انقلاب هم، از سال 63 تاکنون رنج حبس ،شکنجه،زندان ،تبعید و در به دری را به جان خریده و بنابر این به ضرورت سرشت مبارزه اصیل سیاسی نمی توانم اهل خلافکاری باشم بویژه که با ملاحظۀ سیاه کاریهایی که سردمداران رژیم از ابتدای انقلاب در حق مخالفان رواج دادند بطوریکه در لجن مال کردن مراجع بزرگ مذهبی هم از هیچ دنائتی فروگذاری نکردند بناچار مستحبات دینی را نیز بر خود حرام دانستم و گردشکارهای امنیتی اطلاعاتی و بویژه کیفرخواستها و آراء مربوطه به 2 پرونده ام در دادگاه انقلاب به شماره های طا د / 7232/83 و نیز طا د ... به اذعان عمال رژیم از سالم نفس کامل برخوردار هستم.
و اما نسرین خانم هم،معروفه ای است طی توطئه ای از پیش تعیین شده از سوی بعضی از نیروهای امنیتی به درون بیت رهبری هدایت شده و بدون ارائۀ هر گونه مستندات قانونی یا شرعی موفق به اخذ نامه ای دال بر ازدواج با اینجانب گردیده و سپس به کمک همان ماموران امنیتی مرتبط با 2 پرونده فوق اشاره و ایادی آنها در دادگاه انقلاب ،سازمان ثبت اسناد و بعضا اعمال خودسرانه اموال من را و خانواده پدریم را به یغما برده و به فروش رساندند.
این در حالی است که پس از دستگیری من در خیابان کارگر شمالی در سال 82 کلیۀ اسناد و مدارک مربوط به اینجانب و خانواده پدری که در مدرسه و محل سکونت موجود بودند توسط نیروهای امنیتی ضبط شده و در اختیار مقامات قضایی دادگاه انقلاب و سپس در اختیار سپاه"مرتبط با بند 2- الف امنیتی مستقر در زندان اوین قرار گرفتم.
نظر به اینکه معروفه نسرین زنی بی سواد است وکیل نابابی به نام شاید مستعار دکتر حبیبی را در کنار او بکار گرفتند و با امحای سوابق از جمله پروندۀ قضایی 1821 /6/69 معاونت سرپرستی دادستان تهران و حتی بیرون کشیدن اوراق پرونده های دادگاه انقلاب توانسته اند کلیت خانواده ما را غارت کنند.
شایان ذکر است که پسر بزرگتر نسرین خانم در طبقۀ 10 بخش امنیتی بیمارستان سپاه یعنی بیمارستان بقیت الله واقع در خیابان ملاصدارای... کار می کند اسمش علی قاضی میرسعید و اینکه خودش هم مستقیما در این غارتگری دست داشته نشان میدهد که مرتبطین با نیروهای امنیتی اطلاعاتی حفاظتی و حراستی رژیم از غماش چه تفاله ها و از طیف چه تیپ پس مانده های اجتماعی هستند.
به هر حال مرا با این جرثومه های فساد و تباهی کاری نیست.لمپن ها و معروفهایی که برای چند میلیون تومان چه کارها که نمی کنند اما روی سخنم با شیخ علی خامنه ای است که خود را ولی امر مسلمین جهان و حومه می پندارد ولی نمیداند که در فاصلۀ چند متری اش یعنی در بیت رهبری چه می گذرد و نمی داند که بعضی نیروهای خودرو و خودسر برای چند میلیون تومان حاضرند رهبر معظمشان را در حد یک دلال محبت تقلیل دهند.
اگر شیخ علی خامنه ای آدم عبرت پذیری بود می بایست بعد از بر ملا شدن قتلهای زنجیره ای و ارتباطات آنچنانی شهرام جزایری بابیت رهبری و ... دست و پای خود را جمع می کرد و از برج عاج بی آبرویی و فراموشی پایین می آمد تا فضاحتهای دیگر چون کهریزک و ... و از جمله مورد اخیر که باز هم مشتی است نمونۀ خروار پیش نیاییدو بیش از این حرمت جعلی خود را لکه دار ننماید.
گفته اند آنچه انسان را روباه مزاج می کند احتیاج است ولی کسانی که 30 سال است به حکومت و مکنت و دولت و ثروت رسیده اند و کشور زرخیز ایران را چپاول می کنند اجازه می دهند که برای نجات بیت رهبری گواهی ازدواج آن چنانی صادر نمایند مگر دفتر ازدواج در کشور کم است که با مقاصد شوم خود و با ایجاد رعب و وحشت ناشی از نامۀ بیت رهبری کارگزاران دولتی را به انواع جعل و امحای اسناد و ... وادار سازند تا بتوانند به مقاصد شوم خود و به غارت یک زندانی سیاسی و خانواده اش بپردازند. آیا این طور نیست که ترک عادت موجب مرض است و گفته اند: که چشم تنگ مرد دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک زور .
زندانی سیاسی ارژنگ داودی
دی ماه 1389

http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۱۴:۴۳
حسنی مبارک «پلتیک» زد!/ دارا ایرانی (http://www.khodnevis.org/persian/author/Dara/)

خدا رحمت کند زنده یاد عبدالعلی همایون، بازیگر نقش سرکار استوار فیلم‌های صمد (پرویز صیاد) را که این کلمه «پلتیک» تکیه کلامش بود! از دید سرکار استوار پلتیک کار آدم‌های زرنگ بود که با نهایت زیرکی سرهمه را کلاه می‌گذارند و هیچ کس هم حریف‌شان نمی‌شود. این حسنی مبارک هم امروز «پلتیک» زد. نه از قدرت کنار رفت و نه گفت بعدا از قدرت کنار نمی‌رود. درواقع همه را سرکار گذاشت تا به همه بفهماند فرستاده آمریکا واقعا برای چه به سراغ‌اش رفته. همان‌گونه که حدس زده می‌شد آمریکا و اسراییل به این سادگی ها از مبارک نمی‌گذرند و حقیقتا فعلا به وی نیاز دارند. درضمن نمی‌خواهند مصر به دست اخوان‌المسلمین بیافتد. همین ایران اسلامی برای هفت پشت‌شان کافی است.



حالا باید دید معترضان چه می‌گویند. درهمین لحظه آندرسون کوپر به نقل از الجزیره درسی‌ان‌ان خبر از درگیری بین طرفداران و مخالفان حسنی مبارک دراسکندریه می‌دهد. این حسنی مبارک از آن سیاست‌مداران کارکشته است که کمتر کسی حریفش می‌شود‌. شاید همین قضیه کناره‌گیری درانتخابات هم به قول سرکار استوار «پلتیک» باشد. از این آدم هرچه بگویید برمی‌آید. من زمانی که مبارک به سرکار آمد به خوبی یادم هست. دوران حکومت وی تقریبا هم اندازه جمهوری اسلامی است و دراین ۳۰ سال از پس همه مخالفان برآمده. اکنون نیز با خون‌سردی تمام بر اوضاع سوار است. خلاصه اینکه به قول سرکاراستوار حسنی مبارک «پلتیک» زد!

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۱۴:۴۵
درگیری مخالفان مبارک با «ساندیس‌خوران» در میدان تحریر (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11134-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%C2%AB%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B3%E2%80%8 C%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D8%B1.html)

گزارش‌های زنده از میدان تحریر قاهره نشان می‌دهد که طرفداران حسنی مبارک با چوب و سنگ به جان مخالفان و معترضان افتاده‌اند. نیروهای ارتش هم مانع ورود هوادارن مبارک نشده‌اند و به نظر می‌رسد که ارتش بر خلاف روزهای پیشین که سعی در حفظ امنیت معترضان کرده بود، به خاطر دستورهای رسیده، موقعیتی متفاوت پیدا کرده است. عده‌ای از مخالفان، کارت‌های شناسایی «پلیس» را از این نیروهای طرفدار مبارک ضبط کرده‌اند.

، بر اساس نماهای تلویزیونی مستقیم، مخالفان دولت، «نیروهای هوادار مبارک» برای دقایقی از میدان بیرون رانده‌اند. شب گذشته پس از آنکه تعدادی از تانک‌ها پرچمی قرمز برافراشتند، به نظر رسید که تاریخ مصرف بیانیه ارتش در روز دوشنبه پایان یافته است.

چنین به‌نظر می‌رسد که گفتمان دولت مبارک این است که حال که رئیس جمهوری گفته است که از قدرت کناره‌گیری می‌کند، معترضان باید به خانه‌های خود برگردند، و دولت هم با آزاد گذاشتن لباس شخصی‌ها و «اراذل» هزینه ماندن در خیابان را بیشتر کند.

در حال حاضر مخالفان هم در میدان تحریر از خود دفاع می‌کنند.

نماهای زنده از درگیری نشان می‌دهد که دو طرف به هم سنگ و چوب پرتاب می‌کنند.

شاهدان عینی به رسانه‌ها گفته‌اند که هوادارن مبارک با چوب، سنگ و سلاح سرد به معترضان حمله برده‌اند. یک شاهد دیگر هم گفت که مردم(معترضان) در پاسخ، سنگ و چوب‌های افتاده روی زمین را به سمت هوادارن مبارک پرتاب می‌کنند.

یکی از از شهروندان مصری به الجزیره گفت که ارتش اعلام کرده که با «شهروندان» درگیر نخواهد شد و این به معنی است که جلوی طرفداران مبارک را نخواهد گرفت.

بر اساس برخی گزارش‌های خبرنگاران و شاهدان عینی، نیروهای طرفدار مبارک از سوی پلیس نیز حمایت می‌شده‌اند.

خبرگزاری رویترز هم خبر از زخمی شدن ده نفر از تجمع کنندگان داده‌اند. الجزیره هم گزارش از زخمی شدن ۱۵ نفر داده است.

یک ژنرال بازنشسته ارتش مصر به تلویزیون الجزیره گفت که به نظر می‌رسد که حمله طرفداران مبارک برای بر هم زدن نظمی است که مخالفان در طول چند روز گذشته حفظ کرده بودند تا میزان تنش افزایش یابد تا شاید فضا را به سمت ورود نیروهای نظامی برای سرکوب مخالفان هموار کنند.

آخرین خبرها هم حاکی از رو شدن هویت تعدادی از نیروهای لباس شخصی است. عده‌ای از مخالفان، کارت‌های شناسایی «پلیس» را از این نیروهای طرفدار مبارک ضبط کرده‌اند.

parsamarzban
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۱۴:۴۹
آزادی برای همه! سخنی با هم وطنان سبزم / فرهاد کشتگان (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/11115-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D9%88%D8%B7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%85.html)

من فکر می‌کنم موسوی در مدیریت اعتراضات مردمی بسیار ضعیف عمل کرد و بقای نظام را به تغییر جدی ترجیح داد، من منتقد مدیریت خاتمی هستم، دور دوم به وی رای ندادم و در انتخابات شرکت نکردم به اعتقاد من هاشمی‌ سهم عمده‌ای در تثبیت دیکتاتوری اسلامی، سر کوب مخالفان و باز کردن پای سپاه به حوزه اقتصاد دارد، من فکر می‌کنم کروبی در جریان حکم حکومتی و ماجرای تایید صلاحیت‌ها به مردم پشت کرد (همراه باقی‌ اصلاح طلبان حکومتی). من فکر می‌کنم احمدی نژاد و مشایی فرصت طلبانی خود شیفته هستند که اگر انقلاب نشده بود در ساواک رده‌ای دون داشتند. من بناّ به استناد شناسنامه‌ام یک ایرانی‌ هستم، و به خاطر مشکلاتی مجبور به ترک ایران که خانه‌ام، خانواده‌ام و خاطراتم در آنجاست شده‌ام. دوستان سبز! امیدوارم هر چه سریع‌تر جنبش شما که امثال من هم در آن شرکت داشتیم و بعد از آن به خاطر نقد کردن و ابراز وجود فردی طرد شدیم زود‌تر به ثمر بنشیند ولی‌ خواهشم این است که من و امثال من را پس از پیروزی‌تان در یک دادگاه واقعی‌ محاکمه کنید و به جرم جاسوسی اجنبی یا محارب و ... محکوم نکنید که این شروع یک دیکتاتوری دیگر است. دیکتاتوری که قبل از تغییر اتفاق می‌افتد، همانطور که چپ‌های سال ۵۷ تعقل را از انقلاب گرفتند و راه را برای دزدیده شدن انقلاب توسط افراطیون مذهبی‌ باز کردند و به هر کس که حرفی‌ غیر از حرف ایشان زد، بّر چسب لیبرال خائن و ضدّ انقلاب زدند. واقعیت قضیه این است که در این مرز پر گوهر تعدادی طرفدار حکومت سلطنتی هستند، تعدادی مشروطه خواهند، تعدادی هنوز کمونیست و چپ افراطی و عده‌‌ای هم طرفدار نظام ولایت و جانشین بّر حق امام زمان! تعدادی (مانند حقیر) سکولار و بد بین به اصلاح و اصلاح‌طلب و روشنفکر دینی..... و طبق نظر شما دوستان سبز، شما هم در اکثریت هستید (هر چند بنده معتقدم که سکولار‌ها و کسانی‌ که خواهان جدایی دین از سیاست و تغییر اساسی‌ قانون اساسی‌ هستند از شما بی‌ شمار ترند، ولی‌ این بحث الان موردی ندارد).


سوال من از شما دوستان و هم‌وطنان این است، شما که اکنون که هنوز در دایره قدرت نیستید، این چنین به کسانی‌ که منتقد خاتمی و موسوی و کروبی هستند می‌تازید، روزی که قدرت را به دست بگیرید چه خواهید کرد؟ به اعتقاد حقیر (که با اجازه شما یک ایرانی هستم و در یک ایران آزاد انتظار دارم حق سخن گفتن داشته باشم) اشتباه اساسی‌ و بزرگ اپوزیسیون سبز همین‌جاست و همین است که از یک آشتی‌ ملی‌ روی گردان است و از یک هم دلی‌ فراری. دوستانی که در یک سال و نیم اخیر خارج از ایران ادعای سخنگویی مردم ایران را داشتند راه را برای به وجود آمدن یک همدلی بستند، و با تعبیر‌ها و مصادره به مطلوب‌های خویش از شعار‌ها و حرکت‌های درون ایران، در خارج نیز بساط خودی و غیر خودی راه انداختند (قضیه هم غزه هم لبنان خاطرتان هست؟)

سوال من از شما این است اگر حسن خمینی که پدر بزرگش به شواهد آمار یکی‌ از بزرگترین ضربات انسانی‌ اجتماعی را به پیکر ایران وارد کرد صرف تایید نکردن علنی احمدی‌نژاد! و ولی‌ فقیه دوران در دایره «خودی»های شما قرار می‌گیرد و در سایت جرس و غیره در حد قهرمان ملی‌ مطرح می‌شود، چه گونه است که «ایران برای همه ایرانیان» شما هیچ پوششی به آرا و عقاید بسیار دمکرات، و منطقی‌ امثال رضا پهلوی، بنی صدر، مرحوم داریوش همایون و حتا شیرین عبادی و ....نمی‌دهد؟ آیا در قطار «آزادی و عدالت» شما برای ایشان جائی نیست چون پدرشان شاه بوده یا چون حضرت امام راحل حکم به عزل حکم ریاست جمهوری‌شان داده یا چون کشف حجاب کرده‌اند؟


اگر اکثریت ایرانیان درون و بیرون از ایران به این نتیجه رسیده اند که در فردای ایران آزاد همه حق سخن گفتن و فعالیت دارند، اگر همه ایرانیانی که خواهان آزادی هستند به «حقوق مساوی» برای اقلیت دینی، جنسی‌، سیاسی معتقد هستند اگر کسی‌ فکر دیکتاتوری در آینده بعد از تغییر نیست، و معتقد به رهایی در سایه اتحاد است، باید این «التزام عملی‌» به اصل آزادی بیان را در همینجا و هم اکنون نشان دهد.

به اعتقاد حقیر، تمام گروه‌های سیاسی ایرانی داخل و خارج اشتباهتی داشته‌اند، آیا می‌توان همه را حذف کرد؟ اگر آقای موسوی فردا رئیس دولت شد، آیا حکم به اعدام طرفداران احمدی‌نژاد (که به هر حال وجود دارند) خواهد داد؟ آیا هنوز مشروطه‌خواهان و سکولار‌ها و لیبرال‌ها و چپ‌ها ممنوع‌الورود خواهند ماند؟

خودنویس یکی‌ از رسانه‌های مستقل اپوزیسیون است که ضمن بسترسازی برای ابراز وجود نسل جوانتری از سکولار‌ها و بدون تبعیض، سعی‌ بّر این داشته که فضای نقد جریانات سیاسی مختلف را به صورتی‌ متعادل فراهم آورد، در آنطرف حمله‌هایی‌ که به خودنویس می‌شود، در دفاع از جنبش سبز، نفوذ و پیشرفت ادبیات کیهانی را آشکار می‌سازد.

فکر می‌کنم که باید همه ما که هم وطن هستیم، از مذهبی‌ گرفته تا مشروطه خواه، از اصلاح طلب تا سکولار از سبز تا منتقد دولت از تجربه خودمان و دیگران درس بگیریم. اگر تجربه صربستان و افریقای جنوبی را با شرایط امروز ایران مقایسه کنیم، می‌بینیم که جز با گذار در یک آشتی ملی‌ راهی‌ برای رسیدن به یک آزادی بدون خشونت نیست، همه طیف‌های مختلف سیاسی باید ضمن قبول اشتباهات خود سطح بالاتری از تحمل صدای مخالف را نشان بدهند، ادبیاتی که امروز هم وطنان مدعی سبز در مورد امثال منی که منتقد اصلاحات هستیم ولی خواهان فضایی آزاد تر و بّر قراری دموکراسی هستیم، به کار میبرد نشانه‌ای از آینده‌ای دمکرات و آزاد ندارد. اجئزه بدهید که همه با هم با هر گرایش فکری، عقیدتی‌، مذهبی‌، قومی، سیاسی و جنسی‌ در کنار هم برای آزادی ایران تلاش کنیم.

parsa.raha
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۸۹, ۱۴:۵۶
پارسا جان خیلی وقت بود نتوانستم بیام یک خسته نباشی بهت بگم. دست مریزاد کارت نمره بیست داره . سپاس.:M26: :M26:

parsamarzban
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۸۹, ۰۹:۵۴
مصر: نه به اسلام / فیروز نجومی
(http://www.akhbar-rooz.com/)


رژیم حسنی مبارک دست دین را از قدرت و سیاست کوتاه ساخته بود. حال آنکه رژیم ولایت ماهیتا یک نظام دینی است و براساس اصل و اصول دینی پایه گذاری گردیده است. ما هم اکنون شاهد یکی از قیام های مردمی هستیم که با کمترین خشم و خشونت تاکنون روبرو گردیده است و چیزی کمتر از سرنگونی رژیم هم نمیخواهند. در حالیکه جامعه ی ما هنوز تاوان یک نافرمانی کوچک را در خرداد ۸۸ میدهد …

شک نمیتوان داشت که مردم ایران با علاقه و کنجکاوی به آنچه در مصر میگذرد، مینگرند. کمتر از دو سال پیش بود که خود به پا خاسته و ارکان نظام ولایت فقیه را به لرزه درآورده بودند. یعنی که بحرانی که رژیم استبدادی مصر برهبری حسنی مبارک با آن روی در روی قرار گرفته است، کمی زودتر گریبان ولایت فقیه را سخت چسبیده بود. اگرچه راهکارهای بسیاری برای برون رفت از بحران پیش روی، ولایت، قرار داشت، برای حسنی مبارک و رژیم دیکتاتوری وی بنظر میرسد که راه دیگری وجود ندارد بجز رفتن.

البته که جوش و خروش و خیزش مردم ایران به عظمت یک اقیانوس بود، و قیام مردم مصر در برابرش همچون رودخانه ای ست متلاطم و طوفانی. اما در برابر آن جلال و شکوه همبستگی، خواسته مردم ایران کم و ناچیز بود. گزینه میر حسین موسوی و کروبی در رقابت با احمدی نژاد و رضایی، نامزدهای انتخاباتی که خود از معماران ساختار نظام اسلامی بودند و از فیلتر تفتیش شورای نگهبان گذشته و از میان صدها، بلکه هزارها متقاضی ریاست جمهوری برای تایید رای مردم برگزیده شده بودند، نمیتوانست بقای رژیم ولایت را تهدید و یا بخطر اندازد. آنان، هم به ولایت باور و ایمان راسخ داشتند هم به قانون ولایت فقیه. حال آنکه مردم مصر چیزی کمتر از بزیر کشیدن حسنی مبارک از فراز بارگاه قدرت نمی خواهند. قیام مردم مصر نفس را در سینه حسنی مبارک حبس ساخته است. نیروهای انتظامی و امنیتی اش در کمتر از دو روز به زیر زمین فرو رفتند و دست بدامان اراذل و اوباش آویختند که نا امنی و هرج و مرج به وجود آورده و مردم را هراسناک نمایند تا بار دیگر به دست های آهنین حسنی مبارک اعتماد نموده و رهایی و آزادی را با امنیت و آسایش مبادله کنند. اما در برابر این حرکت مذبوحانه و خیانتکارانه، مردم مصر با دست خالی، اینجا و آن جا با جارو و ترکه و یا چاقوی آشپزخانه به حفظ و حراست محله های خود پرداختند و طرح و توطئه ی قدرت را تا کنون خنثی ساخته اند.

در سومین روز قیام، ارتشی ها با توپ و تانک، سربازان و فرماندهان مجهز با ساز و برگ تمام وارد خیابانهای قاهره شدند. اکنون در روز هفتم قیام هستیم، مردم هنوز بخانه های شان باز نگشته اند و تاکنون نیز گلوله ای بر سینه ای ننشسته است. حتی نشانه هایی به چشم میخورد که ارتش برای نگاهداشت حسنی مبارک آماده نیست که دست خود را بخون مردم مصر آلوده سازد.

روشن است که تفاوتها فاحش است بین جوش و خروش مردم ایران در اعتراض به تقلب در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ٨٨، و قیام مردم مصر. در مقایسه با مردم ایران، مصریان سر مار کشنده را هدف قرار داده اند. حال آنکه ما ایرانیان مار خوش خط و خال را کوچکترین اذیت و آزاری نبود. اما از آنجاییکه حسنی مبارک، دیکتاتوری فاسد و ابزار دست استعمار است، بنظر میرسد که آماده میشود که سرنوشت محتوم خود را بپذیرد و به محرومیت از لذت همآغوشی با قدرت تن در دهد. اما مردم ایران نه با دیکتاتور بلکه با ولایت فقیه، جلوه ی الله است که رو برو هستند. ولایت یک پدیده ی فرا زمینی ست، ادامه ی رسالت است و امامت. حال آنکه حسنی مبارک دنیا گراست و دین ستیز. اما این دین نیست که مردم مصر میخواهند جانشین مبارک سازند، بلکه دمکراسی خواهی است و گشودن حساب و کتابی برای قدرت و مهار ساختن و جلوگیری از مفاسد و بی بند و باری قدرتمداران. این آرزو را ولایت ممکن است با خود به گور برد که جامعه ی دیگری را ببیند که در کمند اسلام گرفتار شود.

قطعا به دلیل دنیاگرایی است که مبارک از خود ضعف نشان میدهد و از بکار گیری ابزار خشم و خشونت و بیرحمی برای بقای خود امتناع میورزد. حتی حاضر میشود که خواری را نیز پذیرا شده از مسند قدرت با غرور و افتخار به زمین فرود آید. اما ولایت ذاتا برای وجود مادی ارزشی قائل نیست. بمثابه جلوه ی الله، نمیتواند چیزی کمتر از بندگی و عبودیت، تسلیم و اطاعت بخواهد. وقتی که در انتخابات خرداد ٨٨، اعلام نمود که تقلبی در نظام اسلامی بویژه تقلب انتخاباتی، هرگز صورت نمیگیرد و نگرفته است، انتظار داشت که امت اسلامی حرف او را با جان و دل بپذیرند و به خانه های خود بازگشته از نعمت امنیت جانی و اخلاقی که نظام ولایت فراهم آورده است، در رفاه و آسایش بسر برند. این است که ولی فقیه، وقتی رای مردم، مبنی بر گزینش میرحسین موسوی را با رای خود که احمدی نژاد را برای ریاست کار گزاری خویش برگزیده بود، در ستیز و خصومت دید، همچون الله بر آشفت و خشمگین گردید. بر فراز منبر مقدس اخطار داد و تهدید نمود. مردم را به تسلیم، اطاعت و فرمانبرداری فرا خواند و هشدار داد مبادا سر به شورش و طغیان بر دارید. در غیر اینصورت دروازه های دوزخ را بر روی تان خواهم گشودم. که گشود و آنهم بدون کوچکترین درنگی.

اما حرف ولایت، حرف آخر بود. فصل الخطاب بود. رای ولایت بر احمدی نژاد قرار گرفته بود. اگرچه فاصله ی چندان فاحشی بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی و احمدی نژاد وجود نداشت. مسلم است که پذیرش میرحسین موسوی بعنوان برنده ی انتخابات ریاست جمهوری، نمیتوانست زیان و خسارتی به نظام ولایت وارد آورد. چرا که وجود چون و چرا، چهره ی نظام را آراسته می ساخت و حتی ممکن بود که کارایی آنرا هرچه بیشتر افزایش دهد. اما حرف ولی فقیه، حرف نهایی بود. نه، و نافرمانی، سزاوار تنبیه و مجازات بود.این است که ولی فقیه در برابر ظهور چندین میلیونی مردم در اعتراض به نتایج انتخابات، مات و مبهوت ماند. با این وجود جانوران موذی و خزنده خود را در میان دریای بیکران جمعیت رها ساخت. گلوله های آتشین را از غیب در سینه های جوانان می نشاند، در قلب هایی که به نشاط و شادی می تپیدند و سراسر عشق و امید بودندد. ولایت را زیبایی هم به هراس وا میداشت به همین دلیل با نشاندن تیر غیبی در سینه ی لبریز از زندگی ندا آقا سلطان، زیبایی را نیز بخاک و خون کشاند که نظام تسلیم و اطاعت را بدون هیچ چون و چرایی تحکیم و تداوم بخشد.

از آن پس ولایت چهره ی خشمگین خود را بنمایاند. نیروهایی را به خیابانها گسیل داشت که وحشت آفرین بودند. سراسر خشم و خشونت و بیرحمی. گارد های ضدشورش، زره به تن و کلاه خود بسر. سپر به یکدست و گرز گران بدست دیگر. موتورسوارانی دو ترکه همچون اژدهای چندین سر ناگهان از زیرزمین میجوشیدند و بسوی مردم هجوم میبردند. میزدند و میکوبیدند. بسیجیان و “لباس شخصی” ها، یا لشگر ارازل و اوباش، مردم را از غیب به قمه میکشیدند و طعمه میگرفتند. زیر لگد و باتوم دستگیر میکردند و روانه ی دوزخ میساختند. در این مدت کوتاه صدها نفر از بهترین فرزندان این آب و خاک هنوز تحت بازجویی و شکنجه قرار دارند و از آن پس روزی نیست که سر دگراندیش و آزادیخواهی را به جرم محاربه بدار مجازات نیاویزند.

آری مردم ایران آن خشم و خشونت و بیرحمی که خود در وقایع پس از انتخابات سال ٨٨ در نظام ولایت تجربه کرده اند، در خیابانها مصر مشاهده نمیکنند. نکته ای که در اینجا مورد تاکید است آنست که خشم و خشونت و بیرحمی ای که در نظام ولایت علیه مردم بی دفاع ایران بکار گرفته شده است، با آنچه در مصر میگذرد قابل قیاس نیست. تاکنون ارتش و مردم با دیده احترام به یکدیگر نگریسته اند. در حالیکه نیروی سرکوب گر پاسداران دین کوچکترین احترامی، حقی یا حقوقی برای معترض هموطن، قائل نبودند. بازجویان دوزخ ولایت، چه انسانهایی را با روحی بزرگ و شکوهمند به اسارت و بندگی نکشیده اند و چه جانهای آزادی را به دیار نیستی رهسپار نساخته اند.

رژیم حسنی مبارک دست دین را از قدرت و سیاست کوتاه ساخته بود. حال آنکه رژیم ولایت ماهیتا یک نظام دینی است و براساس اصل و اصول دینی پایه گذاری گردیده است. ما هم اکنون شاهد یکی از قیام های مردمی هستیم که با کمترین خشم و خشونت تاکنون روبرو گردیده است و چیزی کمتر از سرنگونی رژیم هم نمیخواهند. در حالیکه جامعه ی ما هنوز تاوان یک نافرمانی کوچک را در خرداد ٨٨ میدهد. در حال حاضر جامعه ی ما از همان بیماریهایی رنج میبرد که جوامعی مثل مصر و تونس دچار آن بوده اند، همچون بیکاری و گرانی. با این وجود در جامعه ی ما آتش هنوز در زیر خاکستر خفته است.

این تفاوت های فاحش بین دو رژیم و دو مردم و کنش و واکنشهای آنها را باید در ماهیت دو جامعه جستجو نمود. یکی دین را محدود ساخته است که به نظر میرسد که در برابر بحران نرم میشود و شکست بر میدارد. اما دیگری به استقبال بحران میرود که همچون اراده ی الله هرچه سخت تر و خشن تر و بیرحم تر گردد. در یکی ساختار قدرت، جدا از دین است و در شکل بخشیدن به زندگی روز مره، دین فضای کوچکی را اشغال میکند. نه از حجاب اجباری و جدایی جنسیت خبری است و نه از قصاص و سنگسار و اعدام های روزانه به جرم محاربه با حکومت الله بر روی زمین. در یکی میتوانی، اگر بخواهی، پیمان و تعهد خود با نظام استبدادی بشکنی و سر به تمرد و سرپیچی برداری. ما ایرانیان به این امر در سی سال پیش از این با موفقیت دست زدیم. اما در نظام ولایت، دین و قدرت با هم آمیخته اند و از یکدیگر جدا نا پذیرند. در نظام دیکتاتوری حسنی مبارک، اراده ی معطوف بقدرت، یعنی اراده ی معطوف به انسان بودن و رهایی و آزادی هنوز زنده است، حال آنکه در نظام اسلامی اراده انسانی معطوف به تسلیم و اطاعت، اسارت و بندگی گردیده است. چرا که یکی را چاره ای جز رفتن در پیش روی ندارد. اما دیگری همچنانکه روایت شود، ادامه یابد تا قیامت. زیرا که نظامی ست کیفر دهنده گناه، نظامی که عفو و بخشش را به آخرت موکول میکند. خشم و خشونت و بیرحمی را به آن حد سخت و تحمل ناپذیر، تحقیر کننده و توهین آمیز میکند که مردم خاطره ی نا فرمانی را از آگاهی خود هرگز پاک نسازند. حسنی مبارک نیز رقیبان ش را محبوس میساخت، دگر اندیشان را وادار به سکوت میکرد، اما چون دست خود را آلوده به دین نساخته بود بجنایت علیه بشریت نیز دست نزد. نظام ولایت، نظامی ست ضد بشری، دشمن رهایی و آزادی انسانی. بهمین دلیل است که مصری ها نه گفته اند به آنچه اسلامی ست.

parsamarzban
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۸۹, ۰۹:۵۷
پارسا جان خیلی وقت بود نتوانستم بیام یک خسته نباشی بهت بگم. دست مریزاد کارت نمره بیست داره . سپاس.:M26: :M26:

درود نازنین من
سپاسگزارم
من به یاد تو بودم
امیدوارم که هر جا هستی
‌ آسوده و دلشاد باشی
‌‌ای مهربان من

http://media-cdn.tripadvisor.com/media/photo-s/00/18/4c/5b/butterfly-farm.jpg

parsamarzban
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۸۹, ۱۲:۲۷
سخنگوی کاخ سفید: الان یعنی «همین الان»؛ مبارک باید همین الان برود
(http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11147-%D8%B3%D8%AE%D9%86%DA%AF%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%AE-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%C2%AB%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86%C2%BB%D8%9B-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AF.html)


به دنبال سخنان سه‌شنبه شب باراک اوباما و تاکید او بر جابجایی فوری قدرت در مصر، یک روز بعد، سخنگوی کاخ سفید تاکید کرد که منظور رئیس جمهوری آمریکا از «الان» همان زمان انجام سخنرانی در سه‌شنبه بوده است. رابرت گیبز گفت: «الان یعنی دیروز».

یک روز بعد از حاضر شدن حسنی مبارک در تلویزیون مصر و اعلام کناره‌گیری از قدرت پس از انتخابات ریاست جمهوری آینده در ماه سپتامبر، خشونت‌ها در قاهره و شهرهای بزرگ مصر شدت گرفت و روز گذشته نیروهای طرفدار مبارک با حمله به معترضان، صحنه‌های خشونت‌باری را به‌وجودآوردند که از سوی رسانه‌های بین‌المللی به طور مستقیم در سراسر جهان پخش می‌شد.

رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید نیز در جلسه تشریح سیاست‌های دولت گفت که منظور رئیس جمهوری آمریکا از سخنان سه‌شنبه شب مبنی بر انتقال فوری قدرت، کنار رفتن مبارک در آینده نبوده است. رابرت گیبز تاکید کرد که منظور از «الان»، روزگذشته (زمان انتشار سخنان باراک اوباما) بوده است، چرا که مردم مصر نمی‌خواهند فرایند جابجایی، یک هفته دیگر، یک ماه دیگر یا چند ماه بعد آغاز شود.

شب گذشته، دفتر سخنگوی کاخ سفید بیانیه‌ کوتاهی در محکومیت خشونت‌ها منتشر کرد: «ایالات متحده مراتب تأسف خود را به سبب خشونتی که در مصر جریان دارد ابراز می دارد و آن را محکوم می کند و ما از بابت حملاتی که به رسانه ها و تظاهر کنندگان مسالمت جو صورت گرفته است عمیقاً نگرانیم. ما دعوت مؤکد خود را به خویشتنداری تکرار می‌کنیم.»

انتشار این بیانیه در حالی صورت می‌گیرد که برخی از مخالفان دولت مصر معتقدند که آمریکا در مقابل کنار رفتن سریع مبارک مقاومت خواهد کرد. از سوی دیگر، برخی از نئوکان‌ها و راست‌های اسرائیلی نیز از کنار رفتن فوری مبارک و به قدرت رسیدن اخوان‌المسملین در هراس‌اند. اخوان‌المسلمین به دلیل شبکه اجتماعی بسیار قدرتمندنش، حتی در زمان قطع ارتباط اینترنت و یا تلفن قادر است بسیاری از مردم را از خبرها و برنامه‌های تجمع و اعتراض با خبر کند و قدرت نفوذ بسیاری در طبقه فرودست مصر دارد.

parsamarzban
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۸۹, ۱۲:۳۷
به یاد ۱۲ بهمن ۵۷ و تقدیم به کسانی‌ که از تاریخ عبرت نمی‌گیرند / فرهاد کشتگان (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/11145-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DB%B1%DB%B2-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%DB%B5%DB%B7-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%B9%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%8 6%D8%AF.html)

فردا قرار است امید مستضعفان جهان و ولی‌ امر مسلمین و نایب بّر حق امام زمان و رهبر فرزانه در بهشت زهرا سخنرانی کنند، فردا قرار است در بهشت زهرا محل سخنرانی‌ بنیانگزار کبیر انقلاب، روح خدا، حضرت امام (ر‌ه) گلباران شود.....ای کاش به جای این همه فقط سخنرانی ایشان بدون سانسور پخش می‌شد، یا عکس‌های نزول اجلال ایشون با همراهانشون فتوشاپ نمی‌شد و کسی‌ از این عکس‌ها حذف نمی‌شد.

خمینی‌ای امام! یادتان هست فرمودید : «قبرستان‌ها را آباد کرده؟»

یادتان هست؟...... از کشته‌هایی‌ که به فتوا‌های «دموکرات» شما همسایه شما در بهشت زهرا شدند سخن نمی‌گویم چون اونها حتما کافر و ملحد و طاغوتی و...بودند، ولی‌ یادتان هست۷۰۰ هزار کشته در جنگ دادیم چون شما گفتید «اگر این جنگ ۲۰ سال هم طول بکشه ایستاده‌ایم»، بعد تا «شیطان بزرگ» به شما توپید،‌ ای بزرگ مرد شجاع، جام زهر را با یه قاشق ماست و خیار زدید به بدن؟ تا اونجا تشریف دارید ای «روح سرگردان خدا» یه سری به قطعه شهدا بزنید بی‌ زحمت...

یادتان هست چگونه جام زهر را نوشیدید؟ طنز تاریخ این است که آباد‌ترین جای این شهر دود گرفته فقیر در مانده، قبر شماست (خود مستحضر هستید که اتفاقا در زمین غصبی هم دفنید نه؟) تنها جائی که نورباران است مرقد معطر جنابعالی است! باغی خاموش و سرد....سرد مثل آن «هیچی‌» که گفتید وقتی‌ از شما پرسیدند چه احساسی‌ دارید وقتی‌ پس از ۱۵ سال به «وطن» (که هیچوقت دوستش نمیداشتید) باز می‌گردید. وقتی‌ در بهشت زهرا با «یارانتان» که امروز از عکس‌ها محو می‌شوند بودید، از مجانی‌ شدن این و آن صحبت می‌کردید؟

یادتان هست از آزادی کمونیست‌ها حرف می‌زدید؟ امروز کجایید که ببینید این انقلاب اسلامی‌تان چند میلیون نفر را آواره و چند هزار نفر را به جوخه مرگ فرستاد، هر چند برای شما این چیز‌ها مهم نیست، قدرت از هر چیز دیگری برای شما مهم‌تر بود. من به خدا و دنیای دیگر ایمان ندارم، ولی‌ گاهی‌ آرزو می‌کنم که «داوری در کار بود» و می‌دانم که دوزخ در آن روز در پیش گناهان شما کم می‌آورد.

بخواب که در تاریخ این سرزمین جایی بسیار پایین‌تر از اسکندر و تیمور و چنگیز داری که همه اجنبی بودند و تو «هیچ» نبودی!

parsamarzban
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۸۹, ۱۴:۰۱
توفان در راه است / هوشنگ اسدی (http://www.roozonline.com/persian/sotun/sotun-item/archive/2011/february/02/article/-bcd748a623.html)

هفته" امام آمد" است. شاه رفته بود و امام آمده بود. ایران باید آزاد می شد. می گفتند شاه قبرستان ها را آبادکرد، انقلاب شهرها که هیچ روستاها را آبادان خواهد کرد. نان وبرق مجانی خواهد شد.

چنین گفته بودولی فقیه اول. و جانشینش مژده داده بود:

- در حکومت اسلامی قطره چشمی از چشم مظلومی نخواهد آمد...

سی و دوسال شد. سلطان جای شاه را گرفت. نان وبرق چنان گران شد که دیگر فروش ناموس و کلیه جوابگویش نیست. قتل عام جای اعدام را گرفت. اعدام داستان هر بامداد شد.

و این داستان مکرر است درمکرر. نگاه هفته در این هفته دوم بهمن ماه 1389 جز این در زمین خونین جمهوری اسلامی نمی بیند.

افق اما حرف دیگر می زند. هفته، تمام هفته، توفان خاورمیانه را در می نوردد. خون ندا در انقلاب یاس تونس گل داد. "بن علی" رفت. "سیدعلی" گفت فریاد بلند آزادی تونس را بربایند و نام "انقلاب اسلامی" بر آن بگذارند. نوبت به مصر رسید. فقط حسنی مبارک نبود، همه خودکامگان منطقه بر خود لرزیدند و به فکر چاره افتادند...

هفته، تمام هفته شعری سرود آزادی شد. هزاران نفر "ظالمان جهان" را فریاد کردند و به خیابانها می آمدند. به روزگاری "مارسیز" سروده "روژه دو لیل" در جهان طنین انداز بود، زمانی نوبت "انترناسیونال" اثر "اوژن پوتیه" شد و حالا این شعر شاعر تونسی، عبدالقاسم الشعبی از توفان و آتش زیرخاکستر خبر می دهد.

همه خبرهای هفته کهنه است، جز این شعر . " سیدعلی" می شنود؟

ظالمان جهان

ظالمان ستم پيشه!

عاشقان تاريکی!

دشمنان زندگی!

شمار ضعيفان را دست کم گرفته ايد

دست شما آغشته به خون آنهاست

زندگی جادويی ما را از شکل انداختيد و تخم اندوه در کشتزارها کاشتيد

صبر کنيد

گول بهار را و صافی آسمان صبح را نخوريد

زيرا در افق

آنک نهفته است بيم تاريکی،

و غرش تندر و خيزش بادها

زنهار!

زير خاکستر آتشی پنهان است

و آنکه خار می کارد، زخم درو می کند

بنگريد! من سرهای مردمان را درو کرده ام

و گلهای اميد را و قلب جهان تشنه را با خون سيراب کردم

باری رود خون شما را در خواهد نورديد و توفان سهمگين شما را خواهد بلعيد.

fariimah
پنجشنبه ۱۴ بهمن ۸۹, ۱۹:۱۸
لیست قربانیان سنگسار در جمهوری اسلامی ایران (http://notonemoreexecution.org/stoning/)

parsamarzban
جمعه ۱۵ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۵
این خبر بدون شرح است! /عصرایران ؛ شیرین ساوالان پور - آنچه در زیر می آید عیناً از خبرگزاری های داخلی در روز جاری و ایام اخیر است: (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28127)
40 روستای بم در محاصره سیل

به دلیل بروز سیل 40 روستا در منطقه روداب و نرماشیر در محاصره سیلاب قرار گرفتند.
پس از سالهای خشکسالی در شهرستان بم و شهرستان تازه تاسیس نرماشیر بارندگی سه روز گذشته که به طور مداوم ادامه داشت موجب آبگرفتگی شدید بخش روداب و شهرستان تازه تاسیس نرماشیر شد.
در این دو منطقه هم اکنون 40 روستا در محاصره سیل هستند و راههای روستایی دچار آبگرفتگی و تخریب شده اند.
ساکنان این روستاها هم اکنون نیازمند امداد رسانی هستند.

تخریب 6 هزار خانه در سیلاب گسترده کرمان

درحالیکه طی سیزده سال پیاپی خشکسالی به عنوان مهمترین معضل بزرگترین استان کشور تبدیل شده است در سه روز گذشته سیلاب گسترده 14 شهرستان کرمان را در بر گرفت و شش هزار خانه را تخریب کرد.
سیلاب شدید و گسترده درشرایطی تنها طی سه روز بخشهای مختلف استان کرمان را درگیر کرد که میزان بارندگی طی این چند روز در کرمان بیش از متوسط بارندگی طی یک سال گذشته در استان کرمان گزارش شده است.


ده ها روستا در محاصره سیل

در حال حاضر به دلیل بارندگی شدید در کرمان 116 روستا در محاصره سیلاب هستند و طبق اعلام مسئولان محلی در شرق استان کرمان نیمی از بخش روداب در بم، نیمی از شهرستان تازه تاسیس نرماشیر، 50 درصد شهر زلزله زده ریگان، بیش از 60 روستا در فهرج و ریگان در محاصره سیل قرار دارند، از سوی دیگر در جنوب استان کرمان شش شهرستان جیرفت، عنبرآباد، رودبار، قلعه گنج، کهنوج، منوجان به شدت دچار سیل زدگی شده اند در شمال استان نیز شهربابک، زرند و کرمان دچار خسارت شدند و کشاورزانی که تا دیروز آبی برای سیراب کردن باغها و مزارع نداشتند امروز شاهد غرق شدن مزارع و کشاورزی خود در سیلاب هستند.


خسارات سیل از زمین لرزه های شش ریشتری ریگان بیشتر است

سیل روز گذشته حتی از زمین لرزه های سهمگین شرق استان خسارت بیشتری را به مردم وارد کرده است و بخش قابل توجهی از استان را درگیر خود کرد و این درحالی است که از صبح امروز نیز طوفان در برخی مناطق استان بخصوص شهر کرمان آغاز شده است.

دو نفر کشته شدند

هم اکنون سیل در جنوب کرمان طبق اعلام مسئولان شش هزار خانه را تخریب کرده است و دو نفر نیز در این حوادث که ناشی از بی احتیاطی بیان شده است جان خود را از دست داده اند و همچنان 116 روستا در محاصره سیل قرار دارد.
از سویی مردم شهر کرمان نیز از تبعات سیل در امان نماندند و آبگرفتگی شدید برخی معابر شهری و خانه ها در این شهر مردمی را که آرزوی ریزش باران داشتند در حیرت فرو برد و این نکته را بار دیگر گوشزد که که ساختار شهری کرمان برای مقابله با چنین شرایطی با مشکل روبرو است.


7135 خانوار کرمانی درگیر سیل هستند / راه ها مسدود شدند

معاون عمرانی استاندار کرمان با اشاره به حجم سیلاب در کرمان از درگیر شدن بیش از هفت هزار و 135 خانوار در این سیل در استان کرمان خبر داد.
محمد جواد کامیاب همچنین افزود: هم اکنون راههای اصلی رودبار به ایرانشهر، کهنوج به فاریاب و شهربابک به هرات بسته هستند.


تخريب خانه ها در فهرج/ 20 روستا در محاصره سیل/مردم غذا ندارند

فرماندار فهرج گفت: تاكنون 15 واحد مسكوني فهرج در اثر سيل دو روز گذشته‌ تخريب شده است.
حسين زين‌الصالحين با اشاره به سيل دو روز گذشته در اين شهرستان اظهار داشت: 20 روستاي بخش نگين كوير شهرستان فهرج در محاصره سيل قرار گرفتند.با توجه به اينكه 3 هزار واحد مسكوني غيرمقاوم در اين شهرستان قرار دارد و در اثر زلزله دچار آسيب جدي شده‌اند، در اثر بارندگي دو روز گذشته 15 واحد مسكوني تخريب شده است و نياز به چادر براي اسكان دارند.

زين‌الصالحين خاطرنشان كرد: در اثر بارندگي خسارات زيادي به جاده‌هاي روستايي، پل‌ها و معابر وارد شده است و اكثر منازل دچار آب‌گرفتگي شديد شده‌اند و هم اكنون اكيپ‌هاي امدادي وارد منطقه شده‌اند و در حال كمك‌رساني به مردم سيل‌زده هستند.

وي با بيان اينكه خسارات زيادي به قنوات و مزارع كشاورزي شهرستان وارد شده است، عنوان داشت: بسياري از قنوات و كانال‌هاي كشاورزي در اين شهرستان تخريب و از بين رفته است و نبود ماشين‌آلات سنگين راهسازي از مهم‌ترين مشكلات در اين شهرستان است.

زين‌الصالحين تصريح كرد: سيل موجب تلف شدن تعداد زيادي از دام‌هاي دامداران شده است و كارشناسان هم‌اكنون در حال برآورد خسارات وارده در بخش‌هاي مختلف هستند.

‌با توجه به اينكه آب وارد منازل مردم روستاي يوسف‌آباد چاهدگال شده و تمام وسايل و اثاثيه منزل روستاييان به زير آب رفته است، ساكنان اين روستا به مواد غذايي نياز دارند.

در يكي از معابر روستاي يوسف‌آباد چاهدگال آب بيش از نيم متر است كه عبور و مرور روستاييان به سختي‌ صورت مي‌گيرد.


50 درصد ریگان به زیر آب رفت/ زلزله زدگان در محاصره سیل

مهر: بروز سیل در منطقه زلزله زده ریگان موجب تخریب برخی منازل مسکونی و همچنین آبگرفتگی 50 درصد شهر ریگان و 50 روستا شد.

بروز بارندگی شدید در شرق کرمان زلزله زده های ریگانی را با مشکل جدیدی مواجه کرد این در حال است که تنها چند روز پیش این شهرستان شاهد زمین لرزه 6 ریشتری و همچنین طوفان شن نیز بود و تعداد زیادی از مردم در این شهرستان در چادر زندگی می کنند.

فرماندار ریگان درگفتگو با خبرنگار مهر درکرمان با اشاره به بروز سیلاب شدید دراین شهرستان و شکسته شدن سیل بندهای این شهرستان اظهارداشت: هم اکنون 50 درصد شهر ریگان وبیش از 50 روستای این شهرستان در محاصره سیل قرار دارند و نیازمند امداد رسانی سریع هستند.

وی ادامه داد: سیل زدگان هم اکنون در خارج از این منازل و در چادر ساکن هستند و نیازمند امداد رسانی در اسرع وقت و همچنین توزیع مواد غذایی هستند.

فرماندار ریگان خاطرنشان کرد: خسارات سنگینی نیز به بخش کشاورزی وارد شده و بسیاری از زمین های کشاورزی و باغات دچار آب گرفتی شده است.

برزنگ افزود: هزار راس دام و سه هزار و 700 قطعه طیور در این شهرستان تلف شده است.

وی خواستار کمک رسانی سریع به سیل زدگان شد و گفت: راه دسترسی به چهار روستا در ریگان بسته است و نیاز به امداد رسانی سریع دارند.

7000 خانوار کرمانی در معرض سیل/ دو کشته و هزاران آواره از سیلاب

مهر: معاون استاندار کرمان با اشاره به ادامه امداد رسانی سریع به سیل زدگان کرمانی گفت: در مناطق سیل زده هفت هزار خانوار در معرض سیل قرار گرفتند.

پس از زمین لرزه های متوالی و تخریب هزاران خانه در زلزله های 6 و 6.5 ریشتری شرق کرمان این بار سیل 14 شهرستان را در برگرفت.

وی از آبگرفتگی شدید شهرهای مختلف در استان کرمان خبر داد و گفت: کرمان، سیرجان، عنبرآباد، جیرفت، کهنوج، ریگان، فهرج و زرند دچار آب گرفتگی شدید شده اند و از سوی دیگر 116 روستا در محاصره سیل هستند و شش هزار خانه مسکونی در این مناطق تخریب شده اند.

و اما بشنوید سخنان نماینده مردم منطقه بحران زده فوق در مجلس شورای اسلامی را:

نماينده مردم بم، ريگان و فهرج در مجلس: غول استكبار در حال نابود شدن است

فارس: نماينده مردم شهرستان‌هاي شرق استان كرمان در مجلس گفت: غول استكبار در حال نابود شدن بوده و شاخ و برگ‌هاي پوسيده آن توسط ملت‌هاي آزاده جهان در حال خشكاندن است.

حجت‌الاسلام موسي غضنفرآبادي چهارشنبه شب در جمع اعضاي حزب مؤتلفه اسلامي بم اظهار داشت: وجود مقدس نبي اكرم (ص) موجب خير و بركت براي مسلمانان است و ما بايد شب و روز شكرگزار اين نعمت الهي باشيم.

وي با سپاسگزاري به درگاه خداوند متعال به دليل نزول رحمت الهي در شرق استان پس از خشكسالي‌هاي چند سال اخير بيان داشت: تعدادي از رودخانه‌هاي شرق استان كه مدت‌ها خشكيده بودند، از جمله رودخانه فهرج دوباره پر‌آب شدند.

وي وقايع اخير جهان از جمله انقلاب‌هاي صورت گرفته توسط ملل آزاديخواه عليه حكام مستبد و جيره‌خوار آمريكا و رژيم صهيونيستي را از نشانه‌هاي ظهور دانست و افزود: انقلاب اسلامي ايران ملت‌هاي آزاديخواه جهان را بيدار كرد.

غضنفرآبادي با مقايسه سخنان شاه در روزهاي پاياني حكومت خود با سخنان حسني مبارك افزود: هر دو نفر جيره‌خوار استكبار هستند و از روي التماس با مردم صحبت كردند.

نماينده شرق استان كرمان در مجلس خاطرنشان كرد: با توجه به شرايط كنوني بايد از هميشه هوشيارتر باشيم، زيرا دشمنان كوتاه نيامده‌اند و فتنه داراي چهره‌هاي زيادي است.

وي گفت: در كشور ما به فضل الهي اتحاد و همدلي شيعه به صورت گسترده وجود دارد و نبايد اين عزت و اقتدار را به سادگي از دست بدهيم.

وي با ستودن وحدت و همدلي موجود در شرق استان كرمان تصريح كرد: اصل حفظ نظام اولويت دارد و سخناني كه موجب تضعيف نظام باشد، غيرقابل بخشش است.

نماينده شرق استان كرمان در مجلس با بيان اينكه عده‌اي قصد اختلاف‌افكني و ايجاد شايعات گوناگون بر عليه افراد را دارند، اظهار داشت: بايد مراقبت كنيم و اجازه ندهيم با آبروي افراد بازي شده و از اين طريق ايجاد تفرقه شود.

غضنفرآبادي خود را موظف به حمايت از مسئولاني دانست كه كار خود را به درستي و خالصانه انجام مي‌دهند و گفت: همه مسئولان در حد توانايي خود تلاش مي‌كنند، اما برخي افراد از روي غرض‌ورزي اقدام به سياه‌نمايي و كوچك جلوه‌دادن كارها و خدمات صورت گرفته مي‌كنند.

وي بيان داشت: ما مخالف اجراي عدالت نيستيم، اما بي‌عدالتي را هم تحمل نمي‌كنيم.

غضنفرآبادي بازسازي فرهنگي را در اولويت مباحث خود دانست و خاطرنشان كرد: آنچه به مردم بم عزت داده، عزاداري‌هاي با‌شكوه، اتحاد، همدلي و ولايتمداري است كه بايد آن را براي هميشه حفظ كنيم.

fariimah
جمعه ۱۵ بهمن ۸۹, ۱۱:۵۰
مهرداد بهار
اسامی بیش از ۳۰۰ تن از محکومین به اعـدام و سنگسار در ایران

اعدام یکی از مهمترین ابزارهای سیاسی جمهوری اسلامی برای تثبیت حاکمیت جنایتکارانه خویش است. در طول بیش از سی سال حیات جمهوری اسلامی، ماشین اعدام و تولید جنایت این رژیم، لحظه ای توقف نکرده و زندگی دهها هزار نفر را گرفته است.

جمهوری اسلامی از اولین روز به قدرت رسیدن تا به امروز همواره از اعدام بعنوان ابزاری برای حفظ سلطه سیاسی خود استفاده کرده و میکند. این حکومت با اعدام به قدرت رسیده و با اعدام نیز به حیات جنایتکارانه خود ادامه میدهد.

به دنبال خیزش انقلابی مردم در سال ۱۳۸۸ که پایه های حکومت جمهوری اسلامی زیر اعتراض میلیونی توده های وسیع مردم به لرزه در آمده بود، شکنجه و اعدامهای گسترده و بی رویه تنها ابزاری بود که جمهوری اسلامی توانست خود را از سقوط حتمی توسط توده های میلیونی مردم برهاند. سال ۸۸ میتوانست سال آخر حیات حکومت اعدام و شکنجه و سنگسار باشد. اما جمهوری اسلامی تنها به یمن وحشیانه ترین اشکال سرکون و شکنجه با ایجاد کهریزک ها و گسترش اعدام ها قادر شد هنوز بر اریکه ماشین جنایت خود باقی بماند.
از سوی دیگر با اروج جنبش های انقلابی ضد دیکتاتوری در خاورمیانه و شمال افریقا، شبح دوران زوال دیکتاتورهای جهان سومی باز لرزه به اندام جمهوری اسلامی انداخته و این بار نیز جمهوری اسلامی با شعله ورتر کردن تنور دستگاه آدم کشی اش تلاش میکند کابوس سرنگونی را از بالای سر خود بردارد. جمهوری اسلامی به ویژه طی دو ماه اخیر، با تمام قدرت فعلی خود به سرعت و میزان آدم کشی اش افزوده است.

ضرورت مقابله با اعدام های جمهوری اسلامی نه تنها در وظیفه همیشگی دفاع از جان و حرمت انسانی قربانیانی که به دست جلادان اسلامی اسیر شده اند بلکه حتی از زاویه تسریع پروسه سرنگونی کل این ماشین و دستگاه جنایت و آدم کشی، برجسته میشود. باید بهر شکل ممکن و در ابعادی گسترده هماهنگ و سراسری به مقابله با این ماشین جنایت رفت و آن را سد کرد. بدین منظور در گام اول تهیه و جمع آوری لیست کلیه محکومین به اعدام ضرورت میابد. جمهوری اسلامی با تمام قوا تلاش میکند که نام و هویت محکومین به اعدام را مخفی نگهدارد. افشای نام محکومین به اعدام و تلاش جهانی برای جلوگیری از اعدام تک تک آنها یک گام مهم و ضروری در مبارزه با دستگاه آدم کشی جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی با اعدام بر قدرت سوار شد و با جنبش علیه اعدام نیز میتواند و باید به زیر کشیده شود.

کمک کنید لیستی جامع تر تهیه کنیم

لیست زیر تنها اسامی افرادی است که هویت شان در روزنامه ها سایتها و گزارشات پراکنده و مختلف خبری درج شده است. این لیست منابع متعددی دارد. قطعا این لیست یک لیست کامل و جامعی نیست. قطعا لیست محکومین به اعدام به مراتب بیشتر از این لیست است. حتی ممکن است محکومیت بعضی از افراد موجود در این لیست نیز تغییر پیدا کرده باشد. اما آنچه قطعی میباشد این است که کلیه اسامی ذکر شده در این لیست افرادی میباشند که حکم اعدام دریافت کرده اند. بهر حال همینجا از همه مدافعین حقوق انسانی و مخالفین اعدام صمیمانه دعوت میکنم که هر گونه اطلاعات تکمیلی در اختیار دارند ارسال کنند. نباید اجازه دهیم که هیچ محکوم به اعدامی گمنام و بدون هویت بماند. نام هیچ محکوم به اعدامی نباید در این لیست جا افتاده باشد. تلاش میکنم مدام این لیست را به روز رسانده و با اطلاعات تکمیلی شما و گزارشات خبری دیگر در این خصوص تکمیل کنم. این وظیفه تک تک ماست که هر کس را که میشناسیم یا میدانیم در خطر اعدام است نام و هویتش را علنی کرده و برای نجات جانش تلاش کنیم. صمیمانه منتطر دریافت گزارشات تکمیلی شما میباشم.

برای تماس میتوانید با ای میل: farshadhoseini@yahoo.com و یا تلفن تماس: 0031681285184 استفاده کنید.

آمار تفکیکی از لیست محکومین به اعدام و سنگسار

زندانیان سیاسی ۹۷ نفر
محکومین به اعدام در زندان اراک ۵۴ نفر
نوجوانان زیر اعدام ۹۵ نفر
زنان محکوم به اعدام ۳۱ نفر
همجنسگرایان محکوم به اعدام ۴ نفر
محکومین به سنگسار ۲۴ نفر

مجموعا ۳۰۵ نفر

زندانیان سیاسی محکوم به اعدام (مجموعا ۹۷ نفر)

1) ایوب پرکار
2) احمد کریمی
3) ناصر عبدالحسینی
4) رضا خادمی
5) فرهاد وکیلی
6) علیرضا رمی خیر آبادی
7) عباس دلدار
8) امیر رضا عارفی
9) سعید ملک پور، شهروند کانادایی
10) حمید قاسمی، شهروند کانادایی
11) یوسف ندرخانی، کشیش کلیسا در ایران
12) بهروز خانجانی، کشیش کلیسا در ایران
13) جواد لاری ۵۵ ساله اوین
14) حسين حمزوي شجاع
15) اميرعلي چابکزاده
16) سهراب جلالي
17) ساسان بابائي
18) ارسلان اوليائي
19) مهدي مرادي
20) فردين محمدي

اسامی محکومین به اعدام در جریان عاشورا (۸ نفر)

21) عبدلرضا قنبری، معلم و نویسنده که پس از جریان انتخابات ۸۸ به مجازات اعدام محکوم شده
22) جعفر عبادی
23) فرح واضحان. فرح واضحان دو روز بعد از حوادث روز عاشورای سال گذشته در منزل خود بازداشت شده است. با گذشت هفت ماه از بازداشت به پرونده‌اش رسیدگی نشده است. در تاریخ ۱۳ مرداد ماه ۱۳۸۹ گزارش شد که واضحان به ۱۵ سال حبس محکوم شده است. در تاریخ ۱۹ مرداد گزارش شد فرح واضحان محکوم به اعدام شده است. در تاریخ ۱۸ شهریور گزارش شد، فرح واضحان در پی ناراحتی شدید قلبی به بیمارستانی خارج از زندان اوین منتقل شده است. در تاریخ ۱۹ شهریور گزارش شد، از فرح واضحان که روز گذشته بر اثر ناراحتی قلبی و احتمال سکته به بیمارستانی خارج از زندان منتقل شده بود، خبری در دست نیست.
24) احمد دانشپور مقدم
25) محسن دانشپور مقدم پدر احمد
26) مطهره بهرامی حقیقی مادر احمد دانش پور مقدم
27) ریحانه حاج ابراهیم دباغ
28) هادی قائمی

اسامی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام در کردستان (۴۴ نفر)

29) مصطفی سلیمی، اهل سقز - زندان سقز
30) حبیب‌الله لطیفی، اهل سنندج – زندان سنندج
31) زینب جلالیان، اهل ماکو - زندان کرمانشاه
32) شیرکوه معارفی، اهل بانه - زندان سقز
33) رشید آخکندی،
34) حسین خضری، اهل ارومیه - زندان ارومیه
35) انور رستمی،
36) رستم ارکیا،
37) سید جمال محمدی، اهل سلماس - زندان اورومیه
38) سید سامی حسینی، اهل سلماس - زندان اورومیه
39) حسن طالعی، اهل ماکو
40) عزیز محمد زاده،
41) حبیب‌الله گلپری‌پور، اهل سنندج، زندان ارومیه
42) قادر محمدزاده،
43) عبدالله سروریان،
44) زانیار مرادی
45) لقمان مرادی
46) ایرج محمدی
47) محمد امین آگوشی، اهل میاندوآب - زندان اورومیه
48) احمد پولادخانی، اهل پیرانشهر - زندان اورومیه
49) فتح الله صفاري
50) قادر شيري
51) انور حسين پناهي
52) محمد قوامي
53) جبرئيل خسروي
54) هوشيار احمدي
55) سيروان محمدي
56) بهمن سعيدي
57) ناصر صديقي
58) دياکو قبادي
59) فواد شبکي‌فرد
60) حامد مينازاده
61) صلاح نعمتي
62) توفيق مرادي
63) شاهو کليايي
64) حسين کرمي
65) عزيز محمدجاني
66) ساعد بنفشي
67) جهاندار محمدي
68) حبيب الله نادري
69) روناک صفارزاده
70) امير سورسوري
71) مجيد ويسي
72) جهانبخش احمدي
73) محي الدين آزادي

اسامی محکومین به اعدام در سیستان و بلوچستان (۵ نفر)

74) عبدالرحمان ناروئی
75) عابد گهرام زهی
76) عبدالجلیل ریگی
77) ناصر شه بخش
78) محمود ریگی

اسامی محکومین به اعــدام در خوزستان (۱۸نفر)

79) اوده افراوی
80) علی رضا سلمان دلفی
81) علی حلفی
82) مسلم الحایی
83) عبدالرضا نواسری
84) یحیی ناصری
85) عبدالایمان زائری
86) ناظم بریحی
87) عبدالرضا هلیچی
88) زمال باوی
89) ریسان سواری
90) لیلا کعبی
91) علی ساعدی
92) ولید نیسی (مهاوی)
93) ماجد فرادی پور (سواری)
94) دعیر مهاوی
95) ماهر مهاوی
96) احمد ساعدی
97) یوسف لفته پور (طرفی)

fariimah
جمعه ۱۵ بهمن ۸۹, ۱۱:۵۷
ادامه...

اسامی محکوم به اعدام واحد يک زندان مرکزی اراک (۵۴ نفر)
(برگرفته شده از لیست انتشار یافته در سال ۱۳۸۸ توسط عابد توانچه ، زندانی سیاسی که خود در زندان اراک بوده است.)

1) مجتبی منصوری

2) عبدالله هاشمی

3) ولی نوری

4) مجتبی داوودی نيا

5) محمد قلسمی

6) مجتبی عبدلی

7) مسلم محمد علی پور
مهدی اميری فزند ايوب

9) مهدی اميری فرزند ابراهيم

10) مجيد کلا

11) محمد رستمی

12) بهزاد عزيزی

13) برات چزانی

14) مسعود مولايی

15) علی مولايی

16) , ؟؟؟ , مولايی (نام کوچک ناخواناست)

17) مجيد اکبری

18) علی اکبری

19) هاشم حسنی

20) ولی غلامی

21) سيد حکيم حسينی

22) علی علی همتی

23) سعيد داوود آبادی

24) محمد قاسمی

25) رضا وکيلی

26) سياووش محمدی

27) حجت داوودی

28) علی فرق آزادی

29) بوستان حسينی

30) محمود جعفری

31) يعقوب ملک محمدی

32) مسعوود داوری

33) حسين رفيعی

34) حميد آقا زيارتی

35) قلی لطيف نژاد

36) گل احمد موسوی

37) سعيد فاتح

38) بهرام خدابنده لو

39) محمد بيرانوند

40) سيد مهدی حسينی

41) بهزاد عبدالحميدی

42) علی گلمحمدی

43) علی محمدی

44) مسعودد کارچانی

45) مصطفی عنقانی

46) خانعلی ,؟؟؟, (نام فاميل ناخوانا)

47) محمد رمزی

48) غلام سرور تاجيک

49) غلام نبی

50) ابراهيم عرب گل

51) مسعود شاهمرادی

52) صدرا... دارابی

53) جعفر نظام قديری

54) حسين کاظمی

اسامی نوجوانان زیر اعدام (۹۵ نفر)

در زندان اراک (۷ نفر)

1) سعيد شجرات در مرز 18 سال و با رسيدن به سن 18 سالگی به زودی به اتهام قتل يک بسيجی حکم اجرا خواهد شد.

2) سعيد سيف اللهی در مرز 18 سال

3) نبی الله قاسمی در بند جوانان و به دليل گذستن چند سال اکنون در بند بزرگسالان نگهداری می شود

4) مسلم مردالو

5) محسن شعبانی

6) فرزاد طاهری

7) حسن حسينی

نوجوانان محکوم به اعدام در سایر زندانها
سيد محسن ميری


9) رضا پاداشی

10) حامد پورحيدر

11) حسين رنجبر زاده

12) كاظم خسروی

13) احسان اژدهاكی

14) عليرضا جوهری

15) دانيال حسن پور

16) صفر انگوكی

17) محمد عقيلی

18) صابر شربتي

19) محسن طاهر نژاد

20) محمدرضا حدادی
21) محمد فدایی
22) سعید جزی،
23) اشكان
24) سید رضا حجازی
25) احمد مرتضویان
26) ایمان هاشمی
27) حمزه ستانی، به اتهام قتل در ۱۷ سالگی به قصاص محكوم شده است.
28) بنیامین رسولی، ۱۷ ساله
29) حسین ترنج، ۱۷ ساله
30) حسین حقی، ۱۷ ساله
31) مرتضی فیضی، ۱۶ ساله
32) سعید جازی، ۱۷ ساله
33) میلاد بختیاری، ۱۶ ساله
34) فرشاد سعیدی، ۱۷ ساله
35) محمود، ۱۷ ساله
36) صابر
37) سجاد، ۱۷ ساله
38) فرزاد، ۱۵ ساله
39) اصغر، ۱۶ ساله
40) ایمان، ۱۷ ساله، شهر گلپایگان
41) محمد جاهدی
42) مسعود، ۱۷ ساله
43) شهرام پورمنصوری
44) عباس حسینی
45) رضا علی‌‌نژاد: پرونده وي جهت صلح و سازش به شيراز يعني محل وقوع قتل فرستاده شده و در صورتي كه اوليائ دم رضايت ندهند وي اعدام خواهد شد.
46) حمید (نام خانوادگی، نامعلوم) در اكتبر ۲۰۰۵ به خاطر قتل در شعبه ۲۱ دادگاه عمومی استان تهران به قصاص محكوم شد. جرم در ۲۷ ژوئیه ۲۰۰۴ موقعی كه حمید ۱۷ سال داشته واقع شده است.
47) رسول محمدی، موقعی‌ كه قرار بود همراه با پدرش موسی¬علی محمدی اعدام شود ۱۷ ساله بود. هر دو قرار بود كه پیش از اعدام ۷۴ ضربه شلاق بخورند.
48) مهدی، به نوشته روزنامه همشهری، یك دادگاه جنایی در رباط كریم، در مارس ۲۰۰۶ مهدی (نام خانوادگی نامعلوم) را به خاطر كشتن پسری به نام حمید به قصاص محكوم كرد.
49) حسین، (نام خانوادگی نامعلوم) به خاطر جنایتی كه در سن ۱۶ سالگی او اتفاق افتاده با اعدام روبرو است.
50) فیض محمد، یك افغانی‌ به نام فیض محمد در سال ۲۰۰۴ در دادگاه اطفال در كرج به مرگ محكوم شد. او كه در آن هنگام ۱۶ ساله بود، به اتهام قاچاق مواد مخدر، توزیع تقریبا هفت كیلو گرم مُرفین و عضویت در یك باند قاچاق مجرم شناخته شد.
51) علی علیجان
52) حسین قره‌باغلو
53) علی‌ مهین ترابی، اهل كرج به خاطر كشتن یك هم‌مدرسه‌ای به نام مزدك در جریان یك درگیری در میدان بازی در دبیرستان بنی‌هاشمی در فوریه ۲۰۰۳، با اعدام روبرو است. علی مهین ترابی به هنگام این وااقعه ۱۶ سال داشته است. یك دادگاه اطفال در كرج در ۳۰ اكتبر ۲۰۰۳ علی مهین ترابی را به قصاص محكوم كرد، و در ۸ ژوئن ۲۰۰۴ شعبه ۲۷ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرد. علی مهین ترابی در زندان رجائی‌شهر كرج در انتظار اعدام به سر می‌برد.
54) مصطفی، (نام خانوادگی نامعلوم) در حدود ماه اوت ۲۰۰۵ به اتهام كشتن مردی مست در ناحیه تهران پارس مجرم شناخته شد.
55) مهیار، (نام خانوادگی نامعلوم) ۱۷ ساله
56) نعمت، (نام خانوادگی نامعلوم) ۱۷ ساله بود كه دیوان عالی كشور حكم اعدام او را در حدود ماه مه ۲۰۰۶ تأیید كرد، امری‌ كه او را در خطر فوری اعدام قرار می‌دهد.
57) وحید، ۱۶ ساله بنا به گزارش‌ها به خاطر قتل دوستش مهدی به مرگ محكوم شده است.
58) هدایت نیرومند، بنا به گزارش ها هدایت نیرومند ۱۵ ساله اهل قریه قرنی به خاطر كشتن پدرش در دسامبر ۲۰۰۶ به قصاص محكوم شده است.
59) محمد جمالی پاقلعه، زمانی که گویا دوستش را کشته است ۱۵ سال داشت. یک دادگاه اطفال او را ابتدا به ۵ سال زندان محکوم کرد. اما دیوان عالی کشور این حکم را رد و حکم مرگ صادر کرد.
60) حمیدرضا، اهل گرگان به خاطر قتلی كه گویا زمانی به وقوع پیوسته که او ۱۴ سال داشته، به قصاص محكوم شده است.

fariimah
جمعه ۱۵ بهمن ۸۹, ۱۱:۵۷
ادامه..

61) علی ‌نورمحمدی. علی ‌نورمحمدی هنگامی‌ كه در یك درگیری یكی از عموزاده‌هایش را كشته ۱۶ سال داشته است.
62) رسول صفری، در شعبه ۱ دادگاه عمومی گیلان‌غرب به خاطر قتلی که در ۱۷ سالگی او انجام شده، در ۷ سپتامبر ۲۰۰۵ به قصاص محكوم شد. در ۱۹ مارس ۲۰۰۶، شعبه ۳۳ دیوان عالی كشور حكم را ناقص اعلام كرد.
63) بهادر خالقی، در ۳۱ ژوئن ۲۰۰۵ در شعبه ۱ دادگاه عمومی‌ سقز به خاطر قتلی كه در ۱۶ سالگی او اتفاق افتاده به قصاص محكوم شد. در ۱۳ مارس ۲۰۰۶ شعبه ۲۷ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرد.
64) ناصر قاسمی
65) امیر چاله‌‌چاله
66) رسول ایوتوندی،
67) نبوت بابایی
68) صغرا نجف‌پور، اهل گیلان به خاطر قتلی كه در هنگام وقوع آن احتمالا ۱۳ سال داشته ، محكوم به قصاص شده است.
69) محمدرضا ترك، اهل همدان به اتهام قتل به قصاص محكوم شده است.
70) رسول نوریانی، اهل همدان به اتهام تجاوز به عنف در دادگاه عمومی همدان به مرگ محكوم شده است.
71) نازبی‌بی آتش بجان، اهل سمنان به اتهام عرضه مواد مخدر در سن ۱۶ سالگی در شعبه ۱۰۷ دادگاه عمومی خرم¬آباد در ۱ مه ۲۰۰۶ به مرگ محكوم شده است. حكم در ۱۲ فوریه ۲۰۰۶ از سوی دیوان عالی‌ كشور تایید شد.
72) سیاوش شیرنژاد، اهل نصرتان، در ۹ مه ۲۰۰۶ در شعبه ۱۰۷ دادگاه عمومی خرم‌آباد به اتهام قتل به قصاص محكوم شده است.
73) مهیار انوری، اهل گلستان به اتهام قتلی در زمان ۱۷ سالگی او در شعبه ۳ دادگاه عمومی خرم‌آباد به قصاص محكوم شده است. حكم از سوی شعبه ۲۷ دیوان عالی كشور تأیید شده است.
74) محمد ماوری، اهل گلستان، به اتهام وقوع قتلی در زمان ۱۶ سالگی او در شعبه ۲ دادگاه عمومی كردكوی به قصاص محكوم شده است. حكم از سوی شعبه ۴۰ دیوان عالی كشور تأیید شده است.
75) عبدالخالق رخشانی، اهل گلستان، حكم قصاصش از سوی شعبه ۲ دادگاه تجدید نظر گلستان در ۱۶ مارس ۲۰۰۶ تأیید شده است.
76) سعید عرب، اهل گلستان، به اتهام قتل به قصاص محكوم شده است.
77) هانی مؤمنی یساقی، اهل گلستان، در دادگاه عمومی‌ گرگان در ۲۰ نوامبر ۲۰۰۴ به قصاص محكوم شده است. شعبه ۲۶ دیوان عالی كشور حكم را در ۹ مارس ۲۰۰۵ تأیید كرد.
78) صادق احمدپور، به اتهام قتلی در زمان ۱۷ سالگی او در شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی شاهی‌كرد به قصاص محكوم شده است. شعبه ۲۷ دیوان عالی كشور حكم را در ۲۲ ژوئیه ۲۰۰۴ تأیید كرد.
79) احمد جباری، اهل خوزستان، به اتهام قتلی در زمان ۱۵ سالگی او به قصاص محكوم شده است. شعبه ۳۹ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرده است.
80) آكو حسینی، اهل كردستان، به اتهام قتل به قصاص محكوم شده است. شعبه ۲۷ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرده است.
81) غلام نبی براهوتی، اهل یزد، به اتهام قتل و دزدی واقع در زمان ۱۶ سالگی او درشعبه ۱۰ دادگاه عمومی یزد در ۶ فوریه ۲۰۰۳ به قصاص محكوم شد. شعبه ۲۷ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرده است.
82) عمرالدین الكوزه ای، اهل یزد، به اتهام قتلی واقع در زمان ۱۷ سالگی او در شعبه ۱۰۱ دادگاه عمومی تفت در ۳۱ دسامبر ۲۰۰۳ به قصاص محكوم شد. شعبه ۲۶ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرده است.
83) مصطفی ‌سعیدی، اهل استان مركزی، در ساوه به اتهام قتل به قصاص محكوم شده است. شعبه ۴۲ دیوان عالی كشور حكم را تأیید كرده است.
84) زلفعلی حمزه، اهل استان مركزی، به اتهام قتل و زنای به عنف در شعبه ۲ دادگاه عمومی ساوه به قصاص محكوم شده است.
85) امید سارانی، اهل سیستان و بلوچستان، به اتهام قتلی واقع در زمان ۱۷ سالگی او در شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی زاهدان به قصاص محكوم شده است.
86) احمد نورزهی، اهل سیستان و بلوچستان، به اتهام حمل و عرضه مواد مخدر به مرگ محكوم شده است. او ظاهرا در آن هنگام ۱۲ سال داشته است.
87) نعیم كلبعلی، اهل سیستان و بلوچستان، به اتهام اعتیاد به هنگامی كه او ۱۵ سال داشته در شعبه ۱۰۲ دادگاه عمومی زاهدان به قصاص محكوم شده است.
88) حبیب افسر، اهل قم، به اتهام قتلی واقع در زمان ۱۵ سالگی او به قصاص محكوم شده است.
89) علی‌رضا موسلی رودی، اهل قم، به اتهام قتلی واقع در زمان ۱۶ سالگی او به مرگ محكوم شده است.
90) سلمان اكبری، اهل اردبیل، به خاطر قتلی در ۱۷ سالگی در دادگاه عمومی بخش ارشق در ۱۳ ژوئیه ۲۰۰۳ به مرگ محكوم شده است.
91) محمد پژمان، اهل بوشهر، به اتهام زنای به عنف به مرگ محكوم شده‌اند.
92) رحمان شهیدی اهل بوشهر، به اتهام زنای به عنف به مرگ محكوم شده‌اند.
93) حسن مظفری، اهل بوشهر، به اتهام زنای به عنف به مرگ محكوم شده‌اند.
94) فیض‌الله سلطانی، به اتهام حمل و عرضه مواد مخدر و اعتیاد، در دادگاه انقلاب در یزد به مرگ محكوم شده است.
95) خدامراد شاه ‌زاده، پس از دستگیری در ژوئیه ۲۰۰۵، موقعی كه او ۱۷سال داشته، به اتهام حمل و عرضه مواد مخدر در زاهدان به مرگ محكوم شده است

اسامی زنان محکوم به اعدام (۳۱ نفر)

1) ثریا ذکریا نژاد ،خانه دار4 سال در زندان به اتهام داشتن مواد مخدر ، دربند3 زنان زندان اوین بسر می برد
2) اشرف امرایی ،38 ساله،خانه دار ، 2 سال در زندان ، به اتهام داشتن مواد مخدر،،همسرش پیش از این اعدام شده است ، دربند3 زنان زندان اوین بسر می برد
3) سهیلا پور حسینی 19 ساله، خانه دار ،1 سال در زندان به اتهام قتل ،بند3 زنان زندان اوین
4) اشرف کل حر 45 ساله،خانه دار به اتهام قتل و زنا ، حکم سنکسار9 سال در زندان، بند 2 بالا زندان اوین
5) کبری رحمان پور 29 ساله،خانه دار به اتهام قتل 9 سال در زندان بند 2 پایین زندان اوین قاضی صادر کننده حکم؛ عزیز محمدی
6) سوگند جهانی 28 ساله،خانه دار به اتهام قتل محکوم به اعدام ،2.5 سال در زندان ،بند 2 پایین زندان اوین قاضی صادر کننده حکم ؛ عزیز محمدی
7) ریحانه جباری 25 ساله،به اتهام قتل ، 3.5 در زندان ،بند 1 پایین زندان اوین قاضی صادر کننده حکم تردست

سادات صفوی 45 ساله،خانه دار ، به اتهام مواد 3 سال در زندان حبس بند 1 بالا زندان اوین
9) سحر پری خانی 23 ساله،خانه دار، به اتهام قتل ،3 سال در زندان ، بند 2 بالا زندان اوین
10) فاطمه حداد 34 ساله،خانه دار به اتهام قتل ،1.5 سال در زندان ، ،بند 2 بالا زندان اوین
11) اکرم علی محمدی 29 ساله به اتهام قتل ،5 سال در زندان، بند 2 بالا زندان اوین
12) فرشته بیگوند 45 ساله،خانه دار به اتهام مواد مخدر، 5 سال در زندان ،بند 1 بالا زندان اوین
13) لیلا خواجه وندی 32 ساله،خانه دار، به اتهام مواد مخدر، 2.5 سال در زندان ،بند 1 پایین زندان اوین
14) نقره خزایی 47 ساله،خانه دار به اتهام قتل و مواد مخدر ،4 سال در زندان ،بند 2 پایین زندان اوین
15) لیدا توکلی محلاتی،28 ساله ،متهم به قتل 5 سال در زندان،قاضی صادر کننده حکم کوه کمره ای ، بند 2 بالا زندان اوین
16) فاطمه مطیع،40 ساله ،متهم به قتل ،15 سال در زندان ،قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی
17) محبوبه شیخ لر 18 ساله ، متهم به قتل ، 1 سال در زندان ، قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی
18) مینا چراغی 25 ساله ،به اتهام داشتن مواد مخدر، 2 سال در زندان
19) شرافت بیگوند ،به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر ،5 سال در زندان
20) آزیتا ملاهاشمی، 6 سال در زندان، قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی
21) فرحناز نیک خواه به اتهام قتل، 7 سال در زندان، قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی بود
22) راضیه ژولیده 35 سال و مرضیه توکلی 20 سال که مادر و دختر هستند،به اتهام قتل
23) زرین تاج غریب، 4 سال در زندان ،قاضی صادر کننده حکم همت یار
24) زهرا عادی گذری مقدم، به اتهام قتل 7 سال در زندان،قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی
25) معصومه آقایی، به اتهام قتل، 3 سال در زندان ،قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی
26) سعیده خدایی دل ،به اتهام معاونت در قتل ،8.5 سال در زندان ،قاضی صادر کننده حکم طباطبایی
27) سهیلا پور حسینی،به اتهام قتل ،10 ماه درز ندان
28) مرضیه رحمانی،به اتهام مباشرت در قتل 5 سال در زندان ،قاضی صادر کننده حکم عزیز محمدی – تردست
29) زهرا رحیمی ،به اتهام قتل 5 ماه در زندان
30) نسرین نجفی، به اتهام قتل ،1 سال در زندان
31) اعظم احمد وند 27 ساله ،6 سال در زندان ،شعبه 74 صادر کننده حکم عزیز محمدی

اسامی همجنسگرایان محکوم به اعدام (۴ نفر)

1) حميد طاقی ، زندان تبریز
2) ابراهيم حميدی، زندان تبریز
3) مهدی پوران ، زندان تبریز
4) محمد رضايی، زندان تبریز

اسامی محکومین به سنگسار (۲۴ نفر)

1) صبا عبدالی ۳۰ ساله
2) زینب حیدری ۳۸ ساله
3) چنگیز رحیمی
4) ربابه
5) خیریه والانیا ۴۲ ساله مادر چند فرزند زندان اهواز
6) شهناز ۳۵ ساله کرج
7) گیلان محمدی اصفهان
غلامعلی اسکندری اصفهان
9) کبری بابایی مادر یک دختر ۱٣ ساله است
10) ایران اسکندری ۳۱ ساله مادر یک فرزند ۱۳ ساله زندان اهواز

11) معصومه صادقیان
12) هاجر
13) نقی احمدی مازندران
14) محمد علی نوید خمامی زندان رشت در خردادماه ۱٣٨۷ محکوم به سنگسار شد.
15) سریمه سجادی (عبادی) ۳۰ ساله ارومیه
16) بوعلی جانفشانی ارومیه
17) آذر باقری ۱۹ ساله، زندان تبریز، که در ۱۵سالگی با شکایت همسرش زندانی و در دادگاه محکوم به سنگسار شده است و از سال ۲۰۰۶ در زندان بسر میبرد.
18) مریم قربان زاده ۲۵ ساله
19) خانم هاشمی نسب زندان مشهد
20) زنی به نام مخفف م. خ. زندان مشهد
21) سکینه محمدی آشتیانی
22) فردوس ب زندان تهران
23) ۲۳ـ اشرف کلهری، زندان اوین، چهل ساله و مادر چهار فرزند که اجرای حکم سنگسارش دو سال و نیم پیش از سوی شاهرودی، متوقف شده بود، علیرغم نامه رییس قوه قضاییه مبنی بر عفو وی، با رد درخواست عفو از سوی کمیسیون عفو و بخشودگی مواجه شده است.

parsamarzban
جمعه ۱۵ بهمن ۸۹, ۱۲:۲۶
فاجعه زيست‌محيطی در بوشهر (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=19&ni=14584)

آفتاب: در پی ترکیدگی خط لوله آغاجاری به گوره در دیلم استان بوشهر و جاری شدن سیل، 20 کیلومتر از خط ساحلی این منطقه دچار آلودگی نفتی شد.

چند روز قبل به دلیل پوسیدگی خط لوله آغاجاری به گوره در دیلم استان بوشهر نشت نفت از این خط لوله آغاز شد که به گفته مهندس اتابک زاده ـ مدیر کل محیط زیست بوشهر ـ این نشتی، روز بعد از حادثه با تغییر خط لوله متوقف شد. اما روز چهارشنبه هفته گذشته به دلیل جاری شدن سیل، این نفت به دریا نشت کرد که به دلیل وضعیت بد جوی و توفانی بودن دریا تلاش نیروهای امدادی برای مهار این لکه بزرگ نفتی تاکنون به نتیجه نرسیده و نفت حدود 20 کیلومتر از ساحل منطقه دیلم را دچار آلودگی کرده است.

دکتر سید محمد باقر نبوی ـ معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست ـ در خصوص این حادثه به ایسنا گفت: در پی شکستگی خط لوله نفت آغاجاری به گوره دیلم در استان بوشهر حجم زیادی نفت به منطقه سرازیر شد که مسوولان تصمیم گرفتند برای جلوگیری از ورود آن به دریا، نفت را به دره‌ای در کنار منطقه هدایت کنند.

وی با اشاره به این که قرار بود مسوولان نسبت به احداث خاکریزی در جلوی دره مذکور جهت جلوگیری از ورود نفت به دریا اقدام کنند افزود: متاسفانه به دلیل بارندگی شدید، امکان احداث این خاکریز فراهم نشد، از سوی دیگر مقداری از نفت نیز که به یک رودخانه فصلی ریخته شده بود، توسط مسوولان شرکت نفت برای جلوگیری از ورود به دریا سوزانده شد.

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست افزود: متاسفانه روز چهارشنبه به دلیل جاری شدن سیلاب تمام نفتی که به این دره هدایت شده بود، وارد دریا شد و بر اساس برآوردهای اولیه که توسط مسوولان نفت، بنادر و محیط زیست توسط یک دستگاه بالگرد صورت گرفت، لکه نفتی به طول 20 کیلومتر و عرض 8 کیلومتر، سواحل دیلم را فرا گرفت.

وی با اشاره به این که روز پنجشنبه نیز مسوولان سازمان بنادر و دریانوردی و وزارت نفت تلاش کردند تا از طریق نصب بوم‌ها و بکارگیری اسکیمر نسبت به مکش نفت نشت کرده اقدام کنند که متاسفانه به دلیل توفانی بودن دریا هیچ یک از شناورهای سازمان بنادر و حتی بخش خصوصی نیز موفق به انجام این کار نشدند و عمده نفت به ساحل آمده است.

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این که عملیات پاکسازی ساحل از روز پنجشنبه در منطقه آغاز شده است، گفت: بر این اساس نسبت به جابجایی شناهای آلوده توسط لودرها و کامیون‌ها در منطقه اقدام می‌شود که این عملیات همچنان ادامه دارد.

وی در پایان از مسوولان خواست با رعایت الزامات زیست‌محیطی هرچه سریعتر نسبت به پاکسازی مناطق آلوده اقدام کنند.

مهندس اتابک زاده ـ مدیر کل محیط زیست بوشهر ـ نیز در این خصوص به ایسنا گفت: این خط لوله که جهت صادرات نفت استفاده می شده است، به دلیل پوسیدگی دچار نشتی شد و هم‌اکنون عملیات پاکسازی سواحل توسط مسوولان در حال انجام است.

وی با اشاره به این که پیش‌بینی‌ می‌شود، بارش شدید باران از بعد از ظهر جمعه نیز مجدد آغاز شود، تصریح کرد: با توجه به وضعیت دریا پیش‌بینی‌ می‌شود که آلودگی نفتی وارد دریا نشده و مجددا به ساحل دیلم باز گردد.

مدیر کل محیط زیست بوشهر در خصوص برآورد میزان خسارات وارده از نشت نفت نیز گفت: به دلیل بدی آب و هوا، امکان برآورد دقیق خسارات زیست محیطی وارده هنوز فراهم نشده است، اما کارشناسان محیط زیست در حال برآورد این خسارت هستند.

parsamarzban
جمعه ۱۵ بهمن ۸۹, ۱۲:۳۳
قتل یک شهروند کرد بر اثر تیراندازی مأمور نیروی انتظامی (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14583)

آژانس خبری موکریان-سرویس حقوق بشر-یک شهروند کرد اهل روستای قمطره به نام جعفر شریفی براثر تیراندازی یکی از مأمورین نیروی انتظامی کشته شد.

این شهروند که متأهل و دارای فرزند می باشد به ظنّ حمل کالای قاچاق در نزدیکی روستای درمان آباد از توابع شهر سردشت واقع در آذرایجان غربی، هدف تیراندازی قرار گرفت و جان سپرد.

گفتنی است تعداد زیادی از شهروندان مناطق مرزی به ظنّ داشتن کالای قاچاق هدف تیراندازی مأمورین قرار می گیرند که در بسیاری از موارد منجر به مرگ آنان می شود.

parsamarzban
شنبه ۱۶ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۰
سه مرجع تقليد، اعزام ورزشکاران زن به خارج را «حرام» اعلام کردند (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28233)

رادیو فردا، مهدی رستم پور : آيت‌ الله صافی گلپايگانی، علوی ‌گرگانی و حسينی زنجانی، از مراجع تقلید ایران،در پاسخ به استفتاء یک خبرگزاری دولتی، اعزام ورزشکاران زن ايرانی به رقابت‌های برون مرزی را «مخالف عفاف» و حرام اعلام کردند.

پيش از اين نيز جمعی از روحانيون تندرو در جمهوری اسلامی ايران از جمله حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه مشهد و سيداحمد خاتمی امام جمعه تهران، در تريبون های نماز جمعه شديداً نسبت به اعزام ورزشکاران زن ايرانی به رقابت های برون مرزی اعتراض کرده بودند.

وقتی هما حسينی قايقران ايرانی به عنوان پرچمدار کاروان ورزش ايران در المپيک ۲۰۰۸ پکن برگزيده شد، علم الهدی در نماز جمعه مشهد اين انتخاب مسئولين ورزش ايران را «جنگ با ارزش ها» دانست و از آن به عنوان «آماده سازی مردم برای فرج امام زمان» ياد کرد.

سيد احمد خاتمی تا آنجا پیش رفت که حتی تماشای ورزش کشتی از صدا و سيمای جمهوری اسلامی را برای زنان ايرانی حرام اعلام کرد.

در همين راستا، حجت‌الاسلام سيدمحمد غروی، عضو شورای مرکزی جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز با انتقاد از صدا و سيما به خاطر پخش تصاوير مربوط به ورزش بانوان در رقابت های گوانجو گفته بود: «از مسئولان می ‌خواهم که در مورد حضور بانوان در مسابقات جهانی تجديدنظر کنند. بايد توجه داشت که مسابقات به خصوص جهانی آميخته با يکسری لوازم و ملزومات است که با ارزش‌های اسلامی ما سازگار نيست. از اين رو به صورت جدی از مسئولان ورزشی خواسته می شود که در مورد اين حضور يعنی حضور بانوان در مسابقات جهانی تجديدنظر کنند.»

دامنه انتقادات غروی، از سازمان تربيت بدنی تا سازمان صداوسيما را در بر گرفت.

او تاکيد کرد: «مسئولان بايد بدانند، پيامد راهی که در پيش گرفته ‌اند قابل کنترل نيست. شاهد آن نيز برخی از کارهايی است که در مسابقات صورت گرفت و در تلويزيون نيز مردم آن را مشاهده کردند و اين اقدامات با انديشه اسلامی سازگار نبود و از تلويزيون جمهوری اسلامی ايران اين انتظار نبود که برخی از تصاوير را نشان دهد و باعث خدشه‌دار شدن قلوب دين‌داران شود.»

اما واکنش اخير مراجع تقليد درباره اعزام ورزشکاران زن به رقابت های بين المللی که صريح و قاطع بوده است، در پاسخ به استفتای خبرگزاری ايسنا منتشر شده است.

آيت الله گلپايگانی نه تنها اعزام ها را «حرام» دانسته بلکه خواستار محاکمه مسئولينی شده است که هزينه های اين مسافرت ها را پرداخته اند.

حسينی زنجانی نيز تاکيد کرده است که «انجام ورزش بانوان در محيط سربسته و مختص بانوان ايرادی ندارد.»

اين خبرگزاری در سوال مشترک ارسالی به مراجع فوق، جويای ديدگاه ايشان درباره اعزام بانوان ورزشکار به رقابت‌های ورزشی برون‌مرزی شده بود. پاسخ مراجع تقليد نيز به تفکيک، در زير آمده است.

آيت‌ الله صافی‌گلپايگانی: «تشويق و اعزام زنان مسلمان به ميادين مسابقات خارجی با وضع لباس و پوشش ورزشکاران و حضور نامحرمان و اختلاط زن و مرد در مراحل مختلف، بر خلاف موازين شرعی و حرام است و کسانی که مخارج آن را از بيت‌المال مسلمين می‌پردازند ضامن‌اند و قاضی واجد شرايط بايد حقوق بيت‌المال را از آنان پس بگيرد.»

آيت‌ الله علوی ‌گرگانی: «اعزام زنان ورزشکار به رقابت‌های بين‌المللی را مخالف عفاف زن می‌دانيم و لذا جايز نمی‌دانيم.»

آيت ‌الله حسينی زنجانی: «انجام ورزش به وسيله بانوان در محيط مختص بانوان اشکالی ندارد ولی اعزام بانوان به مجامع مختلط و انجام ورزش در معرض ديد اجانب، در شان زن مسلمان نبوده و جايز نيست.»

پيش از اين، آیت الله ناصر مکارم شيرازی از ديگر مراجع تقليد در ايران، در پاسخ به اين پرسش گفته بود: «در صورتی که شرايط شرعيه از جمله مسائل مربوط به حجاب و عفاف کاملاً رعايت شود و اين کار پيامد منفی نداشته باشد، جايز است.»

parsamarzban
یکشنبه ۱۷ بهمن ۸۹, ۱۰:۳۴
مسجد جامع شهر تایباد پلمپ شد (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14607)

میزان: نیروهای امنیتی پس از شکست در انتصاب امام جمعه حکومتی برای تایباد مسجد جامع این شهر سنی نشین را پلمپ کرد.
در هفته‌های گذشته با برکناری مولوی محمد فاضلی موحد از امامت جمعه تایباد و انتصاب یک امام جمعه باین شهر شاهد اعتراضات مردمی بود و نیروهای امنیتی به بازداشتهای گسترده معترضین و شخصیتهای این شهر اقدام کرد.

طبق آخرین گزارش‌ها برخی از بازداشت شدگان در بازداشتگاه‌های امنیتی شهر مشهد در حال بازجویی می‌باشند و بیم این می‌رود که به پرونده سازی برای آن‌ها و صدور احکام سنگین منتهی شود.

هم اکنون نماز جمعه به صورت متمرکز در شهر تایباد اقامه نمی‌شود و تنها در برخی از مساجد کوچک نماز جمعه به امامت روحانی‌های مساجد اقامه می‌شود مولوی فاضلی موحد که در این شهر می‌باشد، ولی از اقامه هرگونه نماز جمعه تا اطلاع ثانوی منع شده است.

parsamarzban
یکشنبه ۱۷ بهمن ۸۹, ۱۰:۳۷
عمرو موسی یا البرادعی (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11189-%D8%B9%D9%85%D8%B1%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B9%DB%8C.h tml)

در حالیکه بسیاری از تظاهر کنندگان در میدان تحریر در روزهای گذشته نام محمد البرادعی را به زبان آورده‌اند، اما، وقتی دیروز عمرو موسی، وزیر خارجه سابق مصر و دبیر کل اتحادیه عرب پا به میدان تحریر گذاشت، نگاه بسیاری متوجه او به او به عنوان کسی که بخت رسیدن به ریاست جمهوری را خواهد داشت شده است.

روز گذشته در جمعه‌ای که بسیاری خواهان رفتن حسنی مبارک بودند و به میدان تحریر قاهره رفته بودند، ورود عمرو موسی به میدان با استقبال ویژه‌ای روبرو شد.

عمرو موسی که زمانی عضو دولت هم بوده، بعد از کنار گذاشته شدن از کابیه در سال ۲۰۰۱، دبیر کل اتحادیه عرب شد.

واشینگتن پست امروز نوشت که استقبال مخالفان مبارک از این چهره جا افتاده بسیار گرم بوده است. تحلیل‌گران معتقدند که بخت عمرو موسی برای رسیدن به ریاست جمهوری کشورش بیشتر از محمد البرادعی است. معاون سابق وزیر خارجه مصر معتقد است که عمرو موسی چهره‌ای کاریزماتیک برای رسانه‌هاست.

واشینگتن پست می‌نویسد که تفاوت کلی عمرو موسی با البرادعی این است که عملا سال‌ها از مصر تبعید نشده است و عملا نماینده مبارک در اتحادیه عرب بوده. با این همه عمر موسی بعد از آنکه محبوبیتش آنقدر زیاد شد که حسنی مبارک احساس نگرانی کرد، مجبور به ترک وزارت خارجه کشورش شد.

اما عمرو موسی نماینده اخوان‌المسلمین نیست و بسیاری از فعالان نزدیک به این گروه به دنبال او نیستند.

محمد فوزی، یکی از فعالان مصری دیروز به خودنویس گفت که بسیاری از مردم نگاهی مثبت به عمر موسوی دارند. محمد که روز گذشته در میدان تحریر عمرو موسی را دیده بود معتقد است که بسیاری از مردم خواسته‌هایی دارند که با اخوان‌المسلمین هماهنگ نیست. فوزی گفت که بسیاری از مردمی که در میدان تحریر حضور داشته‌اند، با آنکه در کنار طرفداران ازخوان‌المسلمین علیه مبارک شاعر داده اند، اما نگاه‌هایی متفاوت دارند.

از سوی دیگر، با توجه به ترس و نگرانی نئوکان‌ها و یا برخی «راست‌»های آمریکا از به قدرت رسیدن اخوان‌المسلمین، کسی مثل عمرو موسی می‌تواند گزینه مناسب‌تری نسبت به محمد البرادعی که از سوی اخوان‌المسلمین حمایت می‌شود باشد.

با این همه، یکی از مشکلاتی که برخی از حاضران و ناظران در مصر از آن سخن می‌گویند، نبود رهبری است که جوانان حرف‌شان را بخوانند. با توجه به گذر زمان و مطرح شدن شخصیت‌هایی به عنوان جانشینان احتمالی مبارک، باید دید کدام‌یک می‌تواند هم جانشین رئیس جمهوری فعلی باشد و هم تاثیرگذاری بیشتری روی مخالفان حاضر در میدان تحریر و شهرهای بزرگ مصر داشته باشد.

EndofZahak
یکشنبه ۱۷ بهمن ۸۹, ۱۴:۴۴
؛ نمایش خیابانی "زنان در ولایت اهریمن پرستان"

http://i811.photobucket.com/albums/zz40/loveseeker1uk/london-ahriman-parastan.jpg


روز یکشنبه ۱۰ بهمن ۸۹ خورشیدی ، در اعتراض به ظلم و ستم وارده به مردم ستمدیدۀ ایران بخصوص زنان آزادیخواه ایران زمین "انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران" و جمعی از حامیان و هواداران "کمیتۀ بین المللی حمایت از حقوق درویشان و دانشجویان در ایران" نمایش خیابانی "زنان در ولایت اهریمن پرستان" را با هدف به تصویر کشیدن ظلم و ستم وارده به هموطنان ستمدیدۀ مان در ایران خصوصاً زنان آزادیخواه ایران زمین در " اسپیکینگ کرنر در هایدپارک کرنر" - لندن به معرض تماشای عموم گذاشتند.



http://www.youtube.com/watch?v=oSrrd3Uhrjw
انجمن جهانی پاسداشت حقوق بشر در ایران

parsamarzban
یکشنبه ۱۷ بهمن ۸۹, ۱۸:۲۳
رئیس دیوان عالی کشور:حیات ما به اعدام بستگی دارد (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14609)

محمدرضا یزدان‌پناه
m.yazdanpanah(at)roozonline.com
رئیس دیوان عالی کشور گفته است: "حیات، آسایش و آرامش زندگی ما به اعدام و قصاص بستگی دارد."

خبرگزاری مهر که این سخنان آیت الله محسنی گرکانی را گزارش کرده، نوشته که او این اظهارات را در جلسه "درس اخلاق" خود عنوان نموده اما اشاره ای به محل سخنرانی نداشته است.

رئیس دیوان عالی کشور پس از بیان آیه ای از قرآن درباره مسئله اعدام و قصاص افزوده: "مسئله اعدام ها و قصاص هایی که قرآن می فرماید، حیات، آسایش و آرامش زندگی ما به آن بستگی دارد."

افزایش روند اعدام زندانیان با جرایم مختلف در ماه های گذشته با واکنش اعتراضی بسیاری از دولت ها و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر روبرو شده است.

مقامات دولت جمهوری اسلامی می گویند که اکثر اعدام شدگان اخیر از مجرمان مرتبط با جرایم مواد مخدر و قتل و جنایت بوده اند. رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه هم گفته 80 درصد افرادی که در ماه های گذشته در کشور به دار آویخته شده اند، مجرمان پرونده های مربوط به مواد مخدر بوده اند.

اینک رئیس دیوان عالی کشور با تایید این اظهارات، گفته است: "مساله قاچاق مواد مخدر بلایی است که استعمار در جامعه رواج داده و قتل آرام جوانان ما را رقم می‌زند."

او از اینکه "قضات دیوان عالی کشور به این پرونده‌های مهم با سرعت، دقت و قاطعیت رسیدگی و در صورتی که محاکم رأی صحیحی صادر کرده باشند آن‌ را ابرام می‌کنند" ابراز خوشحالی کرده است.

محسنی گرکانی با تقدیر از "زحمات" قضات و پرسنل قوه قضائیه، از اینکه "بعضی ها قدر دستگاه قضایی را نمی دانند" انتقاد کرد و گفت: "[آنها] نمی فهمند که امنیت حاکم در کشور به دست قضات خدوم دستگاه قضایی است."

او همچنین گفت: "قضات و کارکنان دستگاه قضایی تمامی توان خود را صرف احقاق حق و نهادینه کردن امنیت در جامعه می‌کنند."

دیوان عالی کشور عالی ترین نهاد قضایی جمهوری اسلامی است که مصوبات هیات عمومی آن که از بلندپایه ترین قضات کشور تشکیل می شود، از ارزشی به اندازه قوانین موجود برخوردار است. این دیوان حتی صلاحیت رسیدگی به تخلفات رئیس جمهور از وظایف قانونیش را نیز دارد.



"این دیگر چه صیغه‌ای است"

سخنان رئیس دیوان عالی کشور مبنی بر اینکه "حیات ما به اعدام بستگی دارد" در حالی عنوان شده که در روزهای گذشته بر میزان اعتراضات داخلی و بین المللی به روند رو به رشد مجازات اعدام در ایران افزوده شده است.

بر پایه گزارش های رسمی تنها در ماه ژانویه دست کم 66 نفر در ایران اعدام شده اند اما برخی از فعالان حقوق بشر می گویند رقم واقعی اعدام ها بسیار بیش از این مقدار است.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از رهبران معترضان به دولت ایران (موسوم به جنبش سبز) چند روز پیش در یک دیدار مشترک، نسبت به "تعداد زیاد اعدام ها و تعجیل در اجرای احکام اعدام بدون طی کامل مراحل دادرسی و قانونی" در کشور اعتراض کردند و آنرا ناشی از "بی تدبیری حاکمان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه" دانستند.

این دو "طی کامل مراحل دادرسی و قانونی" برای بهره مند شدن تمام افراد از حقوق خود را فارغ از چند و چون اتهامات افراد و درستی یا نادرستی این اتهامات، حق قانونی و شرعی آنها دانستند.

به گفته کروبی و موسوی "اعدام قریب به ۳۰۰ تن طی یک سال گذشته، آیا جز ایجاد رعب و وحشت در جامعه دستاوردی برای اذهان عمومی کشور دارد و نتیجه ای جز انزوای بیشتر ایران در مجامع بین المللی را به همراه نخواهد داشت؟"

رهبران معترضان ایران با طرح این پرسش که آیا اعدام بدون طی شدن مراحل دادرسی و بدون اطلاع خانواده متهم اقدامی انسانی و اسلامی است؟ خواستار توقف این شیوه شدند.

این دو همچنین خودداری از تحویل اجساد اعدام شدگان به خانواده و بستگان آنها را "صیغه ای" دانستند که "به تازگی آنرا باب کرده اند."

جمهوری اسلامی در کمتر از 40 روزی که از آغاز سال جدید میلادی می گذرد، رکورد بیشترین اعدام ها در جهان را از آن خود کرده است. این میزان به حدی بود که در ماه ژانویه 2011 در ایران به طور متوسط هر 8 ساعت، یک اعدام در ایران صورت گرفت.



اعدام؛ به راحتی

سازمان دیده‌بان حقوق بشر روز یکشنبه نسبت به افزایش اعدام‌ها در ایران ابراز نگرانی کرد و تخمین زد که در سال ۲۰۱۱، تعداد افراد اعدام شده می‌تواند به "بیش از هزار تن" برسد. این یعنی ایران رتبه اول اعدام در تمام جهان را به خود اختصاص می دهد و در این زمینه حتی از چین هم پیشی می گیرد.

در سالهای گذشته چین و پس از آن عربستان و ایران به ترتیب اولین، دومین و سومین کشورهای اجرا کننده حکم اعدام در جهان بودند؛ این در حالی است که جمعیت چین بیش از 20 برابر ایران است.

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر به خبرگزاری فرانسه گفته اگر اعدام‌ها در ایران با سرعت کنونی پیش برود، تا پیش از به پایان رسیدن سال ۲۰۱۱، بیش از هزار نفر در ایران "به راحتی" اعدام شده اند.

این سازمان در گزارش سال ۲۰۱۱ خود که در روزهای اولیه بهمن‌ماه منتشر شد، اعلام کرد نقض حقوق بشر در ایران، در سال گذشته‌ میلادی، با افزایش اعدام، شکنجه و ارعاب، بحرانی‌تر از گذشته شده است.

پیش از این ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا در موضع‌گیری‌های جداگانه ای با ابراز نگرانی از وضعیت اعدام ها در ایران، خواستار توقف این روند شده بودند.

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز روز چهارشنبه 13 بهمن از افزایش شمار اعدام ها در هفته های اخیر در ایران ابراز نگرانی عمیق کرد.

در بیانیه ای که ناوی پیلاوی در این خصوص منتشر کرد، آمده است: "ما بارها و بارها از ایران خواسته ایم تا اعدام ها را متوقف کند و من از اینکه ظاهرا مقامات ایرانی، به جای توجه به این درخواست، به کاربرد بیشتر مجازات اعدام روی آورده اند عمیقا متاثرم."

او همچنین گفته است که از تعداد زیاد افرادی که در جمهوری اسلامی ایران به اعدام محکوم شده و در انتظار اجرای حکم به سر می برند، از جمله زندانیان سیاسی، محکومان پرونده های قاچاق مواد مخدر و مجرمان نوجوان "بیمناک" است.

این مقام سازمان ملل افزوده است که کشورهای مختلف جهان عموما به سوی لغو مجازات اعدام از طریق تغییر قوانین کیفری و یا رویه های قضایی حرکت می کند و از جمهوری اسلامی خواسته است تا اجرای احکام اعدام را به حالت تعلیق در آورد و به اقدامات لازم برای لغو این مجازات دست بزند.

مخالفان دولت و فعالان حقوق بشر، جمهوری اسلامی را متهم می کنند که تحت پوشش اعدام گسترده مجرمان جرایمی مانند قاچاق مواد مخدر و قتل، به قتل عام زندانیان سیاسی می پردازد و از این منظر وضعیت اعدام ها در ایران را با دهه 1360 مقایسه می کنند که در آن هزاران نفر از اعضا و هواداران گروه های مخالف جمهوری اسلامی در زندان های کشور شکنجه و اعدام شدند.

parsamarzban
یکشنبه ۱۷ بهمن ۸۹, ۱۸:۲۷
تاثیر جنبش مصر روی رهبران جنبش سبز: درخواست مجوز برای راه‌پیمایی (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11206-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%D8%A8%D8%B4-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AC%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A 7%DB%8C%DB%8C.html)

نامه امروز میرحسین موسوی و مهدی کروبی به «نجار» وزیر کشور برای گرفتن مجوز راهپیمایی «اعلام همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه» شور و هیجان زیادی در میان هواداران آنلاین جنبش سبز بوجود آورده است. برخی از وبلاگ‌نویس‌ها از رهبران جنبش خواسته‌اند که اگر مجوز داده نشد، «راهپیمایی را لغو نکنند».

این دو اعلام کرده‌اند که مسیر این راه‌پیمایی حد فاصل میدان امام حسین تا میدان آزادی خواهد بود و هدف از آن نیز «همبستگی با حرکت‌های مردمی در منطقه، به ویژه قیام آزادی‌خواهانه مردم تونس و مصر علیه حکومت استبدادی در این دو کشور» اعلام شده است.

گرچه هنوز هیچ پاسخی از سوی وزارت کشور به طو رسمی اعلام نشده است، اما دور از ذهن نخواهد بود که وزارت کشور با این درخواست مخالفت کند.

پس از انتخابات بحث‌برانگیز بیست و دوم خرداد سال ۸۸، موسوی و کروبی مردم را چندین بار به حضور در خابان و انجام تظاهرات اعتراض‌آمیز دعوت کردند. در یکی از بزرگ‌ترین این تجمعات، روز ۲۵ خرداد و سه روز پس از برگزاری انتخابات، حدود سه میلیون نفر از معترضان – بنا به گفته قالیباف شهردار تهران – در خیابان‌ها حضور پیدا کردند. حضور مردم معترض در خیابان‌ها، تا روز عاشورا ادامه پیدا کرد، اما پس از آن متوقف شد.

پیش از این موسوی و کروبی، برای روز بیست و دوم خرداد سال جاری در خواست مجوز راهپیمایی داده بودند. پس از مخالفت وزارت کشور، این دو تن، با انتشار نامه‌ای، این راه‌پیمایی را لغو کردند.

اکنون و هم‌زمان با اوج گرفتن اعتراضات در کشورهایی چون مصر، تونس، اردن و ... موسوی و کروبی برای همبستگی با مردم این کشورها و مبارزات آن‌ها درخواست مجوز کرده‌اند.

به گزارش سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، متن این نامه مشترک به شرح زیر است:



جناب آقای نجار
وزیر محترم کشور

سلام علیکم

بدینوسیله به اطلاع می رساند که به منظور اعلام همبستگی با حرکت های مردمی در منطقه بویژه قیام آزادیخواهانه مردم تونس و مصر بر علیه حکومت استبدادی در کشور، درخواست صدور مجوز برای دعوت به راهپیمایی مردمی طبق اصل بیست و هفت قانون اساسی در جهت حمایت از قیام مردم این دو کشور مسلمان را در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۳ بعدازظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی را داریم.

مهدی کروبی، میرحسین موسوی

parsamarzban
یکشنبه ۱۷ بهمن ۸۹, ۱۸:۳۱
از «مطلقيت» تا «مشروطيت / اسماعيل نوری علا » (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/11158-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%82%D9%8A%D8%AA%C2%BB-%D8%AA%D8%A7-%C2%AB%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%8A%D8%AA%C 2%BB.html)
ما در قرن بيستم، در سرزمين‌های خود و همسايگان‌مان، همواره با دو روند روبرو بوده‌ايم: تلاش و حتی انقلاب برای مشروط کردن قدرت سلطنتی و کوشش برای انشاء يک قرارداد اجتماعی مردم سالار و، سپس، تلاش حاکم برآمده از اين روند برای تعطيل قانون اساسی و مطلقه کردن حاکميت مشروط خويش و تاختن تا آنجا که مردم بجان آمده، در اولين فرصتی که شرايط برای شان فراهم می‌کند، برای خلع حاکم مستبد و باز نويسی يک قانون اساسی نو و دموکراتيک شورش و قيام و انقلاب کنند. در واقع، تاريخ خاورميانه و آفريقا در قرن بيستم تاريخ اين دور باطل خونين و دل شکن بوده است...

اگر بپذيريم که مفهوم «تجدد» با مفهوم واژهء فرنگی «مدرنيته» يکی است (که، بنظر من، در اصل انتخاب تجدد برای همسانی با مدرنيته درست نبوده اما اکنون به علت «کثرت استعمال» اين دو يکی شده اند)، بی شک، از لحاظ درک سياسی ما از «تجدد»، مهمترين جايگاه به مفهوم «قرارداد اجتماعی» تعلق دارد که نظريه پردازان سياسی مدرن، از ژان ژاک روسو تا مونتسکيو و تا امروز، بنای رفيع درک امروزی ما از «حاکميت» را بر بنياد آن نهاده و آن را جانشين سرچشمه های سنتی حقانيت حکومت ها ـ از خود سنت گرفته تا کاريزمای «رهبران ناگهانی» و زور گردن کلفتان ـ کرده اند. جامعهء مدرن (يا متجدد) بر فراز شالوده ای ساخته می شود که عبارت است از «قرارداد» منعقد شده بين صاحبان مناصب حکومتی با مردم، در داخل مرزهای سياسی يک کشور.

در اروپا اين «قرارداد» را ابتدا با نام «چارت» (Chart در انگليسی) و «شارت» (در فرانسه) خوانده اند. سپس، از آنجا که اين قرارداد پايه و مايه و «اساس» ساختار جامعهء مدرن است آن را به «اساسنامه» (Constitution با تلفظ کانستيتوشن در انگليسی و کانستيتوسيون در فرانسه) تعبير کرده اند. همچمين، به لحاظ اينکه «اساسنامه» ی شکل دهندهء ساختار سياسی و اجتماعی يک کشور، معمولاً از طريق رفراندوم و بوسيلهء مردمان آن کشور پذيرفته شده و جنبهء قانونی پيدا می کند و بالاترين «اساسنامه» ای محسوب می شود که ديگر اساسنامه ها در زير سايهء آن «قانونيت» می يابند، ما در زبان فارسی اين «اساسنامهء مادر» را «قانون اساسی» می خوانيم؛ قانونی که ساختار حکومت کردن بر مردم و، متقابلاً، حقوق مردم در برابر حکومتی که از ارادهء آنان منبعث است، بوسيلهء آن تعيين و تعريف می شود.

معتقدان به اهميت «قانون اساسی» را در زبان فرنگی، عطف به آن دو واژه که گفتم، در ابتدا «چارتيست» يا «شارتيست» می خواندند و سپس به کانستيتوشناليست ها (يا کنستيتوسیوناليست ها) شهرت يافتند. نکته در اين است که چرا ما اين «قرارداد مداران» را در زبان فارسی «مشروطه خواه» می خوانيم؟ (من پسوند «مدار» را در زبان فارسی برای «ايست» در فرنگی مناسب تر از پسوند «گرا» می دانم، عطف به همان نوع کار بردی که در اصطلاح «شريعت مدار» و «سياست مدار» داريم).

نخست بايد دانست که فکر «قرارداد مداری» تا به ايران برسد ابتدا به قسطنطنيه، پايتخت امپراتوری عثمانی، رسيد و سياستمداران آن سرزمين بودند که، در برابر آن، واژهء «مشروطه» را برگزيدند که البته روشن است که، در برابری با واژه های فرنگی، مقابل واژهء Conditional می نشيند و نه Constitutiona.

در توضيح چرائی گرفتن اين تصميم اقوال گوناگونی وجود دارد. از جمله اينکه، با توجه به تسلط زبان فرانسه در قلمروی عثمانی، اعتقاد بر اين است که آنها با واژهء «شارت» (و نه «کنستيتوسيون») مواجه بوده و واژهء عربی «شرط» را، به لجاط همآوائی، در برابر آن مناسب تشخيص داده اند و اصلاً واژهء «کنديسيون» (يا «کانديشن») برايشان مطرح نبوده است.

من اما معتقدم که چنين نيست و واژه گزينان قلمروی عثمانی، علاوه بر شباهت بين «شارت» و «شرط»، به نکتهء ديگری نيز توجه داشه اند و آن کارکرد سياسی و اساسی «شارت» (يا «قرارداد») است. در اين مورد بيان توضيحی مختصر لازم است.

در انديشهء اسلامی، قدرت حاکم (که صاحب اش با نام های گوناگونی همچون «اوللامر»، «امير المؤمنين» و «خليفه» خوانده می شود) قدرتی «مطلقه» است چرا که حاکم بر اساس «قرارداد» منغقد شده ای بين خود و مردم به حاکميت نمی رسد و حقانيت حکومت او امری قدسی و الهی محسوب می شود. بعدها نيز که در قلمرو خلافت اسلامی، نظاميان ترک غزنوی و سلجوقی به زور شمشير صاحب قدرت های محلی شدند، کوشيدند تا با دريافت فرمان از خليفه (که ديگر به عروسکی خوشگذران در بغداد مبدل شده بود) منصب خود را «الهی» کنند و «سايهء خدا» (ظل الله) نام بگيرند و از اين طريق صاحب «حاکميت مطلقه» شوند. سلاطين عثمانی اما پس از انقراض خلافت عباسی به دست مغول ها، که در نتيجهء آن منشاء الهی قدرت از ميان رفته بود، بقدرت رسيدند و لذا برای «مشروع» کردن حکومت مطلقهء خود، تصميم گرفتند که، علاوه بر سلطنت که به زور شمشير به دست می آيد، خود را خليفهء مسلمين نيز بدانند و خودشان منشاء الهی حقانيت خويشتن شوند. بدينسان، دو قدرت «مطلقه» ی سلطنت و خلافت در وجود سلاطين عثمانی يکی و متمرکز شدند. به همين دليل، «قرارداد مداران» عثمانی، پيش از آنکه نگران نظريه پردازی در مورد منشاء حقانيت حکومت باشند، در پی آن بودند که از «مطلقه» بودن حاکميت «سلطان / خليفه» جلوگيری کرده و حدود قدرت او را بوسيلهء يک «قرارداد» (يا «قانون اساسی») مشروط کنند.

اگر تلاش های معتقدان به ضرورت وجود يک قانون اساسی در قلمرو عثمانی را در نظر بگيريم و کوشش آنان را برای «اعطا» ی قانون اساسی از جانب سلطان/ خليفه مورد مطالعه قرار دهيم می بينيم که «مشروط کردن قدرت سلطان/ خليفه به قانونی که خود او ـ و نه مردم ـ تصويب می کرد» بيش از هر امر ديگری مورد توجه بوده است و، در اين راستا، اختراع واژهء «حکومت مشروطه» تمهيدی کاملاً موجه و عاقلانه بوده است؛ چرا که سلطان/ خليفه به قانونی که خود تصويب می کرد مشروط می شد و مردم در آن حقی نداشتند.

بهر حال؛ نکته در آن است که، در اين تمهيد، مفهوم «شارت» پس از مفهوم «شرط» می آيد و نه پيش از آن. آنها نخست بايد مفهوم «مشروط بودن حکومت» را بخورد سلطان / خليفه می دادند و سپس به يافتن پاسخی به اين پرسش بر می آمدند که قدرت او را قرار است به چه چيز مشروط کنند؟ و روشن است که پاسخ اين پرسش در مفهوم «شارت» يا «قرارداد اجتماعی» و عاقبت در «قانون اساسی» تبلور می يافت.

برای روشن شدن مطلب، بيراه نمی دانم که از عهد افسران اصلاح طلب موسوم به «ترکان جوان» عثمانی (که عاقبت شکست اصلاح طلبی شان منجر به قيام «آتاتورک» و انحلال خلافت و سپس انحلال سلطنت و نوشتن قانون اساسی و برقراری جمهوری کشيد) پلی به دو دههء اخير تاريخ کشورمان بزنم و آنگاه به صد سال پيش و غوغای مشروطيت در ايران برگردم؛ چرا که شرايط امروز کشور ما (تنها از لحاظ مطلقه بودن حکومت و بی اعتناء به تفاوت هائی عمده) بسيار به دوران خلافت عثمانی شبيه تر است تا به دوران سلطنت قاجاريه. و البته با توجه به اين تفاوت ذکر کردنی که ما، سی سال پيش، از قانون اساسی شروع کرديم و يک دهه بعد به اختراع متممی برای آن دست زديم که «ولايت مطلقهء فقيه» را ايجاد می کرد و آنگاه به امروز رسيديم که اين ولی فقيه مطلقه بوسيلهء اکثر نمايندگان مجلس خبرگان، از نظر خود آنان، آدمی انتخاب شده از جانب امام زمان تلقی می شود و رأی داده شده از جانب مردم به نمايندگان مجلس خبرگان، نه برای انتخاب رهبر که تنها برای «کشف» منتخب امام زمان محسوب می شود. يعنی اکنون «کشف» جای «انتخاب» را گرفته است تا «ولايت ِ» فقيه به «ولايت مطلقه» ی فقيه ارتقاء عملی پيدا کند و سيد علی خامنه ای به قدرتی دست يابد که، لااقل در سطح نظری، به مخيلهء هيچ سلطان قاجار و پادشاه پهلوی نمی گنجيد.

آن متمم قانون اساسی که در آخرين روزهای زندگی خمينی به تصويب ِ (نه مردم، که حکام) رسيد ما را عملاً به منحل شدن قانون اساسی خود حکومت اسلامی در ساحت مطلقيت حاکميت ولی فقيه کشانده است؛ يعنی به شرايطی که چندان با شرايط عثمانی قبل از پيدايش «ترکان جوان» بی شباهت نيست.

گفتم که نقش ناکام و شکسن خوردهء ترکان جوان در عثمانی نقشی بود که اصلاح طلبان از نيمهء دوم رياست سيد محمد خاتمی بر دستگاه ديوان سالاری ايران بازی کردند. کافی است نگاهی به نوشته های آن دوران سعيد حجاريان، نظريه پرداز اصلاح طلبان آن زمان، بياندازيم تا ببينيم که او نيز صراحتاً از همان جا آغاز کرده است که ترکان جوان عثمانی آغاز کرده بودند: ايجاد «ولايت فقيه مشروطه» به جای «ولايت فقيه مطلقه». اين الفاظ از من نيست و همه کس می تواند آنها و نظريه پردازی های پشت شان را در نوشته های آن روزگار حجاريان بيابد.

اکنون نيز ما به همانجا رسيده ايم که ترکان جوان عثمانی رسيدند. در ساحت حکومت مطلقهء حاکم (نام اش مطرح نيست چه باشد: خليفه، سلطان، شاه يا رئيس جمهور) امکانی برای «اصلاحات» در راستای انحلال «وجه اطلاق ِ» حاکميت و «مشروط» کردن آن به يک قرارداد اجتماعی وجود ندارد؛ حتی اگر چنين قراردادی بر روی کاغذ و به نام «قانون اساسی» وجود داشته باشد.

مهم توجه به اين واقعيت است که، معمولاً، در جوامعی نظير جامعهء ما، همواره و به درستی، قانون اساسی با نوعی ايده آليسم بی اعتناء به واقعيت نوشته می شود و، در مقابل، مخالفان مشروط بودن حاکميت به آن قانون اساسی نيز بهترين راه را در تصويب ِ نمايشی «متمم» هائی می يابند که هدف شان تعطيل کردن بخش «اصول مربوط به حقوق مردم» است و همهء اختيارات را در کف حاکم مطلق قرار می دهند. از اين منظر که بنگريم تفاوت چندانی بين «مشروطيت طلبی ِ سعيد حجاريان» و «خواستاری اجرائی کردن اصول مغفولهء قانون اساسی از جانب مهندس موسوی» نمی يابيم؛ مطالبات و خواست هائی اصلاح طلبانه و نه بنيادشکن که البته، بنا بر طبيعت مطلقه شدگی، هيچ حاکم مطلقی به آن توجه نمی کند و تا آنجا می تازد که چاره ای جز قيام مردم و خلع کل دستگاه حکومتی يک رژيم مطلقه باقی نماند.

پديدهء داشتن «قانون اساسی مشروط کنندهء حکومت به حقوق مردم، بعنوان صاحبان اصلی حاکميت» و تعطيل مواد مشروط کنندهء آن قانون از طريق افزودن متمم های گوناگون، همگی پديده هائی قرن بيستمی بوده اند؛ قرنی که در آن تجدد بصورت نيروئی پيش راننده در آمد اما، در عين حال، به دو وجه دموکراتيک و توسعه طلبانه تقسيم شد، و شاهان و رؤسای جمهور اين قرن اما، متأسفانه، از تجدد امکان جدا ساختن اين دو وجه را فهميدند يا برگزيدند: «اعمال توسعه» و «تعطيل دموکراسی»، به اين خيال يا ادعا که روند توسعهء اقتصادی و اجتماعی و، حتی، فرهنگی، مآلاً به توسعهء سياسی هم خواهد رسيد و جامعه را آمادهء پذيرش روندهای دموکراتيک حکومت خواهد کرد. اما، خوش خيالانه، وظيفهء تعيين «زمان وصول به دموکراسی» بر عهدهء ساعت مچی حاکم مطلق تجددخواه گذاشته می شود و تنها اين ساعت است که تعيين می کند ما با «دروازهء تمدن بزرگ» (اسم ديگر جامعهء دموکراتيک) چه مقدار فاصله داريم.

باری، حال وقت آن است که به صد سال پيش مان برگرديم و ببينيم که در آن لحظات اندراس تاريخی ِ غوطه خورده در خرافات پرورده شده از عهد صفوی و اضمحلال کشوری در چنگال روس و انگليس، روشنفکران سياسی ايران، با تعاليمی که از تجربه های کشورهای اروپائی و بخصوص عثمانی گرفته بودند چگونه فکر «مشروطيت» را به ايران آوردند، بر موانع سلطنت و روحانيت چيره شدند، روحانی مقتدر عهدشان، شيخ فضل الله نوری، را از سر راه برداشتند، سلطنت را به پادشاهی تشريفاتی و مشروط تبديل کردند، محمدعلی شاه ِ کشندهء مشروطه خواهان را فراری دادند و مجالس اول تا چهارم مشروطه را بوجود آوردند و قانون اساسی ايران مدرن را نوشتند.

اما، متأسفانه، پيروزی مشروطيت در ايران مانع از شروع روند افزودن «متمم» های نظری و عملی بر قانون اساسی نشد. آخوندها سهم خود را با مشروط کردن قوانين مصوب مجلس شورای ملی به تأييد پنج مجتهد اعظم گرفتند و، سپس، بی اعتناء به آنان، انتخابات های هدايت شدهء عهد رضاشاه، اين سردار بزرگ سازندگی و وحدت بخشی به کشورمان، مجلس ملی قانون گزاری را تا آن حد تنزل داد که شخص پادشاه بتواند از آن با عنوان «طويله» ياد کند و خود بقدرتی دست يابد که سلاطين عليل قاجار از پشت دروازه های پايتخت شان بدان سو تر از آن محروم بودند.

p.p1 {margin: 0.0px 0.0px 0.0px 0.0px; text-align: right; text-indent: 36.0px; line-height: 20.0px; font: 11.0px 'Geeza Pro'} p.p2 {margin: 0.0px 0.0px 0.0px 0.0px; text-align: right; text-indent: 36.0px; line-height: 20.0px; font: 11.0px Tahoma; min-height: 13.0px} span.s1 {font: 11.0px Tahoma}

پس ما، در قرن بيستم، در سرزمين های خود و همسايگان مان، همواره با دو روند روبرو بوده ايم: تلاش و حتی انقلاب برای مشروط کردن قدرت سلطه گر يا سلطنی (چه پادشاهی باشد و چه جمهوری) و کوشش برای انشاء يک قرارداد اجتماعی مردم سالار و، سپس، تلاش حاکم برآمده از اين روند برای تعطيل قانون اساسی و مطلقه کردن حاکميت مشروط خويش و تاختن و تاختن، تا آنجا که مردم بجان آمده، در اولين فرصتی که شرايط برای شان فراهم می کند، برای خلع حاکم مستبد و باز نويسی يک قانون اساسی نو و دموکراتيک شورش و قيام و انقلاب کنند.


در واقع، تاريخ خاورميانه و آفريقا در قرن بيستم تاريخ اين دور باطل خونين و دل شکن بوده است و آنچه در کشورهای اين منطقه رخ داده نشان از استمرار بلاتوقف اين دور دارد. از سوريه و عراق گرفته تا مصر و تونس و ايران همه جا شاهد آن بوده ايم که قدرت طلبان (چه متجدد و چه ارتجاعی)، از طريق ارادهء مردم (چه با تکيه بر قانون اساسی موجود و چه اغلب بشکل کودتای نظامی)، بقدرت رسيده و اغلب شان (به استثنای حکومت هائی نظير آنچه سی سال است بر کشورمان مسلط شده) تمام توان خود را در جهت توسعهء اقتصادی و اجتماعی کشورشان بکار برده و کوشيده اند تا کشور خويش را از مدار عقب ماندگی قرون وسطائی برهانند اما، در همان حال، با فراموش کردن اصول اوليهء دموکراسی (مثل دوره ای بودن حکومت، پاسخ گو بودن زمامداران، برقراری انتخابات سالم و غيره) خود را تنها نجات دهندهء کشورشان ديده و همهء نيروها را در خود متمرکز کرده و با مطلقه کردن حاکميت خود، طبعاً، خويشتن را آماج همهء نارضايتی ها و شکايت ها و منشاء همه فسادهائی که از مطلقه و استبدادی شدن حکومت بر می خيزد معرفی می کنند و، از اين طريق، به مردم خود می گويند که شما چاره ای جز سرنگون کردن من و رژيمی که آفريده ام نداريد.


بدينسان، ماشين مشروطيتی که در اروپا و امريکا، در غالب تفکيک قوا و استقلال شان از هم، دوره ای بودن زمامداری، و پاسخگو بودن زمامداران در برابر مردم، کم و بيش بصورتی کارآمد عمل کرده است، به محض اينکه پايش به سرزمين های ما باز می شود، در فاصلهء يکی دو دهه از نفس می افتد و اسقاط می شود؛ مفهوم مشروطيت در سير مطلقه شدن حاکميت محو می شود و جامعه يکسره به سوی سراشيبی انفجار می تازد.


مقالهء حاضر می تواند در اينجا به پايان رسد اما دريغم می آيد به آنچه نوشته ام نکته ای ديگر را اضافه نکنم. بنظر من، در اين نگرش مختصر به تاريخ معاصرمان می توان دريافت که سياسيون ما، روشنفکران دلسوزمان، و مردمی که براستی می خواهند از شر اين «دور باطل» رهائی يابند وظيفه ای سنگين بر عهده دارند که اتفاقاً، بر خلاف تصور شايع، به نقش شان در دوران اوج گرفتن مبارزات و سرنگونی حاکمان مطلقه مربوط نمی شود.


تجربهء قرن بيستم به ما نشان داده است که قيام ها و انقلابات مردم برای امحاء استبداد مطلقه همواره به انشاء يک قانون اساسی متجدد، و کم و بيش دموکرات، می انجامد. حتی وقتی خمينی به ايران برگشت و با عنوان جعلی «امام» قدرت سياسی را در دست گرفت جرأت دم زدن از منصب ولايت فقيه، چه رسد به ولايت مطلقهء فقيه، را نداشت و به متنی تن در داد که بر اساس قانون اساسی فرانسه نوشته شده و قرار بود که به مجلس مؤسسان برود. وظيفهء واقعی ما در واقع نه در دوران انقلاب که از روز انتشار آن متن آغاز شده و تا به امروز کشانده شده است. چرا که روشنفکران، از فردای فروپاشی استبداد و تشکيل حکومت موقت، در واقع نگهبانان مشروطيت حکومت اند و، بنظر من، در اين سی ساله دقيقاً در همين وظيفه است که قصور و ناتوانی خود را به نمايش نهاده اند.


مشکل ما با روشنفکرانی است که در برابر تبديل مجلس مؤسسان به خبرگان صدای اعتراض بلند نکردند و هرگونه اعتراضی را کارشکنی در راه انقلاب و ويران سازی «وحدت انقلابی مردم» دانستند. مشکل ما با روشنفکرانی (مذهبی و غير مذهبی ندارد) است که به عضويت مجلس خبرگان درآمدند و در نوشتن قانون اساسی حکومت اسلامی شراکت کردند؛ همان ها که اعتراض خود به افزودن منصب ولايت فقيه را به ميان مردم نبردند و حداکثر به دادن رأی منفی به آن اکتفا کردند؛ همان ها که هنگام ايجاد مجلس بازبينی همين قانون اسیاسی معوج، که ولايت فقيه را برسميت می شناخت اما آن را به قانون اساسی «مشروط» می کرد، به عملکرد آن مجلس در مطلقه کردن ولايت فقيه اعتراض نکردند؛ همان ها که پنج شش سال بعد از مطلقه شدن حاکميت تازه به فکر اصلاحات افتادند و چون مردم به آنها روی خوش نشان دادند و مناصب قوای مقننه و مجريه را به دست شان سپردند، از انجام وظيفه تن زدند، مجری «حکم حکومتی» شدند، و عاقبت به روز امروزشان افتادند.


به نظر من، آنچه روشنفکران را به اين روز می کشاند و ناکارشان می کند شيفتگی آنان به قدرت و ثروت است؛ همانچه هائی که از ناحيه شر نهادن بر آستان قدرت مطلقه آسان تر به دست می آيد. هرکس داستان روشنفکری را که روح خود را به شيطان می فروشد شنيده باشد می داند که او تنها برزخ را برای خويشتن تعبيه کرده است.


ُآری، روشنفکران مشروطه طلب (چه در لباس نظامی و چه در جامهء مدنی) سربازان نگهبان قانون اساسی دموکراتيک برآمده از قيام مردم هستند، و در هر بزنگاهی که ديگران بخواهند روندهائی يا اصولی را زير پا بگذارند اين وظيفهء آنها است که اقدام نموده و صداشان را برای روشنگری بلند کنند، و البته آمادهء نتايج اعتراض شان هم باشند. کشورها به اينگونه روشنفکران است که پايدار و سرفراز می مانند.

parsamarzban
دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۷
۱۲۱ اعدام در شش هفته: محسنی اژه ای اعدام های پنهانی اعلام نشده در بیرجند را مورد تایید قرار داد (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28262)
تنها یک روز پیش از آنکه دوگزارشگررسازمان ملل خواستار توقف اعدام ها و اعزام گزارشگرویژه به ایران شدند، غلامحسین محسنی اژه دادستان کل کشور به اعدام برخی از زندانیان درزندان بیرجند اشاره کرد و از اعدام های دیگر طی روزهای آینده خبر داد. این درحالی است که منابع رسمی از جمله دادستانی کل کشور و دادگستری استان خراسان جنوبی تا کنون خبری درخصوص اعدام زندانیان موادمخدری در ۱۱ بهمن در زندان بیرجند منتشر نکرده اند.

دادستان کل کشور روز ۱۱ بهمن ماه درجمع خبرنگاران گفت:«سحرگاه امروز تعدادی از قاچاقچیان مواد مخدر در بیرجند اعدام شدند و طی روزهای گذشته نیز تعدادی از قاچاقچیان مواد مخدر در تهران و کرج اعدام شدند.» (منبع خبر: خبرگزاری فارس)

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اطلاعات موثقی را از منابع محلی دریافت کرده است که نشان می دهد که طی ماه های گذشته دهها نفر از متهمان موادمخدری در زندان بیرجند به دار آویخته شدند. همچون اعدام های صورت گرفته در زندان وکیل آباد مشهد که در گزارش کارشناسان سازمان ملل نیز به آن اشاره شده است، مقامات قضایی از اعلام اعدام های گسترده پنهانی در این زندان خودداری کرده اند. یک منبع موثق به کمپین گفت که طی پنج ماه گذشته بیش از پنجاه نفر از متهمان مواد در این زندان اعدام شده اند. با توجه به اینکه هیچ خبری در خصوص اعدام زندانیان موسوم به موادمخدری از این زندان منتشر نشده کمپین در تلاش است تا به جزییات وضعیت اعدام ها دراین زندان دست یابد با این وجود تصریح دادستان کل کشور مبنی بر وقوع اعدام ها در این زندان نشان دهنده وقوع جریان اعدام در این زندان می باشد.

خبر اعدام های مورد اشاره اژه ای در تهران و کرج پیش از این در رسانه های رسمی دولت و یا قوه قضائیه ایران منتشر نشده است. این درحالی که است که طی ماه های گذشته کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اطلاعاتی مبنی بر اجرای احکام در برخی زندان ها – ازجمله زندان وکیل آباد مشهد و زندان بیرجند- دریافت کرده بود که توسط دستگاه قضایی اعلام نشده بود. طبق اطلاعاتی که یک منبع موثق در اختیار کمپین قرار داده است اعدام های زندان بیرجند نیز مشابه با اعدام های زندان وکیل آباد مشهد به صورت ناگهانی صورت گرفته و خانواده ها ووکلا هیچ اطلاعی از وقوع اعدام ها نداشته است. این درحالی است که طبق قوانین جمهوری اسلامی پیش از اعدام باید خانواده ها ووکلا از زمان اجرای حکم مطلع شوند.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران معتقد است که اظهارات دادستان کل کشور نشان دهنده اجرای مجازات اعدام در برخی زندان هاست که به صورت رسمی اعلام نمی شود.
این اظهارات محسنی اژه ای در کنفرانس خبری اش در روز یازده بهمن در مورد اعدام های صورت گرفته در زندان بیرجند ، یک نمونه از اعدام های پنهانی در این زندان است.

از زمانی که محسنی اژه ای به صندلی دادستان کل کشور تکیه زده است سرعت اعدام ها روند سرسام‌آوری به خود گرفته و علاوه بر افزایش اعدام های اعلام شده، اعدام های پنهانی و مخفی که توسط مقامات قضاییه به رسانه ها اعلام نمی شود نیز افزایش یافته است. در برخی هفته ها موارد تعداد اعدام هایی که اعلام نمی شود چندین مرتبه از اعدام های اعلام شده بیشتر است.

دادستان کل کشور پیش از این در یک کنفرانس مطبوعاتی در تاریخ ۱۹ مهر اعلام کرده بود که ” طبق دستور رئیس قوه قضائیه برای برخورد یکسان با قاچاقچیان پرونده‌ها به دادستان کل کشور محول شده” و وی به دادستان های کل کشور دستور داده است که متهمان مربوط به مواد مخدر در کوتاهترین زمان ممکن محاکمه شوند و در اجرای احکام هیچگونه رحمی به انان نشود. وی حتی در این کنفرانس تلویحا اظهار داشت که بعضا افراد ردهء پایین در این پرونده ها به جای قاچاقچیان اصلی اعدام شده اند.

وی گفته است :« بعضی از افرادی که مواد مخدر از انها کشف میشوند قاچاقچی اصلی نیستند و بهره مادی از این بابت نمیبرند، بلکه قاقچاقچی اصلی این افراد را اجیر کرده و فریب میدهد در حالی که خودش در جای امنی نشسته است و فرد دیگری به جای او محاکمه و حتی اعدام میشود.» (لینک به کنفرانس خبری ۱۹ مهر محسنی اژه ای)
برخی منابع موثق به کمپین بین المللی حقوق بشرگفتند که صدها زندانی مرتبط با مواد مخدر که حکم اعدام دریافت کرده اند و در پرونده بسیاری از آنها ابهامات زیادی وجود دارد به لحاظ طی روند دادرسی هم اکنون در زندان های مختلف کشور در انتظار اعدام به سر می برند و با توجه به سیاست دادستان کل کشور مبنی بررسیدگی سریع- یا همان اعدام سریع متهمان- این نگرانی وجود دارد که روند گسترده اعدام ها طی هفته ها وماه های اینده همچنان ادامه یابد.

همچنین محسنی اژه ای از اعدام یک نفر در ایلام و یک نفر در کرمان در این کنفرانس خبر داده است که براساس تحقیقات کمپین پیش از این در رسانه های رسمی ایران به این اعدام ها نیز هیچ اشاره ای نشده است.

تحقیقات کمپین نشان می دهد که در برخی از پرونده ها صدور احکام اعدام بر مبنای اعترافاتی بوده که تحت فشار وشکنجه از متهمان در اداره مبارزه با مواد مخدر تحت مسوولیت فرماندهی نیروی انتظامی، ادارات آگاهی شهرها و بازداشتگاههای نیروی انتظامی ، اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات در استان های مختلف صورت گرفته است.
مطلب مرتبط کمپین- ۹۷ اعدام در ۳۰ روز: افزایش خیره کننده اجرای احکام اعدام توسط قوه قضاییه

خبرگزاری های دولتی از اعدام ۲۴ تن در فاصله زمانی اول تا ۱۱ بهمن ماه خبر داده اند. پیش از این کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران سیاهه ای از اعدام های انجام شده در حدفاصل تاریخ ۲۹ آذر تا پایان دی ها منتشر کرده بود. طبق آمارهایی که کمپین محاسبه کرده است از تاریخ ۲۹ آذر تا ۱۱ بهمن ۱۲۱ نفر در ایران اعدام شده اند. این آمار البته تعداد اعدام های انجام شده در زندان بیرجند و زندان هایی مانند کارون وسپیدار شهر اهواز و زندان شهر تایباد ( که کمپین گزارشاتی درمورد اجرای احکام اعدام در آنها را نیز دریافت کرده) نمی شود.

این ۲۴ اعدام اخیربه شرح زیرهستند:

-دو نفر – یک نفر ایلام و یک نفر کرمان – تاریخ انتشار خبر اعدام توسط دادستان کل کشور ۱۱ بهمن – خبرگزاری فارس
- یک نفر ( عبدالرضا غرابات ) – زندان کارون اهواز – ۹ بهمن – وب سایت تغییر و خبرگزاری فار
-یک نفر ( زهرا بهرامی ) -زندان اوین تهران – ۹ بهمن – خبرگزاری فارس
-سه نفر – زندان ارومیه – ۷ بهمن ۸۹ – خبرگزاری ایرنا
-هفت نفر – زندان غزل حصار کرج – ۷ بهمن ۸۹ – واحد مرکزی خبر
-یک زندانی سیاسی به نام فرهاد تارم – زندان ارومیه – ۶ بهمن ۸۹ – کوردستان مدیا
-دو نفر – زندان بجنورد – ۴ بهمن ۸۹ – دادگستری استان خراسان شمالی
- دو نفر (جعفر کاظمی و محمدعلی حاج آقایی زندانیان سیاسی) – زندان اوین تهران – ۴ بهمن ۸۹ – خبرگزاری ایسنا
-سه نفر- زندان اوین – ۴ بهمن ۸۹ – خبرگزاری ایسنا
-یک نفر – در ملاءعام در کرج – ۴ بهمن ۸۹ – خبرگزاری فارس
-یک نفر – زندان یاسوج – ۳ بهمن ۸۹ – خبرگزاری ایلنا

parsamarzban
دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹, ۱۲:۵۴
http://i52.tinypic.com/2dmefpi.jpg

parsamarzban
دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹, ۱۶:۲۷
قردادهای چند میلیارد دلاری جدید با قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا (سپاه) (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28328)
مهر : فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا از امضای قرارداد 500 میلیون دلاری ساخت خط لوله اتیلن مرکز خبر داد و گفت: هفته جاری ساخت یک‌هزار و 600 کیلومتر خطوط لوله نفتی توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا آغاز شد.

سردار رستم قاسمی با اشاره به واگذاری ساخت دو خط لوله جدید انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی، گفت: در حال حاضر عملیات اجرایی خط لوله انتقال نفت سبزآب - ری به طول تقریبی 650 کیلومتر و خط لوله انتقال فرآورده نفتی آبادان- ری به طول 950 کیلومتر آغاز شده است.

فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا با اشاره به امضای تفاهم‌نامه‌های جدید با شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی برای ساخت خط لوله جدید نفت و فرآورده نفتی، اظهار داشت: اما برای ساخت خطوط لوله جدید نفت و گاز قراردادهای جدیدی هنوز امضا نشده است.

هفته جاری قرارداد ساخت دو خط لوله انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی به ارزش تقریبی 1.3 میلیارد دلار به طور رسمی به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا واگذار شد.

بر اساس برنامه زمان‌بندی پیش‌بینی می‌شود ساخت این خطوط لوله نفتی تا سال 1392 توسط قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا به پایان برسد.

در همین حال اخیرا قرارداد ساخت فاز دوم خط لوله هفتم سراسری (خط لوله گاز پاکستان) و ادامه خط لوله ششم سراسری (خط لوله جدید گاز اروپا) به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا واگذار شده است.

سردار عبداللهی معاون قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا هم اخیرا از اجرای هفت هزار و 500 کیلومتر خطوط لوله جدید انتقال نفت و گاز در بخشهای مختلف کشور توسط متخصصان این مجموعه خبر داده است. اسفند ماه سال گذشته هم تفاهم نامه‌ای برای ساخت سه خط لوله نفتی در مجموع به طول یک‌هزار و 810 کیلومتر بین شرکت ملی پالایش و پخش نفتی و قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا به ارزش تقریبی 850 میلیون دلار امضا شده بود.

ساخت خط لوله اتیلن مرکز با مشارکت قرارگاه خاتم‌الانبیا

در ادامه قاسمی از واگذاری قرارداد ساخت خط لوله پتروشیمی اتیلن مرکز به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا خبر داد و تصریح کرد: با توافق انجام گرفته با شرکت ملی صنایع پتروشیمی قرار شده ساخت این خط لوله توسط متخصصان این مجموعه انجام شود.

به گفته وی ارزش تقریبی قرارداد ساخت خط لوله اتیلن مرکز حدود 500 میلیارد تومان (500 میلیون دلار) برآورد می‌شود.

با توافق بین شرکت ملی صنایع پتروشیمی و قرارگاه خاتم‌الانبیا قرارداد ساخت این خط لوله اتیلنی به صورت EPCCF شامل مهندسی، تدارکات، نصب، راه‌اندازی و تامین منابع مالی امضا شده است.

مسئولان وزارت نفت پیشتر اعلام کرده بودند برای ساخت خط لوله اتیلن مرکز و طرحهای پتروشیمی این منطقه به حدود سه میلیارد و 500 میلیون دلار سرمایه‌گذاری نیاز است. مدت زمان قرارداد جدید قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا در خط لوله اتیلن مرکز حدود چهار سال تعیین شده است.

احمد رضا حیدرنیا مدیر طرحهای شرکت ملی صنایع پتروشیمی هم اخیرا از اجرای طرح‌های جدید پتروشیمی با مشارکت قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا خبر داده و گفته بود: تا زمانی که منابع مالی یک طرح پتروشیمی تأمین نشود عملیات اجرایی آن آغاز نخواهد شد.

ساخت پتروشیمی کازرون 300 هزار تن پلی اتیلن، پتروشیمی نودان یک میلیون و 650 هزار تن متانول، پتروشیمی فسا 300 هزار تن پلی اتیلن سنگین، پتروشیمی فراشبند یک میلیون تن اوره و 650 هزار تن آمونیاک، پتروشیمی داراب 300 هزار تن پلی اتیلن، پتروشیمی فیروز آباد یک میلیون تن اتیلن و پتروشیمی جهرم 300 هزار تن پلی اتیلن سبک در دستور کار وزارت نفت قرار دارد.

در حال حاضر مطابق با آخرین گزارش رسمی شرکت ملی صنایع پتروشیمی مطالعات مفهومی و مهندسی پایه پروژه این طرح به پایان رسیده است و مهندسی تفصیلی نیز از اواسط آبان ماه سالجاری آغاز شده است.

در مجموع پیش‌‌بینی می‌شود با بهره برداری از این خط لوله اتیلنی حدود 5.2 میلیون تن به ظرفیت تولید محصولات پتروشیمیایی ایران افزوده شود.

parsamarzban
دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹, ۱۶:۴۶
همراه شو عزیز...

۲۵ بهمن
ساعت ۱۵
امام حسین - آزادی


http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0001/img_15130.jpg

parsamarzban
دوشنبه ۱۸ بهمن ۸۹, ۱۶:۵۹
فراخوان گسترده رسانه های سبز برای شرکت در راهیمایی ۲۵ بهمن (http://www.daneshjoonews.com/news/politics/5641-1389-11-18-03-08-02.html/)
دانشجونیوز: پس از انتشار خبر درخواست مجوز برای تظاهرات در روز 25 بهمن و در راستای استفاده از پتانسیل های شبکه های اجتماعی مجازی چون فیس بوک و توئیتر بنابر تاکید سران جنبش سبز بر گسترش آگاهی و توسعه شبکه های اجتماعی ، بسیاری از خبرگزاری ها و رسانه های سبز و غیر همسو با دولت, به طور گسترده ای دست به انتشار خبر گشایش صفحات فیس بوک و توئیتر 25 بهمن زده اند.

پس از ایفای نقش شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر مصر و انتشار نسخه جعلی برخی از وب سایت های منتقد دولت ، بیم آن می رفت که سپاه سایبری وابسته به دولت کودتا از چنین امکاناتی بر علیه معترضان استفاده کند.

آخرین پوسترها، بیانیه ها، اخبار و… لحظه به لحظه در این صفحه در دسترس قرار خواهند گرفت. همچنین امکان تبادل نظر با اعضا دیگر نیز در این صفحات لحاظ شده است.

شایان ذکر است، روز شنبه (۱۶ بهمن-۵ فوریه) میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، در پیام مشترکی از وزارت کشور، تا براي راهپيمايي مردمي درجهت حمايت ازقيام مردم مصروتونس مجوز لازم را صادر کند.

در ضمن برنامه ریزان و مدیران این صفحه ها، از کاربران فیس بوک خواسته اند تا با پیوستن به این صفحه ها نظرات و پیشنهادات خود را با کاربران دیگر در میان بگذارند.

فیس بوک ۲۵ بهمن: http://facebook.com/25bahman

توئیتر: http://twitter.com/25bahman

parsamarzban
سه شنبه ۱۹ بهمن ۸۹, ۰۴:۵۴
روز ۲۵ بهمن ، چپ و راست و داخلی و خارجی و مجاهد و سلطنتی و سبز و قرمز نداریم ! روز ، روز ایران است (http://politicprojector.blogspot.com/2011/02/25.html)
از مردم مصر حداقل این یک شعار را یاد بگیریم . تا به جایی نرسیم که متحد و یکپارچه در مقابل دشمن مشترکمان که دشمن بشریت است ، بایستیم در بر روی همان پاشنه قدیمی خواهد چرخید . یکصدا و متحد پیش بسوی ایرانی آزاد و آباد با مشارکت همه گروههای سیاسی و فکری ! زنده باد آزادی . پاینده باد ایران و ایرانی

parsamarzban
سه شنبه ۱۹ بهمن ۸۹, ۰۴:۵۸
پیش بسوی ۲۵ بهمن (http://balagari.wordpress.com/2011/02/06/%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DB%B2%DB%B5-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86/)
قیام برای آزادی، مبارزه علیه دیکتاتوری، حمایت از سرکوب شدگان، محکوم کردن اعدامهای فله ایی سیاسی، خواستار آزادی اسیران شدن، از حقوق شهروندی دفاع کردن.. حکومت آخوندی را به خاک سپردن، نیاز به مجوز ندارد!

parsamarzban
سه شنبه ۱۹ بهمن ۸۹, ۱۷:۵۳
"٢۵ بهمن درفضای مجازی؛ روز خشم ایرانی" (http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6431056,00.html)
کاربران ایرانی فضای مجازی از "روزخشم" در ایران خبر می‌دهند. آنها در تلاش‌اند که معترضان به حکومت را سه روز پس از برگزاری راهپیمایی دولتی در سالگرد پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، بار دیگر به خیابان‌ها بکشانند.


مهدی کروبی و میرحسین موسوی از رهبران مخالفان دولت در ایران در نامه‌ای مشترک به وزارت کشور دولت محمود احمدی‌نژاد، خواستار صدور مجوز برای "راهپیمایی مردمی در جهت حمایت از قیام مردم مصر و تونس" شده‌اند. در این نامه تاریخ راهپیمایی روز دوشنبه ٢۵ بهمن ماه اعلام شده است.

پس از انتشار این نامه فعالیت کاربران ایرانی در اینترنت آغاز شد. گروهی از فعالان و حامیان جنبش سبز صفحاتی را در سایت‌های فیس‌بوک و توئیتر با عنوان "٢۵ بهمن" راه اندازی کرده‌اند. برخی از کاربران فیس‌بوک نیز عکس پروفایل خود را به نشانه حمایت از این راهپیمایی تغییر داده‌اند.

از دموکراسی موتوری تا دموکراسی شتری

پس از اعتراضات مردمی در مصر علی لاریجانی رییس مجلس شورای اسلامی ایران حمله هواداران دولت با شتر و اسب به معترضان در قاهره را به تحمیل "دموکراسی شتری" به مصری‌ها تعبیر کرد. همزمان معترضان به حکومت ایران در شبکه‌های اجتماعی این پیام را منتشر کردند: "چه با موتور، چه با شتر، مرگ بر دیکتاتور".

همزمان با تبلیغ حضور در راهپیمایی اعتراضی ٢۵ بهمن، به نظر می‌رسد این اشاره کنایه آمیز به حمله نیروهای انتظامی و شبه نظامیان بسیجی موتورسوار به معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران به یکی از شعارهای اصلی معترضان ایرانی تبدیل شده است.

اطلاع رسانی مجازی، جامعه‌ی حقیقی

معترضان و حامیان حضور در راهپیمایی ٢۵ بهمن، با افزایش تبلیغات در فضای مجازی معتقدند نباید از اطلاع‌رسانی در جامعه حقیقی ایران غافل بود. وبلاگ "ایده‌های سبز" با اشاره به اینکه "حالا که رهبران جنبش به خود آمده‌اند وقت آن است که ما نیز به خود بیاییم و با اطلاع‌رسانی شرایط این راهپیمایی را فراهم کنیم" می‌افزاید: «اطلاع‌رسانی خارج از اینترنت رمز موفقیت ماست؛ گوشی را بردارید و به دوستان و آشنایان خود خبر دهید.»

نویسنده وبلاگ "شوره‌زار" نیز در مورد شیوه‌های تبلیغ این برنامه می‌نویسد: «تبلیغ کنیم، نامه بنویسیم، دیوار نویسی کنیم، پچ پچ کنیم، زمزمه‌هایمان را سراسر شهر پخش کنیم، این روز شاید روز خشم‌مان نباشد، ولی روز حضورمان خواهد بود.»

وبلاگ "انجمن سبزها" با انتقاد از شبکه خبری بی‌بی‌سی فارسی و به زعم نویسنده این وبلاگ، عدم اطلاع رسانی دقیق در مورد زمان و مکان این راهپیمایی به نقش این بنگاه خبری در دوران انقلاب ۵۷ اشاره می‌کند: «آقای بی بی سی، باور کن ما اگر انقلاب هم بکنیم باز هم بی بی سی نگاه می‌کنیم. نمی‌دونم چرا زمان انقلاب اسلامی شما زمان همه‌ی راهپیمایی‌ها رو اعلام می‌کردی، اما الان به زور خبر درخواست میرحسین و کروبی رو می‌گی و وقتی هم می‌گی اصلا از روز و زمانش هم حرفی نمی‌زنی؟»
این وبلاگ‌نویس اضافه می‌کند: «فکر می‌کنم وظیفه ماست تا با ایمیل و دیگر شبکه‌های اجتماعی خبر راهپیمایی رو به گوش همه برسونیم.»

٢۵ بهمن ؛ با مجوز یا بی‌مجوز

در شبکه‌های مجازی و فضای اینترنت بحث صدور مجوز برای این راهپیمایی نیز اهمیت یافته است. بسیاری از وبلاگ‌نویسان و کاربران معترض به حکومت معتقدند برای این برنامه مجوزی صادر نخواهد شد.

یک وبلاگ‌نویس معتقد است که نامه موسوی و کروبی درخواست مجوز نیست بلکه "فراخوان" به اعتراض عمومی و حضور دوباره در خیابان‌هاست. وی می نویسد: «دیگر بهانه‌ای نداریم که ما رهبر نداریم یا رهبران ما کوتاهی می‌کنند. این گوی و این میدان. رهبران فراخوان تظاهرات دادند واکنون نوبت ماست که به عنوان اولین کشور خاورمیانه که حرکت به سوی دموکراسی را آغاز کرد. قدم نهایی را برداریم: انقلاب سبز و برچیدن بساط ظلم و جور.»

وبلاگ "شوره‌زار" نیز نظر مشابهی را مطرح می‌کند: «درخواست مجوز پیامی بود به حاکمیت و صد البته به ما، که این مگر نه آن چیزی است که از مدت ها قبل می‌خواستید؟»

نویسنده این وبلاگ با اشاره به احتمال لغو این برنامه از سوی موسوی و کروبی به بهانه عدم صدور مجوز اضافه می‌کند: «یقین داشته باشد این پیام لغو به معنای لغو حضور ما نخواهد بود، بازی است که دست های حاکمیت را ببندد. پس بی‌هراس از کنسل شدن آنها تبلیغ کنیم.»

وبلاگ نسیم آزادی می‌نویسد که مجوز این راهپیمایی نه توسط دولت که بوسیله‌ی کشته‌شدگان اعتراضات سال گذشته صادر شده‌است: «نداها و سهراب‌ها بیست ماه پیش با خون خود مجوز ما را امضا کرده‌اند. قرارملت ایران ٢۵ بهمن ساعت ۳ بعد از ظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی.»

کاربران دیگری نیز با اشاره به اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی به عدم نیاز به صدور مجوز توسط وزارت کشور اشاره می‌کنند. وبلاگ "نهاد مردی" با نقل این اصل قانون اساسی می‌نویسد: «تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است. ما اگر شروط بالا را رعایت کنیم، هیچ احتیاجی به مجوز نداریم.»

«چه باید کرد؟»

در فیس‌بوک و تویتر و گودر (گوگل ریدر) بحث‌های زیادی در مورد شیوه‌های عمل در روز ٢۵ بهمن در جریان است. گروهی در فیسبوک با عنوان " ٢۵ بهمن چطور خود را اثبات کنیم؟" حاوی نظرات تعدادی از معترضان و حامیان جنبش سبز ایران است.

کاربری این سوال را مطرح کرده است که " دوستان نظرتان در مورد ماندن در خیابان در روز ٢۵ بهمن چیست؟" در ادامه نظرات متفاوتی طرح شده، گرچه اکثریت با این ایده موافقند اما مرتضی می‌نویسد که "بستگی به نحوه برخورد آن روز دارد". کاربر دیگری به اسم "ایرانی سبز" اشاره می‌کند: «با ماندن در خیابان‌ها بیش از آنچه که تصور می‌کنیم ضرر متوجه حکومت خواهد شد و همچنین دنیا از اصرار مردم مطلع می‌شود.»
در صفحه فیس‌بوک ویژه٢۵ بهمن که در مدت کوتاهی از فعالیتش بیش از ۱۵ هزار عضو دارد، تصاویر شعارنویسی بر روی پول برای راهپیمایی حمایت از مردم مصر و تونس منتشر شده است.

واکنش کاربران نیز به شعارنویسی بر روی اسکناش هم در نوع خود جالب است. کاربری می‌نویسد که از صبح در حال نوشتن بر روی اسکناس است. کاربر دیگر این اقدام را در جهت تضعیف روحیه حکومت بسیار موثر می‌داند و می‌نویسد: «از این شرایط لذت می‌برد.»

همچنین در این صفحه تصاویری از پخش روزنامه کلمه به صورت کپی در شیراز را به اشتراک گذاشته است. روزنامه کلمه به صورت اینترنتی توسط سایت کلمه که به میرحسین موسوی از رهبران معترضان نزدیک است، منتشر می‌شود.

«٢۵ بهمن ، ٢۵ خردادی دیگر»

کاربران هوادار جنبش اعتراضی در فضای مجازی، امیدوارند پس از اعتراضات مردمی در برخی کشورهای عربی بار دیگر بتوانند مردم ایران را به حضور در خیابان‌ها ترغیب کنند. کاربری ٢۵ بهمن را با ٢۵ خرداد سال گذشته که تظاهرات میلیونی در تهران برگزار شد، مقایسه کرده است.
اما همه کاربران به این خوش‌بینی نیستند. برخی معتقدند جامعه ایران برای حرکتی دوباره نیاز به محرک‌های قوی‌تر دارد، عدم برنامه‌ریزی پیوسته، نبود تشکیلات قوی و ضعف رهبری از دیگر انتقاداتی است که طرح شده است.

مرتضی کاظمیان از فعال ملی مذهبی و عضو شورای مرکزی حمایت از روزنامه‌نگاران ایران معتقد است: « سبزها شادکام باشند و همچنان سربلند و امیدوار، که با ابتکار تحسین‌برانگیز و اقدام شجاعانه‌ی موسوی و کروبی، از هم‌ اینک پیروز میدان ٢۵ بهمن محسوب می‌شوند.»
وی با اشاره به وجود زمان کافی برای هماهنگی سبزها به‌ویژه از طریق شبکه‌های اجتماعی اضافه می‌کند: «نیازی هم نیست که همه‌ی اقدامات و ابتکارها، پیش چشم‌های مضطرب نیروهای امنیتی دولت رانتی، هماهنگ و نهایی شود؛ سبزها به قدر لازم تجربه آموخته‌اند.»

وی یادداشتش در سایت جرس را با این جملات به پایان می‌رساند: «تنها بی‌باوران به بهار طبیعت و طلوع هرروزه‌ی خورشید، پیروزی نهایی جنبش دموکراسی‌خواهی را پس از پیروزی جدید و نزدیک ٢۵ بهمن، امیدوارانه و شجاعانه و عاقلانه و خلاقانه، پی‌ نخواهند گرفت. سبزها اما همچنان صبور و امیدوار ایستاده‌اند.»

مهدی محسنی
تحریریه: یلدا کیانی

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۰۸:۴۹
موسیقی عامل افزایش طلاق اعلام شد !!! (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28403)
شهرزادنیوز: "موسیقی‌های جدید جوانان را به عشق های چند روزه و گاه حتی ازدواج هایی می کشاند که نتیجه آن طلاق است. برای همین آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است." سیما فردوسی، کارشناس مسائل تربیتی و مدیر گروه روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی، ضمن نگارش این مطلب از جمله آورده است که هم اکنون در موسیقی‌هایی که در سطح جامعه رواج دارد و ما آن را با عنوان «موسیقی مبتذل» نام می‌نهیم، مواردی این‌چنین دیده می‌شود؛ این نوع موسیقی‌ها بر روی جامعه تأثیر منفی‌ می‌گذارد و اثرات منفی بر روی زندگی جوانان را تشدید می‌کند.

از سوی دیگر، اصغر نوروزی، استاد روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سوادکوه، اعلام کرد که به ازای هر 100 ازدواج 12 مورد طلاق وجود دارد. وی تنها راه حل کاهش طلاق را آموزش پیش از ازدواج دانست.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران، قبلا ً شایع ترین علت طلاق را عدم دست یابی به بلوغ کامل در میان جوانان دانسته و اعلام کرده بود که جوانان فاقد بلوغ لازم برای تشکیل یک زندگی مشترک و رفتن به زیر یک سقف هستند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۱۵:۵۹
خطر اجرای حکم اعدام جان معلم زندانی را تهدید می کند (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14653)
بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" جعفری دولت آبادی دادستان تهران از پاسخگویی به خانواده معلم زندانی محکوم به اعدام عبدالرضا قنبری خوداری می کند.
خانواده معلم زندانی محکوم به اعدام عبدالرضا قنبری برای پیگیری وضعیت عزیزشان بطور مستمر به دادستانی تهران و سایر ارگانها مراجعه می کنند ولی دادستانی تهران عباس جعفری دولت آبادی از روبرو شدن و پاسخگویی به این خانواده خوداری می کند. خانواده قنبری و وکیل آنها خواستار ارجاع پرونده او به شورای عالی قضایی برای بررسی مجدد و لغو حکم جنایتکارانه و ضدبشری اعدام علیه عزیزشان که بدستور بازجویان وزارت اطلاعات محکوم شده است می باشند.
معلم زندانی عبدالرضا قنبری در حال حاضر در بند 350 زندان اوین زندانی است. او از ناراحتی حاد کلیه رنج می برد و همانند سایر زندانیان سیاسی از درمان جدی محروم می باشد.
معلم زندانی محکوم به اعدام عبدالرضا قنبری 43 ساله متاهل و دارای دو فرزند می باشد او بیش از 14 سال در دبیرستان ، دانشگاه آزاد و پیام نور مشغول به تدریس بود و در 14 دی ماه 88 در محل کارش با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به شکنجه گاه وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوین منتقل شد. معلم زندانی چندین هفته در بند 209 تحت شکنجه های جسمی و روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار گرفت و به او اتهاماتی مانند محاربه و تبلیغ علیه نظام نسبت داده شد .
بازجویان وزارت اطلاعات پرونده او را به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب ارجاع دادند و توسط صلواتی معروف به قاضی مرگ مورد محاکمه و به اعدام محکوم شد.مراحل دستگیری،شکنجه و محاکمۀ معلم زندانی و محکومیت او به اعدام در طی 25 روز صورت گرفت.پرونده او برای تجدید نظر(تایید نظر ) به شعبۀ 36 دادگاه انقلاب ارجاع داده شد و توسط فردی بنام احمد زرگر از شکنجه گران دهۀ 60 مورد تایید قرار گرفت.حکم معلم زندانی می تواند هر لحظه به اجرا در آید.
در حال حاضر علاوه بر معلم زندانی عبدالرضا قنبری،حداقل 4 زندانی سیاسی دیگر در انتظار اجرای حکم اعدام در زندان اوین بسر می برند که نام آنها به قرار زیر می باشد؛بازاری زندانی جواد لاری، محسن و احمد دانشپور و فرح واضحان می باشند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، خواستار لغو بی قید وشرط حکم اعدام زندانیان سیاسی در ایران است و از دبیر کل ،کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگران ویژه اعدام سازمان ملل و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای لغو بی قید وشرط حکم اعدام زندانیان سیاسی در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
20 بهمن 1389 برابر با 09 فوریه 2011

گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
گزارشگر ویژه اعدام سازمان ملل متحد
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل

http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۱۶:۰۱
پارلمان هلند محاکمه ی ایران در دادگاه بین المللی را سازماندهی می کند (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14651)
پارلمان هلند از کابینه ی این کشور خواست امکان محاکمه ی ایران در دادگاه بین المللی را بررسی کند. دلیل این امر امتناع حکومت ایران از پذیرش کمک هلند به شهروندان هلندی-ایرانی است که در ایران در زندان بسر می برند.
این طرح روز سه شنبه توسط فراکسیون سبزها به مجلس ارائه و تصویب شد. کابینه همچنین باید امکان آغاز چنین پروسه ای بر سر پرونده ی المنصوری را بررسی کند. او در ایران زندانی است و دولت ایران به هلند امکان کمک ب هاو را نمی دهد.
پارلمان همچنین طرح ارائه شده توسط فراکسیون دمکرات های مسیحی را به تصویب رساند که خواهان در دستور کار قرار دادن اعدام ها در ایران، توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل است. دولت باید امکان طرح این مساله در دادگاه بین المللی را نیز بررسی کند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۱۶:۰۵
دیکتاتورها از هیچ چیز به اندازه تجمعات خیابانی نمی‌هراسند / داریوش آریایی (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/11231-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D 9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%AF.html)
دیکتاتورها از تحریم و جنگ با دول همسایه هراسی ندارند ولی به شدت از تجمعات اعتراضی مردم کشور خودشان در هراس هستند . فراخوانی برای تجمعات همیشه در دل حاکمیت ترس ایجاد می‌کند. هرچند احتمال دادن مجوز برای تجمع ۲۵ بهمن بعید است ولی بسیاری کاربران اینترنتی از فراخوان برپایی راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن با مجوز یا بی مجوز داده‌اند و اطلاع‌رسانی را به خارج از اینترنت کشیده شده است و اسکناس نویسی و شعار نویسی برای حضور در ۲۵ بهمن در سطح شهر تهران به چشم می‌خورد.


از زمانی انسان‌ها توانستند بر دیگران حکمرانی کنند، بزرگترین ترس حاکمان هم در قالب تشکیل اجتماعات اعتراضی از سوی مردم زیر دست شکل گرفت و تشکیل اجتماعات خیابانی کابوسی برای حکمرانان شد.

اجتماعات و راهپیمایی اعتراضی نسبت به عملکرد حاکم و وضعیت موجود زمانی به نتیجه نرسد به شکل شورشها و ناآرامی در می‌آید و تا تغییر و اصلاحات مدنظر صورت نگیرد از پای نمی‌شنید و در نهایت به انقلاب و تغییرات دگرگونی ختم می‌شود.

نمونه های تاریخی فراوانی جنبش‌های اعتراضی مانند مزدک، اسپارتاکوس، گاندی، ماریتن لوتر کینک و... برای اعتراض به وضعیت موجود شکل گرفت و در نهایت یا سرکوب شدند و چنانچه خواسته‌ای داشتند (نظیر برابری سیاه‌پوستان با سفیدپوستان در امریکا) رسیدند.

طبق اعلامیه حقوق بشر تشکل اجتماعات حق طبیعی انسانهاست و حق تعیین سرنوشت برای انسانها محترم شمرده شده است .و جمهوری اسلامی ایران نیز متن اعلامیه حقوق بشر را به رسمیت شناخته و موظف به اجرای اعلامیه حقوق بشر است.

ماده ی ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر

۱ ) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات ، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد.
۲ ) هيچ کس را نبايد به شرکت در هيچ اجتماعی مجبور کرد.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل ۲۷ درباره اجتماعت و راهپیمایی چنین امده است:

«تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.»

در جمهوری اسلامی تنها این حق در صورتی به رسمیت شناخته شده است که اجتماعات و راهپمایی در راستای اهداف حاکمان جمهوری اسلامی تشکیل شود. چندین روز در سال به صورت رسمی از سوی جمهوری اسلامی برای تقویت جمهوری اسلامی نظیر ۱۳ ابان - ۱۶ اذر - روز قدس - ۲۲ بهمن راهپیمایی صورت می‌گیرد و یا تجمعاتی که دانشجویان و حزب‌الهی‌ها و بسیجیان بعد از نماز جمعه برگزار می‌کنند و در پاره‌ای از موارد به تجمع در برابر سفارت خانه‌ها می‌انجامد.

در حاکمیت جمهوری اسلامی بعد از دهه ۶۰ و سرکوب تجمعات خیابانی احزاب و گروههای سیاسی و سرکوب تجمعات دانشجویی در تیرماه ۱۳۷۸، بزرگترین تشکیل اجتماعات خیابانی در ستاد‌های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ شکل گرفت. بعد از انتخابات شبهه برانگیز و عدم توجه به درخواست معترضین راهپیمایی‌های میلیونی در تهران شکل گرفت که نهایتا سرکوب و به راهپیمایی های دولتی نظیر روز قدس و ۱۶ اذر و روز عاشورای سال ۱۳۸۸ ختم شد.

بیشترین هراس سران جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته ترس از شکل گیری تجمعات خیابانی و راهپیمایی مسالمت آمیز بوده است وحتی سید روح الله خمینی جنگ هشت ساله با عراق را جنگ با دیوانه‌ای توصیف می‌کرد که سنگی انداخته است و فرار کرده است.

دیکتاتورها تحریم‌های اقتصادی وسیاسی و جنگ با همسایگان و کشورهای هم‌رتبه نظامی خود در منطقه را می‌پذیرند ولی به شدت از تشکل اجتماعات و راهپیمایی‌های مسالمت امیز از سوی مردم کشورشان در وحشت به سر می‌برند و با خشونت سرکوب می‌کنند.

اجتماعات مردمی به دلایل مختلفی نظیر بحران اقتصادی، صنفی، نارضایتی از وضعیت موجود، نبود فضای باز سیاسی و... تشکیل می‌شود.

در جمهوری اسلامی ایران هیچ تشکلی قانونی نیست مگر انکه از سوی حاکمیت شکل گرفته شده باشد و حتی تجمعات کارگری و صتفی نیز به شدت سرکوب می‌شوند. تجمعات سال پیش به قول سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نظام‌اش را واکسینه کرد و بیشترین بخش سخنرانی‌های وی از سال پیش به فتنه اختصاص یافته است. رهبر جمهوری اسلامی هرگونه حرکت و تجمعی از سوی مردم معترض فتنه‌ای ازسوی بیگانگان وفتنه برانگیز توصیف می‌کند ولی درعین حال از تقویت و حمایت از تجمعات خیابانی مردم کشورهای مسلمان دیگر حمایت می‌شود.

کوتاه سخن که حاکمیت جمهوری اسلامی از تحریم و جنگ هراسی ندارد ولی از تجمعات و راهپیمایی ها در وحشت به سر می‌برد.

فراخوانهای تجمعی همیشه در ایران با واکنش شدید از سوی جمهوری اسلامی مواجه شده است و حتی بی اهمیت‌ترین فراخوانی‌های اینترنتی، موجب امادگی نیروهای سرکوبگر واعزام نیرو به میادین و خیابان‌ها می‌شود.

چندی پیش در ۱۴ بهمن چندین فراخوانی برای تجمعات از سوی چند وبلاگ‌نویس صورت گرفت هرچند تجمعی صورت نگرفت ولی حضور نیروهای امنیتی در سطح شهر تشدید شد.

به احتمال زیاد مجوزی برای تجمع ۲۵ بهمن از سوی وزارت کشور صادر نمی‌شود ولی بسیاری از وبلاگ‌نویسان و کاربران اینترنتی از برپایی راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن با مجوز یا بی مجوز داده‌اند و حتی اطلاع رسانی را به خارج از اینترنت کشانده‌اند واسکناس‌نویسی وشعار نویسی برای حضور در ۲۵ بهمن در سطح شهر تهران به چشم می‌خورد.

حال کابوسی دیگر برای جمهوری اسلامی در روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ شکل گرفته است و می‌تواند چالشی برای جمهوری اسلامی در برخورد با مردم معترض باشد.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۳
نگرانی از ۲۵ بهمن به مجلس رسید / رئیس كمیسیون اصل ٩۰: اجازه نمی‌دهیم فتنه‌گران، فتنه را احیا كنند (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28426)
رئیس كمیسیون اصل ٩۰ مجلس با ادعای اینكه "فتنه گران قصد دارند كه جریان فتنه را احیا كنند"، مدعی شد "ملت به آنها اجازه چنین كاری نداده و به مقابله با جریان‌های انحرافی انقلاب خواهد پرداخت."

به گزارش فارس، ابراهیم نكونام طی گفتگویی با این خبرگزاری، حامیان حکومت در راهپیمایی ٢٢ بهمن امسال را مردم خواند و حضور آنها را "با شکوه" پیش بینی کرد و گفت: مسلما ملت ایران در راهپیمایی امسال نیز با اعجاز حضور خود در صحنه، استكبار جهانی و مزدوران داخلی آنها را مأیوس خواهند كرد.

وی افزود: ملت ایران همواره علی‌رغم همه مخالفت‌ها، فشارها و تحریم‌ها با حضور خود در صحنه متعدد حمایت از نظام، سد شكن صدور فرهنگ انقلاب اسلامی در اقصی نقاط جهان بوده است.

نکونام مدعی شد: امروز حركاتی انحرافی برای به انحراف كشاندن انقلاب و مردم از سوی كسانی انجام می‌شود كه خود زندانی افكار عمومی هستند؛ امروز مزدوری جریان فتنه برای ملت ایران عیان شده است.

وی بدون اشاره به سرکوب و کشتار و فشارهای وارده بر مردم و معترضین و فعالان، ادعا کرد "فتنه‌گران از سعه صدر نظام سوء استفاده كرده‌اند و سران فتنه برای احیای خود و البته ابراز وجود برای سران خارج نشین فتنه به تكاپو افتاده‌اند، اما آنها باید بدانند كه اثر گذاری انقلاب در دهه فجر و به نام روز ٢٢ بهمن است. "

رئیس كمیسیون اصل ٩۰ مجلس در واکنش به تقاضای مجوز راهبران جنبش برای برگزاری تظاهرات حمایتی از مردم منطقه، مدعی شد "قطعا مردم با جریان فتنه كه خود را تحت عناوین جعلی همدل و همراه انقلاب‌های منطقه‌ می‌دانند، برخورد خواهند كرد و كسانی كه خود ابزار دست استكبار و آمریكا هستند حق ندارند كه خود را قیام كننده علیه استكبار معرفی كنند. "

نكونام با "فتنه گر" خواندن فعالان جنبش، و ضمن تهدید راهبران جنبش سبز گفت "آنها قصد دارند كه جریان فتنه را احیا كنند، اما ملت به آنها اجازه چنین كاری نخواهد داد و قبل از اینكه مسئولان وارد شوند، ملتی كه صحنه‌های حماسی زیادی را در ٣٢ سال گذشته رقم زده، خودشان به مقابله با جریان‌های انحرافی انقلاب خواهد پرداخت."

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۹
استقبال بی‌سابقه از صفحه راهپیمایی دوشنبه در سایت فیس‌بوک (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28417)
بیش از بیست هزار نفر در صفحه ۲۵ بهمن در سایت فیس‌بوک (http://www.facebook.com/25bahman) عضو شدند.

به گزارش کلمه، در حالی که کمتر از سه روز از فعالیت این صفحه در سایت فیس‌بوک می‌گذرد، تاکنون نزدیک به ۲۲ هزار نفر در این صفحه عضو شده‌اند و به تبادل نظر و به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و روش‌های مختلف اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی در عرصه عمومی می‌پردازند.

در همین حال استقبال از این صفحه و دیگر فعالیت‌ها در راستای ایجاد آمادگی برای راهپیمایی روز دوشنبه هفته آینده نیز همچنان ادامه دارد. صفحه فیس‌بوک ۲۵ بهمن در آدرس زیر قرار دارد:
www.facebook.com/25bahman

روزنامه کیهان و حامیان دولت در حالی از به‌کارگیری شبکه‌های مجازی در مصر و تونس استقبال کرده‌اند که در اعتراضات سال گذشته در ایران، این سایت‌ها را ابزار جنگ نرم و عامل سیا و موساد برای انقلاب مخملی توصیف می‌کردند!

حال که بار دیگر سبزها در نبود امکانات قانونی حضور و فعالیت در عرصه عمومی، از فیس‌بوک و تویتر و دیگر امکانات فضای مجازی برای آگاهی‌بخشی و هماهنگی استفاده می‌کنند، باید دید این بار هم این شبکه‌ها به ابزار جنگ نرم تبدیل می‌شوند و موضع یک بام و دو هوا در قبال آنها تکرار می‌شود، یا آنکه در ایران هم می‌توان به مانند مصر و تونس و دیگر کشورهای عربی، اینترنت را رهایی‌بخش و شبکه‌های مجازی را ابزار مقاومت در برابر دیکتاتوری دانست.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۰ بهمن ۸۹, ۲۰:۵۵
حکومت نگران بحران و شورش / محمدرضا یزدان‌پناه (http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-21b75089b0.html)
پس از هشدارهای متعدد مقامات جمهوری اسلامی درباره "فتنه آینده" و حتی راه اندازی سایتی با همین نام، برگزاری همایش های دولتی با همین موضوع در شهر قم نیز در دستور کار قرار گرفته است.

حجت الاسلام مجتبی ذوالنور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سخنران همایشی بود که تحت عنوان "فتنه آینده" شامگاه دوشنبه در مسجد اهل بیت قم برگزار شد.

او در سخنان خود با قطعی دانستن بروز آنچه "فتنه" عنوان می کرد، گفت: "نقطه تمایز فتنه آینده با فتنه های گذشته عمق آن و حضور بدون نقاب برخی چهره های انقلابی است که رانت و نان سوابق گذشته خود را می خورند."

محمدعلی توفیقی، روزنامه نگار در پاریس و عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این خصوص معتقد ست که پیش بینی قطعی مسئولان جمهوری اسلامی درباره ظهور "فتنه های آینده" به علت "شناختی است که از وضعیت موجود دارند" و بر مبنای این شناخت می دانند که "شرایط کنونی قابل تداوم نیست."

به گفته توفیقی، کلمه "فتنه" اساسا "اسم رمزی" است که حکومت جمهوری اسلامی در تعریف هر نوع "انتقاد یا مخالفت با وضعیت موجود" به کار می برد.



"عمیقتر و پیچیده‌تر"

حجت الاسلم ذوالنور در این جلسه همچنین پیش بینی کرد که "فتنه های آینده عمیق تر و پیچیده تر خواهد بود."

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه، افرادی را که در "جایگاه عالم دینی هستند و کنار امام بوده اند" را متهم این موضوع دانست و افزود: "{این افراد} به تطهیر معاندان نظام خواهند پرداخت و کسانی که نسبت به ولایت فقیه حرف داشته و دارند {در آن} نقش پررنگی خواهند داشت."

مسئولان سیاسی، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی و در راس آنها آیت الله خامنه ای، به اعتراضات پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری فتنه می گویند.

آنها می گویند معترضان به نتایج انتخابات و میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد مدعی تقلب در انتخابات، با نسبت دادن "دروغ" به نظام جمهوری اسلامی به آن "ظلم" کرده و در راه اندازی "فتنه" نقش داشته اند.

در برابر، این دو کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات و هواداران آنها، بر وقوع "تقلب گسترده و سازمان یافته" در فرآیند برگزاری انتخابات تاکید می کنند و دولت و نهادهای امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی را به سازماندهی آن متهم می کنند.

در جریان اعتراضات طولانی مدت در تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران علیه نتایج اعلام شده انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، تعداد زیادی از مردم ایران با شرکت در تظاهرات، به سر دادن شعار علیه نظام حاکم بر ایران پرداختند؛ اتفاقی که با این حجم و ابعاد پس از انقلاب 1357 بی سابقه بود.



"برای آینده آماده می‌شوند"

به جز ذوالنور، برخی دیگر از چهره های امنیتی و سیاسی جمهوری اسلامی نیز با قطعیت از بروز "فتنه" در آینده ایران خبر داده اند.

علیرضا زاکانی، از نمایندگان شاخص اصولگرای مجلس پیش از این فتنه آينده را "بسيار پيچيده‌تر" از فتنه پس از انتخابات 88 دانسته بود و هشدار داده بود که "بايد آن را جدي گرفت."

زاکانی که خود از مقامات امنیتی پیشین جمهوری اسلامی محسوب می شود، افزوده بود: "اگر به فتنه سال گذشته نگاه نكنيم و آن را جدي نگيريم به فتنه بزرگ‌تري در آينده مبتلا مي‌شويم و همان‌طور كه انقلاب اسلامي ‌پيچيده‌تر شده است به همان نسبت فتنه دشمنان خارجي و داخلي نيز عميق‌تر و پيشرفته‌تر مي‌شود."

او در توضیح بیشتری از این شرایط گفته بود: "فتنه آينده نسخه جديدي از اسلام آمريكايي را عرضه مي‌كنند كه نتيجه آن بي‌توجهي به مرجعيت و از بين بردن ريشه اسلام ناب محمدي است و بايد توجه بيشتري كرد."

حجت الاسلام علیرضا پناهیان، مسئول اتاق فکر نهاد رهبری در دانشگاه ها نیز روز 13 تیرماه هشدار داده بود: "در آينده فتنه‌هايي صورت مي‌گيرد كه افرادي با ادبيات ديني و انقلابي به ميدان مي‌آيند و از منابع ديني هم سند مي‌آورند و در تشخيص اهم و مهم دچار اشتباه هستند."

حسین صفارهرندی، وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت احمدی نژاد و مشاور کنونی فرمانده کل سپاه نیز در نخستین روز بهمن ماه گفته بود: "ضربه زدن به مکتب اعتقادی، ولایت و رهبری و مکتب تراشی و طرح جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی ترفند و فتنه جدید دشمنان است که درآینده اجرا خواهند کرد."

محمدعلی توفیقی روزنامه نگار در مصاحبه با روز از این اعتقاد می گوید که تاکید مکرر مسئولان جمهوری اسلامی بر واژه فتنه، نشاندهنده "تلاش تئوریسین های نظام برای تحلیل ایدئولوژیک شرایط و تبیین رابطه قدرت با ساختارهای اجتماعی" است.

به گفته این عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حکومت جمهوری اسلامی با "بحران عمیقی" در تمام زمینه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و... دست به گریبان است و مسئولان نظام چون به این مسئله واقف هستند، تلاش دارند تا با ابداع "واژه های ارزشی" مانند فتنه، از هم اکنون خود را برای "آینده آماده کنند."

توفیقی می گوید: "حاکمان ایران به علت آنکه خود به خوبی از ابعاد ناکارآمدی موجود آگاه هستند، در انتظار بحران به سر می برند و می دانند که در پس هر بحرانی، ناآرامی و شورش هم در کار است."

به گفته این روزنامه نگار، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با این سخنان خود در واقع پیشبینی کرده که بحران های آینده جمهوری اسلامی "در درون نظام" و از میان افرادی است که تا پیش از این "خودی" محسوب شده یا در دایره سران و مسئولان حکومت قرار داشته اند.

او در عین حال استفاده از واژه "فتنه" به مثابه یک "انگ" را در دراز مدت "بی حاصل" می داند و می گوید: "نظام ایدئولوژیک حاکم بر ایران نمی تواند برای مدت طولانی با انگ زدن و با استفاده از ابزار خشونت آمیز به سرکوب صداهای معترض و منتقد خود ادامه بدهد."

parsamarzban
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۰۶:۴۹
پرچم پیراهن / م.سحر (http://msahar.blogspot.com/ )


خشم ایران بربساط جور و کین بنیان کن است
توفش ایرانیان چون پیچ و تاب ِ بهمن است
گرچه کین در راه عشق افکند ، سنگ و خاره سنگ
مُشتِ مردم گـُرز پولادین و پُتکِ آهن است
ما جُز آزادی نمی خواهیم و انسان باوری
نظم استبداد دین با نوع انسان دشمن است
ملت ایران براین دشمن ظفر یابد به جهد
شاهد ِما خون ِ ما بر پرچم ِ پیراهن است
کاروان زین تیرگی ره می بَرَد تا روشنی
منزل آزادگان ، کی ظلمت اهریمن است؟
آنچه در بند است آزادی ست زیر تیغ شرع
وآن که شرح خواری اش در وصف ناید میهن است
گرچه ره دشوار و شب دیجور و دشمن خانگی ست
رنج بر دل ها به جُرأت بَر که فردا روشن است
آنچه می سوزد پس ِ پُشت تو ، زنجیر است و دار
وآنچه بگشاید فراپیش تو آغوش من است
آدمی ابرام اگر ورزد در آزادی ، بسا

قلعه ها را رخنه و دیوارها را روزن است

م.سحر
پاریس ، 7.2.2011
http://msahar.blogspot.com/

parsamarzban
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۰۶:۵۲
http://1.bp.blogspot.com/-k1zKJbRuyhM/TVNLKphJbII/AAAAAAAADJY/oFWA3k2NrkE/s1600/25%2Bbahman.png

برخیز به بیست و پنج بهمن برخیز
ای هم میهن ، به پاس میهن برخیز
با پیر و جوان و مرد یا زن برخیز
تا «مــا» شود این همه «تو» با «من» برخیز
برخیز ، به بیست و پنج بهمن برخیز
بهر نجات میهن
از سلطه ی اهریمن

ایرانیان برخیزید
در بیست و پنج بهمن

http://msahar.blogspot.com
(http://msahar.blogspot.com/)

parsamarzban
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۰۹:۵۸
اعتراض صدها دانش‌آموخته «شریف» به حکم اعدام سعید ملک‌پور (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A8%D8%B4%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%A7/11255-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D8%B5%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%E2%80%8C%D8%A2%D9%85%D9%8 8%D8%AE%D8%AA%D9%87-%C2%AB%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%DA%A9%D9%85-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%84%DA%A9%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1.html )
گروه بزرگی از دانش‌آموختگان دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای، اعتراض شدید خود را به حکم اعدام سعید ملک‌پور، فارغ‌التحصیل این دانشگاه اعلام کرده‌اند. امضا کنندگان که شامل دانش‌آموختگان و اساتید دانشگاه‌های برجسته‌ی جهان، متخصصین، و برندگان مدال‌های المپیادهای کشوری و جهانی هستند، خواستار رعایت حقوق انسانی و قانونی هموطنان و توقف سریع روند اخیر اعدام‌ها می‌باشند. امضا کنندگان تاکید کرده‌اند: «هرگونه آسیب به ایشان بر مبنای دادرسی فعلی محکوم و جنایتی است که مسئولیت آن برعهده مجریان و قضات پرونده است‌. ».

در این نامه که تا کنون به امضای بیش از پانصد دانش‌آموخته‌ی دانشگاه شریف و جمع کثیری از هموطنان رسیده است، امضا کنندگان ضمن محکومیت رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی علیه سعید، اتهامات واهی و بی‌اساس، مجازات بی‌تناسب با جرم ثابت نشده، دسترسی محدود به وکیل، شکنجه، دوره‌های طولانی حبس انفرادی، و فشار برای اعترافات بی‌اساس تلویزیونی، اعلام می کنند که هر گونه اتهام اینترنتی علیه سعید باید در دادگاه علنی، با رعایت ضوابط بدیهی قانونی با حضور هیأت منصفه، و تحت کارشناسی متخصصان کامپیوتر که از دیدگاه جامعه علمی ایرانی مستقل و آگاه هستند صورت پذیرد.

متن نامه بیش از ۵۰۰ دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف به حکم اعدام سعید ملک‌پور به شرح زیر است:


ما امضا کنندگان این نامه، خواستار توقف فوری احکام غیرمنصفانه صادر شده برای سعید ملک پور، فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف هستیم. اتهام سعید مدیریت یک سایت اینترنتی است که از آن به عنوان یک «سایت مستهجن» نام برده شده است. مستند اصلی برای حکم، یکی از صدها برنامه کامپیوتری است که سعید در طول زندگی حرفه‌ای خود نوشته و بدون اطلاع وی درسایت اینترنتی مذکور استفاده شده است. این در حالی است که سعید از کمترین امکانات برای دفاع از خود محروم است؛ تیم بازجویی اجازه استفاده از اینترنت و دست‌رسی به اطلاعات شخصی و حرفه‌ای را از او گرفته‌اند و او حتی فهرست مشتریان سابق خود را در اختیار ندارد. سعید تنها یک بار قبل از دادگاه برای امضای فرم وکالت و یک بار در طول دادگاه ۱۵ دقیقه‌ای، وکیل خود را حضوری ملاقات کرده و تنها ارتباطش با وکیل منحصر به پیام‌هایی است که هر از گاه از طریق خانواده‌اش منتقل می‌شوند.


ضمن محکومیت شدید رفتارهای غیرانسانی و غیرقانونی علیه سعید، همچون شکنجه، دوره های طولانی حبس در انفرادی، و فشار برای اعتراف بی‌اساس تلویزیونی، اعلام می‌کنیم که هرگونه اتهام اینترنتی علیه ایشان باید در دادگاه علنی، با رعایت ضوابط بدیهی قانونی از جمله دسترسی به وکیل و جزییات پرونده، با حضور هیات منصفه، و تحت کارشناسی متخصصان کامپیوتر که از دیدگاه جامعه علمی ایرانی مستقل و آگاه هستند صورت پذیرد. هرگونه آسیب به ایشان بر مبنای دادرسی فعلی محکوم و جنایتی است که مسئولیت آن برعهده مجریان و قضات پرونده است‌.


باور ماست که مجازات اعدام حتی برای گردانندگان واقعی سایت مذکور ناعادلانه است و حکم صادر شده برای سعید و تعدد این گونه احکام نامتناسب با جرایم را در راستای تداوم سیاست‌ ایجاد رعب از سوی حکومت می‌دانیم. ما ضمن ابراز انزجار از احکام صادره اعدام در دادگاه‌های کشور، خواستاریم که این روند متوقف شده و حقوق انسانی متهمان رعایت گردد.

فهرست امضاها را می‌توانید اینجا ببینید.
http://saeedmalekpour.freepoliticalprisoners.net/

parsamarzban
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۱۲:۳۵
دربه‌درترین پرچم؛ سرنوشت پرچم ایران بعد از انقلاب ۵۷ /دانا دبیر (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11245-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D 9%86-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85%D8%9B-%D8%B3%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D9%87%D9%81%D8%AA.html)
«سال پیش بود که در تظاهرات با پرچم شیر وخورشید شرکت کردم. فحشی نبود که از دوستان سبزم نخورم. من طرفدار رژیم شاهنشاهی نیستم اما فکر می‌کنم اگر دنبال رای گم شده خود می‌گردیم باید به یاد بیاوریم که در این سی سال خیلی چیزها را گم کردیم و خیلی چیزها را از ما گرفتند. اولینش هم پرچم ایران بود.»







«پرچم ایرانمو پس می‌گیرم». این شعاری است که در انتخابات سال گذشته در اعتراض به استفاده طرفداران احمدی‌نژاد از پرچم ایران به عنوان نماد انتخاباتی خود به گوش رسید. اما سال‌هاست پرچم ایران از سوی مردم ایران چه در داخل کشور چه در خارج کشور به اشکال مختلفی استفاده می‌شود.

مجید که در منطقه کالیفرنیا رستوران دارد پرچم ایرانی بر در رستوران خود دارد که در میان خود هیچ علامت و آرمی ندارد. او در پاسخ به این سوال که چرا پرچم ایران شما خالی از آرم است می‌گوید: «بگذار کسب درآمد کنیم بابا. اگر شیر و خورشید بزنیم وسطش یک عده نمی‌آیند رستورانم که صاحبش شاهی است. اگر الله بگذاریم که بدتر ؛ تقریبا خیلی‌ها نمی‌آیند.پس بهتر است خالی بماند که نشان از هیچ سمت و سو و گرایشی نداشته باشد.»

«نگار»،یکی از فعالین جنبش سبز در امریکا مخالف هرگونه استفاده از پرچم ایران بدون علامت «الله» درمیانه آن است. «چه معنی می‌دهد وقتی کشوری پرچم دارد از پرچمی دیگر برای آن استفاده کرد؟ وقتی در همه کتاب‌ها و همه نقاط جهان ایران را با پرچم «الله» می‌شناسند مسخره است که نماد دیگری را برای یک ملت بکار ببریم.»

«مرتضی» اما نظر دیگری دارد.« پرچم نباید تغییر پیدا می‌کرد. پرچم نماد تاریخی یک مملکت است. خمینی بدون درنظر گرفتن این موضوع و بدون توجه به اینکه شیر و خورشید وسط پرچم ربطی به سلسله پهلوی ندارد یک تاریخ را نابود کرد.»

تاریخچه «شیر و خورشید» در پرچم ایران به قرن نهم هجری بازمی‌گردد. قدیمی‌ترین پرچم شیر و خورشید دار شناخته شده به سال ۸۲۶ هجری قمری (حدود ۱۴۲۳ میلادی) همزمان با دورهٔ تیموریان بر می‌گردد. این پرچم در مینیاتوری از شاهنامه شمس الدین کاشانی (یک منظومه از جهانگشایی مغولان) به تصویر کشیده شده‌است

با این حال این نشان که قدمتی طولانی در کشور ایران داشته، در دوران فتحعلی شاه با در دست گرفتن شمشیر ذوالفقار «امام علی» وجه شیعی نیز به خود گرفته ‌است.

«نمی‌دانم مرض‌شان چی بود؟ این شیر که ذوالفقار هم به دست داشت؟ کاری کردند که هر کسی برای خودش امپراطوری خودش را تشکیل بدهد و پرچم خود را به در بزند. سه رنگ را عوض نکردند خودش غنیمتی است.» محسن در تمامی تجمعات با پرچم شیر و خورشید شرکت کرده‌است و بارها مورد اعتراض قرارگرفته‌است. « سال پیش بود که در تظاهرات where is my voteبا پرچم شیر وخورشید شرکت کردم. فحشی نبود که از دوستان سبزم نخورم. من طرفدار رژیم شاهنشاهی نیستم اما فکر می‌کنم اگر دنبال رای گم شده خود می‌گردیم باید به یاد بیاوریم که در این سی سال خیلی چیزها را گم کردیم و خیلی چیزها را از ما گرفتند. اولینش هم پرچم ایران بود. بیست و دو الله اکبر به نشانه بیست و دوم بهمن و یک الله در میانه آن. کدام نماد ایرانی در این پرچم باقی ماند؟»

«شیرین» که نوجوانی ایرانی است که در فرانسه متولد شده‌است می‌گوید:« همکلاسی‌هایم وقتی پرچم شیرو خورشید را می‌بینند می‌گویند این پرچم شماست و من باید کلی برایشان توضیح بدهم که این پرچم ما نیست. حتی مشکل دیگری هم دارم آنهم اسم کشور ایران است. مادرم می‌گوید از بسکه جمهوری اسلامی ایران در جهان آبرو ریزی کرده به جای نام ایران از کلمه «پرشیا» استفاده می‌کند و احساس غرور پیدا می‌کند.»

منیژه زنی شصت ساله است که در اصفهان زندگی می‌کند او پرچم ایران را دربه‌در ترین پرچم دنیا می‌داند. «از پرچم ایران دربدرتر پرچمی سراغ دارید؟ نه آرم آن ایرانی است، نه کلمات الله اکبر که دورش را گرفته است. مردم دوستش ندارند و نماد قدرتشان نیست. پرچم مصر را ببیند مردم چطور با این پرچم اتحاد خود را به رخ جهانیان می‌کشند؟ ما ولی حتی حاضر نیستیم زیر پرچم خودمان سینه بزنیم.»

کاظم که راننده تاکسی در مرکز تهران است از استفاده طرفداران احمدی‌نژاد از پرچم ایران بسیار عصبانی است. «هرچند پرچم ایران بعد از انقلاب را نمی‌پسندم، اما وقتی دیدم که پرچم به عنوان نماد ملی یک کشور نماد یک گروه خاص شد برآشفته شدم. اینک واقعا نمی‌توانم با این پرچم احساس ایرانی بودن کنم و شاید از آن بدم هم بیاید.»

« نادر» که در شرق امریکا زندگی می‌کند و در رشته علوم سیاسی تدریس می‌کند با دریغ می‌گوید: «پرچم امریکا را ببینید. بر سر در هر خانه‌ای آویزان است، حالا صاحبش می‌خواهد دموکرات باشد یا جمهوری خواه. سیاه باشد یا سفید. چنان حس قدرتی این پرچم به مردمانش می‌دهد که باور کردنی نیست. اما ما آیا حاضریم پرچم ایران را به در خانه‌مان بزنیم؟ آیا اگر اتفاقی در ایران بیفتد مردم حاضرند زیر این پرچم ادای احترام به کشته‌شدگانشان کنند و یا باز پرچم ایران با هر اتفاقی تغییر خواهد کرد؟»

«منصور» با خنده می‌گوید: «تراژدی پرچم ایران با بیست و دوم بهمن آغاز شد اما معلوم نیست سرانجامش چگونه ختم به خیر شود.»

parsamarzban
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۱۴:۱۴
محاصره کروبی؛ دستگیری رحمانی و شریف‌زادگان شوهر خواهر میرحسین (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11256-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%9B-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D8%AD%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%81%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%A F%DA%AF%D8%A7%D9%86.html)
هنوز چند روز مانده به ۲۵ بهمن، برخورد قضایی و امنیتی با مهدی کروبی و همراهانش آغاز شده است. امروز مانع ورود فرزند مهدی کروبی به خانه پدری شده‌اند. دیروز تقی رحمانی، مشاور کروبی و فعال ملی مذهبی که نزدیک به یک سوم عمرش را در زندان سپری کرده را باز دستگیر کرده‌اند. باید دید این روند تا ۲۵ بهمن به کجا خواهد انجامید.

سحام نیوز، نزدیک به مهدی کروبی، گزارش داد که بامداد امروز، ماموران امنیتی مانع ورود یکی از فرزندان مهدی کروبی به منزل پدری وی شده‌اند.

همچنین تقی رحمانی، از فعالان ملی مذهبی که عضو حلقه مشاوران کروبی به حساب می‌آمده، باز هم دستگیر شد. رحمانی در دوره‌های مختلف جمهوری اسلامی زندانی بوده است.

خبر دیگر اینکه دکتر محمد حسین شریف زادگان وزیر رفاه دولت هشتم بازداشت شد. این استاد دانشگاه شهید بهشتی مسوول کمیته اقشار ستاد میرحسین موسوی در انتخابات پیشین ریاست جمهوری بود. شریف‌زادگان، شوهر خواهر میرحسین موسوی است.

به نظر می‌رسد افزایش حساسیت دستگاه‌های امنیتی بعد از درخواست اخیر مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای مجوز برپایی راهپیمایی برای حمایت از جنبش مردم تونس و مصر منتهی به واکنش جدید دستگاه‌های امنیتی و قضایی شده باشد.

سمندر
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۱۴:۴۰
خامنه‌ای بدان که دیگر واکسن هاتم کارساز نخواهد بود.این میکروب سبز سر سیاه مرتجع ترا از بدن نجست جدا خواهد کرد...

مرگ بر دیکتاتور-------------- چه با موتور ------------------ چه با شتر

parsamarzban
پنجشنبه ۲۱ بهمن ۸۹, ۱۵:۵۶
اختلال شدید اینترنت در ایران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28482)
.bahrami.in : اینترنت نصفه و نیمه ما در ایران باز هم دچار اختلال شد . ظاهرا دیواری کوتاهتر از دیوار اینترنت در ایران وجود ندارد . کافی است خبری از اعتراض در جایی منتشر شود ، قبل از همه به سراغ اینترنت می روند و آن را دچار اختلال می کنند . سرویس وبلاگ نویسی وردپرس در حال حاضر کاملا فیلتر شده است . به شکلی که وبلاگهای ارزشی ! موجود در آن هم بسته شده است . البته این اتفاقات این لطف را دارد که برای چند روزی طعم محدودیت و سانسور و فیلتر نصیب دیگران هم می شود. نکته جالب در این محدودیت ها این است که سیستم های آپلود عکس و فیلم در همه سرویس ها ، اولین قربانیان ارتش مجازی ! ایران هستند . مثلا سرویس عکس بلاگر ازمدتها قبل فیلتر شده است . ظاهرا وردپرس را هم بعد از ناکار کردن سیستم آپلودش ، آزاد می کنند .اینها همه در حالی است که آقایان از محدودیت اینترنت در مصر شاکی شده بودند و به سران مصر هشدار میدهند که با محدودیت اینترنت کاری از پیش نمی برند.

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۰۷:۵۰
انفجار مهیب لوله گاز در نزدیكی قم (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14679)
آفتاب: حدود ساعت 6 و سی دقیقه، انفجار مهیبی بسیاری از ساختمان‌های قم را لرزاند و آسمان بخش وسیعی از این شهر به طرز عجیبی قرمز رنگ شد.

به گزارش آینده، برخی شاهدان عینی می‌گویند علاوه بر لرزیدن شیشه‌های ساختمان‌ها و قرمز رنگ شدن آسمان ذرات معلق زیادی نیز در هوا قابل مشاهده بوده است. این امر مردم را به تكاپو انداخته و با وجود آن كه معمولا در صبح زود جمعه بسیاری استراحت می‌كنند، ترددهای گسترده‌ای در شهر به وجود آمده است.

اطلاعات اولیه حاكی از آن است كه محل این انفجار كیلومتر 20 جاده اراک بوده و در آن لوله گاز تركیده است.

هنوز از تلفات احتمالی و علت حادثه خبری در دست نیست.

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۰۷:۵۱
جمعه گردی های اسماعيل نوری علا/عيب و هنر حادثهء پنجاه و هفت (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2&ni=14677)

esmail@nooriala.com
اگر بخواهيم برای ظهور عفريت حکومت اسلامی ِ برآمده از پيروزی 22 بهمن در انقلاب / شورش 57، «حسنی» هم قائل باشيم، من آن حسن را در اين امر «مبارک» می بينم که ملت ايران، قرنی پس از انقلاب مشروطيت ِ خود، عاقبت توانست بی هيچ پرده پوشی معنای ديکتاتوری فاشيستی و مطلقهء يک ايدئولوژی منحط را به تمام و کمال تجربه کند؛ آنگونه که گوئی «خدای تاريخ» تصميم گرفته باشد با ملتی ـ خو کرده به استبدادی بلندتر از درازی عمر مکتوب خود ـ اتمام حجت کرده باشد.
حال، اگر بيست و دوم بهمن پنجاه و هفت را آغاز يک اتمام حجت تاريخی بدانيم، آنگاه معياری در دست خواهيم داشت تا بسنجيم که ملت ما سی سال پس از آن فاجعه در کجای تاريخ خود ايستاده و کدام گزينه ها را در پيش رو دارد و چرا درست همين لحظه که در آنيم برای ما لحظهء حياتی انتخاب بين مرگ و زندگی است؛ بخصوص که، متأسفانه (البته، از ديد علاقمندان بازگرداندن ايران به ساختارهای استبدادی!)، راه بازگشت نيز بسته است و از اين پس يا اصولاً ايرانی در کار نخواهد بود که دلواپس آيندهء آن باشيم و يا وطنی خواهيم داشت که گرد و خاک استبدادی کهن را از پيکر خود پاک می کند تا، بالاخره، پس از صد سال انتظار و تجربه های تلخ، بتواند به قافلهء ملل متمدن جهان بپيوندد و طعم شيرين «شهروندی» واقعی را (که فارسی ِ همان «متمدن بودن» است) بچشد و از کابوس تلخ معرفی شدن در قامت هيولاهائی گريخته از اعماق جنگل و تاريخ، همچون خمينی و خامنه ای و احمدی نژاد، خلاصی يابد.
البته مفهوم «شهروندی» (يا «تمدن») هم، همچون سنگ های کوچک کف جوی تاريخ، بسيار غلطيده و سائيده و صاف و صوف شده و بالاخره معنای کهن خويش را در لباسی امروزين و خوش دوخت به تن کرده است. اگرچه اين معنا را می توان از جنبه های گوناگونی مورد بررسی قرار داد، اما من تنها به چند جنبهء اصلی آن اشاره می کنم تا تنها راهپيمائی به سوی مقصد اصلی سخن هائی اينگونه را هموارتر کرده باشم.
نخستين معنای نوين «شهروندی» قرار داشتن و بر آمدن آن بر فراز مفهوم «قرارداد» است. بی آنکه بخواهيم در مورد ريشه های پيدايش اين «مفهوم / ابزار ِ اجتماعی» به نظريه پردازی رو کنيم، می دانيم که جامعهء مدرن «جامعه ای قراردادی» است که در آن جای خادم و مخدوم تاريخی سر و ته شده است: «رعيت» تبديل به «ارباب» شده و ربوبيت خود را هم از طريق قراردادی اجتماعی اعمال می کند. حاکميت از آن محکومان و اطاعت از سروری آنها از آن «حاکمان» شده است. لذا، تا جامعه ای آن رابطهء تاريخی را معکوس نکرده باشد، حتی اگر بتواند به بمب اتم دست يابد يا موشک قاره پيما بسازد، هنوز پشت در عصر شهروندی و مدنيت نوين جا مانده است و به داخل راهش نداده اند.
حاصل سی سالهء انقلاب / شورش 57 به نمايش گذاشتن اين پشت در ماندگی ِ تاريخی، در همهء ابعاد وحشت آفرين آن است. اگر «شاه مشروطه» صاحب مقامی تشريفاتی بود و ناچار بود برای تثبيت «مطلقيت خودکامه» اش عليه قانون اساسی زمانهء خود قيام کند، ولی فقيه جانشين ِ او دقيقاً از نردبام قانون اساسی خويش به بام در آمد، توهم مشروطيت را زدود و بعنوان نمايندهء خدا بر تخت سلطنت مطلقه اش نشست. آنگونه که اکنون استبدادهای عصر مشروطه در برابر استبداد سلطانی خامنه ای ساده و ابتدائی و کودکانه می نمايند. بيست و دوم بهمن 57 روز بازگشت به مطلقيت رهبری خودکامه بود که، البته، با رنگ های فريبندهء مدنيت نوين خويش را آراسته بود تا، همچون گرگی در لباس ميش، در فرصت لازم گله را بدرد و چوپان را حتی پاره پاره کند. و، در اين راستا، تجربهء خرداد سال پيش نيز چيزی جز تثبيت اين واقعيت نبود که حکومت اسلامی کاری جز گرگ پروری و قتل عام در چنته ندارد.
اينکه در يک ساله ای اخير جريانات اصلاح طلبی، در پی عمکرد ترسان و محتاط خود، به ذلتی افتاده اند که ناچارند با شعار و اعلاميه های بی سر و ته، و بی ضمانت اجرائی، صورت خود را سرخ نگاهدارند دقيقاً نشانهء رسيدن به آن لحظهء تاريخی است که عمارتی که می خواستند اصلاح و تعمير کنند خود کلنگی شده و کوشش آنان حکم «سالبهء به انتفای موضوع» را پيدا کرده و اينک فرصت آن رسيده است که، بجای کوشش برای اجرائی کردن مواد مغفول قرارداد بدتر از ترکمانچای حکومت اسلامی با مردم، به فکر اوراق کردن اين قرارداد و جايگزين کردن متنی برخاسته از حاکميت ملی و دور از دخالت دينکاران و ايدئولوگ های دشمن رنگارنگی مردم باشيم.
معنای دوم «شهروندی» هم در مفهوم «مأموريت» نهفته است. هر کس که دربارهء ديگران تصميم می گيرد بايد از جانب آنان «مأموريت» داشته باشد. در عصر نوين شهروندی نه خدواند، نه سنت، نه الهامات غيبی، نه امام گرفتار در ته چاه و نه مفاهيم مجرده ای همچون تاريخ، نمی توانند کسی را مأمور دخالت در زندگی مردم کنند. منشاء مأموريت، همچون منشاء استخدام وکيل و وصی و مجری، ارادهء مردم است. رهبران مأمور ارادهء مردمانند چرا که مردم آنها را برای اين کار استخدام کرده اند و آنان حق ندارند ارادهء خود را در انجام مأموريت خويش دخالت داده و از حدود و ثغور وظايفی که بر گرده شان گذاشته بصورتی خودکامانه عدول کنند. به عبارت ديگر، ريشه های هر مأموريتی در مشروطيت آن به شرح وظايف مأمور قرار دارد.
در برابر اين آميزهء «مأموريت و مشروطيت» است که خودکامگی ِ موسوم به سلطنت (حکومت سلطهء بی قانون در هر لباس و نامی ـ چه جمهوری و چه پادشاهی ـ که باشد) معنا پيدا می کند. سلطان نه مأموريت خود را از مردم می گيرد و نه، اگر گرفت، خود را به شرح وظايف تعيين شده از جانب مردم محدود می داند. به اين تعبير، عصر تمدن نوين و شهروندی جديد «پايان عصر سلطنت» است، در همهء اشکال و نمودهای آن؛ و، بنظر من، اين «عصر» که با تب و لرز 22 بهمن آغاز شد، در ابتدا نه برای برافکندن ريشهء سلطنت که برای تسلط قاهرهء اين ميکروب در کل پيکر ملتی به نام ملت ايران بود اما، اکنون، اين بيمار تب زده و آشفته به آنجا رسيده که ديگرش توان ادامهء بيماری نيست و اگر نپذيرد که لحظهء نوشيدن داروی پايانی هم اکنون است، در واقع، پذيرفته است که می خواهد تا در برابر دژخيم اين بيماری مزمن لنگ بياندازد و تسليم شود و، فروافتاده بر بستر هويت هائی مجعول و دردناک، جان به جان آفرين تاريخ تسليم کند؛ تا جراحان به سراغ پيکرش بيايند و هر تکه از آن را در تن موجوداتی ديگر بکارند و پيوند زنند.
اما آن «نوشداروی پايانی» چيست که اگر پس از مرگ سهراب ها از راه رسد هيچ دردی را از رستم های زمانه دوا نمی کند و لمحه ای ديگر، بناچار، به يکی ديگر از شوخی های تاريخ مبدل می شود؟
من اين نوشدارو را «آلترناتيو سکولار ـ دموکرات حکومت اسلامی» می دانم که سی سال است از صحنه غايب بوده و وجودش هم اکنون لازم شده است؛ نوشداروئی که نه می توانست در ديروز تسليم ما بوجود آيد و نه می تواند در فردای بی اقدام ما مرده ای را زنده کند.
در واقع، جنبش سبز جوانان ايرانی، چه در داخل و چه در خارج از کشور، به ما نشان داده است که نسل جوانی از راه رسيده که نه تب ايدئولوژی های «انسان ساز!» را دارد، نه «انقلاب های شکوهمند!» پدرانش را ديده است و نه به جنگی کشانده شده که از جانب رهبرانش «موهبت» نام گرفته است. و شگفتا که لحظهء آمدن اين نسل با اوج گرفتن «عصر انقلاب ارتباطات» همزمان شده است. آنگونه که او جهان را می بيند، ارزش های عام انسانی را در می يابد، تجسمات رفاه و سرخوشی و آزادی در برابر چشم او با صد هزار عشوه ظاهر می شوند و هيچ دليلی هم در افق انديشه اش وجود ندارد که او را وادارد تا تن به استوره و افسانه و خرافات آدمی کشی دهد که به نام صلاح و فلاح و نجات بشريت آدميان را دسته دسته به گولاگ ها و کوره ها و جوخهء تيرباران و اعدام می سپارد.
اين نسل «آلترناتيو» خود را می خواهد: آلترناتيوی امروزی، دموکرات، آزاد، تکثرگرا، بی تبعيض، سکولار؛ و بنياد گرفته بر پايهء مأموريت هائی مشروط؛ آلترناتيوی که نه تنها از لحاظ سياسی، که از جنبهء سرنمون سازی و سرمشق شوندگی نيز، بتواند بيانگر همهء اين زيبائی ها باشد؛ دروغ نگويد، حذف نکند، شايستگان را از ميان بر ندارد و سفله گان را نپرورد، خودی و ناخودی نکند، مرد و زن برايش هر دو انسان هائی متساوی الحقوق باشند، و هر کس بتواند خدای خود را بپرستد يا از بی خدائی خود کيف کند، و حرف دلش با زبانش يکی باشد و سايهء ترس نتواند به لالی و لکنت اش بکشاند.
آری، من خود شاهد بودم که سی و دو سال پيش نيز همين آرزوها بودند که عطر خود را در بهار آزادی می افشاندند اما، غفلت های ما موجب آن بودند که ندانيم آنکه بر در می کوبيد به کشتن چراغ آمده است؛ آمده است که قناری ها را کباب کند و به چاقوی ايدئولوژی لبخند را لب ها بزدايد.
در اين راه دل شکن نسلی زندگی باخت، نسلی در ترس پرورانده شد، نسلی در بن بست زيست، اما اکنون هر که پنجرهء دل خويش را بگشايد فرحی را که در هوای آينده جريان دارد حس می کند و می فهمد که اين بار آنکه در راه است يک نفر تنها نيست که بر اسب شاهوار بيايد و زمين را به ضرب شمشيرش از بی عدالتی بپالايد. چرا که قرار چنين است که اين آلترناتيو تنها از افق آن خرد جمعی طلوع کند که بر دامنهء کوهستانی پوشيده از عشق به کشور و ملت ـ و تاريخ مشترکی که با شکيبائی خياط اين پارچهء هزار رنگ شگفت انگيز بوده، نشسته است.
گوش که فرادهيم زمزمهء اسطوره هامان را که در ستايش عدل و آزادی و خرد سروده شده اند از لابلای دامن رنگارنگ دماوند می شنويم. و فقط در اين چشم انداز است که می توان، خوش بينانه، بيست و دوم بهمن پنجاه و هفت را آغاز نکبتی کوتاه برای رسيدن به آسايشی بلند دانست.

با ارسال اي ـ ميل خود به اين آدرس می توانيد مقالات نوری علا را هر هفته مستقيماً دريافت کنيد:
NewSecularism@gmail.com

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۱۲:۰۲
مطالب وبلاگها در مورد راهپیمایی 22 بهمن و الله اکبر شب 22 بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28519)
شکست مفتضاحانه رژیم در روز 22 بهمن

siyasi1389.blogspot: دوستان عزیز من امروز تصمیم گرفتم برم خیابون ها کمی بچرخم و جمعیت واقعی این ساندیس خوران رو خودم قیاس کنم من با موتور اول از خیابان شهدا شروع کردم و چون اجازه به من نمیدادن بین شهدا و آزادی تردد کنم مجبور شدم یه 100 تا از این عکس های خامنه ای رو بگیرم و جلوی موتور گذاشتم و انگار یک حکم حکومتی دستمه هیچ کسی جلومه نگرفت حتی توی خط ویژه داشتم میرفتم یه مامور راهنمایی رانندگی جلومو گرفت و منم گفتم از بچه های وزارت هستم و یارو حسابی شاشید به خودش و گفت بفرمایید دوستان میدان شهدا که فقط یه مشت بسیجی بودن که پوستر پخش میکردن و وقتی به حوالی ولی عصر رسیدم جمعیت به صورت گله ای بود تیکه تیکه بودن و این کنار خیابون این بچه های ارگان مختلف از جمله شهرداری و ... بودن که در حال پخش ساندیس و کیف و دفتر بودن منم رفیقم برای مسخره کردن اینا داد میزد آخ جون ساندیس ساندیس یکی گفت آقا آرومتر دوستم میگفت من ساندیس خورم ساندیس بدید این دوستمون هم یک جعبه ساندیس گرفت و به بدن زدیم و به چند تا بچه های محل دادیم و گفتیم مرگ بر خامنه ایش فراموش نشه دوستان وقتی به انقلاب رسیدیم کمی جمعیت بیشتر شد و لی نه اون قدری که خیابون رو مملو کنه و بازم میگم مردم اصلن شعار نمیدادن فقط دنبال غرفه بودن که چند تا غرفه همراه اول و ایرانسل بود که گویا جایزه میدادن و همه ریخته بودن سر اون غرفه ها و میدان آزادی هم که بیشتر جمعیت باید اونجا باشه به جرات میگم نصفه میدان خالی بود اینا با فاصله از هم ایستاده بودن که بگویند کله میدان رو گرفتم.
وقتی یاد 25 خرداد میوفتم که کله میدان آزادی رو جنبش نه تنها گرفته بود حتی از دروازه دولت تا خوده انقلاب جمعیت موج میزد گریم میگیره
خلاصه دوستان امروز شکست بزرگی برای اینها رقم خورد حتی سایت های دولتی امسال تابناک که همیشه کلی عکس میزاشت این سری یه 2 تا عکس اونم حالت کلوزآپ گذاشتن و هیچ عکس یا فیلمی از بالا منتشر نشده.

شکست راهپیمایی 22 بهمن

andisheh67.blogspot: امروز صبح تصاویر راهپیمایی رو که نشان می داد ذره ایی از پخش زنده از بالا نبود.
تنها تصویری که براشون لذت بخش بود ، نمای اول خیابان آزادی بود که از سمت مقابل و البته نه از هلیکوپتر نشان می دادن. نکته بارز تر ، پر نشدن میدان آزادی بود ، به طوری که به هیچ عنوان از بالای میدان ازادی تصویری نشان ندادن
و تنها به تصاویر بسته محدود بود.
اما اصفهان
اصفهان ، که میدان امام پر نشده بود که بسیار عجیب بود. اما در پایان بنده هیچ مسئولیتی در قبال مونتاژ تصاویر ندارم. اگر شب یک سر راهپیمایی وصل می شد به قم باز هم به من ربطی نداره.


برای اولین بار در ساعت 21 شب 22 بهمن صدای الله اکبر به گوشم نرسید

persiaroyal.blogspot: بعد از گذشت سی و دوسال از انقلاب اسلامی , امسال بی رونق تر از سالهای پیش بود . یادمه چند سال پیش خیابان ها و کوچه ها چراغ و لامپ و پرچم و از این مزخرفات اویزون می کردند . امسال انگار از این جنگولک بازی ها خبری نبود .
امسال اتفاق جالبی افتاد صدایی از الله اکبر ساعت نه شب برخلاف سالیان پیش در شب 22 بهمن به گوشم نرسید . یعنی حتی مزدورهای جمهوری اسلامی که برای گقتن الله اکبر , یک سال تمام ساندیس و حلب روغن و وام و حقوق ماهیانه می گیرند هم روشون نشده بیایند لب پنجره و پشت بام الله اکبر بگویند وبیش از این منفور شوند . این اتفاق را به فال نیک می گیرم . در جایی که من هستم و هر سال صدای الله اکبر مزدوران بسیجی را می شنیدم خفقان گرفتند . امسال به جز اتش بازی مضحکی که در تناقض اشکاری با واپس گرایی انقلاب اسلامی است کسی بدنبال سالگرد انقلاب ننگین اسلامی نیست .
صدواسیمای میلی حضرت خ.ر خودش را جر داد و در بخش اخبار 21 چند دقیقه ای از ارشیو صدای الله اکبر پخش کرد .
بسیجی ها جمهوری اسلامی که هنوز فکر می کنید سید علی خامنه ای ماندنی است باور کنید مبارک 31 سال از خامنه ای بهتر حکومت کرد ولی در عرض 18 روز به چنان فضاحتی افتاد که درحال فراره و با شتر و خر هم نتونست مردم را از ازادی بیرون کنه .همانطور که امشب خفقان گرفتید و صدایی ازتون در شب 22 بهمن در نیامد روز 22 بهمن هم در راهپیمایی ساندیس هم شرکت نکنید و با ازادگی در روز 25 بهمن در کنار مردم برعلیه دیکتاتوری واستبداد , فقر وفساد و تبعیض شعار بدهید واگر نمی خواهید در کنار مردم باشید سعی کنید در روز 25 بهمن به جای حمله به مردم برای اولین بار چند ساعتی را در منزل بمانید و به وجدان خود بیندیشید..

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۱۳:۳۹
سه شکست پروژه «انقلاب اسلامی» (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28525)

رادیو فردا، سعید پیوندی (جامعه شناس): انقلاب ایران و استقرار جمهوری اسلامی پدیده نوظهوری در منطقه بود: برای نخستین بار نیروهای اسلام‌گرا موفق شدند همه قدرت سیاسی در یک کشور را از آن خود کنند و نظامی را پایه‌ریزی کنند که سودای برپایی جامعه آرمانی مبتنی بر اسلام شیعی را در سر داشت.

با آن که بخش‌هایی از جنبش مردمی برای مبارزه با استبداد حکومتی به میدان آمده بودند، برجسته شدن نقش آیت‌الله خمینی به عنوان رهبری فره‌مند (کاریزماتیک) و نیز حضور پررنگ نیروهای اسلام‌گرا سبب شد این انقلاب در ماه‌های آخر سمت و سوی اسلامی بگیرد و جمهوری اسلامی فقط ۸ هفته پس از سقوط حکومت پهلوی در جریان یک همه‌پرسی یک‌طرفه به تصویب رسد.

ضعف نیروهای سیاسی غیرمذهبی و فقدان پروژه دموکراتیک و انقلابی‌گری در میان بخش بزرگی از آن‌ها بخت دستیابی به دموکراسی در ایران را به حداقل کاهش داد.

کارنامه جمهوری اسلامی

در کارنامه جمهوری اسلامی مانند هر حکومتی می‌توان به دستاوردهای مثبت و ناکامی‌ها پرداخت. بحث در اینجا بر سر تعداد مدرسه و دانش‌آموز و دانشجو، مسافت راه‌های ساخته شده، یا میزان برق‌رسانی به روستا‌ها و پیشرفت‌های اتمی کشور نیست. شاید اگر قرار باشد حکومت‌های غیردموکراتیک را فقط بر اساس برخی داده‌های عمرانی و رفاهی مورد داوری قرار دهیم، کارنامه آن‌ها همیشه چندان هم خالی و منفی نیست. کافی است در منطقه خودمان به کشورهای استبدادی نفت‌خیز نگاه کرد و میزان رشد آن‌ها را در کنار سایر داده‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گذاشت یا به اقدامات رفاهی و عمرانی صدام در عراق (پیش از جنگ کویت) یا قذافی در لیبی از محل فروش نفت اشاره کرد.

امروز در بازخوانی تجربه سه دهه گذشته «ام‌القرای اسلام» باید نه تنها به سراغ گفتمان آرمان‌گرایانه انقلاب ۱۳۵۷ و نیز انتظارات و وعده‌های آن زمان رفت که تحولات ایران را در مقایسه با سایر کشور‌ها هم مورد داوری قرار داد.

ایران امروز کشوری منزوی، با بحران‌ها و تنش‌های سیاسی دوره‌ای است که طی ۳۲ سال گذشته با کابوس «سقوط» و «استحاله» زندگی کرده و شاخص‌های اصلی اقتصادی و اجتماعی آن نشان از جامعه‌ای با مشکلات فراوان «جهان‌سومی» دارند. مهاجرت گسترده نیروی تحصیل‌کرده و نخبگان کشور شاید شاخص بسیار گویایی برای سنجش وضعیت کشور در زمینه‌های گوناگون باشد.

اگر به گفتمان اسلام سیاسی در سال ۱۳۵۷ بازگردیم می‌توانیم از نوعی پروژه آرمانی شیعه سخن به میان آوریم که وعده ساختن بهشت زمینی در ایران را می‌داد. جامعه امروز ایران تا چه اندازه شبیه به آن پروژه انقلابی است و سرنوشت آن وعده‌های آرمانی چه شده است؟ با بازخوانی حرف‌ها و وعده‌های آن روز‌ها می‌توان دست‌کم از سه شکست مهم در سه دهه تجربه جمهوری اسلامی سخن گفت.

شکست اخلاقی و معنوی دین دولتی

شکست اول به دلیل وجود حکومتی که خود را دینی و خدامحور می‌داند بدون شک معنوی و اخلاقی است. حکومتی که به نام دین و معنویت بر سر کار آمد نتوانست جامعه «اخلاقی» را که مدعی بود دینی شدن نظام سیاسی در پی خواهد داشت به وجود آورد. در حقیقت دخالت دین در سیاست، اسلامی کردن دولت یا مشارکت روحانیت در امور سیاسی راهی به سوی «اخلاقی»‌تر شدن جامعه و حکومت باز نکرد.

جریان دینی که می‌بایست رسالت تاریخی‌اش مبارزه با «زور و زر» باشد خود صاحب زور و زر شده است. عمکرد واقعی دولت ایران در زمینه سیاست چیزی بسیار متفاوت از دولت‌های دیگر در سطح منطقه نیست. دینی شدن دولت نتوانسته حتی جلو تقلب، دروغ، کلک زدن، دزدی و سوء استفاده در بالا‌ترین رده‌های سیاسی را بگیرد و جمهوری اسلامی دستاوردی در این زمینه برای افتخار کردن ندارد.

دولتی شدن دین و توجه به بعد ظاهری و آیینی دین سبب رشد ریا و تظاهر دینی در جامعه شده است. دولت دینی با عملکرد خود بیشترین لطمه را به دین و اخلاق زده و ما با نوعی تباهی معنویت و زهد از درون تهی شده و ریاکارانه گسترده در ایران سروکار داریم. کار بی‌اخلاقی به آنجا کشیده شده که مسئولین درجه اول برای کسب اعتبار و مشروعیت دست به جعل مدرک تحصیلی می‌زنند یا بدون ترس از مجازات به خود اجازه بی‌قانونی می‌دهند. جامعه ایران امروز خود همه بیماری‌های «اخلاقی» و ناهنجاری‌های اجتماعی را که به سایر کشور‌ها و به‌ویژه به غرب نسبت می‌دهد به میزان بیشتری داراست.

شکست اخلاقی دیگر حکومت مخالفت بخش بزرگی از مردم و به‌ویژه جوانان با فرهنگ دولتی و وجود یک فرهنگ غیررسمی گسترده است که به خاطر سرکوب دولتی شکل زیرزمینی دارد.

وقتی حکومتی ناچار است پلیس و نیروهای رنگارنگ نظامی را برای برقراری نظم «اسلامی» و رعایت قواعد دینی به خیابان‌ها بیاورد و شب و روز بر میزان حجاب و نوع لباس پوشیدن و آرایش زنان، رابطه دو جنس مخالف نظارت کند و مواظب سینما و موسیقی جوانان و سرگرمی و زندگی خصوصی مردم باشد در حقیقت شکست خود در جذب مردم به فرهنگ دولتی و دین حکومتی را به نمایش می‌گذارد.

بی‌اعتمادی میان بخش بزرگی از مردم و حکومت نتیجه این شکست و شکاف فرهنگی در جامعه‌ای است که در آن نظام آموزشی ایدئولوژیک و دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌های دولتی در ۳۲ سال گذشته از هیچ تلاشی برای شستشوی مغزی مخاطبان خود فروگذار نکرده‌اند.

شکست الگوی «مردم‌سالاری دینی»

شکست دوم ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر دموکراسی ادعایی از جنس اسلامی بود که قرار بود از دموکراسی غربی هم بهتر باشد.

ایران از نظر آزادی بیان، آزادی احزاب، تشکل‌های مدنی و صنفی، آزادی رسانه‌ها جایگاه مطلوبی در دنیا و در منطقه ندارد. انتخابات با نظارت سیاسی شورای نگهبان تا حدود زیادی از محتوای دموکراتیک تهی می‌شود و از محدوده نیروهای اسلامی مجاز فرا‌تر نمی‌رود. سرکوب خونین و بی‌رحمانه اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ که خواستار احترام به حقوق شهروندی و رای خود بودند و زندانی کردن مخالفان، روشنفکران، روزنامه‌نگاران و وکلا یا اعدام شماری از فعالین سیاسی میزان پای‌بندی جمهوری اسلامی به قواعد و هنجارهای دموکراتیک را در برابر چشم جهانیان به نمایش گذاشت.

نظام سیاسی ایران در جریان تحول پر فراز و نشیب خود نشان داد که حتا ظرفیت اپوزیسیون خودی که شامل نیروهای اسلام‌گرای میانه‌رو و اصلاح‌طلب می‌شود را هم ندارد و با بروز هر بحران سیاسی همه موجودیت آن مورد پرسش قرار می‌گیرد.

شاید حیرت‌آور‌ترین نشانه بن‌بست این «دموکراسی دینی» سرنوشت تلخ روحانیون و اندیشمندان اسلامی منتقد باشد که در حکومت اسلامی بسیار بیشتر از سال‌های پیش از ۱۳۵۷ در زندان و تبعید یا حصر خانگی قرار دارند و حق اظهار نظر و مشارکت از آن‌ها سلب شده است. آن چه بیش از یک قرن پیش روحانی پیشگام مشروطیت میرزا محمد حسین نائینى درباره استبداد دینی و پیچیدگی آن گفته بود را امروز جامعه ایران به طور عینی زندگی می‌کند.

شکست در ایجاد اقتصاد پررونق و رفاه عمومی

شکست سوم اما بعد اقتصادی را در برمی‌گیرد. ایران با وجود برخورداری از منابع طبیعی فراوان و فروش نفت و گاز نتوانسته است جایی شایسته در اقتصاد و بازار جهانی پیدا کند.

کافی است ایران را طی ۳۰ سال گذشته با کشورهای نوظهوری مانند کره جنوبی، برزیل، ترکیه، آفریقای جنوبی یا شیلی مقایسه کنیم تا به میزان این عقب‌ماندگی بیشتر پی ببریم. کشورهایی بدون برخورداری از درآمد کلان نفت توانسته‌اند از جایگاه اقتصادی بهتری از ایران برخوردار شوند که از نظر سرانه تولید ناخالص ملی در رده ۸۷ دنیا قرار دارد.

رهبران اسلامی انقلاب شاه را متهم می‌کردند که ایران را به فروش نفت وابسته کرده، ۳۲ سال بعد از آن حرف‌ها و وعده‌ها بودجه دولت همچنان میزان بالای وابستگی به نفت را حفظ کرده و بدون نفت‌فروشی اداره کشور ناممکن است.

ناکامی‌های اقتصادی دولت اسلامی یا عدم توسعه کافی به معنای عقب‌ماندگی در زمینه رفاه عمومی هم هست. فاصله طبقاتی در ایران افزایش یافته و دولت برای جلوگیری از «تشویش» افکار عمومی حتی از اعلام آمار میزان جمعیتی که زیر خط فقر (حدود ۲۰ درصد) زندگی می‌کند هم طفره می‌رود. همه شاخص‌های اصلی اقتصادی ایران از بیکاری (بیش از ۱۵ درصد) و تورم (دو رقمی) و رشد سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری خارجی، بهره‌وری تولید در مقایسه با کشورهای مشابه در وضعیت خوبی قرار ندارند. جایگاه بسیار بد ایران از نظر میزان فساد اقتصادی نشان می‌دهد حکومت دینی حتی در این زمینه هم کمکی به جامعه ایران نکرده است.

ایران: تجربه شکست بنیادگرایی اسلامی

تجربه و کارنامه اسلام‌گرایی ایران در برابر افکار عمومی منطقه است. شکست جمهوری اسلامی شکست گرایشی از بنیادگرایی در منطقه و پایان رویای ساختن بهشت زمینی با تکیه بر متون و سنت‌های اسلامی است.

دلایل شکست این پروژه انقلابی را هم در آثار علوم انسانی معاصر ایران و هم در کارهای نظری روشنفکران دینی مانند عبدالکریم سروش، مجتهد شبستری، یوسفی اشکوری، کدیور و بسیاری دیگر می‌توان یافت. شکست‌های پیش‌گفته بخشی از اندیشمندان دینی را به بازخوانی آسیب‌شناسانه تجربه ایران کشاند. مجتهد شبستری، اندیشمند معاصر دینی، بن‌بست انقلاب اسلامی را به خوبی در دو امر نشدنی خلاصه می‌کند: بن‌بست اول به امکان یافتن پاسخ همه مسائل زمان حاضر در متون دینی بازمی‌گردد. بن‌بست دوم تلاش برای یافتن پاسخ‌های دینی برای همه مسائل جامعه امروزی را در برمی‌گیرد.

اگر بخشی از افکار عمومی منطقه نگاهی مثبت به ایران دارد، این موضوع در رابطه با الگوی جامعه‌ای که ۳۲ سال جمهوری اسلامی در ایران به وجود آورده نیست. امروز ایران نه در زمینه اقتصاد، نه در زمینه رفاه و توزیع عادلانه ثروت، نه در زمینه ایجاد نوعی دموکراسی قابل قبول در سطح منطقه، نه در توسعه جامعه اخلاقی چیزی برای گفتن ندارد.

اما در عوض این غرب‌ستیزی ایران و دشمنی آشکار با اسرائیل است که برای بخشی از افکار عمومی منطقه که از حکومت‌های فاسد و استبداری خود نومید شده‌اند یا از ادامه اشغال سرزمین‌های فلسطین و ناتوانی در بازپس‌گیری آن‌ها سر خورده‌اند جذابیت پیدا می‌کند. مسئولین ایران سعی می‌کنند از طریق حمایت‌های مالی با دلارهای نفتی از حزب‌الله یا حماس خود را پیشگام مبارزه با اسرائیل نشان دهند. صدام حسین هم در زمان خود این کار‌ها را به خوبی انجام می‌داد و به دلیل همین «مقاومت» هم محبوبیت فراوانی در کشورهای عربی داشت.

درست به خاطر همین کارنامه نه چندان درخشان است که بسیاری از نیروهای اسلام‌گرای منطقه اکنون بیش از آن که به تجربه ایران نگاه کنند به ترکیه و کشورهایی که موفق می‌شوند برای نیازهای امروزی جامعه و شهروندان پاسخ‌های بهتری پیدا کنند چشم دوخته‌اند.

زمانی که در ایران حکومت فرهنگ ذوب شدن در ولایت مطلقه فقیه و فصل‌الخطاب بودن رهبری و اطاعت بی‌چون و چرا از او را به عنوان ناب‌ترین دستاورد جمهوری اسلامی ترویج می‌کند، مردم منطقه برای دموکراسی و حقوق شهروندی خود به خیابان‌ها می‌آیند. الگوی ذوب شدن در ولایت فقیه و در امت به دوران شروع رشد جنبش‌های اسلام‌گرا تعلق دارد.

جنبش‌هایی که امروز کشورهای عربی را به زلزله سیاسی انداخته‌اند هدف‌ها و خواست‌هایی متفاوت با ایران سال ۱۳۵۷ دارند. مردم نه در پی ایجاد جمهوری اسلامی و اجرای قوانین اسلامی که پیش از هر چیز خواهان برخورداری از دموکراسی و حقوق شهروندی‌اند.

کافی است نوع برخورد با دولت یا دوران انتقالی در مصر و تونس با تجربه ایران ۱۳۵۷ مقایسه شود. در حالی که در جریان انقلاب، نیروهای سیاسی با دولت میانجی شاپور بختیار که می‌توانست راه را برای انتقال قدرت دموکراتیک باز کند به شکلی افراطی و «انقلابی» مخالفت کردند تا همه ساختمان حکومت یک‌جا فرو ریزد، امروز در تونس و مصر اپوزیسیون بدون افراطی‌گری حتی با دولتی که مورد اعتراض افکار عمومی است هم مذاکره می‌کنند. نشانه دیگر این تفاوت و بلوغ دموکراتیک پذیرش کثرت‌گرایی سیاسی و عدم مقبولیت شعارهایی از جنس «حزب فقط حزب‌الله، رهبر فقط روح‌الله» است.

تجربه جامعه ایران و شکافی که هم اینک میان بخش مهمی از افکار عمومی و دولت ایران وجود دارد آئینه تمام‌نمای شکست پروژه انقلاب اسلامی است. گفتمان متفاوت جنبش‌های جدید منطقه و تکیه آن‌ها بر دموکراسی، حقوق شهروندی و مشارکت هم نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی از نوع ایران برخلاف ادعاهای رسمی نتوانسته است به الگوی جنبش‌های جدید منطقه تبدیل شود.

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۱۳:۴۲
روزنامه اینفوماسیون دانمارک: دوشنبه ایران دوباره سبز می شود (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28523)

ندای سبز آزادی - روزنامه اینفوماسیون دانمارک که معتبرترین روزنامه این کشور تلقی می شود روز جمعه در مقاله ای به قلم " لیو اوسته گاد " ضمن تحلیل راهپیمایی روز دوشنبه هواداران جنبش سبز در میدان آزادی تهران، می نویسد: " روز دوشنبه ایران دوباره سبز می شود "

نویسنده در این یاداشت از جنب و جوش دوباره جوانان ایرانی و افزایش اشتیاق آنان برای حضور در راهپیمایی روز دوشنبه به هواداری از مردم مصر و تونس اشاره می کند و می نویسد: " در واقع هواداری از مردم تونس و مصر بهانه ای برای سبز شدن دوباره خیابانهای تهران و شهرهای دیگر ایران است. "

نویسنده در ادامه با اشاره به قیام مردم مصر و تونس و دیگر کشورهای منطقه می نویسد: " چطور می توانیم قیام مردم معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در سال 2009 ( 1388 ) را فراموش کنیم، حال آنکه قیامهای مذکور جملگی تحت تاثیر اعتراضات مسالمت آمیز مردم ایران بوده است؟ "

در ادامه این یاداشت نویسنده با اشاره به دستگیری های گسترده مخالفین دولت احمدی نژاد و کشته شدن شمار زیادی از جوانان ایرانی در جریان تظاهرات اعتراضی سال گذشته می نویسد: " جنبش سبز در حالی شاهد تحرک دوباره هواداران خویش است که بر اساس اعلام منابع رسمی تاکنون بیش از هزار نفر از فعالین اجتماعی و سیاسی و روزنامه نگار در این مدت تجربه زندان را پشت سر گذاشته اند و هزاران نفر دیگر از مردم عادی در ایران به جرم سبز بودن زندان رفته و شکنجه دیده اند و بنا به آمارهای جهانی سرکوب حکومت به حدی رسیده است که تنها در 45 روز گذشته از سال نوی میلادی بیش از 120 نفر در ایران اعدام شده اند. "

" اوسته گاد " می پرسد: " آیا می توان پس از این همه سرکوب وحشیانه، شاهد وزش دوباره نسیم سرزندگی از سوی جنبش مردم مصر و تونس به جنبش سبز ایران باشیم؟ "

او در ادامه یاداشتش با اشاره به درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی از وزارت کشور برای برگزاری راهپیمایی حمایتی از مردم مصر و تونس در روز 25 بهمن، می نویسد: " در واقع این درخواست مجوز پیامی است که رهبران جنبش سبز ایران به هواداران خود برای حضور مجدد در میدان آزادی در روز 25 بهمن ساعت سه بعدازظهر داده اند و این حرکت آنها یک حرکت تاکتیکی برای دمیدن جانی دوباره به کالبد جنبش سبز ایران است. "

نویسنده در ادامه با تاکید بر وجود سانسور شدید در ایران از تحرک مجدد وبلاگ نویسان و کاربران اینترنتی برای تشویق مردم جهت حضور در راهپیمایی روز 25 بهمن اشاره می کند و می نویسد: " به رغم سانسور گسترده ای که در فضای مجازی و سایر رسانه های ایرانی حاکم است، تحرک دوباره فعالان سبز در اینترنت، موجب سرخوردگی هوادارن حکومت گشته و هواداران جنبش سبز در ایران در حالی به انتشار گسترده اخبار مربوط به 25 بهمن دست یازیده اند که با خطرات جدی از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی روبرو هستند. "

" اوسته گاد " با اشاره به گسترش دامنه بحثهای مربوط به حضور مردم در روز 25 بهمن در فیس بوک می نویسد: " تاکنون بیش از 18 هزار نفر ( این آمار هم اکنون به مرز32 هزار نفر رسیده است . م ) در فیس بوک عکس پروفایلهایشان را به سمبلهای 25 بهمن آراسته اند. و از نکات جالب در بحثهای هواداران سبز اندیش ایرانی در فیس بوک شعار آنهاست که می گویند: « مرگ بر دیکتاتور، یا با شتر یا موتور » و اشاره آنها به شباهتهای حکومتهای دیکتاتوری ایران و مصر است. "

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۱۴:۱۷
خبرخوش احمدی در مراسم 22 بهمن: فرستادن ایرانی به فضا!!! (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28523)

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری فارس، احمدی‌نژاد در اجتماع اهپیمایان تهرانی بمناسبت 22 بهمن در میدان آزادی تهران گفت : امروز دانشمندان ایران در همه عرصه‌ها فعال هستند و در حوزه هوا‌فضا، ‌سكوهای پرتاب، ‌انواع پرتابگر‌ها، ماهواره‌ها، ایستگاه‌های زیر‌زمینی و مدیریت ماهواره‌ها ‌را می‌سازند و امروز در فكر آن هستند كه موجود زنده به فضا بفرستند.

وی ضمن ابراز امیدواری از فرستادن موجودات زنده به فضا برای آزمایش در سال 90 توسط دانشمندان ایرانی تأكید كرد: بر اساس برنامه‌‌ریزی‌های صورت گرفته، اولین انسان ایرانی قبل از سال 1400 با دستگاه پرتاب‌گر و تجهیزات ایرانی در فضا قرار خواهد گرفت.

Punisher
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۱۵:۴۷
دفاع از ولایت فقیه در برابر عوامل فتنه ...!


به گزارش خبرنگار مهر از گرگان، هدی شعبانی‌پور دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حشره‌شناسی دانشگاه علوم کشاورزی و مناطبع طبیعی گرگان پایان نامه خود را با موضوع «مطالعه تراکم و پراکنش جمعیت مراحل نارس کرم میوه خوار گوجه فرنگی و نحوه ارتباط آن با زنبورهای پارازی توئیت در منطقه گرگان» را به ساحت مقدس امام راحل و مقام معظم رهبری تقدیم کرد. وی هدف از این اقدام زیبا را دفاع از ولایت فقیه در برابر عوامل فتنه اعلام کرد. هدی شعبانی‌پور فرزند جانباز و دانشجوی بسیجی نخبه در سال 87 است.

این هم سندش که خبرگزاری مهر یک روز بعد، تغییراتی در خبر اصلی ایجاد کرد.

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1210536

mehrnazdiba
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۱۹:۲۰
آقای مبارک شهر قاهره را به قصد شرم الشیخ، شهری توریستی در کنار دریای سرخ، ترک کرده است اما دلیل آن روشن نیست.

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۲۰:۰۸
خبرهای کوتاه : دولت سوئیس دستور مسدود کردن دارائی‌های مبارک و بستگانش را داد (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28540)

بی بی سی : خبرگزاری فرانسه گزارش داده است که دولت سوئیس دستور داده است تا دارائی‌های آقای حسنی مبارک و بستگانش در این کشور مسدود شود.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان از مصر خواسته است تا به پیمان صلح مصوب سال ۱۹۷۹ میلادی با اسرائیل متعهد باشد.

واکنش بیشتر از دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا: او گفته است: "چیزی که امروز رخ داده است، فقط باید اولین گام باشد. کسانی که الان اداره امور مصر را در دست دارند، موظف هستند که خواسته‌های مردم مصر را برآورده کنند."

احمد داووداوغلو، وزیر خارجه ترکیه در واکنش به تحولات مصر در سایت توئیتر نوشته است: "تبریک به مردم مصر. امیدواریم سیستمی در مصر بر سر کار بیاید که انتظارات مردم این کشور را برآورده کند."

از این که برای دنبال کردن تحولات مصر با ما هستید، متشکریم. آخرین واکنش‌ها به کناره‌گیری حسنی مبارک و نیز گزارش‌ها از وضعیت شهرهای مختلف مصر در صفحه قابل دسترس است.

دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا گفته است که "امروز، به‌ویژه برای کسانی که در میدان تحریر قاهره حضور دارند، روزی قابل توجه است؛ و نیز برای کسانی که با شجاعت و در آرامش خواسته‌هایشان را برای تغییر در کشورشان مطرح کرده‌اند.

الان در میدان تحریر قاهره، محل اصلی تجمع معترضان مصر در روزهای گذشته، آتش‌بازی در جریان است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، اخوان المسلمین، از گروه‌های شاخص مخالف حسنی مبارک، استعفای آقای مبارک را ستوده و از نیروهای نظامی این کشور "به خاطر تعهدشان به وعده‌هایی که داده بودند" تشکر کرده است.

اعضای جنبش حزب الله در لبنان "پیروزی تاریخی" مردم مصر را تبریک گفته است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، مردم بیروت، پایتخت لبنان، هم به دنبال کناره‌گیری حسنی مبارک به خیابان‌ها ریخته‌اند و به شادی مشغولند.

سمیر رضوان که به تازگی به عنوان وزیر دارایی مصر انتخاب شده است، به سرویس جهانی بی‌بی‌سی گفت که "حسنی مبارک هیچوقت مصر را ترک نخواهد کرد. او در خاک مصر خواهد مرد."

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۲۰:۱۰
واکنش‌های جهانی به کناره‌گیری مبارک (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28543)

رادیو فردا : با کناره‌گیری حسنی مبارک که یکی از خواسته‌های مخالفان مصری بود، رهبران جهان از این تغییر استقبال کرده و ابراز امیدواری کردند مردم مصر بتوانند به مطالبات دموکراتیک خود دست یابند.

جو بایدن، معاون ریاست جمهوری ایالات متحده، پس از کناره‌گیری مبارک گفت: «این برهه‌ای مهم در تاریخ است... و نه فقط برای تاریخ خاورمیانه.»

جو بایدن از اینکه آمریکا عمدتا «یک‌صدا» در مورد مصر موضع گرفته‌ است ابراز خرسندی کرد و افزود: «این یک‌صدایی با اهمیت بوده و در این روزهای حساس و سرنوشت‌ساز حتی از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود.»

جو بایدن تحولات مصر را دلیلی بر متصل بودن جهان نوین به هم دانست و گفت این نسل جوان مصر بود که این تغییر را رقم زد و از شبکه‌های اجتماعی برای نیل به هدف خود بهره‌ جست.

بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحده، نیز در پیام کوتاهی خواستار «گذاری آرام و شفاف» در مصر شد و ابراز امیدواری کرد که این کشور انتخاباتی آزاد، منصفانه و قابل اعتماد» در پیش رو داشته باشد و اداره مصر به یک دولت غیرنظامی سپرده شود.

کاترین اشتون، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز در بیانیه‌ای اظهار داشت که مبارک به «صدای مردم مصر» گوش داد.

کاترین اشتون براهمیت قوت بخشیدن به مذاکرات در مصر تاکید کرد تا از این رهگذر به گفته او به مطالبات مردم مصر پاسخ داده شود و ثبات به این کشور بازگردد.

این دومین حکومت عربی است که در کمتر از یک ماه فرومی‌ریزد. در ۲۵ ژانویه زین‌العابدین بن علی پس از ۲۳ سال ریاست جمهوری بی‌رقیب، استعفا داد و به عربستان سعودی گریخت.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در شهرهای مختلف شمال آفریقا و خاورمیانه، مردم سرنگونی حکومت حسنی مبارک را جشن گرفته‌اند.

از بیروت تا غزه مردم در خیابان‌ها ریخته و با آتش‌بازی و سردادن شعار به استقبال این پیروزی مردم مصر رفته‌اند.

در تونس که الهام‌بخش حرکت اعتراضی مصر بوده است، مردم به خیابان‌ها ریخته و فریاد شادی سر می‌دهند.

این دومین حکومت عربی است که در کمتر از یک ماه فرومی‌ریزد. در ۲۵ ژانویه زین‌العابدین بن علی پس از ۲۳ سال ریاست جمهوری بی‌رقیب، استعفا داد و به عربستان سعودی گریخت.

گزارش‌ها حاکی از آن است که در شهرهای مختلف شمال آفریقا و خاورمیانه، مردم سرنگونی حکومت حسنی مبارک را جشن گرفته‌اند.

از بیروت تا غزه مردم در خیابان‌ها ریخته و با آتش‌بازی و سردادن شعار به استقبال این پیروزی مردم مصر رفته‌اند.

در تونس که الهام‌بخش حرکت اعتراضی مصر بوده است، مردم در خیابان‌ها فریاد شادی سر می‌دهند.

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۲۰:۱۱
همراه شو عزیز...

۲۵ بهمن
ساعت ۱۵
امام حسین - آزادی


http://www.akhbar-rooz.com/user/albums/a_0001/img_15130.jpg

parsamarzban
جمعه ۲۲ بهمن ۸۹, ۲۲:۳۴
درویشها هم با مردم در ۲۵ بهمن همگام و همصدایند

۲۵ بهمن
سالگرد تخریب حسینیه قم


http://4.bp.blogspot.com/-0Q4Eduy4u5E/TVU1QA6YCRI/AAAAAAAAABI/2LpulGpLaDI/s400/vvvvvvv.jpg

parsamarzban
شنبه ۲۳ بهمن ۸۹, ۰۲:۰۶
کلمه "بهمن" فیلتر شد! (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28549)


siyasi1389.blogspot: ندای سبز آزادی: در ادامه هراس حاکمیت از راهپیمایی 25 بهمن ، کلمه "بهمن" در سیستم سرچ گوگل فیلتر شد.

به گزارش خبرنگار ندای سبز آزادی، با نزدیک شدن به 25 بهمن ماه محدودیت در سیستم اینترنت کشور بیشتر شده است ، مخابرات ایران در تازه ترین اعمال محدودیت خود ، کلمه "بهمن" را در سیستم سرچ شرکت گوگل فیلتر کرده است تا ایرانیان نتوانند به اخبار راهپیمایی 25 بهمن دست رسی پیدا کنند.

این اقدامات در آستانه 25 بهمن نشانه ترس کودتاچیان از حضور میلیونی مردم است.

parsamarzban
شنبه ۲۳ بهمن ۸۹, ۱۵:۰۴
مراسم 22 بهمن «تظاهرات پارچه ها» بود! / بابك داد (http://babakdad.blogspot.com/2011/02/22.html)

تظاهرات حكومتي ديروز 22 بهمن، «تظاهرات پارچه ها» بود. ميليونها توپ پارچه و پرچم و شعارنوشته و عكي و بنر تبليغاتي قرار بود «ستر عورت» كند و واقعيت نظام لرزان ولايت فقيه را بپوشانند تا كمي از آبروي از دست رفته اش را بازگردانند! حكومتي كه با تجاوز و جنايت و دروغ «رسوا» شد و جهانيان به خصوص در دنياي اسلام از حزب اخوان المسلين و مسلمانان تونس و مصر و يمن و سوريه تا مسلمانان افغانستان و چچن و لبنان، همگي از آن كراهت دارند و بيزارند. حكومتي كه نمي داند برترين دارايي يك حكومت «حضور ملت» است نه «تظاهرات پارچه ها»!
روزنامه كيهان از حضور 50 ميليوني مردم در تظاهرات سالروز انقلاب در 22 بهمن (ديروز) خبر داده و تيتر زده:«ملت سنگ تمام گذاشت!» اين رفتار كيهان و صداوسيما در حالي است كه تنها تصوير منتشر شده از اين تظاهرات ميليوني مثل «دم خروس» بيرون زده و كچلي امت حزب الله در ميدان آزادي در عكس خبرگزاري ايسنا بدجوري رسواكننده است.
علاوه بر تصاوير خبري كه همگي گوياي حضور كمرنگ مردم در مراسم ديروز بودند، دو دوست خبرنگار ديشب برايم از تهران چيزهاي جالبي تعريف مي كردند. از اينكه راهپيمايي 22 بهمن امسال، راهپيمايي «پارچه و پلاكارد» بود. دوست خوش قريحه اي مي گفت به يك آدم نيم متري، يك پلاكارد پارچه اي پنج متري داده بودند تا دائم در هوا بچرخاند. پرچمهاي دستي هم كه به وفور توزيع شده بود و بعد از مراسم، بسيجيان آنها را در كف خيابان ريختند و رفتند! يك پرچم چندصدمتري جمهوري اسلامي را هم درست كرده بودند كه از آن عملا" براي پنهان كردن «كچلي» خيابان آزادي به كار بردند. دو صف از بسيجيان اين پرچم طولي را در سرتاسر خيابان آزادي پهن كرده و مي كشاندند! زير آن طبيعتا" كسي نبود و جمعيت مجبور بودند از كنار آن بگذرند تا فشردگي جمعيت ميليوني در تصاوير دوربينها چشم جهانيان را يره كند! طبق معمول مجريان و شومن ها و خوانندگان صداوسيمايي در چندين نقطه براي بسيجيان «شو» و موسيقي فاخر(!) اجرا مي كردند و بيش از دويست ايستگاه صلواتي(!) فقط از ميدان فردوسي تا انقلاب برپا بود كه انواع خوردني و بردني را در جاي جاي اين تظاهرات ميليوني(!) بين بسيجيان توزيع مي كردند. انواع بادكنك و شيپور رايگان و بسته هاي اسباب بازي، براي بسيجياني كه اين راهپيمايي، شادترين مراسم سالانه آنهاست مهيا شده بود. اين فداييان رهبري در طول سال بايد در انواع دعاهاي كميل و ندبه و زيارت عاشورا و نمازجمعه و فطر و... و يا در سركوب مردم شركت كنند و در دعاها به صداهاي انكرالاصوات حاج منصور ارزي(!) و حداديان و طاهري گوش بدهند. طبيعي است مراسم 22 بهمن شادترين مراسم آنهاست! زيرا علاوه بر اينكه يك پيك نيك ارزشي با اهالي «منزل» است، پاداش خوبي هم دارد. در اين فيلم (http://www.youtube.com/watch?v=SptKdFwS_Z4&feature=player_embedded)هم يك «پكيج كامل» مي بينيد از پاداشهاي غيرنقدي امسال (برنج و روغن و ميوه و انواع خوردني و به خصوص يك باكس سانديس!) را نشان مي دهد كه دولت كودتايي از پنجشنبه به خانواده هاي ارزشي داه بودد تا تظاهرات 22 بهمن را پرشور برگزاركنند! اين اقلام از شب قبل از 22 بهمن در حسينيه ها و تكيه هاي بسيج و فقط بين نيروهاي «خودي» توزيع شد تا با روحيه بهتري و شكم سير تري در راهپيمايي شركت كنند و تا يك ماه از مواهب آن حضور عارفانه بهره مند شوند.
اينها را گفتم و گفتم تا برسم به 25 بهمن. مردمي كه 25 بهمن به خيابان مي آيند و در اعتراضات اين 21 ماهه به خيابانها آمده اند، پاداش نمي گيرند. اضافه كار نمي گيرند. انواع تشويقي و كارانه و «دوركاري» كه اخيرا" باب شده و به نورچشمي ها مي دهند، نمي گيرند. پكيج خانوادگي روغن و برنج و ميوه و... نمي گيرند. و حتي وقتي ميليوني هستند، صداوسيما آنها را «عده معدودي» مي نامد كه فتنه گر هستند. مردم حق طلب ايران باتوم مي خورند، زندان مي روند و شكنجه مي شوند؛ ولي يك چيز خيلي بزرگ دارند كه هيچكدام از امت حزب الله و ديكتاتورهاي حقير ندارند. يك چيز خيلي بزرگ به نام «اميد».
اين اميد بزرگ، منشأ پيروزي ما بر اين سپاه شياطين است. اميدي كه اثرش را هرگز در چهره بيروح خامنه اي نمي بينيد. اميد و شادي كه در ما با همه زخمهايي كه بر روح و بدن داريم هست، ولي در چهره بيروح اين امت حزب الله روزمزد اثري از آن نيست. اميد و رضايتي كه در چهره كروبي محصور و باتوم خورده مي بينيد، ولي در چهره احمدي نژاد و عزيزجعفري و جنتي و خامنه اي نشاني از آن اميد و رضايت نمي بينيد.
در چهره ديكتاتورهاي حقير ايران، نشان از هيچ چيز زيبايي نيست. هرچه هست زشتي و وقاحت و دروغ است. و مردم اين نظام فريب و دروغ و وقاحت را به زير خواهند كشيد و ايران را بعد از مصر، به شگفتي جهان تبديل خواهند كرد. ترديد نكنيد مي توانيم، چون اميد تنها سلاح كارآمد ماست و چون تصميم گرفته ايم هر كجا هستيم «وطن» ما نه فقط خاك ايران، بلكه «ميدان مبارزه با استبداد» باشد و تا سرنگوني ديكتاتورهاي حقير از پاي ننشينيم. وعده ما 25 بهمن تا سقوط ديكتاتوري وقيح ايران!

parsamarzban
شنبه ۲۳ بهمن ۸۹, ۱۵:۰۸
اعلام حضور دانشجویان دانشگاههای تهران، مشهد، یزد، تبریز و علوم و تحقیقات در تظاهرات ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28575)

به گزارش منابع خبری جرس، جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران، با صدور بیانیه ای در حمایت از خواست و پیشنهاد راهبران جنبش برای تظاهرات ٢۵ بهمن، خاطرنشان کرده اند که "...در عرصه بین المللی ، قیام مردم تونس و مصر و اعتراضات و راهپیمایی های دیگر کشورهای منطقه که بی شک نطفه شروع این قیام ها و اعتراضات را می توان اعتراضات آزادی خواهانه و مسالمت آمیز ملت ایران در سال ٨٨ دانست تاکنون منجر به سرنگونی دو دیکتاتور در منطقه گشته است و به نظر می آید با بسط فرآیند آزادیخواهی در منطقه سقوط دیگر دیکتاتوران بسیار نزدیک باشد. پیروزی قیام آزادیخواهان در مصر و تونس امروز می تواند راه گشای مساله ایران باشد ، پایداری، فداکاری و عدم نا امیدی و نثار صدها شهید و هزاران زخمی هزینه آزادی این دو کشور گشت هزینه ای که بی شک ملت عزیز ایران نیز برای دست یابی به آزادی و رهایی از اختناق و دیکتاتوری پرداخت نماید..."

صادر کنندگان این بیانیه آورده اند: "ما جمعی از اعضای انجمن اسلامی به نمایندگی دانشجویان تهران اعلام می داریم که بر طبق اعلام قبلی سران جنبش سبز در راهپیمایی دوشنبه بهمن ماه شرکت خواهیم نمود و به یاری خداوند متعال دوشنبه ٢۵ خرداد ماه ٨٨ را دوباره تکرار خواهیم کرد. لذا از کلیه دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه تهران می خواهیم تا ساعت ٣ عصر روز دوشنبه با تجمع در پردیس مرکزی دانشگاه تهران یکی از هسته های اولیه تجمع ٢۵بهمن ماه را شکل داده و به سمت میدان انقلاب و سپس آزادی حرکت نمایند. بی شک وقایع و جنایات دولت کودتا در روز عاشورا حجت را بر اکثر معترضین تمام نمود که کودتاگران به هیچ اصل اخلاقی و دینی پایبند نمی باشند و برای حفظ وضعیت موجود حاضر به اجرای هر سناریوی کذبی و دست زدن به هر جنایتی می باشند . لذا از آحاد مردم و بالاخص دانشجویان و قشر فرهیخته می خواهیم تا با دقت حرکات دولت کودتا را تحت نظر داشته و در این راه پر خطر نا امید و خسته نشوند که به لطف پروردگار پیروزی مان نزدیک خواهد بود و در پایان خطاب سخن مان با سران حاکمیت و بالاخص سران دولت کودتا می باشد ، بی شک میر حسین موسوی و مهدی کروبی خط قرمز های جنبش اعتراضی می باشند و کودتاگران باید بدانند که در صورت اجرای پروژه دستگیری این دو عزیز، دانشجویان این دانشگاه آرام نخواهند نشست..."

در تداوم حمایت های دانشجویی از تظاهرات ٢۵ بهمن، جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران نیز با صدور بیانیه ای خاطرنشان ساخته اند "...ما دانشجویان دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران ضمن دعوت از كلیه مردم آزادیخواه ایران اعم از دانشجویان ، كارگران ، آموزگاران ، بازاریان و اساتید دانشگاه برای حضور پرشكوه در راهپیمایی ٢۵ بهمن اعلام می‌داریم “ آقای خامنه‌ای باید برود ” برای این كه حتی بنا بر نظریه بنیانگذار جمهوری اسلامی، آقای خامنه‌ای اینك از رهبری ، خود به خود ، عزل شده است. آقای خمینی می‌گوید : " هر فردی از افراد ملت حق دارد مستقیماً در برابر سایرین ، زمامدار مسلمین را استیضاح كند و او باید جواب قانع كننده دهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل كرده باشد ، خود به خود از مقام زمامداری معزول است . " ( آیت الله خمینی، صحیفه نور، جلد ٤، ص ۱٩۰ ) به امید دیدار شما هموطنان عزیز در روز ٢۵ بهمن ساعت ۱۵ از میدان امام حسین تا میدان آزادی ."

در تداوم حمایت های دانشجویی و مردمی از تظاهرات ٢۵ بهمن، فعالین سیاسی دانشگاه های سراسری، علوم پزشکی، آزاد و صنعتی سهند تبریز نیز، با صدور بیانیه ای در حمایت از این اقدام، تصریح کرده اند :
"... فصل مشترک حرکت ها و جنبش های مردمی منطقه طی ۵۰ سال اخیر، بدون شک ایستادگی و عدم پذیرش حاکمیت های تک بعدی و دیکتاتوری می باشد.حرکت های آزادی خواهانه مردم ایران , مصر , تونس , اردن و الجزایر نوید بخش روزهای آزاد , با حق مسلم انتخاب سرنوشت برای مردم منطقه می باشد.و اینک در حمایت از جنبش های سبز ملت های منطقه و با توجه به دعوت رهبران جنبش سبز مردم ایران میر حسین موسوی و مهدی کروبی در روز ٢۵ بهمن ماه فصلی نو را رقم خواهیم زد.روزی نه از برای حاکمیت و تائید و تمجیدش که برای خواست مردم و در حمایت از همه آزادیخواهان منطقه."

همزمان جمعی از جوانان حامی جنبش سبز در مشهد نیز، با صدور اطلاعیه ای گفته اند "مردم آگاه و ظلم ستیز و آزادی خواه ایران عزیز همواره در طول تاریخ ثابت کرده اند با اتحاد و پشتکار به حقوق از دست رفته ی خود دست می یابند. اما این بار همراه و همصدا با مردم تونس و ملت آزادی خواه مصر که پس از گذشت بیش از دو هفته همچنان برای دستیابی به حقوق خود و مبارزه با ظلم و دیکتاتوری ایستاده اند و خیابانها را از حضور خود خالی نکرده اند فریاد می زنیم. بدین وسیله از همه ی مردم شریف و بزرگوار مشهد دعوت میکنیم تا با جوانان این شهر مقدس همراه شوید و همصدا و متحد فریاد برآوریم. نخستین وعده گاه ما بامهای شهرمان, یکشنبه ٢۴ بهمن ٨٩ ساعت ٢٢, همصدا و با ندای "الله اکبر" دستان سبزمان را به سوی خداوند بزرگ بلند می کنیم."

در همین راستا، جمعی از فعالان جنبش سبز تالش نیز، با صدور اطلاعیه ای در جهت حمایت از جنبش آزادی خواهی مردم ایران و تظاهرات ٢۵ بهمن، از حضور خود در این تظاهرات خبر داده و خاطرنشان می سازند "... همگام با دیگر هموطنان، در روز ٢۵ بهمن به خیابانها آمده و سکوت طولانی مدت خود را شکسته و صدایمان را در برابر ظالمان رساتر کنیم و به سرکوبگران بفهمانیم که مردم غیور تالش با قدمت تاریخی چهار هزار ساله در دفاع از همرزمان خویش در سایر نقط کشور همراه شده و همگام با آنها شعار آزادی خواهی سر خواهد داد. بدین وسیله از عموم شهروندان آگاه و مبارز تالش، رضوانشهر، ماسال، فومنات دعوت می شود که در روز دوشنبه ساعت سه بعدازظهر در میادین اصلی شهر جمع شده با هموطنان خویش ابراز اتحاد همبستگی نمایند. تجمع اصلی تالش در شهر هشتپر از میدان نماز برگزار خواهد شد."

همزمان با شهرهای تالش و مشهد و پیشتر از آن اصفهان و خرم آباد و شیراز، حامیان جنبش سبز در یزد نیز با صدور بیانیه ای در جهت حمایت از تظاهرات ٢۵ بهمن خاطرنشان ساخته اند :
"...اینک نظر به دعوت گروه های مختلف سیاسی، اجتماعی و همراهان جنبش ؛ بدین وسیله جنبش سبز استان یزد نیز بنا به رسالت خود ضمن دعوت از همه ایرانیان عزیز جهت حضور در راهپیمایی روز ٢۵ بهمن ، حضور خود را بمنظور روز صدای مردم اعلام می نماید تا شاهد نمایش واقعی صدای ملت باشیم .
می آییم تا این روز را كه روز صدای مردم و داد بر ظالم است را بحق صدا زنیم و همبستگی خود را با مردم تونس ، مصر ، اردن و کلیه آزادیخوان جهان ندا دهیم ."

گفتنی است طی روزهای اخیر سبزهای بابل و تبریز، همچنین جمعی از دانشجویان و فعالان دانشجویی «دانشگاههای تهران و حومه»، «دانشگاه آزاد گرمسار»، «دانشگاه شیراز»، «دانشگاه آزاد محلات»، «انجمن سبز دانشگاه تهران شرق»، «آزاد واحد کرج»، «آزاد واحد رودهن»، «دانشگاه شهرکرد»، «دانشجویان سبز دانشگاه اشرفی اصفهانی»، «انجمن سبز دانشگاه تهران شرق»، «دانشجویان سبز دانشگاه آزاد قزوین»، «دانشجویان سبز خرم آباد» و همچنین «گروه رسا- راه سبز امید» نیز، با صدور بیانیه هایی، خواستار مشارکت همگانی و استقبال از فراخوان راهبران جنبش سبز و همچنین ندای الله اکبر در شبهای قبل از تظاهرات شده بودند.

Shakila
شنبه ۲۳ بهمن ۸۹, ۱۹:۵۳
http://www.youtube.com/watch?v=esGDffXQb8k

سید محمد حسینی ۲۵ بهمن

parsamarzban
شنبه ۲۳ بهمن ۸۹, ۲۲:۱۲
بازداشت جاوید فخریان، زهرا افتخاری و زهرا شریف (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28590)

در تداوم موج جدید بازداشت‌ها در آستانۀ ٢۵ بهمن، زهرا شریف و زهرا افتخاری، دو فعال دانشجویی دانشگاه تهران بازداشت شدند.
به گزارش ندای سبز آزادی، زهرا شریف فعال دانشجویی دانشگاه تهران و از فعالین سیاسی و از اعضای ستاد میرحسین موسوی در زمان انتخابات بازداشت و به محل نامعلومی انتقال یافت.
پس از فراخوان ۲۵ بهمن فشار بر روی دانشجویان بیشتر از گذشته شده است و در ادامه روند بازداشت‌ها، زهرا افتخاری دانشجویی دانشگاه تهران نیز بازداشت شده است.
همین منبع خبری اعلام کرده است که افتخاری نیز از فعالان دانشجویی دانشگاه تهران و عضو ستاد میرحسن موسوی در زمان انتخابات بوده است.

جاوید فخریان، فعال دانشجویی بازداشت شد

جاوید فخریان، فعال دانشجویی و از مدیران ستاد ملی هشتاد و هشت مجازی پس از دو جلسه احضار به وزارت اطلاعات و دفتر پیگیری وزارت اطلاعات، امروز پس از حضور در دفتر پیگیری اطلاعات و ساعت‌ها بازجویی بازداشت و به محل نا معلومی منتقل شد.
به گزارش ندای سبز آزادی، وی آبان ماه سال گذشته نیز در جریان اعتراضات پس از انتخابات بازداشت شده بود.
گفتنی است در آستانه راهپیمایی ۲۵ بهمن، بازداشت فعالان دانشجویی و اصلاح‌طلبان گسترش پیدا کرده و طی چند روز گذشته تا امروز چند ده نفر دستگیر شده‌اند.

parsamarzban
یکشنبه ۲۴ بهمن ۸۹, ۰۸:۵۱
فراخوان 25 بهمن در بابل ( شهر بهار نارنج را سبز خواهیم کرد) (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14710)

”دریغا از ایران که ویران شود”
حال که رهبران جنبش سبز روز 25 بهمن را بهمن را روزحضور میلیونی سبز ها در میدان آزادی اعلام کرده اند، ما نیز در صحنه حاضر می شویم و با الهام از تونس و مصر فریاد دادخواهی و اعتراضمان به ظلم موجود را سر میدهیم و همگام با دیگر کوشندگان راه آزادی ، شهر بهار نارنج را سبز خواهیم کرد.


مکان: بابل ، خیابان شریعتی ،میدان امیرکبیر -کنار پارک شادی


زمان: ساعت 17 ، 5 بعد از ظهر 25 بهمن 1389
لطفا به دوستان اطلاع رسانی کنید
http://sabzbabol.blogspot.com/2011/02/25.html

parsamarzban
یکشنبه ۲۴ بهمن ۸۹, ۱۲:۵۶
همراه شو عزیز...

۲۵ بهمن


http://ettehadesabz.files.wordpress.com/2011/02/25-d8a8d987d985d986-d8b1d988d8b2-d8a2d8b2d8a7d8afdb8c.jpg

parsamarzban
یکشنبه ۲۴ بهمن ۸۹, ۱۶:۴۸
تلاشها و فعالیتهای گسترده جوانان برای برگزاری گسترده اعتراضات 25 بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28623)

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران"اعلام آمادگی گسترده مردم و جوانان در نقاط مختلف تهران برای شرکت در اعتراضات گسترده روز دوشنبه 25 بهمن و دعوت به تبدیل آن به روز اعتراض علیه دیکاتوری خونریز حاکم بر ایران.
در طی روزهای گذشته در اکثر نقاط تهران بخصوص در وسایل نقلیۀ عمومی و مراکز پر رفت وآمد مردم ،جوانان سایر اقشار جامعه را تشویق و ترغیب به شرکت در این اعتراضات می نمایند. گاها در اتوبوسهای شرکت واحد تهران و مترو جوانان بصورت علنی از مردم می خواهند که در اعتراضات فردا شرکت کنند که با استقبال و تشویق و اعلام آمادگی حاضرین مواجه می شدند.
جوانان همچنین در نقاط مختلف و شلوغ شهر از جمله بازار اقدام به دعوت کردن از مردم برای شرکت در تظاهرات روز دوشنبه می نمایند و به یکدیگر وعدۀ حضور در این اعتراض را می دهند و از هم می خواهند که این اعتراضات را بصورت مستمر و شبانه روزی ادامه دهند.
همچنین گزارشاتی از مشهد،اصفهان،شیراز،کرمانشا ه ،تبریز و سایر شهرهای بزرگ حاکی از آن است که جوانان شهر خود را برای اعترضات گسترده روز 25 بهمن آماده می کنند.
دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور نقش بسیار فعالی در این رابطه دارند و هر لحظه بر فعالیتها و تلاشهای خود می افزایند.
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه علی خامنه ای برای کاستن از تعداد شرکت کنندگان در اعتراضات گسترده روز 25 بهمن در چند روز اخیر اقدام به دستگیری و احضار تعداد زیادی از فعالین به ستاد پیگیری وزارت اطلاعات نموده اند. مأمورین وزارت اطلاعات حتی تعدادی ازخانواده های زندانیان سیاسی را به ستاد پیگیری احضار و برای مدت طولانی مورد بازجویی و تهدید قرار داده اند.
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه از اعتراضات روز 25 بهمن بشدت وحشت زده هستند و در سطح شهر اقدام به پخش شایعات قدرت نمایی پوشالی خود می نمایند تا از شرکت مردم در این اعتراضات بکاهند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۳
زندانیان سیاسی زن :قلب‌هایمان را از درون زندان با مردم همراه می‌کنیم (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28657)

زندانیان سیاسی زن در زندان های اوین و رجایی شهر با صدور بیانیه ای، ضمن اعلام حمایت از فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای راهپیمایی ۲۵ بهمن، اعلام کرده اند که زندان و شنکجه و فشارهای طاقت‌فرسای بازجویی و هم‌چنین دوری از خانواده‌هایشان در این مدت، به هیچ عنوان آنها را از راه رفته دچار تردید نکرده و همواره بر این باور بوده و هستند که جنبش سبز که با تظاهرات مردمی سکوت آغاز شد و به دور از هر خشونتی بیش از ۲۰ ماه در لایه‌های مختلف اجتماعی جریان یافت، ادامه خواهد داشت.

متن کامل بیانیه زندانیان سیاسی زن در زندان های اوین و رجایی شهر که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

هرکه را با خط سبزت سر سودا باشد پا از این دایره بیرون ننهد تا باشد

آواهای دلنشینی که از وزیدن نسیم آزادی خواهی در منطقه ما به گوش می‌رسد، همان‌طور که باعث دلگرمی تمام مبارزان و آزادی‌خواهان ایران شده است، ایمان و باور ما را در راه سبز ضد دیکتاتوری‌مان استوارتر از پیش ساخته است. چه اینکه بدون شک تحولات جاری در منطقه بی‌تاثیر از جنبش سبز ما نبوده است… چه زیباست که پژواک فریاد خاموشی که در دوسال گذشته با همه‌ی فشارها و تهدیدهای موجود در کشورمان سر داده‌ایم، از دل خاورمیانه شنیده می‌شود.

ما زندانیان سیاسی زن زندان‌های اوین و رجایی‌شهر که همگی پس از برگزاری انتخابات، به اتهامات واهی با احکام ناعادلانه‌ی حبس، شلاق، تبعید و محرومیت‌های متعدد مواجه شده‌ایم، ضمن حمایت از اعتراضات مردمی در تونس و مصر و تمام کشورهای بیدار منطقه و در کنار مردم ایران، از راهپیمایی روز ۲۵ بهمن حمایت می‌کنیم. ما اعلام می‌کنیم که زندان و شنکجه و فشارهای طاقت‌فرسای بازجویی و هم‌چنین دوری از خانواده‌هایمان در این مدت، به هیچ عنوان ما را از راهی که رفته‌ایم دچار تردید نکرده و همواره بر این باور بوده و هستیم که جنبش سبز که با تظاهرات مردمی سکوت آغاز شد و به دور از هر خشونتی بیش از ۲۰ ماه در لایه‌های مختلف اجتماعی جریان یافت ، ادامه خواهد داشت.

واضح است که به ثمر رسیدن هر جنبش اعتراضی در دنیا نیازمند پرداخت هزینه است. ما با غرور اعلام می‌داریم که اگر زندانی بودن و محرومیت‌های متعدد روا داشته شده بر ما، اندکی در پیشبرد اهداف جنبش مردمی ایران تاثیرگذار باشد، با کمال میل رنج زندان را می‌پذیریم. به امید آنکه از پس این‌همه تاریکی، روشنایی روز دررسد …که باور داریم آن روز چندان دور نیست.

ما در روز ۲۵ بهمن ماه،قلب‌هایمان را از درون زندان با مردم همراه می‌کنیم. باشد که حضور سبز شما روی سنگفرش خیابان‌هایی که ماه‌هاست خاطره‌ی گامهای مارا از یاد برده است، دلگرمی باشد برای دل‌های بی‌قرار ما که در روزهای اسارت و زندان به امید روزهای خوش فردا لحظه‌های‌مان را می‌گذرانیم.

فردا تن‌های ما میان خاکستری رنگ زندان است و جان و روحمان همراه فریادهای سبز شما در خیابان انقلاب موج می‌زند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۴
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی رجایی شهر در حمایت از تظاهرات ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28658)

زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج، از صبح امروز دوشنبه، ۲۵ بهمن ماه دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زندانیان سیاسی محبوس در بند امنیتی زندان رجایی شهر کرج، در راستای اعلام همبستگی با مردمی که قرار است عصر امروز تظاهراتی اعتراضی برپا کنند، اعتصاب غذای یک روزه می‌نمایند.

ایشان با اشاره به این مهم خاطر نشان کرده‌اند که "ما زندانیان سیاسی سبز اندیش رجایی شهر به دلیل اینکه این امکان را نداریم که در تظاهرات ۲۵ بهمن حضور داشته باشیم در این روز دست به اعتصاب غذای یک روزه می‌زنیم."

زندانیان سیاسی بند ۴ زندان رجایی شهر، هم چنین حق برگزاری تجمعی مسالمت آمیز را با توجه به اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر از حقوق مسلم مردم دانسته‌اند.

لازم به یادآوری ست که طبق قراری از پیش تعیین شده مردم معترض در ایران، از ساعت ۳ بعداز ظهر روز ۲۵ بهمن ماه در تهران و سایر شهر‌ها به صورت هم زمان در حمایت از اعتراضات صورت گرفته در خاورمیانه عموما و تونس و مصر خصوصا، دست به تجمع خواهند زد.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۶
بی بی سی : فریادهای معترضان بر بام‌های تهران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28650)

بی بی سی : بر اساس گزارش های رسیده از ایران صدای فریادهای "الله اکبر" از برخی از محلات تهران به گوش می رسد. همین گزارش‌ها حاکی است که در برخی از محلات شعارهای مخالفت با دولت و حکومت ایران نیز سر داده شده است.

بنا بر تصاویری که در یوتیوب منتشر شده است افزون بر شعار الله اکبر در میان شعار های معترضان شعار "مرگ بر دیکتاتور" هم شنیده می شود.

همچنین بنا بر گزارش وبلاگ های معترضان در محله های امیر آباد، تجریش، سعادت آباد، نیاوران، هفت حوض، نارمک، ونک، شهرک غرب، پونک، صادقیه و مناطقی از خیابان ولیعصر صدای شعار دادن معترضان شنیده شده است.

یک شاهد عینی به بی بی سی فارسی گفته است که صدای شعار در یکشنبه شب در تهران بیش از شب پیش از آن بوده است. این شاهد عینی بیشتر شدن شعار ها را ناشی از تاثیرات تحولات جاری در کشور مصر دانسته است.

پیش از این تعدادی از تشکل های دانشجویی معترض در ایران در بیانیه مشترکی از مردم خواسته بودند تا در شب بیست و چهار بهمن با حضور در بام خانه ها اعتراض خود به دولت را ابراز کنند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۸
فریاد اعتراض شبانه مردم تهران ، شیراز، اصفهان، رشت ، تبریز ... (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28649)

فریاد اعتراض شبانه مردم تهران ، شیراز، اصفهان، رشت ، تبریز ...

کلمه : در آخرین شب قبل از موعد راهپیمایی سبزها در ۲۵ بهمن ماه، فریاد الله اکبر در بسیاری از محله‌های تهران و شهرستان‌های کشور طنین‌انداز شد.

گزارش‌های رسیده به کلمه حاکی از آن است که سبزها در این شب به یاد ماندنی، خاطره‌ی شبهای پس از کودتای انتخاباتی ۸۸ را زنده کرده‌اند و نام خدا را با چنان قدرتی فریاد زده‌اند که گویی همه‌ی ظلم‌ها و سرکوب‌های ۲۰ ماه گذشته به فراموشی سپرده شده و روزهای جدیدی برای جنبش سبز آغاز شده است.

آسمان بسیاری از نقاط امشب پذیرای فریادهای ملتی بود که تنش در راه آزادی زخم‌ها دیده، اما در این راه ذره‌ای سست نشده و همچنان با ایمانی قاطع و اراده‌ای مصمم در راه دست یافتن به آزادی گام برمی‌دارد. انگار که آزادی ملت مصر و تونس از سلطه‌ی دیکتاتور، روح آزادی را بار دیگر در ایرانیان دمیده و آزادی آنها، در ایران نیز امید به آزادی را زنده کرده است.

از سطح شهر تهران گزارش‌های مختلفی به کلمه رسیده است که حاکی از بلند شدن فریادهای الله اکبر در نقاط مختلف پایتخت است. این گزارش‌ها از شنیده شدن فریاد گسترده الله اکبر در شمال شهر، نقاط مختلف مرکزی شهر، مناطق جنوبی و جنوب غربی پایتخت و نیز مناطقی در شرق تهران حکایت می‌کند.

از برخی شهرستان‌ها و به خصوص شهرهای بزرگ از جمله شیراز، اصفهان، رشت و تبریز نیز گزارش‌های مشابهی دریافت شده است، که مجموعه این گزارش‌ها نشان می‌دهد به‌رغم محدودیت‌های شدید رسانه‌ای در کشور، هنوز هم می‌توان هماهنگی و همبستگی عمومی برای دفاع از حقوق اساسی ملت انتظار داشت. طنین کم‌سابقه و غیرمنتظره صدای الله اکبر در برخی مناطق تهران گواه این مساله بود، و نشان می‌داد که صدای جنبش سبز، با وجود تنگناهای شدید، هنوز به گوش بسیاری از مردم می‌رسد.

همچنین در حالی که در زمان انتشار این گزارش، تنها دو ساعت از زمان قرار سبزها برای الله اکبر گفتن بر پشت‌بام‌ها می‌گذرد، چندین فایل صوتی و فیلم متفاوت از پشت بام‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که نشان از گسترش این حرکت مردمی در مناطق مختلف دارد.

به زعم ناظران، این استقبال گسترده‌ی شهروندان از فراخوان الله اکبر نشان می‌دهد که بسیاری از مردم دنبال راهی برای بیان موضع اعتراضی خود نسبت به وضعیت حاکم هستند؛ اعتراضی که بارها با بی‌توجهی مسئولان رو‌به‌رو شده است. این گرایش اعتراضی، امشب در مرحله‌ی فریاد بود و فردا قرار است به حضور آرام و مسالمت‌آمیز در خیابان‌ها تبدیل شود؛ حضوری که بهانه و انگیزه‌ی آن، خواست مشترک همه‌ی ملت‌ها برای اعمال حاکمیت، تعیین سرنوشت ملی با آرای عمومی و نفی ظلم، فساد و دیکتاتوری است.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۵:۵۰
احتمال تمرد سربازان از دستور فرماندهان وجود دارد ... (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28642)

ندای سبز آزادی: شورای عالی امنیت ملی در مصوبه ای تاکید کرده است که در صورت انجام تظاهرات در روز 25 بهمن به هیچ وجه نباید برخورد مستقیم صورت گیرد.
بنا به خبری که توسط منابع خبری ندای سبز آزادی تایید شده است در آخرین جلسه شورای عالی امنیت ملی نسبت به نحوه برخورد با راه پیمایی 25 بهمن و همچنین میزان حضور مردم اجماع واحدی وجود نداشته است اما نظام به شدت نگران هرگونه برخورد و تند شدن فضا مانند کشور مصر است. ضمن اینکه با توجه به مدارای نظامیان در مصر و حوادث ایران، سپاه پاسداران به شدت از بی اعتبار شدن کامل خود حتی در میان رده های میانی فرماندهان این نهاد سابقاً مردمی نگران است و احتمال تمرد سربازان از دستور فرماندهان را داده است. فرمانده سپاه در این جلسه پیشنهاد کرده است تا امنیت تهران در سطح محسوس به نیروی انتظامی و در سطح نامحسوس به سپاه واگذار شود و سپاه تنها در صورتی وارد صحنه شود که امکان جمع کردن فضا توسط سایر نهادها امکان پذیر نباشد.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۸:۲۳
اعلام شرکت مادران عزادار در تظاهرات 25 بهمن در ایران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28664)


با درود به تمام دوستان، مبارزان و یاران همیشه هوشیار ایران!
ما مادران پارک لاله به عنوان حامیان مادران عزادار 33 سال اخیر که بعد از انتخابات خرداد 88 نیز تعداد بیشماری از پاک ترین وعزیزترینها را از دست داده ایم همواره بر موضع خود ایستاده ایم که شامل سه درخواست عمده ماست:
آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی
لغو کلی حکم اعدام
محاکمه علنی آمران و عاملان کشتارها در سی و دو سال اخیر .
ما مادران پارک لاله که در طول یکسال و چند ماه گذشته تحت بیشترین توهینها، بازداشتها، احضارها، و حتی تعهدهایی بوده ایم که از دیدن دوستمان هم محروم شویم،اعلام می کنیم که پای از میدان مبارزه بیرون نخواهیم کشید و دوشادوش و پا به پا، فرزندان، یاران وهموطنانمان را در تمامی اعتراضات یاری خواهیم رساند.
در روز 25 بهمن نیز همراه با خیل عظیم مادرانی که در 33 سال گذشته تا به امروز فرزند از دست داده اند یا عزیزانشان دربند زندانهای اسلامی اند و یا فرزندانشان در برابر سیاستهای غلط حکومتی و نداشتن امنیت جانی از کشور خارج شده اند به طوری که حتی نتوانسته در لحظات مرگ بستگان خود حضور داشته باشند؛ برآنیم که پیشاپیش همه با در دست گرفتن عکسهای فرزندان جان باخته، آواره و اسیرمان جنبش اعتراضی مردم ایران را همراهی کرده و با مادران فرزند از دست داده تونس و مصر همدردی خود را اعلام نماییم.
باشد که ظلم و دیکتاتوری در جهان پایان یابد که اگر چنین نشود هستند مادرانی که باز بر علیه ظلم و بیداد پرچمی دیگر برافرازند.

وعده دیدار ما
دوشنبه 25بهمن ساعت 3 میدان آزادی

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۸:۵۱
امروز، همه می آییم! (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35627)

• موج حمایت و همبستگی از تظاهرات ۲۵ بهمن تا آخرین ساعات روز یکشنبه به طور بی سابقه گسترش یافته و عزمی ملی برای برگزاری این تظاهرات اعتراضی شکل گرفته است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه ۲۴ بهمن ۱٣٨۹ - ۱٣ فوريه ۲۰۱۱

اخبار روز: ده ها حزب و تشکل سیاسی با انتشار اطلاعیه هایی تاکید کرده اند روز دوشنبه در تظاهرات اعلام شده در همبستگی با مبارزات مردم کشورهای منطقه و اعتراض به دیکتاتوری شرکت خواهند کرد. موج حمایت و همبستگی از این تظاهرات تا آخرین ساعات روز یکشنبه به طور بی سابقه گسترش یافته است و عزمی ملی برای برگزاری این تظاهرات اعتراضی شکل گرفته است.

● مجوز نمی خواهیم، راهپیمایی می کنیم
دو تن از مشاورین نزدیک مهدی کروبی و میرحسین موسوی اعلام کرده اند که علیرغم عدم صدور مجوز راهپیمایی روز دوشنبه برگزار خواهد شد. به گزارش سایت سحام نیوز به نقل از سایت تغییر اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی و مشاور مهدی کروبی اعلام کرد که اصلا نیازی به مجوز نیست. وی که به پرسش خبرنگار رادیو بی‌بی‌سی فارسی پاسخ می‌داد تصریح کرد: بر اساس اصل بیست و هفتم قانون اساسی برای راهپیمایی نیازی به مجوز نیست و آنان که در خرداد ۸۸ آمدند هم به دعوت یا اجازه کسی نیامده بودند.
گرامی مقدم افزود: مردم انتظار ندارند که وقتی حاکمیت از جنبش‌های آزادی‌بخش تونس و مصر حمایت کرده است در تناقضی آشکار با مردم خود برخورد کند.
پیش از این، اردشیر امیر ارجمند مشاور ارشد میرحسین موسوی نیز اعلام کرده بود که درخواست مجوز، کاری حقوقی بود اما راهپیمایی ۲۵ بهمن برگزار می‌شود و برنامه‌ای برای لغو آن وجود ندارد. وی از حکومت خواسته بود که به وظیفه قانونی‌اش برای حفظ امنیت راهپیمایان عمل کند.

حمایت گسترده ی احزاب و سازمان های سیاسی و نهادهای دموکراتیک

● شورای هماهنگی راه سبز امید با صدور بیانیه ای از راهپیمایی روز ۲۵ بهمن ماه حمایت کرده و وزارت کشور را طبق اصول قانون اساسی مسوول برقراری امنیت و اتخاذ تدابیری برای برگزاری این راهپیمایی دانسته است.
این شورا در بخشی از این بیانیه خود آورده است :مردم شریف ایران و رهروان جنبش سبز با عزم راسخ و حفظ آرامش در این راهپیمایی مسالمت آمیزشرکت نمایند و به عوامل نفوذی خشنونت طلبان در هرحالتی اجازه تغییر روند راهپیمایی و اعمال خشونت را ندهند.
در این اعلامیه تاکید شده است: وعده ما دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در تهران ساعت ۳ بعد از ظهر از میدان امام حسین تا میدان آزادی خواهد بود.

● زندانیان سیاسی زن در زندان های اوین و رجایی شهر با صدور بیانیه ای، ضمن اعلام حمایت از فراخوان میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای راهپیمایی ۲۵ بهمن، اعلام کرده اند که زندان و شکنجه و فشارهای طاقت‌فرسای بازجویی و هم‌چنین دوری از خانواده‌هایشان در این مدت، به هیچ عنوان آنها را از راه رفته دچار تردید نکرده و همواره بر این باور بوده و هستند که جنبش سبز که با تظاهرات مردمی سکوت آغاز شد و به دور از هر خشونتی بیش از ۲۰ ماه در لایه‌های مختلف اجتماعی جریان یافت، ادامه خواهد داشت.
در این اطلاعیه آمده است: ما در روز ۲۵ بهمن ماه،قلب‌هایمان را از درون زندان با مردم همراه می‌کنیم. باشد که حضور سبز شما روی سنگفرش خیابان‌هایی که ماه‌هاست خاطره‌ی گامهای مارا از یاد برده است، دلگرمی باشد برای دل‌های بی‌قرار ما که در روزهای اسارت و زندان به امید روزهای خوش فردا لحظه‌های‌مان را می‌گذرانیم.
فردا تن‌های ما میان خاکستری رنگ زندان است و جان و روحمان همراه فریادهای سبز شما در خیابان انقلاب موج می‌زند.

● سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) ضمن تحسین مقاومت با صلابت مردم آزادیخواه و عدالتجوی مصر در جهت نیل به مطالبات بر حق خود، حمایت خود را از اقدام در خور ستایش رهبران جنبش سبز برای برگزاری راهپیمایی مردمی در حمایت از جنبش مردم مصر بر ضد استبداد و دیکتاتوری اعلام کرده است.

● انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) با انتشار بیانیه‌ای ضمن اعلام حمایت از راهپیمایی روز ۲۵ بهمن اعلام کرد که چون همیشه در کنار ملت آزادی خواه ایران، پشتیبان و همراه فریاد آزادی خواهی است.
انجمن دانشگاه امیرکبیر در بیانیه خود از دانشجویان دعوت کرده است تا در روز دوشنبه “همدلی خود با شهیدان و اسیران را به رخ دیکتاتوری حاکم بکشند”.

● جمعی از دانشجویان و جوانان آبادان و خرمشهر با انتشار فراخوانی به مناسبت ۲۵ بهمن از تمامی مردم آزادی‌خواه دعوت کرده‌اند تا در این روز دوشادوش هم حرکت کنند تا خشم خود را نسبت به وضع موجود و سرنگونی استبداد و برقراری آزادی و برابری به گوش جهانیان و مدافعین حقوق بشر برسانند.

● انجمن اسلامی دانشگاه شهرکرد، دانشجویان سبز دانشگاه اشرفی اصفهانی، انجمن سبز دانشگاه آزاد تهران شرق، دانشجویان سبز دانشگاه آزاد قزوین، جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، جمعی از دانشجویان و فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران و حومه، دانشگاه آزاد گرمسار، دانشگاه شیراز و دانشگاه آزاد محلات هر کدام با انتشار بیانیه‌ای حمایت خود را از راهپیمایی مردمی ۲۵ بهمن ماه اعلام کرده اند.

● فعالین دانشجویی دانشگاه‌های مازندران و صنعتی نوشیروانی بابل با انتشار بیانیه ای مشترک حمایت خود از راهپیمایی ۲۵ بهمن را اعلام کرده اند.
در بیانیه ی این دانشجویان آمده است: همانند همیشه دوشادوش ملت هوشیار، آگاه و سبز ایران و با تاسی از شهدای جنبش سبز در به زیر کشاندن تخت دیکتاتور، تا آخرین قطره خونمان ایستاده ایم، و این بار هوشیارتر از همیشه از پای نخواهیم نشست.

● شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی اعلام کرده است: در ۲۵ بهمن ۱٣٨۹ برای حمایت از آزادی خواهی و عدالت طلبی در هر گوشه این خاک و سرزمین فریاد همبستگی سرخواهیم داد و بر این باوریم که اتحاد برای گسترش آزادی و عدالت در هر نقطه از جهان، قلب های آزادی خواهان را به هم نزدیک تر می‌کند و امید و باور و ایمان و صبر و استقامتشان را در مسیر سبز پیروزی بیشتر و عمیق تر می نماید.

● جمعی از فعالین سیاسی شهرستان بابل در استان مازندران، از اعلام آمادگی خود برای حضور در راهپیمایی ٢۵ بهمن ماه خبر دادند. این فعالین در بیانیه ی خود آورده اند: ما جمعی از فعالین سیاسی و سبز شهرستان بابل ،اعلام می کنیم:
که با وجود همه سرکوب ها و زندانها و شکنجه ها و محرومیت از حقوق اساسی شهروندی، عظمی استوار برای حمایت از حرکت های آزادیخواهانه همدردهایمان در مصر و هرجای دیگر دنیا داریم.

● فعالین سیاسی دانشگاه های تبریز در حمایت از حرکت مردمی روز ۲۵ بهمن، روز حمایت از قیام مردم مصر و تونس، بیانیه ای صادر کرده و حضور خود در این تظاهرات را اعلام کردند. در بخشی از این بیانیه آمده است: اینک در حمایت از جنبش های سبز ملت های منطقه و با توجه به دعوت رهبران جنبش سبز مردم ایران میر حسین موسوی و مهدی کروبی در روز ۲۵ بهمن ماه فصلی نو را رقم خواهیم زد. روزی نه از برای حاکمیت و تائید و تمجیدش که برای خواست مردم و در حمایت از همه آزادیخواهان منطقه.

● جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف (متقن) با صدور بیانیه‌ای از مردم دعوت کرده است تا در راهپیمایی ۲۵ بهمن شرکت کنند و با "هر تفکر و دین و قومیت، متحد و یکپارچه در مقابل دیکتاتوری و ظلم" بایستند.
بخشی از این بیانیه آمده است: ۲۵ بهمن ماه امسال، نوبت ما است تا با یکدیگر، با وحدت کلمه و قطع نظر از تمامی عقاید سیاسی خود، دست در دست هم به خیابان‌ها بیاییم و فریاد آزادی خواهی سر دهیم. ۲۵ بهمن امسال، روز مهمی در تاریخ آزادی‌طلبی ایران زمین است. آزمونی دیگر در پیشگاه ملت همیشه سرافراز ایران قرار دارد. آزمونی مهم و سرنوشت ساز که دنیا را به انتظار گذاشته است.

● جمعی از دانشجویان دانشگاه های اراک و فعالین جنبش سبز این شهر با توجه به فضا و شرایط این شهرتصمیم گرفته اند که با حضور در تهران و راهپیمایی در مسیرهای اعلام شده به مشتاقان آزادی بپیوندند و از همه همشهریان و هموطنان خود نیز دعوت کرده اند که در این مسیر با آن ها همراه و همقدم شوند.

سازمان های اپوزیسیون نیز با انتشار بیانیه های جداگانه حمایت خود از تظاهرات ۲۵ بهمن را اعلام داشته اند:

● هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) نوشته است: ما از اعلام همبستگی جنبش سبز با مبارزات آزادیخواهانه مردم تونس و مصر استقبال می‏کنیم و از فراخوان فعالین سیاسی و اجتماعی برای برگزاری تظاهرات در روز ۲۵ بهمن در کشورهای مختلف اروپا، آسیا و امریکا پشتیبانی می‏کنیم.

● اتحاد جمهوریخواهان ایران از همه هم میهنان در اقصی نقاط جهان خواسته است در تظاهرات و تجمعاتی که در روز ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۹ برابر با ۱۴ فوریه ۲۰۱۱، در همبستگی با مبارزات آزادی خواهانه مردم منطقه، به خصوص مصر و تونس برگزار می شوند، فعالانه مشارکت نمایند.

● هیات اجرائیه ی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) نوشته است از خواست بر حق جوانان برای اعلام ۲۵ بهمن به عنوان «روز خشم در ایران» و از مبارزات انقلابی مردم تونس و مصر و حرکت های آزادیخواهانه و عدالت طلبانه ی مردم جهان عرب حمایت کرده و همگان را به شرکت در این حرکت فرامی خواند.

● هیاُت اجرایی نهضت مقاومت ملی ایران اعلام کرده از تظاهراتی که قرار است روز دوشنبه ۲٥ بهمن ۱٣٨۹ از طرف ایرانیان داخل و خارج از کشور در مخالفت با نظام ولایت فقیه در ایران و پشتیبانی از مبارزات مردم مصر برگزار گردد پشتیبانی نموده و از همه ایرانیان آزاده خواسته است که در تدارک و موفقیت این تظاهرات حداکثر کوشش خود را بکار گیرند.

● هیات اجرائیه ی سازمان های جبهه ی ملی ایران در خارج از کشور خطاب به هم میهنان خود نوشته است: حضور فعال شما در تظاهرات روز ۲۵ بهمن به جهانیان نشان خواهد داد که ادامه ذلت و حقارت ناشی از سکوت در برابر حاکمان فاسد و خودکامه را نپذیرفته و عزم خود را جزم کرده اید که برای احقاق حقوق خود به مبارزه تان تداوم بخشید. باید به جهانیان نشان داد، ملتی کهن سال که بیش از یک قرن پیش برای اولین بار با انقلاب مشروطه حکومت قانون را در خاورمیانه مستقر ساخت، امروز هم تا استقرار آزادی، دمکراسی، جدائی دین از حکومت و روی کار آمدن یک حکومت ملی متکی به آراء مردم، به مبارزه خود همچنان ادامه خواهد داد.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۸:۵۳
حمله هکتیویست‌ها به سایت‌های دولتی ایران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28668)

مردمک mardomak.org: گروهی از هکرهای عضو گروه «ناشناس» (Anonymous) که پیش‌تر به وب‌سایت‌هایی که فعالیت موسسه ویکی‌لیکس را محدود کرده بودند و همین‌طور به وب‌سایت‌های دولتی در تونس و مصر حمله کرده و برخی از آنها را از کار انداخته بودند، در حال حمله به وب‌سایت‌های دولتی در ایران هستند.

در روز ۱۱ فوریه (۲۲ بهمن) و ساعاتی پس از کناره‌گیری محمد حسنی مبارک، رئیس جمهوری سابق مصر، این گروه با انتشار دو پیام تصویری به زبان‌های فارسی و انگلیسی، عملیات حمله به برخی از وب‌سایت‌های دولتی در ایران را آغاز کرد.

برخی از کاربران اینترنتی توییت کرده‌اند که وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی، صبح دوشنبه برای ساعاتی از دسترس خارج شده بود و در حال حاضر (ساعت ۱۱ صبح دوشنبه) نیز سایت سازمان صدا و سیما از دسترس خارج است.

در بخشی از پیام رسمی گروه ناشناس خطاب به «ملت شریف ایران» آمده است: «ما از عظمت شما آگاهیم... آزادی دربند شدنی نیست، بدانید که ما با شماییم؛ بدانید که تنها نیستید. ما ناشناسیم، ما بی‌شماریم، ما نمی‌بخشیم و فراموش هم نمی‌کنیم. منتظرمان باشید.»

گروه «ناشناس»، گروهی فراملیتی از کاربران اینترنتی است که با به‌راه انداختن کمپین‌های مجازی و حملات DDoS، ظرفیت ترافیکی شبکه‌ها را به وضعیت سرریز می‌رسانند و از این طریق، ارائه سرویس آنها را مختل می‌کنند. از آن‌جا که فعالیت‌های این گروه، تلفیقی از هک و حمله اینترنتی و کنش‌گری سیاسی و اجتماعی است، به آنها «هکتیویست» هم گفته می‌شود.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۸:۵۷
خبری از نیروهای سپاه نیست (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28669)
گارد ویژه نیروی انتظامی در مسیر راهپیمایی تهران مستقر شده است.

به گزارش خبر نگار ندای سبز آزادی ؛ استقرار نیروه های انتظامی در خیابانهای تهران آغاز شده است.
این گزارش حاکی است در ، میدان امام حسین ، دروازه شمیران ، فردوسی ، چهار راه ولیعصر و دیگر مناطق پرتردد در مسیر راهپیمایی حضور نیروهای انتظامی به چشم میخورد.

گفتنی است تا کنون خبری از نیروهای بسیج و سپاه در سطح شهر به چشم نمیخورد ، پیش از این وبسایت ندای سبز آزادی از عدم دخالت سپاه در 25 بهمن خبر داده بود.

منابع خبری جرس نیز گزارش داده اند که با توجه به سفر رئیس جمهور ترکیه به ایران و همچنین اختلاف نظری که بین فرماندهان نظامی و انتظامی در نحوه برخورد با جنبش بوجود آمده، این جو بوجود آمده است.
این درحالیست که حامیان جنبش سبز از ساعاتی دیگر در خیابان انقلاب و آزادی، حدفاصل میادین امام حسین و آزادی، تظاهرات خواهند داشت.

گزارشهای رسیده حاکی است نشانی از پلیس ضد شورش در شهرهای بزرگ دیده نمی شود و مردم دسته دسته به سمت مکانهای راهپیمایی در حرکت هستند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۹:۰۱
فیلم/ اعتراض دختری از بالای جرثقیل - چهار راه عباس آباد و شریعتی ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28670)

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۹:۰۸
فیلم/ اعتراض دختری از بالای جرثقیل - چهار راه عباس آباد و شریعتی ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28670)

(متاسفانه وی دستگیر شد)

vرسانه های دولتی خبردادند فردی که از صبح امروز در خیابان شریعتی تقاطع شهید بهشتی با نشانهای سبز بر روی جرثقیلی رفته بود و تهدید به خودکشی کرده بود توسط عوامل آتش نشانی پایین آورده شد و تحویل نیروهای انتظامی گردید. این هموطن مبارز به نقطه ای نامعلوم منتقل شده و از سرنوشت وی خبری در دست نیست.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۰۹:۲۰
پیش به سوی پیروزی
بدرود تالار!

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۸:۵۵
درود یاران!
دست مریزاد!
"ما" هستیم!

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۸:۵۸
گزارش خبرنگار خودنویس از تجمع بزرگ مردم شیراز (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11344-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2.html)
امروز هزاران نفر در شیراز، به خیابن‌ها آمدند و در ابتدا با نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ روبرو نشدند. ماموران بعدا به سراغ جمعیت بزرگ معترض آمدند. به گزارش خبرنگار خودنویس، این بزرگ‌ترین حرکت اعتراضی مردم شیراز در یک سال و نیم گذشته بوده و هنوز هم در نقاطی ادامه دارد.

راهپیمایی در شیراز از ساعت ۳ شروع شد و کم کم به جمعیت افزوده شد. در اولین ساعت تجمع خبری از مامورین و لباس شخصی‌ها نبود. احتمالا انتظار چنین جمعیتی را نداشتند.

با جمع شدن جمعیت بر تعداد مامورین امنیتی و لباس شخصی‌ها افزوده شد. جمعیتی بالغ بر ۲۰ هزار نفر که خیابان‌های ملاصدرا، نمازی تا فلکه دانشجو را پر کرده بود. در این بین نیروی انتظامی نقش حاشیه‌ای داشت و لباس شخصی‌ها بودند که با مردم درگیر می‌شدند.

چیزی که در این راهپیمایی زیاد به چشم می‌خورد حضور افراد مسن و زنان محجبه و مادرانی بود که در کنار فرزندانشان به اعتراض آمده بودند. چندین مادر را دیدم که در مقابل ون پلیس ایستاده بودند و پلیس را وادار به آزادی فرزندان‌شان کردند.

یک نفر بر اثر اصابت گاز اشک آور چشمانش دچار سانحه شد و چندین نفر هم به شدت زخمی شدند.

بسیجی‌ها برای قدرت نمایی جمع شده بودند و شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه را سر می‌دادند که از سوی مخالفان با شعار مرگ بر دیکتاتور و هو زدن پاسخ می‌گرفتند. این بزرگترین حرکت اعتراضی مردم شیراز در طول یک سال اخیر بوده و هنوز هم ادامه دارد.

راهپیمایی بیشتر به صورت سکوت بود و معترضان سعی داشتند از متشنج شدن محیط پرهیز کنند. در این بین لباس شخصی‌ها با دوربین‌های هندی کم در بین مردم فیلم می‌گرفتند تا آنها را در اسرع وقت شناسایی و با این گروه برخورد کنند.

حضور زیاد مامورین در همه جا هر گونه امکان فیلم گرفتن را سلب می‌کرد.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۸:۵۹
ویدئو/۲۵ بهمن ، خیابان در تسخیر جوانان دلیر ایران (http://www.youtube.com/watch?v=oGhNzV9A4WE&feature=player_embedded#at=35)

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۰۳
تهران در التهاب؛ «مبارک، بن علی، نوبت سید علی» / دانا دبیر (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11341-%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86.html)

این گزارش با رسیدن اخبار جدید و معتبر از تهران، به روز شده و تکمیل می‌گردد. اخبار جدید درابتدای این گزارش اضافه خواهند شد.

خبرنگاران خودنویس در تهران‌:

- به نظر می‌رسید تظاهر کنندگان تا حد زیادی از اقشار مختلف بودند. شخصا تعداد زیادی زن چادری دیدم که در کنار بقیه شعار می‌دادند و حکومت را نفرین می‌کردند. همبستگی مردم خیلی خوب بود. بارها شنیدم که می‌گفتند: «ما چی از مصری‌ها کمتر داریم؟» به نظر من روحیه‌ها خیلی تقویت شده برای حرکات یعدی. حتی خیلی ها که امروز امیدوار نبودند یا احتیاط کردند و نیامدند با شنیدن اخبار امروز دوباره روحیه شرکت در تظاهرات را پیدا کردند.

- شعارها: «مرگ بر دیکتاتور»، «مبارک، بن علی، نوبت سید علی»، «مرگ بر خامنه‌ای».

- حضور مردم در مناطق مختلف شمال و جنوب خیابان انقلاب بسیار گسترده بود. و پس از حمله به هر نقطه جمعیت با جنگ و گریز به سرعت در نقطه دیگری شکل می‌ گرفت.

- گزارش‌ها حاکی از تشکیل زنجیره انسانی در بزرگراه یادگار امام در غرب تهران است.

- سایت «کلمه» و وب‌سایت رسمی حزب اعتماد ملی از دست‌رس خارج شده‌اند.هکرها به سایت‌هایی چون هرانا و رهانا حمله کرده‌اند. بر پایه آخرین اخبار هر چه جمعیت به حوالی میدان آزادی می‌رسد خشونت و حمله به جمعیت بیشتر می‌شود.

- جمعیت در میدان ولیعصر تهران دقیقه به دقیقه زیاد می‌شود. هم اینک موبایل‌ها در این منطقه از کار افتاده‌اند و باتوم به دستان به ماشین‌هایی که قصد توقف دارند حمله می‌کنند.در خیابان انقلاب و آزادی به سوی مردم گاز اشک آور پرتاب شده‌است. با این وجود لباس شخصی‌ها هنوز در هیچ نقطه‌ای از تهران به طور مشخص وارد عمل نشده‌اند

- سپیده یکی از دانشجویان دانشگاه تهران در مصاحبه با خود نویس می‌گوید:« امروز وصیت نامه‌ام را نوشتم و از خانه بیرون زدم. فکر می‌کنم ما هم اگر مثل مصری‌ها خیابان‌ها را خالی نکنیم پیروزیم. برخلاف آنچه می‌گفتند انقلاب باید در خیابان شکل بگیرد.»

او این حرکت را یک « انقلاب » می‌داند و ادامه می‌دهد:« اگر امروز مردم بیاییند امید برای فردا هست اما اگر نیایند و درجا بزنند دیگر باید منتظر بدتر از وضع باشیم وحق نداریم معترض هم باشیم چون دیدیم دیکتاتوری چون « مبارک» با پافشاری مردم رفت.»

- محسن جوان مغازه‌داری در خیابان ولیعصر است. او که مغازه را زودتر از موعد تعطیل کرده خود می‌خواهد به جمعیت بپیوندد.« با خودم گفتم یا مرگ یا آزادی.اینطور ادامه بدهیم ذلیل‌ترین ملت خاورمیانه خواهیم شد و این در شان کرامت انسانی یک ایرانی نیست.»

- جواد صدای گلوله هوایی را در حوالی میدان فردوسی تهران شنیده‌است و می‌گوید:« حس می‌کنم اگر جمعیت زیاد شود این‌ها بیش از قبل دست به خشونت بزنند، همه جنایتکاران از یک جنس هستند.»

- هلیکوپتر ها در فضای تهران در حال چرخیدن و رصد کردن شرایط هستند. نیروی انتظامی دانشگاه تهران را در محاصره کامل خود دارد. هرچند در تئاتر شهر امروز اجرا وجود دارد بنا بر تماس یکی از خبرنگاران خودنویس با شرکت‌کننده ای در این مراسم در ساعت پنج و سی دقیقه عصر، به نظر می‌رسد اجراها امروز کنسل خواهد شد. فرزانه می‌گوید:« تئاتر شهر بهم ریخته‌است. اینجا که ما هستیم اوضاع به قدری مغشوش است که باور کردنی نیست.»

- نگار می‌گوید:« پخش زنده چندین برنامه رادیویی مختل شده‌است. هر روز در این ساعت رادیو فرهنگ پخش زنده داشت اما امروز پخش نمی‌شود.».

- یک شاهد عینی از خیابان رشت، درب شمالی دانشگاه امیر کبیر به خودنویس گفت:«باور نکردنی است، اینها با حضور مردم به جمعیت حمله ور شده‌اند.»

- ایستگاه‌های مترو تعطیل شده‌اند و با بستن درب‌های ورودی مانع پیوستن مردم به جمعیت‌ می‌شوند. بنا بر اخباری که از تیراندازی مستقیم به مردم خبر می‌دهد یک نفر کشته شده‌است. محمد در صفحه فیس‌بوک خود نوشته است:« خدا رحم کند، اینها وحشی‌تر از همیشه هستند.»

http://www.youtube.com/watch?v=7f1IZthj-pc&feature=player_embedded

http://www.youtube.com/watch?v=RMcN6Rrf_6E&feature=player_embedded

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۰۶
درگیری در نقاط مختلف تهران / آرش بهمنی (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11342-%D8%AF%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86.html)

گزارش‌های رسیده از شهر تهران حکایت از آن دارد که با وجود حضور پرتعداد نیروهای امنیتی – نظامی، در نقاط مختلف تهران، در بسیاری از مناطق تجمعات مختلفی از مردم شکل گرفته و تجمع‌کنندگان با سردادن شعارهای مختلف پرداخته‌اند. گروهی هم از همین الان راهی میدان آزادی شده‌اند. گروهی شعار می‌دهند: «سپاهی جدا شو با ملت همصدا شو» و برخی دیگر می‌گویند: «مبارک، بن‌علی، نوبت سید علی».



براساس گزارش‌های رسیده به «خودنویس»، در چهارراه کالج تجمعی شکل گرفته و معترضان در حال حرکت به سمت میدان آزادی هستند. نیروهای نظامی حاضر در این منطقه، با حمله به معترضان تلاش می‌کنند که این جمعیت را متفرق کنند.



یک منبع دیگر به خودنویس گزارش داده است که:«راس ساعت ۳ نرسیده به خیابان جمالزاده شمالی، جمعیتی نزدیک به هزار نفر تلاش کردند تا با شعار مرگ بر دیکتاتور و اله اکبر هسته اولیه تظاهرات را تشکیل دهند اما با یورش سنگین ماموران نیروی انتظامی روبرو شدند. جمعیت تلاش کرد تا وارد خیابان شده و با مسدود کردن خیابان، به تظاهرات خود ادامه دهد. ابتدا موفق شدند و باعث راه بندان موقتی شدند اما نیروهای گاردی پیاده و موتوری با خشونت فراوان از دو طرف به مردم حمله کردند. در این بین، نیروهای لباس شخصی به دستگیری دها نفر پرداختند. بعد از سرکوب اول، مردم تلاش کردند دوباره خود را سازمان دهند اما اینبار یورش صدها نفر گاردی ملبس به لباسهای آرم سپاه پاسداران مجددا به مردم حمله کرده و به ضرب و شتم انها پرداختند. مردم با حضور انبوه در خیابانهای منتهی به میدان انقلاب همچنان قصد شکل دادن به تظاهرات هستند. هم اکنون صدها واحد موتوری سپاه پاسداران در خیابانها منتهی به میدان انقلاب مشغول گشت زنی هستند.»



یک شاهد عینی نیز اعلام کرده است که در اطراف میدان انقلاب، ماموران مردم را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و اجازه تجمع را به مردم نمی‌دهند.



همچنین اعلام شده است که در میدان صادقیه تجمعی شکل گرفته و مردم در حال حرکت به سمت میدان آزادی هستند. گزارش‌ها حکایت از حضور پررنگ نیروهای نظامی و لباس شخصی‌ها در این منطقه دارد. گفته می‌شود دست‌کم دو نفر در این منطقه بازداشت شده‌اند.



گفته می‌شود در خیابان ولی‌عصر نیز جمعیت در حال حرکت به سمت میدان آزادی هستند. برخی شاهدان عینی جمعیت حاضر در خیابان ولی‌عصر را بین ۲ تا ۳ هزار نفر ذکر کرده‌اند که هر لحظه بر تعداد آن‌ها افزوده می‌شود.



یک شاعد عینی از تهران نیز اعلام کرده است که در میدان آزادی حجم زیادی از نیروهیا امنیتی، نیروهای گارد ویژه و نیروهای بسیجی با موتور حضور دارند. جمعیت زیادی نیز از میدان انقلاب تا خیابان یادگار هم جمعیت زیادی حضور دارند.



در میدان فردوسی نیز اعلام شده که جمعیت بسیار زیادی حضور دارند. بنا به گفته برخی از شاهدان عینی، جمعیت حاضر در این منطقه، به سمت میدان آزادی حرکت کرده‌اند. گفته می شود نیروهای نظامی با شلیک تیرهوایی برای متفرق کردن مردم تلاش کرده‌اند.



حرکت معترضان به سمت میدان آزادی در حالی صورت می‌گیرد که به گفته برخی از خبرگزاری‌ها، تمامی مسیرهای منتهی به میدان آزادی توسط نیروهای امنیتی بسته شده و متروهای مرکز شهر تهران نیز، تعطیل هستند.

برخی شعار می‌دهند: «سپاهی جدا شو با ملت همصدا شو» و برخی دیگر می‌گویند: «مبارک، بن‌علی، نوبت سید علی».

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۰۹
خبرهای کوتاه: (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28717)

موج حضور مردم و اعتراضات به میدان هفت تیر کشیده شد

جرس: به گزارش منابع خبری جرس، درحالیکه موج وسیعی از مردم، طی فراخوان جنبش سبز در خیابان های تهران و برخی شهر ها حضور داشتند، و با وجود جو سازی برخی رسانه های حکومتی مبنی بر "عدم استقبال از راهپیمائی سبزها و تجمع چند صد نفره فتنه گران"، آخرین خبرها از تهران حاکی از وقوع درگیری و ازدحام جمعیت در میدان هفتم تیر است.
بر اساس این گزارش تجمع در میدان هفت تیر در ساعت هفت و سی دقیقه آغاز شد و بلافاصله اکیپی از موتور سواران لباس شخصی و همچنین یگان ویژه، از میدان ولی عصر به سمت محل درگیری حرکت کردند.
بنا به اظهارات شاهدان عینی، میزان دستگیری ها در تهران به خصوص در درگیری های چهارراه ولی عصر به شدت زیاد بوده است.

هزار نیروی امنیتی مانع تجمع در ميدان آزادی

درسا جباری، گزارشگر شبکه تلویزیونی الجزیره در تهران گفته است که ۱۰ هزار نیروی امنیتی برای جلوگیری از تجمع نهایی در میدان آزادی، به کار گرفته شده‌اند. خبرگزاری فرانسه نیز خبرداده که پلیس، از گلوله‌های رنگی پینت‌بال برای شناسایی و دستگیری تظاهرکنندگان استفاده کرده است.

گزارش لوس آنجلس تایمز و رویترز از ایران

مردمک : لوس آنجلس تایمز نوشت: در ایران، بحرین و یمن، تظاهرکنندگان خیابان‌ها را تصرف کردند. روزنامه لوس آنجلس تایمز چاپ امریکا امروز، ۱۴ فوریه در گزارشی به تظاهرات ایران پرداخت. در این گزارش آمده است که بوی گاز اشک‌آور در مناطق مرکزی تهران به مشام می‌رسد و انبوهی از جمعیت در خیابان انقلاب تهران گردهم آمده‌اند و با پلیس درگیر شده اند.
خبرگزاری رویترز هم که اخبار از ایران را رصد می‌کند در پنجمین به روز رسانی خبرهای مربوط به ایران نوشت: نیروی پلیس ایران هزاران نفری را که به خیابان آمده اند مورد حمله قرار داد. در همین حال عبدالله گل ريس جمهور ترکیه که همراه با خبرنگاران در ایران به سر می برد از دولت ایران خواست که به خواست مردم احترام بگذارد.
خبرگزاری رویترز می نویسد که نیروی امنیتی به روی مردم در خیابان های تهران آتش گشوده است.

عفو بین الملل سرکوب تظاهرکنندگان را محکوم کرد

عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای، حکومت ایران را به دلیل سرکوب تظاهرات آرام در تهران، محکوم کرد. در بیانیه عفو بین الملل به تظاهرات در شهرهای دیگر ایران هم اشاره شده است.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۱۲
یورو نیوز : تطاهرات امروز یادآور روزهای پس از انتخابات خرداد 88 است (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28713)

یورو نیوز : خیابان های تهران که قرار بود در حمایت از حرکت های آزادی خواهانه خاورمیانه شاهد تظاهرات سکوت باشد، یادآور روزهای پس از انتخابات خرداد 88 شد.

ایستگاه های مترو در در مسیر راهپیمایی در تهران تعطیل شده اند و اجازه تردد به مردم در این محل ها داده نمی شود. به گفته شاهدان عینی، نیروهای لباس شخصی سوار بر موتور در حوالی میدان فلسطین و خیابان ولی عصر با باتوم و شوک الکتریکی سعی دارند مردم را متفرق کنند.

تعداد تظاهرکنندگان در تهران به هزاران تن بالغ می شود که به صورت پراکنده به اعتراض پرداخته اند. شاهدان می گویند شعار اصلی بسیاری ازتظاهر کنندگان “مرگ بر دیکتاتور” است. استفاده ازتلفن همراه در مسیرهای تظاهرات و دسترسی به اینترنت بسیار محدود است.

یک شاهد عینی به یورونیوز فارسی گفت: “من همين الان برگشتم ساعت 7 اما مردم همينطور داشتند می رفتند به سمت آزادي تمركز نيرو بيشتر چهارراه ولي عصر و انقلاب بود. لباس شخصي هاي زيادي با ظاهر عادي بين مردم بودن مخصوصا حواسشون به ساختمونها بود كه كسي فيلم نگيره از داخلش لباس شخصي ها و گارديا سعي مي كردن مردم رو پراكنده كنند و نگذارند جمعيت به سمت ازادي بروند. خيلی زياد دستگير می كردند، داخل ماشين هاي شخصی می انداختند. اكثرشان از شوكر استفاده مي كردند اما جمعيت واقعا زياد بود.”

اردشیر امیرارجمند، مشاور میرحسین موسوی، به یورونیوز فارسی گفت که نیروهای امنیتی مانع از حضور نخست وزیر سابق ایران و همسرش زهرا رهنورد و نیز مهدی کروبی در این راهپیمایی شده اند.

آقای ارجمند گفت: “سوییچ ماشین آقای موسوی را از نیروهای محافظ او گرفتند. آقای موسوی توانایی خروج از خانه را نداشته و درعین حال ماشین بزرگی در مقابل خانه آقای موسوی پارک کرده اند تا کسی نتواند از آن عبور کند.”

درپاسخ به اینکه آیا راهپیمایی برای حمایت مردم تونس و مصر بهانه ای است برای یک تظاهرات اعتراضی دیگر، وی گفت: “هیچ بهانه ای نبوده. ما فراخوانی داده ایم برای حمایت از جنبش های آزادی خواهانه در منطقه. اگر دولت ایران فکر می کند که وضعیت مردم ایران هم به مانند وضعیت مردم تونس و مصر است، این مساله دیگری است. ولی درخواست ما بر اساس یک حرکت صادقانه درحمایت از مردم منطقه بوده و ما هم خواستار دموکراسی و آزادی برای مردم ایران هستیم.”

سایت های نزدیک به مخالفان دولت ایران، از جمله کلمه و سحام نیوز، از دسترس خارج شده اند. در مقابل، سایت صدا و سیما و برخی سایت های نزدیک به دولت به نظر می رسد در معرض حمله های سایبری قرار گرفته اند، چرا که دسترسی به آنها با دشواری امکان پذیر است.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۱۴
خبرهای کوتاه: (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28716)

وحشت دولت از تظاهرات مردم محل استقبال از رئیس جمهور ترکیه را تغییر داد

ندای سبز آزادی: بنا به گزارش های رسیده استقبال محمود احمدی نژاد از عبداله گل، رئیس جمهوری ترکیه امروز در کاخ ریاست جمهوری انجام نشد.
نیروهای امنیتی دیروز به واحد تشریفات ریاست جمهوری توصیه کرده بودند که احمدی نژاد به جای کاخ ریاست جمهوری در یکی از ساختمان های وزارت امور خارجه از رئیس جمهور ترکیه استقبال کند که این امر امروز صورت گرفت.
رئیس جمهور ترکیه امروز در ایران، دولت ها را به شنیدن صدای مردم خودشان فرا خوانده بود.

کوتاه از بی بی سی:
بی بی سی : محسن سازگارا، از شخصیت های سیاسی مخالف دولت ایران می گوید تظاهرات اعتراض آمیز مردم در روز 25 بهمن فراتر از انتظار و یک قیام عمومی علیه دیکتاتوری در ایران بود.

سازمان عفو بین الملل برخورد خشن نیروهای امنیتی ایران با تظاهرکنندگان در تهران و اصفهان را محکوم کرده است.

یرانیان مقیم هلند در حمایت از معترضان در ایران، در مقابل سفارت ایران در لاهه تجمع کردند.

ایرانیان مقیم لندن از ساعت شش عصر امروز به حمایت از معترضان در ایران، مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران تجمع خواهند کرد.

در ویدئوی رسیده از تهران معترضان می گویند "ابوالفضل علمدار/ سید علی را بردار"

گزارش های تایید نشده حاکی از تیر خوردن یکی از معترضان در حوالی میدان توحید است.

در میدان فردوسی معترضان شعارهایی علیه رهبر ایران سر دادند "با یک بلیط یک سره/ خامنه ای باید بره"

یک شاهد عینی به بی بی سی گفت: "برق خیابان انقلاب حدفاصل امام حسین تا آزادی را قطع کرده اند و در تاریکی شروع به زدن مردم کردند. مردم آتش روشن کرده اند تا گاز اشک آور را مهار کنند."

یورش وحشیانه و شلیک گلوله توسط نیروهای سرکوبگر علیه تظاهرکنندگان در شیراز

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش وحشیانه نیروهای ولی فقیه به تظاهر کنندگان در شیراز و صدای شلیک گلوله در خیابان ارم و نمازی و میدان ستاد و حرکت تعداد زیادی از آمبولانسها به آن نقطه جهت خارج کردن زخمی شدگان ادامه دارد.
دانشجویان دانشگاه مهندسی شیراز واقع در خیابان نمازی اعتراضات گسترده خود را از دانشگاه شکل دادند و وارد خیابان نمازی شدند. هنگام ورود دانشجویان به خیابان تعداد زیادی از مردم به آنها پیوستند و اعتراضات گسترده شکل گرفت و همزمان اعتراضات دیگری در میدان ستاد و ملاصدرا و خیابان ارم بصورت گسترده شکل گرفت و انبوهی در آن شرکت داشتند . مردم شیراز با شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور تظاهرات خود را ادامه دادند.
حوالی ساعت 18:30 نیروهای سرکوبگر بسوی مردم یورش بردند و مردم را آماج باتونهای خود قرار دادند ولی وقتی که موفق به پراکنده کردن مردم نشدند اقدام به شکلیک تیر هوایی نمودند و بعضی از گزارشات تایید نشده حاکی از آن است که نیروهای سرکوبگر بسوی مردم شلیک نمودند و گفته می شود که تعدادی از مردم مجروح شدند.پس از شلیک گلوله تعدادی زیادی از آمبولانسها از بیمارستان شهر واقع در خیابان پارامونت بسوی آن نقطه حرکت کردند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۱۷
کشته و مجروح شدن سه تن از شهروندان معترض (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28701)

در حد فاصل خیابان رودکی و میدان توحید تا ابتدای خیابان آزادی، نیروهای امنیتی به شدت با معترضان درگیر شدند، تا جایی که مستقیما به سوی مردم تیراندازی کرده‌اند.
بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران "هرانا" از محل حادثه، بر اثر اصابت گلوله دستکم یک تن از معترضان کشته و دو نفر مجروح شدند.
از سویی دستکم ۲۵۰ تن از مردم معترض توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلوم منتقل شدند.
هم چنین به علت آلودگی هوای محل تجمعات بر اثر پرتاب‌های مکرر گاز اشک آور، شهروندان مجبور به روشن کردن آتش شده‌اند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۲۲
واکنش خبرگزاری فالس(!) به ناآرامی‌های امروز!!! (http://www.mardomak.org/blog/live/60250)

خبرگزاری فالس(!) تظاهرات امروز در خیابان‌های تهران را به «منافقین، سلطنت طلبان، اراذل و اوباش» نسبت داد و آن را «ناکام» خواند. فالس(!) در این گزارش ادعا کرد که تجمع‌های امروز به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس برگزار شد، اما شعاری در این زمینه سر داده نشد.

فالس(!) در ادامه گزارش تجمع‌ها در تهران نوشت: مردم كه از اقدام آشوبگران به خشم آمده بودند مرتب علیه موسوی و كروبی و سایر عوامل فتنه شعار سر می‌دادند و میرحسین و كروبی را مورد لعن و نفرین قرار می‌دادند و خواستار دستگیری، محاكمه و اشد مجازات برای سران فتنه بازیخورده دشمن بودند.

به گزارش این خبرگزاری نیمه رسمی، چند نفر در تهران به اتهام «خرابکاری» بازداشت شده‌اند.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۲۵
سوسن محمدخانی غیاثوند بازداشت شد (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14752)



کمیته گزارشگران حقوق بشر- سوسن محمدخانی غیاثوند، روزنامه نگار و فعال کرد بازداشت شد.

بنا بر گزارش دریافتی از منابع موثق، سوسن محمدخانی غیاثوند، روزنامه نگار کرد، صبح امروز، بیست و پنج بهمن ماه، توسط نیروهای امنیتی در شهر کرج بازداشت شده است. اخبار رسیده حاکی از آن است که وی در چند روز گذشته نیز به طور مداوم، تماس‌های تلفنی تهدید آمیز از سوی ماموران امنیتی دریافت می‌کرد.

این روزنامه نگار کرد، پیش‌تر در ۲۰ اسفند‌ماه سال ۱۳۸۸ به مدت یک ماه بازداشت شده و در این مدت تحت فشارهای سنگین بازجویان نهادهای امنیتی قرار داشت.

سوسن محمد‌خانی غیاثوند نویسنده، روزنامه‌نگار و نمایش‌نامه نویس کرد است که بیشتر فعالیت‌‌های روزنامه‌نگاری‌اش در حوزه‌ی حقوق بشر و تلاش‌های برابری خواهانه برای حقوق زنان و رفع تبعیض‌‌های قومی و ملی بوده است.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۳۰
یورش وحشیانه و شلیک گلوله توسط نیروهای سرکوبگر علیه تظاهرکنندگان در شیراز (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14751)



بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" یورش وحشیانه نیروهای ولی فقیه به تظاهر کنندگان در شیراز و صدای شلیک گلوله در خیابان ارم و نمازی و میدان ستاد و حرکت تعداد زیادی از آمبولانسها به آن نقطه جهت خارج کردن زخمی شدگان ادامه دارد.
دانشجویان دانشگاه مهندسی شیراز واقع در خیابان نمازی اعتراضات گسترده خود را از دانشگاه شکل دادند و وارد خیابان نمازی شدند. هنگام ورود دانشجویان به خیابان تعداد زیادی از مردم به آنها پیوستند و اعتراضات گسترده شکل گرفت و همزمان اعتراضات دیگری در میدان ستاد و ملاصدرا و خیابان ارم بصورت گسترده شکل گرفت و انبوهی در آن شرکت داشتند . مردم شیراز با شعارهایی مانند مرگ بر دیکتاتور تظاهرات خود را ادامه دادند.
حوالی ساعت 18:30 نیروهای سرکوبگر بسوی مردم یورش بردند و مردم را آماج باتونهای خود قرار دادند ولی وقتی که موفق به پراکنده کردن مردم نشدند اقدام به شکلیک تیر هوایی نمودند و بعضی از گزارشات تایید نشده حاکی از آن است که نیروهای سرکوبگر بسوی مردم شلیک نمودند و گفته می شود که تعدادی از مردم مجروح شدند.پس از شلیک گلوله تعدادی زیادی از آمبولانسها از بیمارستان شهر واقع در خیابان پارامونت بسوی آن نقطه حرکت کردند.
از طرفی دیگر حراست خوابگاه ارم از خروج دانشجویان ممانعت می کرد و آنها را تهدید می نمود تا از شرکت در تظاهرات خوداری کنند.
انبوهی از نیروهای سرکوبگر ولی فقیه تمامی نقاطی را که مردم در آن تظاهرات برپا کرده بودند به محاصرۀ خود در آورده وسعی داشتند که تظاهر کنندگان را متفرق نمایند. ولی مردم شجاعانه به تظاهرات خود ادامه دادند و به مقابله با نیروهای سرکوبگر برخواستند. تعدادی از دانشجویان توسط این نیروها مورد ضرب وشتم قرار گرفتند و تعداد دیگری دستگیر شدند.
این اعتراضات هچنان ادامه دارد. اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال خواهد شد.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
25 بهمن 1389 برابر با 14 فوریه 2011

http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۳۶
حماسه ی مردم شیراز در ۲۵ بهمن (http://www.melli.eu/1389/11/25/%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-25-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%B3/)

جو به شدت پلیسی بود.یگان ویژه لباس شخصی ها بسیجی ها و نیروی انتظامی در تمام خیابان های ملاصدرا ,زند
عکسها / کلیک کنید (http://www.facebook.com/album.php?aid=64416&id=100404743345939)


اول چمران ,قصردشت, فلکه ی الم, فلکه ی نمازی, فلکه ی ستاد موضع گرفته بودند در حالی که لحظه به لحظه تراکم جمعیت بیشتر می شد و هزاران نفر با خودروها و به صورت پیاده کل خیابان ها را به تصرف درآورده بودند در ساعت ۳:۳۰ جمعیت به اندازه ای به سمت میدان نمازی وملاصدرا روان شده بودند که از اول چمران تا فلکه ی ستاد و تپه ی تلوزیون تا نزدیکی دروازه قرآن و حتی خیابان های مشیرفاطمی و پارامونت و سینما سعدی ترافیک وحشتناکی حکمفرما بود .تمام خودروها بوق می زدند و مردم مرتبا و به صورت انفجاری یک جا تجمع می کردند و شعار می دادند و با حمله یگان ویژه و نیروهای لبلس شخصی پراکنده می شدند.اغلب شعارها مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای حیا کن مبارکو نگاه کن بود.در ضمن تعداد زیادی از دانشجوها در دانشگاه مهندسی تجمع یافته بودند و شعار می دادند که نیروی انتظامی با محاصره ی دانشگاه از پیوستن دانشجویان به مردم جلوگیری می کردند.صحنه های جالب نجات کسانی که توسط نیروهای رژیم دستگیر می شدند و توسط حمله دوباره ی مردم آزاد می گشتند بارها تکرار شد مردم با شعار ولش کن ولش کن حمله ور می شدند و گروگانها را آزاد می کردند.کار بجای رسید که نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه کارای خود را کاملا از دست دادند دلیل این مهم این بود که مردم با حضور گسترده ی خویش و ایجاد ترافیک سنگین ابتکار عمل را کاملا از نیروهای رژیم گرفته و آنها فلج کرده بودند .و این اهمیت حضور خودروها در این گونه تظاهرات را کاملا مشخص می کند در همین راستا آنها شروع به بستن خیابان ها کردند و خیابانهای ملاصدرا و بخشی از قصردشت و ابیوردی را بستن تا ترافیک سبکتر شود با روان شدن ترافیک در بعضی از خیابانها اقدام به رژه با موتور و خودرهای یگان ویژه کردند و در حالی که فریاد می زدند مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند تا باعث ایجاد وحشت در بین جمعیت شوند و این باعث شد که تجمع به خیابانهای دیگر از جمله زند کشیده شود که با حمله ی نیروی های رژیم تعدادی از مردم با همکاری پرسنل بیمارستان امام رضا به آنجا پناه برده و همزمان در خیابانهای اطراف تجمع های دیگری شکل گرفت .با وجود حمایت مردم از یکدیگر یگان ویژه دهها نفر را دستگیر کرد و تعدادبسیاری نیز در اثراصابت باتوم و گاز اشکاور و همچنین شوک الکتریکی آسیب دیدند یا زخمی شدند .اما الان در ساعت ۶:۳۰ جمعیت همچنان در حال افزایش است.فیلم های این حماسه را به محض بالا رفتن سرعت اینترنت در یوتیوب قرار خواهم داد.

امروز به این واقعیت رسیدم که اگر مردم اراده کنند هیچ نیروی جلودار آنها نیست.به امید پیروزی نهایی جنبش سبز ایران و آزادی میهنمان.

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۱۹:۴۳
سیستم ردّ یابی‌ فیسبوک خود را از کار بیندازید (http://www.melli.eu/1389/11/25/%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B1%D8%AF%D9%91-%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C/)


فیسبوک به سیستم آدرس یا همان مکان یاب جی پی اس و گوگل مپس (نقشه ماهواره ای گوگل) وصل شده و شما تا درب منزل قابل شناسایی هستید. برای از کار انداختن این امکان موارد زیر را دنبال کنید و این موضوع را به اطلاع دوستان برسانید

برای از کار انداختن این امکان از پرفایل شخصی به ترتیب:

How To disconnect GPS Tracking System from your Facebook Profile :

1 – Account

2 – Privacy Setting

3 – Customize settings

4 – Things others share ==> Friends can check me in to Places

5 – Edit setting

6 – Disable + Okay

گرچه بدون اجازه شما مکان شما در “نیوز فید” منتشر نمی‌شود ، ولی‌ برای اطمینان “دیسیبل ” کنید

mehrnazdiba
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۰
25 bahman tehran 1389 Tazahorat


http://www.youtube.com/watch?v=hikZIUx326M&feature=player_embedded

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۲۰:۵۵
همراهی ایرانیان مقیم اروپا با مردم داخل ایران (http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6438001,00.html)

به منظور حمایت از حرکت اعتراضی مردم ایران در روز ۲۵ بهمن، ایرانیان در چندین شهر اروپا مقابل سفارت‌خانه‌های جمهوری اسلامی و پارلمان‌های این کشورها تجمع کرده و همبستگی خود را با حرکت اعتراضی در داخل ایران اعلام کرده‌اند.


هم زمان با مردم معترض در ایران، ایرانیان خارج از کشور نیز اعلام کردند که در روز ۲۵ بهمن – ۱۴ ژانویه- در شهرهای محل اقامت خود دست به تجمع و راهپیمایی خواهند زد.



این تجمعات از روزهای پیش از ۲۵ بهمن آغاز شد و در این روز به اوج خود رسید. ایرانیان مقیم شهر منچستر انگلستان قبل از همه فعالیت خود را آغاز کردند. روز شنبه ۲۳ بهمن – ۱۲ فوریه "جنبش سبز جوانان ایران" در منچستر تظاهراتی به منظور حمایت از حرکت اعتراضی مردم ایران برگزار کرد. دکتر مهرداد خوانساری، فعال سیاسی مقیم لندن از سخنرانان این مراسم بود.



در شهر کلن آلمان نیز تجمعی به دعوت گروه‌های مختلف سیاسی از جمله "مادران کلن و دورتموند"، دانشجویان "موج سبز کلن" و جبهه ملی ایران – آلمان در روز یک‌شنبه ۲۴ بهمن برگزار شد. دراین تجمع که به گفته‌ی شاهدان عینی تعداد زیادی حضور داشتند، بیانیه‌ای در حمایت از حرکت مردم ایران در روز ۲۵ بهمن خوانده شد.



۲۵ بهمن: از تهران تا اسلو



۹ تشکل، سازمان و حزب سیاسی در نروژ فراخوانی داده و از ایرانیان دعوت کرده‌اند تا با شرکت در تجمعی مقابل پارلمان نروژ در حرکت اعتراضی مردم ایران سهیم شوند. سازمان حقوق بشر ایران به همراه «حامیان مادران پارک لاله»‌ی اسلو از جمله دعوت‌کنندگان برگزاری این تجمع هستند. این تجمع ساعت ۴/۵ بعدازظهر به وقت اسلو جلو پارلمان شهر اسلو شروع شده و تجمع‌کنندگان از آنجا به طرف سفارت ایران در اسلو حرکت خواهند کرد.



محمود امیری مقدم نماینده سازمان حقوق بشر ایران، هدف از برگزاری این تجمع را چنین عنوان می‌کند: «ما از جامعه جهانی می‌خواهیم که از حقوق مردم ایران و از حرکت‌شان در ایران، از خواسته‌های برحق‌شان برای داشتن دموکراسی و حقوق بشر حمایت کند. به همین دلیل هم جلو پارلمان شروع می‌کنیم و امیدواریم که نمایندگان پارلمان هم به جمع ما بپیوندند و درحمایت از مردم ایران سخنرانی کنند».



در استکهلم سوئد نیز ایرانیان به قصد همبستگی با مردم ایران در ساعت ۵ بعدازظهر روز ۲۵ بهمن در میدان اصلی شهر تجمع می‌کنند. مهرداد درویش‌‌پور جامعه‌شناس مقیم سوئد درباره این تجمع به دویچه‌وله گفت: «امروز هوای استکهلم ۱۸ درجه زیر صفر است و این شرایط حضور گسترده را بسیار سخت می‌کند، با این همه التهاب همگانی در جامعه ایرانی بسیار بالاست و ارزیابی‌ ما این است که جمعیت چشمگیری در تظاهرات امروز به‌رغم این سرمای سنگین شرکت خواهد کرد.»





به نقل از مهرداد درویش‌پور، دبیرکل حزب سوسیال دموکرات سوئد - بزرگترین حزب سیاسی سوئد -سخنران اصلی این تظاهرات خواهد بود. وی می‌افزاید که نمایندگانی از احزاب لیبرال حزب چپ و محیط زیست هم به این گردهمایی دعوت شده‌اند.



به گفته‌ی آقای درویش‌پور، جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران برگزارکننده و دعوت‌کننده‌ی اصلی این تظاهرات است، اما این حرکت از پشتیبانی گروه‌های گوناگونی برخوردار شده از جمله «دموکراسی سبز»، «ابتکار مردمی» و احزاب سیاسی نظیر «حزب کومله» و «حزب دموکرات کردستان» هم از این حرکت پشتیبانی کرده‌اند.



برلین و بروکسل هم آرام نماندند



ایرانیان شهر برلین پایتخت آلمان نیز به حمایت از هم‌وطنان خود در داخل ایران روز دوشنبه ۲۵ بهمن در یکی از مراکز پر رفت و آمد این شهر تجمع می‌کنند.



در بروکسل پایتخت بلژیک نیز به دعوت گروه اتحاد برای ایران، تجمعی در ساعت ۵ بعدازظهر مقابل سفارت جمهوری اسلامی برگزار می‌شود.



انور میرستاری یکی از برگزارکنندگان این مراسم به دویچه‌وله می‌گوید افرادی از کشور مراکش و کشورهای دیگر عربی امروز در این مراسم سخنرانی خواهند کرد.



وی درباره خبررسانی به اعضای پارلمان اروپا که مقرشان در بروکسل است می‌گوید: «متأسفانه همانطور که می‌دانید پارلمان اروپا گاهی در بروکسل برنامه دارد، گاهی در استراسبورگ. این هفته در استراسبورگ هستند و ما امروز سخنرانی از نمایندگان پارلمان اروپا نخواهیم داشت. ولی آن‌ها در جریان هستند و پشتیبانی خود را به طور کتبی از این حرکت اعلام کرده‌اند.»



میترا شجاعی

تحریریه: مهیندخت مصباح

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۲۱:۲۰
اعتراضات گسترده مردم در شهر اصفهان (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14759)

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" اعتراضات گسترده مردم اصفهان در چند نقطۀ این شهر شکل گرفت و مردم ضمن راه پیمایی و دادن شعار به حرکت اعتراضی خود ادامه دادند.
بعد از ظهر دوشنبه 25 بهمن ماه تعداد زیادی از مردم اصفهان در نقاط مختلفی اقدام به اعتراضات گسترده نمودند که از جملۀ آنها در خیابان چهار باغ بالا ، نظر شرقی و میدان انقلاب بود. حرکتهای اعتراضی بصورت دسته های چند صد نفره شکل می گرفت و ادامه می یافت.این حرکتها تا غروب ادامه داشت.
حضور گسترده نیروهای سرکوبگر ولی فقیه که تا به حال در این شهر سابقه نداشته و سعی داشتند که از حرکت اعتراضی مردم جلوگیری نمایند بخوبی مشهود بود.بعضی از گزارشها حاکی از حضور نزدیک به 5000 نفر از نیروهای سرکوبگر در میدان انقلاب اصفهان و سایر نقاط بود . یکی از نقاط تجمع نیروهای سرکوبگر در اداره تعاون و خدمات درمانی بعنوان نیروی پشتیبانی بود. نیروهای سرکوبگر سعی داشتند که هر گونه حرکت را از مردم سلب نمایند.روی موبایل ها فوق العاده حساسیت نشان می دادند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
25 بهمن 1389 برابر با 14 فوریه 2011

http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۲۱:۲۳
فیلم/ خیابان نواب،ساعت10شب تهران (http://www.facebook.com/video/video.php?v=1854341159659&oid=105911529486726&comments)

parsamarzban
دوشنبه ۲۵ بهمن ۸۹, ۲۱:۲۹
تظاهرات ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ فیلم/ جوانی تیر خورده در خیابان رودکی تهران (http://www.youtube.com/watch?v=ZPUHeLmeQ7U&feature=player_embedded)

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۴:۳۷
مردم شیراز همچنان در خیابان های شهر (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28729)

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی" مردم شیراز همچنان در خیابان های مختلف شهر حضور دارند و شعار مرگ بر خامنه ای را سر می دهند ،جوانان حاضر به ترک خیابان ها نیستند.
حوالی ساعت 23:30 در خیابانهای ارم،ستاد و نمازی شیراز انبوهی از مردم به خیابانها بازگشتند و شعارهای مرگ بر دیکتاتور،مرگ بر خامنه ای و سایر شعارها را سر می دهند و هر لحظه بر تعداد آنها در خیابانها افزوده می شود.مردم و جوانان خواستار استمرار اعتراضات بصورت شبانه روزی هستند و به یکدیگر می گویند نباید خیابانها را ترک کرد.در میان اعتراض کنندگان مادران و پدران سالخورده دیده می شوند.
تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر موتور سوار از سمت خیابان زند و ستاد به سمت میدان علم ، میدانی که نزدیک خوابگاه ارم ( خوابگاه دانشجویی ) یورش برده اند و برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشک آور و تیراندازی هوایی استفاده می کنند. گزارشها حاکی از آن است که در اعتراضات امروز تعدادی از دانشجویان دانشگاه مهندسی شیراز توسط نیروهای سرکوبگر بازداشت شده اند . از مکان و شرایط بازداشت شدگان هیچ اطلاعی در دست نیست.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۴:۳۹
برخورد خشونت آمیز نیروی نظامی با بازاریان و کسبه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28729)

با وجود نزدیک شدن به لحظات پایانی ۲۵ بهمن ماه، درگیری‌های پراکنده در میدان امام حسین (تا ساعت ۳۰: ۱۰ شب) هم چنان ادامه دارد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا ، نیروهای گارد ویژه اقدام به شکستن شیشه های تعدادی از مغازه هایی که همچنان باز بودند نموده و همینطور به بعضی از اموال عمومی خسارت وارد کردند.
از سویی شهروندان بر اثر پرتاب مکرر گاز اشک آور از سوی نیروهای امنیتی، دچار مشکلات تنفسی حاد شده و مکررا به بیمارستان مراجعه می کنند.
هم چنین منابعی از کشته شدن شهروندی دیگر در خیابان جمال زاده خبر می دهند که تایید این خبر از سوی هرانا نیازمند اسناد بیشتری ست.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیش‌تر با انتشار گزارشی خبر از کشته شدن یک تن و مجروح شدن ۲ تن از شهروندان در حوالی خیابان رودکی- توحید داده بود که زخمی شدگان در این درگیری را بایستی به ۳ تن افزایش داد.
شایان ذکر است که خبرگزاری دولتی فارس ضمن تائید زخمی شدن تعدادی از شهروندان و وخیم توصیف کردن حال یکی از ایشان، مدعی شده است که به کار گیری خشونت ها و عامل مجروحیت شهروندان، اعضای سازمان مجاهدین خلق و به گفته ی وی "منافقین" بودند.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۴:۴۵
دو روایت عینی از تظاهرات ۲۵ بهمن در تهران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28729)

دویچه وله: دو شاهد عینی در تهران با ارسال مشاهدات خود از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ برای دویچه وله، از شعارهای اصلی تظاهرات می‌گویند. روایت این شاهدان حاکی است که نیروهای امنیتی تلاش‌ کردند تا مانع به هم‌پیوستن گروه‌های معترض به یکدیگر بشوند.

مشاهدات عینی شاهد اول

پسری ۲۹ ساله در تهران، مشاهدات خود از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در تهران را این‌گونه برای دویچه وله شرح می‌دهد:

«من امروز با تعدادی از دوستانم بيرون رفتم. حدود ساعت سه ميدان توحيد بوديم که همان جا شايعه‌ای پخش شد مبنی بر این‌که: "برای راهپيمايی مجوز صادر شده است". چند دقيقه بعد وارد خيابان آزادی شديم. پياده‌روها پر از مردم بود، طوری که برای من يادآور راهپيمايی ۲۵ خرداد بود. مردم ساکت بودند و با لبخند و اشاره به هم خوشامد می‌گفتند.

ماموران فقط نظاره​گر بودند و با مردم برخورد نمی​کردند. اين مساله صحت شايعه​ مجوز را قوت می​داد. هر لحظه بر تعداد مردم در خيابان و فشردگی جمعيت افزوده می‌​شد. با عدم مداخله​ پليس همه انتظار جمعيت چند ميليوني را داشتند.

ناگهان ماموران که اکثرا نيروهای پليس و يگان ويژه بودند به مردم حمله کردند. مردم که تا آن موقع ساکت بودند و فقط راهپيمایی مي​کردند و سعی مي​کردند شعارهای تند ندهند، در مواجهه با يورش پليس بر تندی و شدت شعارهایشان افزودند. به‌نظر مي​رسيد نيروهای پليس بک‌جورهایی سردرگم هستند. گاهی حمله می‌کردند و گاهی با مردم کاری نداشتند.

البته هر چه می​گذشت حملاتشان بيشتر می‌شد. مردم شعار "نيروی انتظامی، حمايت، حمايت" سر می​دادند. موبايل​ها قطع بود و مردم سعی داشتند به ديگران خبر دهند، جمعيت بسیار زياد است تا از آن‌ها بخواهند که بیایند.

ما از ميدان انقلاب بعد از کمی کش و قوس با پليس به سمت آزادی حرکت کرديم. مردم در خيابان کف می​زدند و سرود "يار دبستانی" مي​خواندند. تا رسيدن به نواب، مردم شعار "الله اکبر" و "ياحسين ميرحسين" سر می​دادند. در خیابان نواب، خشونت يک‌باره از سوی يگان ويژه پياده و موتورسوار، باعث شد مردم شعار "مرگ بر ديکتاتور" و "مرگ بر خامنه​ای" هم بدهند. در مواردی مردم حتی به مهاجمان بي​رحم پليس در دفاع از خود حمله می​کردند و با پرتاب سنگ با آن​ها مقابله مي​کردند.

نکته​ جالب اين بود که اين بار نيروهای لباس شخصی بسيار کم حضور داشتند و نيروی بسيجي هم نمي​ديديم. البته در اواخر شب، دست به دامان اين نيروها هم شدند و آن​ها را طبق معمول به ميدان کشيدند. از نحوه​ برخورد پليس معلوم بود هدف آن‌ها، پراکنده کردن مردم است تا نتوانند با صفوف به هم پيوسته به سمت ميدان آزادی حرکت کنند. به همین ‌خاطر مردم را به سمت خيابان​های فرعی اطراف خيابان آزادی هدايت مي کردند. ضرب و شتم مردم کم نبود. يک مورد در تقاطع نواب و آزادی، پسر جوان بيست و سه، چهار ساله​ای در اثر ضرب و شتم پليس دچار خون​ريزی از سر شده بود که با کمک مردم او را کنار خيابان خوابانديم. يکی دستمال داد، يکي شالش را درآورد تا بتوانيم سر او را ببنديم و مانع خونريزی شديد سر او شويم.

خوشبختانه جوان دارای هوشياری بود، هر چند خون زيادی از او رفت اما جلوی خونريزی را گرفتيم و به کمک تعدادی او را از صحنه خارج کرديم. زنان که مثل هميشه پرشور و پرتعداد حضور داشتند معمولا مانع شدت گرفتن خشونت می‌شدند. بسياری از مغازه​ها و خانه​های اطراف خيابان به محلی براي پناه بردن مردم تبديل شده بود. مردم به اتوبوس​های بي آر تي هم پناه می​بردند، هرچند ماموران پليس به داخل اتوبوس‌ها هم گاز اشک آور پرتاب می‌کردند. در خيابان​های اطراف مردم با ايجاد موانعی از سطل​های زباله و آتش، در برابر ماموران مقاومت می​کردند و شعار "مرگ بر ديکتاتور"، "مرگ بر اصل ولايت فقيه"، "مرگ بر خامنه​ای"، "استقلال آزادی جمهوری ايرانی" و "مبارک، بن‌علی، نوبت سيدعلی" سر می​دادند.

مشاهدات عینی شاهد دوم

دختری ۲۶ ساله در تهران مشاهدات خود از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ در تهران را این‌گونه برای دویچه وله شرح می‌دهد:

«من امروز ساعت سه، به چهار راه نواب رفتم. جمعيت از همان ساعت سه به سمت آزادی می‌رفت. جمعيت آن‌قدر زياد بود كه حتي خود سبزها هم متعجب بودند و بسيار اميدوار شده بودند.

در محدوده انقلاب تا نواب، در ابتدا بدون هيچ برخوردی جمع‌ها تشكيل شد. سبز‌ها "شعار مرگ بر ديكتاتور" سر دادند. نيم ساعت بعد، حمله‌ها از طرف يگان ويژه و سپاه شروع شد. تعداد نيروی انتظامی بسيار زياد بود اما هيچ دخالتي نمی‌کردند. اما يگان ويژه تا جايی كه می‌توانست از گاز اشک‌آور و گاز فلفل برای پراكنده كردن جمعيت استفاده كرد.

بین جمعيت اين زمزمه شنيده می‌شد كه، حكومت پيش‌بينی نمی‌كرد سبز‌ها این‌قدر به خیابان بيايند.

محور شعار‌ها بيشتر "مرگ بر ديكتاتور" و "مبارک بن‌علی، نوبت سيد‌علی" بود. شعار "خامنه‌ای حيا كن، مبارک‌رو نيگا كن" هم می‌گفتند. در آخر تظاهرات هم نيروهای یگان ویژه، تلاش‌می‌كردند جمعيت را به فرعي‌ها بكشانند. نگذاشتند كه جمعيت به سمت ميدان آزادی حرکت کند، در حالی كه اگر جمعیت به میدان آزادی می‌رسید حادثه‌ای نظير ۲۵ خرداد دوباره شكل می‌گرفت.»

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۵:۰۱
دانلود ویدیو کلیپ تظاهرات روز ۲۵ بهمن (http://greenrevolutioniran.blogspot.com/2011/02/blog-post_3242.html)

لینک دانلود ۱ (http://www.mediafire.com/?iwk5vl898bc7uv3)
جلوگیری از تردد مردم در خیابان و ضرب و شتم عابرین پیاده
پایین کشیده شدن عکس خامنه ای از مسجد لولاگر و در حضور بسیجیان وحشت زده
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۲
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۱
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۰
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۹
تظاهرات ۲۵ بهمن - رشت
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۸
تظاهرات دانشگاه صنعتی شریف ۲۵ بهمن ۱۳۸۹

لینک دانلود ۲ (http://www.mediafire.com/?9102lte9am1eh7a)

تظاهرات ۲۵ بهمن - ۷ / گفتگو های شنیدنی در میان تظاهرکنندگان مورد حمله قرار گرفته
تظاهرات ۲۵ بهمن - شیراز
اعتراضات شبانه - فریاد الله اکبر ۲۵ بهمن
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۶
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۵ / حمله به مردم با باتوم
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۴ / جوانی تیر خورده در خیابان رودکی تهران
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۳ / به آتش کشیده شدن عکس خامنه ای و کتک خوردن یک عامل حکومتی
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۲
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱
تظاهرات ۲۵ بهمن - اصفهان
اعتراض جوانی از بالای جرثقیل - ۲۵ بهمن
گفت‌وگوی بی بی سی با مشاور ارشد میرحسین موسوی درباره تظاهرات ۲۵ بهمن

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۵:۲۵
بازداشت سه دختر جوان پس از ضرب و شتم (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14768)

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی : در جریان حمله نیروهای لباس شخصی و ضد شورش به تظاهر کنندگان در اعتراضات خیابانی امروز در نقاط مختلف شهر تهران، عده زیادی زخمی و بازداشت شده اند. در آخرین مورد در منطقه غرب تهران در خیابان های کارون و خوش، سه دختر جوان به همراه دو مرد توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شدند. یکی از دختران بازداشت شده به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، همانند سایر بازداشت شدگان وقایع امروز، این سه دختر جوان نیز به محل نامعلومی انتقال یافته اند. تظاهرات امروز که در تهران و برخی شهرهای دیگر کشور در حمایت از جنبش های مردمی دو کشور تونس و مصر آغاز شده بود، با مداخله نیروهای امنیتی و انتظامی و همچنین نیروهای لباس شخصی وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، به حرکتی اعتراضی بر علیه رژیم جمهوری اسلامی مبدل شد و تا این ساعت شب با شعارهایی بر علیه سران حکومت جمهوری اسلامی ادامه یافته است. در جریان تظاهرات امروز (بیست و پنجم بهمن ماه)، ماموران امنیتی و لباس شخصی، با یورش به جمعیت حاضر در خیابان ها، اقدام به تیراندازی و پرتاب گاز اشک آور نموده و تعداد زیادی از آنها را بازداشت و به نقاطی نامعلوم انتقال داده اند. تا لحظه ارسال این خبر، در نقاط مختلفی از شهر تهران تجمعات پراکنده ای در جریان است.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۵:۲۸
رستاخیز مردگان! (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35681)

اخبار روز: ۲۵ بهمن ۱٣٨۹ روز رستاخیز مردگان بود. مردمان بی حق و حقوق، مردمان فاقد آزادی و رفاه و عدالت که یک سال بیشتر است حکومت روزی هزار بار به آن ها اعلام کرده بود که مرده اند، حیات ندارند و حق هم حیات هم ندارند. یک سال گفتند و نوشتند و نمایش دادند و مجلس ختم گرفتند تا خودشان، مردم ایران و مردم دنیا باور کنند آزادی خواهان و جنبش سبزشان مرده اند. ۲۵ بهمن روز رستاخیز این مردگان بی حق و حقوق بود. همه ی اهمیت آن چه را که در ۲۵ بهمن ۱٣٨۹ روی داد می توان در همین واقعیت خلاصه کرد. جنبش سبز، سحر و جادوی یک ساله را فقط در عرض چند ساعت باطل کرد، به خود، به حکومت و به جهانیان اعلام کرد یک سال سرکوب، زندان، شکنجه، کشت و کشتار، تحقیر، دروغ و جنگ روانی نتیجه و آرامشی برای مستبدین به بار نیاورده است. هنوز یک دعوت چند خطی از سوی کسانی که تحت محاصره اند، صدایشان را بریده اند و دستشان را از همه جا کوتاه کرده اند، کافی است که پایتخت ام القرای اسلام و دیگر شهرهای بزرگ کشور را از این رو به آن رو کند و همه ی قوای ِ بی اندازه ی سرکوبگران را به خیابان ها بکشاند.

جنبش سبز در این روز گام بزرگی به جلو برداشت. ما آموختیم بدون اجازه ی دیکتاتورها نیز برای درخواست حقوق خود می توانیم به خیابان ها بیاییم. آموختیم برای آمدن به خیابان نه به اجازه کسی و نه به مناسبت خاصی احتیاج نداریم. در روزی به یاد ماندنی ترس، حقارت و وحشی گری حکومت دیکتاتوری را به همه ی دنیا نشان دادیم. نشان دادیم که دیکتاتور حاکم در ایران، از دیکتاتورهای فراری تونس و مصر نیز پست تر و جنایتکارتر است.
ما چه آن جا که توانستیم فریاد بزنیم و چه آن جا که نتوانستیم، به خواست مشترکی رسیدیم. دیکتاتور ایران باید برود. بعد از انقلابات تونس و مصر دیگر سازش با دیکتاتور و زندگی در زیر سایه ی سرنیزه ی دیکتاتوری، دشوارتر و تحمل ناپذیرتر و تحقیرآمیزتر شده است. ما با گام های بزرگتری به سوی توافق ملی بر سر این خواست مهم حرکت کردیم.

و ما مردم ایران و جنبش سبز تا چه میزان زیادی این رستاخیز زیبای خود را مرهون نفس مسیحایی هستیم که از صدها کیلومتر دورتر از ما، از سواحل رود نیل و باز دورتر، بر سرزمین و جنبش ما وزیدن گرفت. و ما مردم ایران چه سرفرازیم که امروز در رستاخیز خود علیه دیکتاتور تنها نبوده ایم و از یمن تا الجزایر و بحرین مردمان بی حقوقی نظیر خود ما، برای احقاق خود به پا خواستند.

پس زنده باد مردم تونس، مصر، یمن، الجزایر، بحرین و ایران. ما در کنار هم و به یاری و به پشتوانه ی هم، دیکتاتورها را از سرزمین هایمان بیرون خواهیم کرد و آزادی را به خانه هایمان خواهیم آورد.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۵:۳۱
گزارش خبرنگاران «کلمه»
مرگ بر دیکتاتور، به شعار غالب تبدیل شد (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35682)

کلمه –گروه اجتماعی: عقربه‌های ساعت، سه بعد از ظهر را نشان می‌دهد. میدان انقلاب تهران جای سوزن انداختن نیست. هنوز ساعات ابتدایی شروع تظاهرات روز دوشنبه ۲۵ بهمن ماه به منظور حمایت از جنبش‌های اعتراضی در کشورهای مصر و تونس است. جمعیت زیادی در این میدان گرد هم آمده‌اند. جمعیت قصد حرکت به سمت میدان آزادی را دارد نمادهای سبز رنگ و لباسهای سبز رنگ را در هر گوشه و کنار می‌توانی ببینی.

شعارهای غالب در روز ۲۵ بهمن
جمعیت معترض حرکت خود را از میدان انقلاب به سمت خیابان آزادی ادامه می‌دهد. گروه بزرگی از مردم به هم پیوسته‌اند و شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند شعاری که به شعار غالب مردم در این روز تبدیل شد. صحنه به هم پیوستن مردم در وسط خیابان، نشانه‌های پیروزی که نشان می‌دهند، تا حدودی یاد آور تظاهرات ۲۵ خرداد در روزهای پس از انتخابات ۸۸ است. هرچند که برخی از همکاران آن را با عاشورای تهران و یا روز قدس نیز مقایسه می‌کنند.
شعارهای مردم در این روز، بدون اشاره به تحولات این روزهای کشورهای مصر و تونس نبود. آن‌ها فریاد می‌زدند: «مرگ بر دیکتاتور چه با موتور چه با شتر.» مرگ بر دیکتاتور چه قاهره چه تهران، «ایرانی می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد.»
مردم همچنین بار‌ها وبار‌ها سرود یار دبستانی را خواندند.
آنها بار‌ها «فریاد الله اکبر» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «یا حسین میر حسین» را در این روز سر دادند. همچنین از نیروی انتظامی در خواست حمایت می‌کردند: «نیروی انتظامی حمایت، حمایت».

غافلگیری نیروهای گارد ویژه و افسردگی نیروهای امنیتی
از‌‌ همان ابتدای حرکت مردم نیروهای گارد ویژه مستقر در میدان انقلاب با بلندگوی دستی به مردم هشدار می‌دانند که متفرق شوند و گرنه با آن‌ها برخورد خواهند کرد. اما دقیقه‌ها می‌گذشت و هر لحظه بر موج جمعیت افزوده می‌شد. خیلی از معترضان بر این نکته تاکید می‌کردند که نیروهای گارد ویژه از دیدن جمعیت زیاد مردم غافلگیر شده‌اند و سرعت عمل لازم را برای ایجاد ترس و رعبی که قصد دارند در دل مردم ایجاد و آن‌ها را متفرق کنند، ندارند.
جمعیت معترض به حوالی خیابان نواب رسیده که نیروهای گارد ویژه با ضربات باتوم به مردم حمله ور می‌شوند و مردم را به هر گوشه‌ای می‌رانند. قصد آن‌ها از این کار تنها متفرق کردن مردم و یکپارچه نشدن جمعیت است تا مردم نتوانند به میدان آزادی برسند. حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی نیز در این روز بسیار پر رنگ است، آن‌ها با چهره‌های افسرده مردم را تماشا می‌کردند و در بیسیم‌‌هایشان پچ پچ می‌کردند. اغلب مردم معتقد بودند که آن‌ها هرگزانتظار دیدن چنین جمعیتی را نداشته‌اند.

برخورد تا حدی مناسب نیروی انتظامی با مردم
هر چند ماموران نیروی انتظامی در هر چهار راه و نقطه شهر با باتوم‌هایشان ایستاده‌اند اما در سرکوب مردم نقش چندانی نداشتند و تنها با جملاتی مانند زود‌تر حرکت کنید به مردم فرمان حرکت می‌دادند. خیلی اوقات معترضان رو به آن‌ها انتقاد می‌کردند و یا حتی بر سرشان داد و فریاد می‌کردند که چرا بااین دولت مردم فریب همچنان همکاری می‌کنید؟ اما ماموران نیروی انتظامی برخورد خشنی با آن‌ها نمی‌کردند. در چند مورد حتی آن‌ها به مردم هشدار دادند که نیروهای گارد ویژه قصد حمله ور شدن به آن‌ها را دارند و بهتر است زود‌تر از آن منطقه دور شوند. هر چند در برخی نقاط تهران هم گزارش شده است که نیروی انتظامی نیز به ویژه در ساعات پایانی تظاهرات به مردم حمله ور شده‌اند.

حضور پررنگ لباس شخصی‌ها، نیروهای بسیج و گارد ویژه ضد شورش
گلوله‌های پلاستیکی، شوکر و گاز فلفل
در این روز هم مانند دیگر تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات حضور نیروهای لباس شخصی، بسیج و گارد ویژه بسیار پررنگ است. نیروهای بسیج با چماق و سوار بر موتور و اغلب با پرچم‌هایی که در دست داشتند بین مردم حرکت می‌کنند و با چماق‌ها و شوکرهایی که در دست دارند، سعی بر متفرق کردن مردم دارند. استفاده از شوکر در این روز بین نیروهای بسیج برای متفرق کردن مردم بسیار زیاد است. و البته بچه های ده دوازده ساله ای که باتوم به دستشان داده بودند.
شلیک گلوله‌های رنگی (پین بال) هم یکی از روشهای رایج این روز برای متفرق کردن جمعیت بود گلوله‌های رنگی که معترضان را نشان دار و با صدایی که تولید می‌کند به منظور ایجاد رعب و وحشت به کار می‌رود. برخی از معترضان که در اتوبوس‌های شرکت واحد هم شعار می‌دادند توسط همین گلوله‌ها و شلیک به داخل اتوبوس‌ها مجبور به سکوت می‌شدند. ضربات باتوم در این روز بار‌ها و بار‌ها بر سر و روی معترضان فرود آمد.

کشاندن مردم به خیا بان‌های فرعی و کوچه‌های بن بست
استراتژی اصلی نیروهای گارد ویژه امروز، ۲۵ بهمن، جلوگیری از اتصال مردم به یکدیگر بود، آن‌ها جمعیت معترض را که از سمت میدان انقلاب به سمت آزادی حرکت می‌کردند، بار‌ها و بار‌ها با همین شیوه و کشاندن به خیابانهای فرعی و شلیک گاز فلفل و اشک آور متفرق می‌کردند. مردم که به خیابانهای فرعی می‌رسیدند اغلب از شلیک گاز فلفل به سرفه امی افتادند و مجبور بودند در این کوچه‌ها آتش روشن کنند و یا سیگاری آتش بزنند تا از سوزش شدید چشم‌ها، گلو و پوست صورتشان جلوگیری کنند.
تعدادی از معترضان هم با در دست داشتن سرکه و بوییدن آن به مقابله با گاز اشک آور می‌رفتند و یا هرجور شده به یکدیگر کمک می‌کردند تا اثرات این گاز را هر چه کمتر کنند.

حضور همه اقشار در راه پیمایی ۲۵ بهمن
آنچه بیش از هر چیز در جمعیت معترضان جلب توجه می‌کرد، حضور همه گرو ه‌های سنی و طبقاتی بود. زنان و مردان مسن و میانسال در کنار جوانان در این راه پیمایی حاضر شده بودند. همچنین حضور زنان باز هم مثل دیگر تجمع‌های اعتراضی پس از انتخابات بسیار چشمگیر بود. زنان خانه دار زیادی را در جمعیت معترض می‌دیدی که با مهربانی‌های مادرانه از جوانان حمایت می‌کردند.

تعطیلی ایستگاه‌های مرکزی مترو
با اینکه ماموران امنیتی و گارد ویژه بار‌ها به مردم می‌گفتند که نقاط مرکزی شهر را ترک کنند، اما ایستگاه‌های اصلی مترو بسته بودند و وقتی مردم به سمت ایستگاه‌های مترو می‌رفتند، با درهای بسته مواجه می‌شدند. یکی از ماموران امنیتی رو به مردم گفت «: شهرداری دستور بسته شدن مترو را داده است.» اما مردم معتقد بودند که ماموران امنیتی از ترس اینکه مردم در مترو هم به اعتراض ادامه داده و شعار سر دهند ایستگاه‌ها را تعطیل کرده‌اند.

تظاهرات نه فقط در انقلاب
با وجودی که میرحسین موسوی و مهدی کروبی در فراخوان خود مسیر تظاهرات ۲۵ بهمن را از میدان امام حسین تا ازادی اعلام کرده بودند امروز در چند منطقه دیگر از جمله میدان صادقیه، پونک و… تظاهرات گسترده‌ای برگزار شد. منابع موثق حضور مردم را بویژه در میدان صادقیه بسیار پرشمار ذکر کرده‌اند. مردم در این مناطق نیر علیه دیکتاتوری شعار دادند. در این مناطق نیز گارد ویژه مردم را مورد حمله قرار داد.

حاشیه‌ها
* برخی از مردم معترض می‌گفتند که از ساعت ۱۱ صبح در خیابان‌ها پرسه می‌زدند و منتظر برگزاری تظاهرات بوده‌اند.

* خیلی‌ها هم به شوخی در این روز می‌گفتند که باید خودمان را به میدان تحریر برسانیم که البته منظورشان‌‌ همان میدان آزادی بود که به خاطر تحولات مهم مصر مدام به زبانشان می‌آمد. مردم مصر روز‌ها در میدان تحریر این کشور دست به اعتراض زدند

*خیلی از معترضان از تجربه‌هایی که از شرکت در دیگر تجمع‌های اعتراضی به دست آورده بودند در این روز سخن می‌گفتند. در محدوده خیابان نواب یکی از معترضان روبه دیگران به شوخی گفت: می‌بینم کسی در این جمع نیست که حتی یک تجمع اعتراضی را هم از دست داده باشد.

* تعدادی از معترضان در این روز با موبایل‌ها‌هایشان مدام در حال فیلم برداری و عکسبرداری بودند و دیگران هم مواظب بودند تا کسانی که فیلم می‌گیرند توسط نیروهای امنیتی دستگیر نشوند.

*استفاده از شال سبز، مچ بندهای سبز و نماد وی در میان معترضان همچنان رایج بود.

* تعداد زیادی از معترضان در این روز می‌گفتند که از روز‌ها پیش برای این تظاهرات برنامه ریزی کرده‌اند.

* خیلی‌ها هم می‌گفتند دولت می‌گوید، جنبش سبز مرده است عجب مرده سرزنده‌ای می‌بینیم.

* بوق‌های ممتد از سوی معترضانی که سوار بر خودردوهای شخصیشان بودند، برای حمایت از دیگر معترضان که در خیابان بودند بار‌ها بار‌ها انجام شد.

* در این روز همچنین در خانه بسیاری از شهروندان به روی معترضان باز بود تا آنان هنگام خطر خود را به این خانه‌ها برسانند.

* تمامی تلفن‌های همراه در خیایان انقلاب حدفاصل میدان انقلاب تا آزادی و خیابان‌های منتهی به آن قطع شده بود.

* تجمع‌های پراکنده مردم در تهران تا ساعت نه شب نیز گزارش شده است.

* برخی از منابع از بازداشت چند ده نفر از معرتضان در خیابان‌های خبر داده‌اند.

*دانشجویان دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف با تجمع در مقابل دانشگاه‌های خود به تظاهرات مردم در خیایان انقلاب پیوستند.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۵:۳۵
فیس‌بوک‌ها انقلاب می‌کنند / دانا دبیر (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11346-%D9%81%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%A8%D9%88%DA%A9%E2%8 0%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8 C%D8%A7%D9%86%D8%AF.html)

یکی از ایرانی‌های ساکن خارج از کشور، اخبار ایران به انگلیسی را برای بقیه به اشتراک می‌گذارد. او معتقد است جهان باید مثل ماجرای مصر در مورد ایران آگاه شود و این به مردم ایران انرژی می‌دهد. سارا مدام دعا می‌کند و این دعا ها را در استتوس خود به اشتراک می‌گذارد. او گاهی هم به خامنه‌ای و احمدی نژاد متلک می‌اندازد « آخه ببینید چه بساطی درست کردید، ما به جای اینکه بریم دنبال پیشرفت و یادگیری باید یا مدام تو خیابان‌ها بدویم، یا پشت کامپیوترهامون اخبار تظاهرات رو بخونیم و بهم بریزیم»



چند هفته‌ای بود که صفحات فیس‌بوک مصری‌ها و عرب‌ها توجه جهانیان را به خود معطوف کرده‌بود اما ناگهان و درست باپیروزی جنبش مردم مصر، چشم جهان بار به صفحات سبز رنگی دوخته شد که حکایت از حرکتی جدید داشتند؛ صفحاتی که با شکل‌گیری آن شاید جنبش اعتراضی مردم ایران شکل و شمایلی دیگر به خود بگیرد.از چند روزپیش که رهبران جنبش سبز از این حرکت سخن گفتند صفحات بسیاری از ایرانیان به رنگ سبز درآمد و لگوهای بسیاری با عدد بیست و پنجم بهمن طراحی شد.

فیس‌بوکی‌ها دست به انتشار اخبار زدند، از همان آغاز تظاهرات و جمع شدن تجمعات. خبر بازداشت‌ها، تیراندازی‌ها و شعارهای مردم روی صفحات فیس‌بوک جان تازه‌ای به کسانی می‌داد که پیگیر اخبار بودند. رویا تمام اخبار بی بی سی را به صورت استتوس‌های منظم در اختیار همه می‌گذاشت.« حتی اگر ماه‌ها مردم مبارزه کنند ، من این حرکت را ادامه می‌دهم تا اخبار در اختبار هموطنان قرار بگیرد.»

منصوره می‌گوید:« تمام این فیلم‌ها را روی سی دی می‌زنم و با پول تو جیبی‌هایم تکثیر می‌کنم و در اختیار مردم ناآگاهی می‌گذارم که هنوز این رژیم را باور دارند و هنوز فکر می‌کنند ما دروغ می‌گوییم. یا پست می‌کنم دم در خانه سران نظام که شاید خودشان یا زن و بچه‌شان ببینند و شاید متنبه بشوند.»

علی از صبح ویدیوهای تظاهرات را در میان دوستانش به اشتراک می‌گذارد. او نیز معتقد است این روش در ایران انتخابات هشتاد و هشت و مصر جواب داده و در این روزها هم جواب خواهد داد. او می‌گوید:« هدف فقط دیدن فیلم نیست. باید به مردم طریقه فرار از دست نیروی انتظامی، راه‌های مقابله با گازهای اشک آور و فلفل را تعلیم بدهیم. باید به مردم بگوییم با هم حرکت کنند و تنها در شب جایی نباشند.»

مینا می‌گوید:« شب‌ها باید میادین را زنده نگه داریم و این پیام امروز در فیس‌بوک دست به دست می‌چرخید.»

یکی از ایرانی‌های ساکن خارج از کشور، اخبار ایران به انگلیسی را برای بقیه به اشتراک می‌گذارد. او معتقد است جهان باید مثل ماجرای مصر در مورد ایران آگاه شود و این به مردم ایران انرژی می‌دهد.

سارا مدام دعا می‌کند و این دعا ها را در استتوس خود به اشتراک می‌گذارد. او گاهی هم به خامنه‌ای و احمدی نژاد متلک می‌اندازد

« آخه ببینید چه بساطی درست کردید، ما به جای اینکه بریم دنبال پیشرفت و یادگیری باید یا مدام تو خیابان‌ها بدویم، یا پشت کامپیوترهامون اخبار تظاهرات رو بخونیم و بهم بریزیم.»

جمشید مدام ویدئوهایی که به اشتراک گذاشته می‌شود را چک می‌کند که مبادا اشتباهی در آنها باشد. بعضی از بچه‌ها که از تظاهرات برگشته‌اند به خاطره گویی روی آورده‌اند. ندا نوشته:« چشم هایم به قدری می‌سوزد که نمی‌دانم آیا دوباره می‌توانم بدون سوزش چشم ادامه بدهم یا نه؟»

مرتضی از مشهد خبرهایش را به روز می‌کند و به بچه‌های تهران تبریک می‌گوید. شیما از اصفهانی‌های معترض می‌گوید باید جمع شد و به تهران آمد

‌سروش از گاز فلفل‌ها نوشته که این بار بدتر از دفعات قبل بود. شهلا معتقد است باید جلوی اوین هم تجمع کرد. جواد از فیس بوکی‌ها می‌خواهد با دوستان مصری و تونسی تماس بگیرند. بعضی از فیس‌بوکی‌ها آهنگ‌های انقلابی به اشتراک می‌گذارند تا به هم انرژی مثبت بدهند. کاوه فکر می‌کند باید قدرت و مدیریت این شبکه‌های اجتماعی را بالا برد. مرضیه می‌گوید:« مرگ دیکتاتورها با قرص فیس بوک.»

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۵:۳۷
همدلی هیلاری کلینتون با معترضان ایرانی (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11354-%D9%87%D9%85%D8%AF%D9%84%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%86%D8%AA%D9%88%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.html)

شب گذشته، هیلاری کلینتون در باره اعتراضات گسترده در ایران گفت: ««ما آرزو می‌کنیم، مخالفان دولت و مردم شجاع در خیابان‌های شهرهای مختلف ایران به همان فرصتی دست یابند که همنوعان آنها در مصر بدان دست یافته‌اند.» کلینتون افزود: «آنچه که ما امروز در ایران شاهد هستیم، نشانه شجاعت مردم ایران و بیانگر ریاکاری رژیم ایران است که در سه هفته گذشته همواره به تمجید آنچه در مصر روی می‌داد، پرداخته بود.»

به گزارش رادیو فردا و به نقل از خبرگزاری رویترز، هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، با اشاره به اعمال خشونت علیه تظاهرکنندگان اظهار داشته است: «ما مخالف اعمال خشونت هستیم و حکومت ایران را که یک بار دیگر برای جلوگیری از حق آزادی بیان شهروندانش به خشونت و نیروهای امنیتی متوسل شده، در این رابطه مسئول می‌دانیم.»


کلینتون افزود: «آنچه که ما امروز در ایران شاهد هستیم، نشانه شجاعت مردم ایران و بیانگر ریاکاری رژیم ایران است که در سه هفته گذشته همواره به تمجید آنچه در مصر روی می‌داد، پرداخته بود.» اشاره کلینتون به حمایت رهبران ایران از جنبش ازادی‌خواهی مردم در مصر بودند.

هیلاری کلینتون در باره تغییر سیاسی در ایران گفت: «ما بر این باوریم که باید گشایشی در نظام سیاسی در ایران صورت گرفته و صدای مخالفان و جامعه مدنی شنیده شود.»

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۶:۳۷
25 بهمن - پايداری شبانه مردم در تهران (http://parsdailynews.com/79095.htm)



تهران – 25 بهمن – ساعت 2400 – به گزارش دريافتي از ميدان انقلاب تا آزادي حداقل 150 هزار نفر از مردم حضور دارند . بنا به همين گزارش سه ساعت قبل در ميدان آزادي حداقل 150 هزار نفر حضور داشتند .

در ساعت 2400 مردم زيادي در ميدان انقلاب تا آزادي حضور دارند . مزدوران سركوبگر هم حضور دارند ولي جمعيت مردم بيشتر است .

در تقاطع نواب آزادي در ساعت 2400 بين مردم و انتظامي درگيري رخ داد كه 17 نفر از مردم زخمي شدند ولي همه به خانه هاي مردم منتقل شدند .

رژيم در حال انتقال مزدورانش با اتوبوس از سمت استاديوم آزادي به داخل شهر است .

اين گزارش ميافزايد همه جاي تهران آتش و دود است . مزدوران رژيم مثل ديوانه ها شده اند و تا ميتوانند گلوله هاي پلاستيكي شليك ميكنند تا شايد مردم متفرق شوند .

رژيم همچنين از ماشينهاي آب پاش فشار قوي براي پراكنده كردن مردم استفاده ميكند . در تقاطع نواب آزادي حداقل 6 ماشين آب پاش مستقر بود .

عده اي از مردم و جوانان در ميدان انقلاب در اين ساعت شب ايستاده اند و از بقيه مردم ميخواهند كه ميدان را ترك نكنند و تا صبح بمانند .

گزارش ارسالی بینندگان از تویتر، دلیران بی باک

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۷:۳۴
لاریجانی دستور تشکیل کمیته بررسی جنبش سبز را صادر کرد (http://30mail.net/news/2011/feb/15/tue/7575)



در واکنش به تجمعات روز گذشته هواداران جنبش سبز در ایران علی لاریجانی رئیس مجلس دستور تشکیل کمیته‌ای را صادر کرد که هدف آن بررسی دقیق ماهیت جنبش سبز است.

لاریجانی امروز سه‌شنبه با «مزور» خواندن جنبش سبز اعلام کرد کمیته‌ای متشکل از رؤسای کمیسیون‌های امنیت ملی، اصل نود و کمیسیون فرهنگی و قضایی «در اسرع وقت» تشکیل شود.

وی از اعضای این کمیته خواست تا ظرف چند روز آینده گزارشی را به مجلس ارائه دهند تا نمایندگان و ملت بدانند که چگونه با این جریان برخورد کنند و دستگاه‌های مختلف نیز به وظایف خود عمل نمایند.

لاریجانی راهپیمایی روز گذشته مردم را «آمریکایی و اسرائیلی» خواند و گفت اگر وزارت کشور به راهپیمایان جنبش سبز مجوز می‌داد مجلس با این وزارتخانه برخورد می‌کرد.

پس از پایان سخنرانی علی لاریجانی در مجلس گروهی از نمایندگان حامی احمدی‌نژاد با سر دادن شعار‌هایی خواستار اعدام میرحسین موسوی و مهدی کروبی شدند.

حضور چشمگیر هواداران جنبش سبز در خیابان‌های تهران علیرغم تهدید‌های گسترده با خشم محافظه‌کاران و مقام‌های جمهوری اسلامی مواجه شده است.

به نظر می‌رسد آنها انتظار نداشتند با گذشت 18 ماه از آغاز اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات شاهد حضور چشمگیر مردم در خیابان‌ها باشند.
منبع: خبر‌ آنلاین

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۷:۵۵
تظاهرات تهران به روایت شاهدان عینی (http://30mail.net/)

حافظ - كريم‌خان - چهار عصر
حدود 30 تا وانت ويژه که در هر کدام ۱۰ تا ۱۵ مامور بودن در سكوت مطلق منتظر بودند.

ميدان ولي‌عصر
نيروي انتظامي با كاسكت و سپر آرايش گرفته بود. بينشون پر از لباس شخصي. كسي درگير نشده بود.

سر وصال – حدود ساعت پنج عصر
جمعيت فوق‌العاده بود، مثل 16 آذر مامورها صف شده بودن و راه را مسدود كرده بودن كه ملت نروند پايين. جمعيت انقدر زياد شد كه نتونستن جمع كنن. يه عده شعار دادن،‌ بلافاصله بسيج حمله كرد، تمامشون باتوم برقي و شوكر داشتن. ملت رو پخش كردن. توي تمام كوچه‌ها موتورهاشون گشت مي‌زدن. وحشيانه زدن. تمامشون كلاه داشتن يا شال جلوي صورتشون بسته بودن. گاردي‌ها نبودن. ظرف ده دقيقه تعدادشون چند برابر شد.

ميدان فلسطين
۲۰۰ -۳۰۰ نفر لباس شخصي با موتور سازماندهي شده منتظر بودند، چيزي مثل نيروي رزرو. هيچ خبري از ويژه‌ها نبود.

خيابان ولي‌عصر
جمعيت واقعن زياد بود،‌ ولي همه گيج، معلوم بود كه يه عده تازه دارن مي‌رن و يه عده درگير يا ترسيده برگشتن و منتظرن. خيليا داشتن سعي مي‌كردن با اتوبوس برن به سمت خيابون انقلاب يا آزادي. لباس شخصي‌ها به گشت مي‌زدن. تمام تلاش و سازماندهي‌شون اين بود كه جمعيت نتوانند به سمت غرب يا جنوب ادامه‌ي مسير بدن

میدان فردوسی
از میدان فردوسی به سمت انقلاب نمی‌گذاشتن ماشین بره. خبری هم از بی‌آرتی نبود. موتوری‌های دربستی وایستاده بودن. یکی‌شون می‌گفت تا قلب اغتشاش، سه تومن. تا قلب اغتشاش، سه تومن. اول فک کردم داره شوخی می‌کنه، اما وصال پیاده‌م کرد جدی2 سه تومن گرفت رفت. آخرشم گفت مواظب خودم باشم. اوضاع رسمن شونزده آذری بود. اما گاز اشک‌آوراشون پیش‌رفت کرده بود. نابود می‌کرد رسمن

خیابان انقلاب
جمیعیت زیاد بود و مدام زیادتر می شد
آخرش دیگه یک طرف پیاده رو کاملا پر شده بود
همه با هم درباره مصر حرف می‌زدن
بعضی‌ها می خواستن شب میدان ازادی بمونن
سر هر چهار را مامور بودن اما مردم دورشون می زدم
یه لباس شخصی می گفت بی شعورا به ماشین راه نمی دین می خواین انقلاب کنید؟
یکی جوابش داد شما که با ماشین از رو ادم رد می شین باشعورین؟
جمعیت به چهار راه ولیعصر که رسید خیلی شد
راه را بستن اما دورن زدن مردن
انقلاب را به سختی رد کردیم
اما سر وصال یه چند تا لباس شخصی شروع کردن به زدن مردم

میدان آزادی
ساعت 5.5 به سمت میدان آزادی از پشت طرشت حرکت کردیم و به خیابان آزادی رسیدیم ولی به نزدیکی میدون که رسیدیم دیگه مامورا راه رو بسته بودن و نتونستیم جلوتر بریم یعنی خودمون هم جرات نکردیم.
ساعت 5 هم یکی از بچه ها که رفته بود میدان انقلاب گاز اشک آور خورده به دماغش و کلا دماغش ترکیده و الانم بیمارستانه و باید دماغش عمل بشه
جالبه که میگه گاز رو به سمت مردم شلیک میکردن یعنی دو منظوره بوده هم تیر و هم گاز.
ساعت 7 هم یادگار امام ترافیک سنگین ماشین هایی بود که بوق میزدن وبعد حدود 100 تا موتور سوار با لباس سپاه و شخصی که نمیدونم از کجا یهو سبز شدن از لای ماشینا به سرعت به سمت آزادی رفتن الان هم تقریبا اتوبان نیمه ترافیک است.

خیابان نواب
تو خیابون نواب ‫پایین تر از میدون جمهوری ‫حدفاصل قصرالدشت و هاشمی ‫تجمع بزرگی شکل گرفت که ‫اتیش روشن کردن ‫و عکس خامنه‌ای و خمینی رو اتیش زدند ‫مردم هم شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند ‫و بعدش دست می زدند
‫تا لحظه ای که من اونچا بودم هنوز گارد نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی نیومده بودند
‫خلاصه دور اتیش جمع بودند و عکس اتیش می زدند و میاوردند بالا و مردم هو می کردند و بعدش دست می زدند.

میدان آزادی
وقتی که مردم از میدان آزادی بر می‌گشتند، ‫تعدادی از بسیجی‌ها شامل زن و مرد ‫که پرچم ایران در دست داشتند ‫رفتند بالای میدان انقلاب. ‫تعدادشون در حدود 100 تا 200 نفر بود. از آنجا شعار می دادند که مرگ بر ضد ولایت فقیه، ‫مرگ بر اسراییل. تعدادشون در مقابل مردم خیلی کم بود.

فردوسی به انقلاب
از میدون فردوسی به سمت انقلاب نمی‌ذاشتن ماشین بره. خبری هم از بی‌آرتی نبود. موتوری‌های دربستی وایستاده بودن. یکی‌شون با نیش باز می‌گفت تا قلب اغتشاش، سه تومن. تا قلب اغتشاش، سه تومن. اول فک کردم داره شوخی می‌کنه، اما وصال پیاده‌م کرد جدی2 سه تومن گرفت رفت. آخرشم گفت مواظب خودم باشم.

اوضاع رسمن شونزده آذری بود. اما گاز اشک‌آوراشون پیش‌رفت کرده بود. نابود می‌کرد رسمن. تو وصال هم یه گله موتوری آدما رو جارو کردن ریختن تو جوب. جوبی شدیم. عوضش تاکسیا آدمایی که قرمز و اشک‌آلود و خیس و گلی بودن رو مجانی می‌رسوندن هفت تیر. وصالو که میومدی بالا، می‌رسیدی به بولوار کشاورز، انگار نه انگار. همه چی عادی و معمولی.

یک شاهد عینی به نقل از فیس بوک محمود فرجامی
من فکر نمی کردم امروز آنقدر آدم بیاد. اگه خودم ندیده بودم باورم نمی‌شد. فکر می‌کنم نباید با راهپیمایی‌های قبل مقایسه کرد چون ریسک تجمع امروز خیلی زیاد بود. من فقط چهاراه کالج تا انقلاب رو دیدم و همین محدوده خیلی زیاد بودن.

میدون توحید بود مطمئنا فیلم های این صحنه تو اینترنت پخش می شه. مردم خیابون رو به تصرف در آورده بودن. نرده های که خط اتوبوس رو از خط سواری جدا می کرد شکسته شده بود. سطل زباله ها در وسط خیابون و آتیش تا سقف خونه ها زبونه می کشید.
ما و بقیه وسط خیابون جمع شدیم و شعار دادیم: مبارک، بن علی نوبت سید علی
مرگ بر دیکتاتور
الله اکبر
و از همه باحال تر مرگ بر خامنه ای بود
بعد از گفتن این شعار چند تا بسیجی سعی کردن به سمت مردم حمله کنن که مردم به راحتی اونا رو عقب روندن
بعد از چند دقیقه ناگهان صدای گلوله اومد من اول فکر کردم گلوله ها مشقیه اما یهو دیدم نبش چهار راه یک نفر نقش بر زمین شده بود. مردم با وحشت می گفتن که کشتن کشتن . چند دقیقه بعد یگان ویژه و لباس شخصی ها با تمام قوا تونستن مردم رو پراکنده کنن.

جمال زاده
جمال زاده
خون کف کوچه هاست
پسری تیر خورد
و دختری کشته شد

کوی دانشگاه
کوی دانشگاه یک صدا الله اکبر است
9:05 شب

خیابان رودکی

خبرگزاری هرانا در گزارش‌هایی تأییدنشده از قول شاهدان عینی می‌گوید یک نفر در درگیری‌های حوالی خیابان رودکی به شلیک کلت کمری نیروهای امنیتی موتورسوار کشته شده است. به گزارش هرانا، دو نفر دیگر هم در این درگیری‌ها زخمی شده‌اند.

فردوسی تا انقلاب

از فردوسی به سمت انقلاب دوتا پیاده رو پر پر بود از آدم. خیلی زیاد بودیم خیلی بیشتر از اونی که توقع می بود. توی خیابونای متصل هم یه عالمه آدم بودن که بهت لبخند می زدن. یه خانومه داشت دو تا مامور انتظامی رو قسم می داد که مردم رو نزنن. آقاهه سر کج کرده بود و مظلومانه می گفت چشم. زیر پل کالج خیلی شلوغ بود. پر یگان ویژه. یه پسر کاپشن سیاه رو گرفتن و بردن. به بقیه هم می گفتن حرکت کن آقا. سر چهار راه ولی عصر راهو بسته بودن. بعضیا چک و چونه می زدن بلکه راهو باز کنن. چهار دست و پای یه مامور لباس خاکی پلنگی رو گرفته بودن می بردن توی یه مغازه. ندیدم چی شده بود. خیلی از مامورا ماسک داشتن. دوست من لباس مدل اطلاعاتی پوشیده بود. کاپشن سبز، ته ریش هم داشت. یه آقاهه اومد سرش رو کرد تو گوشش. بهش گفته بود عمار یازده ای یا یاسر شونزده . دوست منم با خونسردی گفته بود ابوالفضل صفر.

بزرگراه یادگار

در خیابان آزادی نیروهای امنیتی تمایل چندانی به خشونت نداشتند و فقط سعی می‌کردند در صورت لزوم مانع تجمع شوند. رانندگان در بزرگراه یادگار با توقف خودروهایشان، سعی می‌کردند مانع تحرک موتورسواران نیروهای امنیتی شوند. صدای بوق شدید خودروها در یادگار شنیده می‌شود.

خیابان آزادی – خیابان آذربایجان

جمعیت زیادی به خیابان آمده‌اند اما موتورسواران با ویراژ میان آن‌ها جمعیت را پراکنده می‌کنند. مأموران گاز اشک آور شلیک کرده‌اند با این وجود معترضان شعار می‌دهند، نیروهای پلیس و بسیج آنها را می‌زنند و مردم دوباره فرار می‌کنند. عده‌ای از مردم در خیابان آذربایجان آتش روشن کرده‌اند. صدای هلی‌کوپتر هم در فضا شنیده می‌شود. فضا شبیه تظاهرات روز شنبه پس از سخنرانی آقای خامنه‌ای در سال ۱۳۸۸ است.

خیابان آزادی – خیابان خوش

صدای الله اکبر و شعارهای «مرگ بر دیکتاتور»، «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» و «یاحسین، میرحسین» از خیابان آزادی به گوش می‌رسد.

خیابان انقلاب – چهاراه کالج

مأموران موتورسوار، هر عابر پیاده‌ای را که در تیررس آن‌ها باشد کتک می‌زنند. خطوط ارتباط تلفنی در اطراف این خیابان به شدت مشکل دارد و امکان فرستادن پیام کوتاه نیست.

دانشگاه امیرکبیر

آنقدر دست‌بند زدند که کم آوردند و دست‌های دانشجویان را با بست کمربندی به هم بستند و به صف کردند.

میدان ونک

سرنشینان اتوبوسی از میدان ونک به ولیعصر از راننده خواسته اند بدون توقف در ایستگاه ها، آنها را مستقیما به میدان ولیعصر برساند.

خیابان آزادی

در خیابان آزادی، با گاز اشک آور، سعی در پراکندن مردم دارند، مردم در کوچه های اطراف هستند، و دوباره جمع می شوند، ولی به محض جمع شدن، مورد حمله قرار می گیرند، یک نفر جانباز که یک پایش را در جنگ از دست داده بود، به شدت کتک خورد، که این صحنه خیلی مردم را متأثر کرد. مردم از راه های مختلف به سمت آزادی در حرکتند، ترافیک زیاد است و ماشین ها بوق می زنند .در همه تقاطع ها نیروهای انتظامی زیادی مستقر هستند.

میدان فردوسی

در میدان فردوسی معترضان شعارهایی علیه رهبر ایران سر دادند «با یک بلیط یک سره/ خامنه ای باید بره». شعارهای دیگر: مبارک، بن علی، نوبت سید علی؛ نه غزه، نه لبنان، تونس و مصر و ایران؛ مرگ بر ظالمان، چه قاهره چه تهران؛ نظامی جدا شو، با ملت هم‌صدا شو؛ ابوالفضل علمدار سید علی را بردار

وصال

جمعیت زیاد بود و مدام زیادتر می‌شد. آخرش دیگر یک طرف پیاده‌رو کامل پر شده بود. یک لباس شخصی گفت بی‌شعورا به ماشین‌ها راه نمی‌دید می‌خواهید انقلاب کنید؟ یکی جوابش را داد که شما که با ماشین ازروی مردم رد می‌شوید باشعورید؟ سر خیابان وصال چندتا لباس شخصی شروع به کتک زدن مردم کردند. مردم سریع می‌ترسیدند وگرنه که تعداد مردم خیلی بیشتر ازآن‌ها بود. مردم چنان نیروهای امنیتی را هو می‌کردند که صدایشان مرا هم می‌ترساند.

خیابان نواب

یک شاهدعینی دقایقی پیش به دویچه‌وله فارسی گفت بین نواب و انقلاب نیروهای ضد شورش با موتور از روی مردم رد شده‌اند

عروس در تظاهرات

یه خانوم چهل و خورده‌ای ساله داشت شعار می‌داد ... وسط اون ترافیک یه ماشین عروس بود ... یه دیویس شیش نوک مدادی ... خوب تزئینش کرده بودن ... عروس و دوماد دو تایی نشسته بودن تو ماشین و هاج و واج مونده بودن ... خانوم چهل و خورده‌ای ساله یه مرگ بر دیکتاتور مشتی گفت که همه همراهیش کردن ... یکی از اون ور داد زد بگیرینش ... اینو که گفت چند نفر حمله کردن این طرف ... خانوم رو بین خودمون قایمش کردیم ولی این جوری که داشتن می‌اومدن، حتمن می‌گرفتنش ... یهو در ماشین عروس باز شد ... عروس روبان سفیدو از رو صورتش زد کنار ... داد زد مامان مامان بیا ما اینجائیم ... اولش یه کم جا خوردیم ولی فهمیدم منظورش چیه ... با هزار زحمت خانوم رو از پشتمون رد کردیم رفت نشست تو ماشین عروس ... دو تا لباس شخصی و چن تا سرباز اومدن ... هر چی گشتن پیداش نکردن ...

ولنتاین

سر ویلا یه جمعیت سی چهل نفری، یه سری‌شون شعار می‌دادن روز ولنتاین مبارک
یه سری دیگه جواب می‌دادن دیکتاتور برو به درک
پشت‌بندش هم:
دیکتاتور برو به درک
پیش حسنی مبارک

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۰۸
خبرهای کوتاه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28732)

* قطع شدن کلی برق در اطراف میدان انقلاب و خیابان آزادی برق کلیه منازل در اطراف میدان انقلاب و خیابان آزادی از حدود ساعت 19 قطع شده است.

* خبرگزاری فارس خبرهای منتشره در سایت ها مبنی بر کشته شدن یکی از تظاهر کنندگان 25 بهمن را تائيد کرد ولی مدعی شد که وی بدست مخالفان رژيم کشته شده است.

* آزاده اسدی یکی از معترضین که در مقابل سفارت ایران در لندن است، به بی بی سی فارسی گفت که معترضین هنوز در مقابل سفارت تجمع خود را حفظ کرده و شعارهای مختلفی از جمله مخالفت با رهبر ایران و در حمایت از آزادی زندانیان سیاسی سر می دهند.

* از برخی محله‌های تهران گزارش رسیده که امشب هم فریادهای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور بر پشت‌بام‌ها طنین‌انداز شده است. این درحالی است که امشب فراخوان هماهنگی در رسانه ها داده نشده بود.
به گزارش کلمه، از جمله محله‌هایی که تا این ساعت (۱۱ شب) شعاردهی بر پشت‌بام‌ها گزارش شده، قلهک، اکباتان، یوسف‌آباد و کوی دانشگاه تهران بوده و احتمالا به مانند شب گذشته، گزارش الله‌اکبرگویی در دیگر محله‌های دیگر تهران و برخی شهرهای بزرگ نیز منتشر شود.
این در حالی است که در همین ساعت، گزارش‌های از ادامه‌ی حضور برخی معترضان در خیابان‌ها نیز منعکس شده است.

*کاخ سفید:ایالات متحده میخواهد که ایران همان حقوق جهانی تجمع، تظاهرات و بیان صلح آمیزی را که درقاهره اعمال شده به ملت خود بدهد.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۰۹
تلویزیون ژاپن: حکومت ایران دست به سرکوب اعتراضات مردمی زد (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28737)

* پارس و ما : تلویزیون سراسری ژاپن (آن اچ کی)روز سه شنبه گزارش داد: در حالیکه حکومت های خودکامه در تونس و مصر بدست مردم سرنگون شده، در ایران نیز مردم اصلاح طلب دوباره دست به راهپیمایی اعتراض آمیز زدند، ولی نیروهای امنیتی دولتی دست به سرکوب آنها زدند .

به گزارش این شبکه، سرکوب فیزیکی مردم تظاهرکنندگان از سوی نیروهای امنیتی سبب کشته و زخمی شدن تظاهر کنندگان ایرانی شده است .

شبکه سراسری ژاپن گفت که پیش از این اعتراضات مردمی در تونس و مصر سبب سرنگونی حکومت های دیکتاتور و خودکامه این کشورها شده است .

این شبکه افزود که بدنبال این رویدادها در کشورهای تونس و مصر، مردم اصلاح طلب ایران نیز برای برگزاری یک راهپیمایی اعتراض آمیز فراخوان دادند .

به گزارش تلویزیون سراسری ژاپن، هزاران مردم معترض در این راهپیمایی گردهم آمده با فریاد «مرگ بر دیکتاتور» به حکومت اسلامی حاکم بر این کشور اعتراض می کردند .

تلویزیون ژاپن گفت که سران حکومت ایران از سویی جنبش مردم مصر برای سرنگونی حکومت حسنی مبارک در مصر را انقلاب نامیده و آن را ستایش می کنند، ولی از سوی دیگر در درون کشور دست به دستگیری و سرکوب مردم اصلاح طلب و معترضین می‌زنند .

این شبکه ژاپنی پیش‌بینی کرد که این واکنش دوگانه و متفاوت حکومت اسلامی ایران، سبب اعتراضات جهانی شود.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۱۳
واکنش‌های داخلی و خارجی به تظاهرات ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28741)

دویچه وله : در حالی که همه خبرگزاری‌های مهم جهان ناآرامی‌های امروز تهران و برخی دیگر از شهرهای ایران را منعکس کردند، خبرگزاری‌های رسمی ایرنا، ایلنا و ایسنا در ایران، تا ساعت ۹ و نیم شب به وقت تهران، هیچ خبری در این مورد منتشر نکردند. در مقابل، دو خبرگزاری فارس و مهر، گزارش‌هائی منتشر کردند که در آن‌ها به تظاهرکنندگان به شدت حمله شده کرده یا آنها را مورد اهانت قرار داده‌اند.

خبرگزاری فارس(وابسته به سپاه پاسداران)، تظاهرکنندگان ایرانی را "منافق، سلطنت‌طلب، اراذل و اوباش و فتنه گر" خواند و نوشت که آن‌ها به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس به خیابان آمدند، اما در تظاهرات خود هیچ شعاری در حمایت از مردم مصر و تونس سر ندادند.

آشوبگر خواندن معترضان

اغلب گزارش‌هائی که روز دوشنبه ۲۵ بهمن از تهران رسید، نشان می‌داد که حکومت بسیجی‌های ۱۴ تا ۱۸ ساله تازه‌ای را به انواع وسایل سرکوب مجهز کرده و برای جلوگیری از به‌هم پیوستن معترضان به جان آن‌ها انداخته است. همین گروه‌ها، با همراهی موتورسوارها و لباس شخصی‌های مجهز به گاز اشک‌آور و چوب و چماق، در نقاط مختلف تهران به جان معترضان افتادند و تعداد بی‌شماری را مجروح کردند. اما خبرگزاری فارس، تظاهرکنندگان را به "آزار و اذیت مردم، و ایجاد راهبندان" متهم کرد و نوشت:«عده‌ای از آشوبگران موجب ترافیک شدند و برخی از آن‌ها در حوالی میدان توحید حداکثر تلاششان به آتش کشیدن سطل زباله و ایستگاه اتوبوس در خیابان‌های فرعی بود که با نفرت و اعتراض مردم روبرو شدند.»

زمینه‌سازی برای دستگیری موسوی و کروبی

خبرگزاری فارس، گروه‌های چندهزار نفری را "تجمعات چند نفره" نامید و نوشت که مردم در اعتراض به تظاهرکنندگان، میرحسین و کروبی را مورد لعن و نفرین قرار ‌دادند و خواستار دستگیری، محاکمه و اشد مجازات برای "سران بازی‌خورده دشمن" شدند.

محافل و چهره‌های تندرو در حکومت ایران، ماه‌ها است در رسانه‌های خود خواستار دستگیری، محاکمه و حتی اعدام موسوی و کروبی شده‌اند.

خبرگزاری فارس، دراقامه اتهام علیه معترضانی که امروز دستگیر شده و یا احتمالا در روزهای آینده دستگیر خواهند شد، تا آنجا پیش رفت که آن‌ها را به مجاهدین خلق و کومله نیز منتسب دانست و نوشت: «یکی از عوامل این گروهک‌ها، تمام جیب‌های خود را پر سنگ کرده بود و این سنگ‌ها را به سمت مردم و نیروی انتظامی پرتاب می‌کرد، وی بلافاصله شناسائی و دستگیر شد.»

خبرگزاری فارس، در پایان گزارش خود کوشیده است روایتی به کلی متفاوت از گزارش‌های خبرگزاری‌های غیردولتی و شاهدان مستقل در باره حضور معترضان در پیاده روها به دست دهد. این خبرگزاری نوشته است:«ساعاتی که برای این تجمع انتخاب شده بود، با تعطیلی مردم از ادارات روبرو شده بود و به طور طبیعی مردمی که می‌خواستند به منزل خود بازگردند، در اثر ترافیک مجبور بودند پیاده‌روها را پیاده طی کنند.»

خبرگزاری فارس گرچه در ابتدای گزارش خود اجتماعات مردم را "چند نفره" خوانده است، اما در پایان می‌نویسد:«صاحب‌نظران تعداد نیروها در این تجمعات را بسیار کمتر از تجمعات ۱۳ آبان و روز عاشورا ارزیابی می‌کنند.»

تعطیل جشنواره فجر

خبرگزاری مهر نیز که معمولا لحن آرام‌تری دارد، این‌بار تظاهرات معترضان را "اغتشاشات" نام نهاده و خبر داده که ناآرامی‌های امروز تهران برخی از برنامه‌های رسمی دولتی، از جمله جشنواره فجر را به تعطیل کشانده است. این خبرگزاری افزوده:«در حالی که عده معدودی از قانون شکنان بنابر اعلامیه کارگزاران فتنه امروز بعد از ظهر در محدوده میدان انقلاب اقدام به اغتشاش کرده بودند، ترافیک سنگینی را در حمل و نقل عمومی به‌خصوص شبکه اتوبوسرانی بی. آر.تی ایجاد کرده و موجب سرگردانی مردم شدند.»

در ادامه این گزارش تعطیل مغازه‌ها نیز بدینگونه توضیح داده شده است:«کسبه این محدوده نیز از ترس تعرض اغتشاشگران و تخریب اموالشان اغلب تعطیل کرده و آن‌ها نیز به نوعی دیگر از فعالیت روزانه خود بازماندند.» در ناآرامی‌های پس از انتخابات سئوال برانگیر ریاست‌جمهوری سال گذشته ایران، اسناد و مدارک بی‌شماری نشان داد که نیروهای لباس شخصی و بسیج به مغازه‌ها و خانه‌های مردم حمله کرده و خسارات سنگینی به بار آورده‌اند.

خبرگزاری مهر هم ناراضیان را متهم می کند که آن‌ها هیچ شعار و نمادی مبنی بر حمایت از انقلاب مردم مصر و تونس حمل نمی‌کرده‌اند.

سایت الف، وابسته به احمد توکلی، چهره‌ پرنفوذ در مجلس ایران نیز نوشته است که نیروهای امنیتی معترضان را متفرق کردند و «در مواردي پليس ناچار شد برای پراكندن و پيشگيری از ايجاد اغتشاش توسط آنها از گاز اشك آور استفاده كند.»

این سایت در ادامه گزارش خود به شلوغی و ازدحام خیابان‌های اصلی شهر در روز ۲۵ بهمن اشاره کرده، ولی آن را با «تجمع وسیع نیروهای انتظامی» مرتبط دانسته است. این سایت توضیح نداده است که دلیل این بسیج قوا و حضور گسترده نیروهای انتظامی در خیابان‌های تهران چه بوده است.

واکنش‌های خارجی

برخورد خشونت‌آمیز با تظاهرکنندگان، در خارج از کشور واکنش انتقادی مقام‌های سیاسی و سازمان‌های مدافع حقوق‌بشر را برانگیخت. سازمان عفو بین‌الملل با صدور بیانیه‌ای برخورد خشن نیروهای امنیتی را با تظاهرکنندگان در تهران و اصفهان محکوم کرد.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود بار دیگر حق مردم ایران را برای برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز در حمایت از مردم مصر و تونس مورد تاکید قرار داد.

به‌گزارش خبرگزاری‌های آلمان و فرانسه، هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا نیز به دنبال برخورد خشونت‌آمیز با تظاهرکنندگان، دولت ایران را به "مقدس‌نمائی" متهم کرد. کلینتون به خبرنگاران گفت:«رژیم ایران، از اعتراضات مخالفان دولت در مصر استقبال کرد، اما تلاش می‌کند مخالفان را در کشور خودش سرکوب کند.»

خبرگزاری آلمان به نقل از وزیر خارجه آمریکا نوشت:«من و سایر اعضای دولت آمریکا، به روشنی از تلاش‌های مردمی که در تهران به خیابان رفتند پشتیبانی می‌کنیم. دولت ایران باید سیستم سیاسی را باز کند و صدای مخالفان و جامعه مدنی را بشنود.»

همزمان، ویلیام هیگ وزیر امورخارجه بریتانیا نیز با اشاره به تصاویر ضرب و جرح تظاهرکنندگان ایرانی که امروز منتشر شده است، گفت:«محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهوری ایران معتقد است مردم مصر حق دارند آزادانه عقایدشان را بیان کنند. دولت ایران نباید این حق را از مردم خودش دریغ کند.»

همزمان با تظاهرات اعتراضی در ایران، گروه‌هائی از ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز، در برابر سفارت‌خانه‌های ایران در بروکسل، پاریس، لندن، برلین و چند شهر دیگر دست به تظاهرات اعتراض آمیز زدند.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۲۳
"بازداشت صد ها معترض، واکنش های جهانی به سرکوب تظاهرات در ایران" (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28742)

هزاران نفر از مخالفان دولت ایران در حمایت از اعتراضات مردم تونس و مصر روز دوشنبه به خیابان ها آمدند، این درحالی است که یک خبرگزاری نیمه رسمی در ایران می گوید یک نفر بدست معترضان کشته و چندین تن دیگر مجروح شدند.

سایت کلمه، وابسته به میرحسین موسوی می گويد براساس «گزارشهای تأييد نشده ای» صدها نفر در اين تظاهرات که هزاران فعال در چالش به ممنوعيت دولتی در آن شرکت داشتند، بازداشت شده اند. تا اين لحظه هيچ گزارش رسمی از سوی دولت در مورد تعداد بازداشت شدگان منتشر نشده است.
شاهدان می گویند با نادیده گرفتن ممنوعیت تظاهرات در روز دوشنبه از سوی معترضان، نیروهای امنیتی که بسیاری از آنان سوار بر موتورسیکلت بودند در سراسر مرکز شهر تهران حرکت می کردند.

صدها نفر از ماموران پلیس ضد شورش که پوشش های سیاه به تن داشتند، گاز اشک آور پرتاب کردند و با استفاده از اسلحه های پینت بال سعی در متفرق کردن معترضان داشتند.

خبرگزاری نیمه رسمی فارس، نزدیک به دولت محمود احمدی نژاد می گوید «فتنه گران» به یک رهگذر در تجمعات تهران شلیک کرده و او را کشتند.
گزارش های رسمی تاکنون بازداشت های صورت گرفته را تایید نکرده است.

سایت کلمه و همچنین سایت سحام نیوز وابسته به مهدی کروبی، یکی دیگر از رهبران اصلاح طلبان، گزارش داده است که ماموران امنیتی خانه میرحسین موسوی و مهدی کروبی را محاصره کرده و نگذاشتند این دو به تظاهرات ۲۵ بهمن به پیوندند.

مقامات همچنین خطوط تلفن خانه آقای موسوی را قطع کردند. شماری از معترضان شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دادند.
دوشنبه شب نیز همچون اعتراضات سال گذشته، شعارهایی از پشت بام های تهران توسط مخالفان دولت سرداده شد.

واکنش های جهانی به تظاهرات روز دوشنبه
هیلری کلینتون، وزیر امورخارجه آمریکا اعلام کرد ایالات متحده « به روشنی و بطور مستقیم» از «آرزوهای مردمی که امروز در خیابان های ایران بودند» حمایت می کند.
خانم کلینتون از دولت ایران خواست تا از نمونه مصر پیروی کند و نظام سیاسی خود را «باز کند.» وزیر امورخارجه آمریکا بار دیگر درخواست دولت آمریکا را برای تغییرات سیاسی دموکراتیک، بدون خشونت، و با رعایت جوانب حقوق بشر تایید کرد.

او اعتراض مخالفان را سندی دال بر «شجاعت» مردم ایران و « ادعا نامه ای علیه نفاق حکومت ایران» دانست.
پیش از این، آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی اعتراضات مردم مصر و تونس را بیداری اسلامی خوانده بود. اما دولت ایران سعی کرد که اعتراضات را در داخل سرکوب کند.

دولت ایران همچنین نسبت به هرگونه تجمع معترضان در روز دوشنبه هشدار داده بود.
گزارش های رسیده از دیگر شهرهای ایران از وقوع تظاهرات مخالفان در اصفهان، شیراز و کرمانشاه حکایت دارد.

ویلیام هیگ، وزیر امورخارجه بریتانیا از مقامات ایرانی خواست تا از خود خویشتنداری نشان دهند و به مردم اجازه بیان آزادنه دیدگاه هایشان را بدهند.
عبدالله گل، رییس جمهوری ترکیه نیز در سفر به تهران، بدون نام بردن از ایران، از دولت های خاورمیانه خواست به تقاضاهای مردم خود گوش دهند.
سازمان عفو بین الملل نیز روز دوشنبه، سرکوب تظاهرات در ایران را محکوم کرد.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۲۵
نامه یک سپاهی: اگر تظاهرات ادامه پیدا کند چه باید کرد؟! (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28744)

فیس بوک علی جوانمردی، مجری برنامه های صدای آمریکا: دوستان گرامی این خبر از منبعی در سپاه پاسداران تهران ، به من رسیده و من فقط ناقل آن هستم و قضاوت درباره آن باشماست.

" فرماندهی سپاه پاسداران که مدیریت بحران کنونی در کشور را بر عهده گرفته به تمامی پرسنل خود که در کنترل بحران شرکت داشتند اعلام کرده به هیچ وجه نباید مشاهدات خود را از حضور مردم حتی به اعضای خانواده خود بگویند. به کادرهای سپاه وعده داده شده پس از عبور از بحران کنونی به هر کادر رسمی سپاه بنا بر نوع شرکت در کنترل بحران پاداشی نقدی تحت عنوان "حیدر " داده شود.

جالب توجه آنستکه شب گذشته به ما گفته شد با حضور پر رنگ سپاه در تهران احدی جرات نخواهد کرد وارد خیابان شود. ولی تظاهرات در بیش از 17 نقطه تهران اعتماد به بولتن داخلی سپاه را کاهش داده و این سوال را در بدنه سپاه مطرح کرده که اگر تظاهرات ادامه پیدا کند چه باید کرد؟! بسیاری از پرسنل سپاه طرفدار مهندس موسوی هستند و میگویند بجای شلیک به مردم ، به هوا تیراندازی کرده اند.

نکته قابل توجه دیگر ماسک تظاهرکنندگان است که باعث شده نتوان آنها را شناسایی کرد.

بنابرگزارش داخلی سپاه 16 عضو سپاه زخمی شده و بیش از هشتاد نفر تظاهرکننده نیز در تهران دستگیر شده اند.

سردار حسن عباسی (یدالله قزوینی) پس از جلسه امروز سران سپاه به بیت رهبری پیشنهاد داده در صورت ادامه تظاهرات سردار محمدرضا نقدی را از سازمان بسیج مستضعفین که بازوی کنترل پایتخت است برکنار کنند. درگیری بین دکتر عباسی با سردار نقدی به گوش بدنه سپاه رسیده است.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۲۸
می نویسم برای 26 بهمن (http://iranfuture.wordpress.com/2011/02/15/%D9%85%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-26-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86/)

در اینکه حکومت دیروز شکست خورد هیچ شکی نیست! حکومت جمهوری اسلامی خیلی دلش میخواست که به دنیا بگه که وضعیت ایران با بقیه کشورهای دنیا فرق میکنه ولی حضور هزارها نفر از مردم تو خیابون ها باعث شکست حکومت شد.من چند تا نکته دارم که دوست دارم با شما به اشتراک بگذارم

در حال حاضر ما خیلی خوب یاد گرفتیم که بدون مجوز تظاهرات کنیم.همیشه به بهانه یک روز دولتی مثل روز قدس یا روز دانشجو و یا حتی 22 بهمن سعی داشتیم به خیابونا بیاییم ولی دیروز بعد از 25 خرداد تنها روزی بود که واقعا روز ما بود و میتونه شروع خوبی باشه برای ادامه حرکتمون. من میگم حالا که ما یاد گرفتیم بدون مجوز تظاهرات کنیم چرا این حرکت را به بهانه های مختلف ادامه ندیم؟الان مثلا همه مردم از وضعیت اقتصادی ناراضی هستند.مردم خیلی از کشورهای منطقه هم به خاطر شرایط بد اقتصادی در خیابان ها هستند.مثلا اگه یک روز را به خاطر اعتراض به شرایط بد اقتصادی در نظر بگیریم مطمئنا شاهد حضور میلیونی مردم خواهیم بود چون الان اکثریت مردم از شرایط اقتصادی ناراضی هستند.اون وقت میتونیم شعارهای سیاسی را بهتر پوشش بدیم

نکته دیگه اینکه خیلی خوبه که اکثر مردم دوباره به تغییر امیدوار شدند.اون عده ای که ناامید هستند را باید قانع کنیم که میشه تغییر کرد.بهترین مثال خود مصر میتونه باشه.تظاهرات روز های اول مصر هم چندین هزار نفر بود و از اول میلیونی نبود و روز به روز به تعداد تظاهرکنندگان اضافه می شد.ما هنوز اول راه هستیم



واقعا امیدوارم که امروز هم اعتراضات و تظاهرات ادامه داشته باشه و هرچه سریع تر در مورد امروز 26 بهمن اطلاع رسانی بشه.همه باید به خاطر دستگیرشدگان و کشته شدگان دیشب باشیم.به خاطر اونا هم که شده باید این راهو ادامه بدیم

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۳۱
همراه شو عزیز...

۲۶ بهمن
تظاهرات پراکنده


http://a7.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-ash1/182602_193602863991740_100000260830111_628817_3358 251_n.jpg

mehrnazdiba
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۴۱
در پي تجمع غيرقانوني فتنه‌گران آمريكايي؛
فرياد مرگ بر موسوي، كروبي و خاتمي در صحن علني مجلس طنين‌انداز شد

خبرگزاري فارس: نمايندگان مجلس با سردادن شعارهاي مرگ بر آمريكا، موسوي، كروبي و خاتمي در صحن علني پارلمان تجمع غيرقانوني فتنه‌گران آمريكايي را محكوم كردند.


به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي در نطق آغاز جلسه علني خود با اشاره به نقش آمريكا در مخالفت با انقلاب مصر و نقش ايران در حمايت از اين انقلاب به دسيسه‌هاي جديد آمريكا براي ايجاد ناامني در كشور ايران و برپايي تظاهرات انحرافي 25 بهمن‌ماه توسط ايادي آنها اشاره كرد.

نمايندگان مجلس بعد از اين نطق لاريجاني با سر دادن فرياد مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، مرگ بر موسوي، مرگ بر كروبي و مرگ بر خاتمي تجمع غيرقانوني عده‌اي را در روز گذشته محكوم كردند.

نمايندگان مجلس بعد از اتمام نطق لاريجاني مقابل جايگاه هيئت رئيسه جمع شده و فرياد سر دادند كه: "موسوي، كروبي، اعدام بايد گردند " اين نمايندگان همچنين تاكيد كردند: "ما همه سرباز توئيم خامنه‌اي، گوش به فرمان توئيم خامنه‌اي " و "اي رهبر آزاده، آماده‌ايم آماده ".

mehrnazdiba
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۴۷
:m06: :m06: :m06:

mehrnazdiba
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۴۸
توف به روی این اراذل و اوباش که خود را نمایندهٔ مردم میدانند.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۰۸:۵۵
صفحه فیس بوک 26 بهمن برای برنامه ریزی و تداوم اعتراضات مردمی راه اندازی شد . (http://www.facebook.com/pages/26-Bahman/141079269288321)

http://www.facebook.com/pages/26-Bahman/141079269288321

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۱۴:۳۶
خشم دانشجویان دانشگاه هنر از دروغ پراکنی های رسانه های حکومتی درباره دانشجوی شهید (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28771)

جرس:

مسیح علی نژاد : "عوامل فتنه‌گر و گروهك مزدور و تروريستي منافقين روز گذشته (دوشنبه) با برپايي تجمعات غيرقانوني و راه‌اندازي اغتشاشات خياباني در برخي معابر تهران به ‌سوي رهگذران آتش گشودند كه در جريان اين تيراندازي يكي از دانشجويان دان، شگاه هنر تهران به شهادت رسيد." این خبری است که خبرگزاری فارس با انتشار آن پس از راهپیمایی اعتراضی مردم ایران، شلیک تیر مستقیم به مردم در روز ۲۵ بهمن در تهران را تائید کرده و در عین حال نوشته است: صانع ژاله متولد سال 63 از هموطنان كرد زبان اهل پاوه و دانشجوي رشته نمايش دانشگاه هنر تهران بود که روز دوشنبه توسط يكي از گروه‌هاي تروريستي منافقين در خيابان امير اكرم تهران با تير مستقيم مورد هدف قرار گرفت كه پس از اعزام به بيمارستان به شهادت رسيد

گفتنی است، خبرگزاری‌ های حکومتی ابتدا فرد کشته شده در رهپیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن را شهید شده به دست « جریان فتنه» معرفی کردند اما پس از احراز هویت آقای ژاله در برخی از سایت های هوادار حکومت ایران دیگر از لفط شهید استفاده نمی‌ شود و وی را یکی از کشته شدگانی که مورد هدف «منافقین» قرار گرفته است معرفی می کنند. رسانه های حامی دولت ایران در یک سال گذشته نیز با انتشار اخبار متعدد، کشته شدن معترضان در راهپیمایی های اعتراضی را به «منافقین» و «عوامل بیگانه» نسبت داده اند.
پس از شناسایی صانع ژاله و اعلام نام وی به عنوان دانشجوی دانشگاه هنر تهران، جرس به سراغ برخی از دانشجویان این دانشگاه رفته است تا جزییات مربوط به این حادثه را از آنان جویا شود.
یکی از دانشجویان دانشگاه هنر تهران که خواست نام او فاش نشود به جرس گفت: فضای دانشگاه هنر بسیار ملتهب است و اخباری که خبرگزاری های حکومتی منتشر کرده اند، دانشجویان را به شدت آزرده خاطر کرده است. تا آنجا که حتی پس از انتشار کارت عضویت بسیج آقای ژاله در خبرگزاری فارس، یک نوع نزاع و درگیری لفظی در دانشگاه به وجود آمده است و خیلی ها از هم می پرسند آیا واقعا این دانشجو به عنوان بسیج در راهپیمایی شرکت کرده بود؟.
وی گفت تا آنجایی که من ایشان را از نزدیک می شناسم و دوستان و هم اتاقی های او در خوابگاه دانشجویی گواهی می دهند، آقای صانع ژاله یکی از هم وطنان کرد زبان نجیب این دانشگاه بود که اگر چه فعالیت سیاسی نداشت اما پس از انتخابات او هم مثل بسیاری از دانشجویان سبز بود و در راهپیمایی های اعتراضی هجده تیر، شانزده آذر و روز عاشورا خودم شاهد بوده ام که با نشان سبز شرکت کرده بود و حتی بارها تاکید می کرد که دفاع از موسوی و کروبی به کردها این امکان را می دهد که به حداقلی از خواسته های خودشان برسند.
وی حتی به نام یکی از هم اتاقی های این دانشجویی که در راهپیمایی ۲۵ بهمن مورد هدف گلوله قرار گرفت اشاره می کند و یاد آور می شود: صانع ژاله به همراه این هم اتاقی خود سال گذشته در راهپیمایی روز عاشورا شرکت کرده بود که متاسفانه دوست او بازداشت و به مدت سه ماه در اوین به سر برد و چند تن دیگر از هم دانشگاهی های او در راهپیمایی هجده تیر دستگیر شده بودند که او همیشه از انتقال بچه های دانشگاه هنر به کهریزک ناراحت بود و می گفت چرا ما نمی توانیم هیچ کاری برایشان انجام دهیم.
یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه هنر می گوید: امروز در دانشگاه برخی از همکلاسی های صانع نمی توانستند باور کنند که دیروز آنها را در خیابان مورد ضرب و شتم قرار داده اند و امروز برای یکی از دوستان شان که در راهپیمایی شرکت کرده و کشته شده دل می سوزانند. آنها واقعا مرده ما را می خواهند و زنده ی ما برای آنها هیچ ارزشی انگار ندارد. چون اعتراض می کنیم .
جرس به سراغ یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه هنر تهران رفته است که از قضا نام این دانشجو در فهرست دستگیر شدگان پس از انتخابات قید شده است. این لیست مربوط به بازداشت شدگان راهپیمایی هجده تیر سال گذشته است که از روی سخنان یکی از مامورین زندان اوین وقتی که نام های بازداشت شدگان را اعلام می کرد تنظیم شده و در اختیاررسانه ها قرار گرفته بود. هاتف سلطانی یکی از دانشجویان دانشگاه هنر تهران و از جمله این بازداشت شدگان بود که روز 18 تیر ماه ۸۸ به همراه شمار زیادی از دانشجویان بازداشت و به کمپ کهریزک منتقل شده بودند.
هاتف سلطانی ضمن تایید بازداشت خود در جریان راهپیمایی اعتراضی هجده تیر سال ۸۸به جرس می گوید: من پس از آزادی از زندان، ایران را ترک کردم، روزهای سختی بود با امیر جوادی فر، محمد کامرانی و محسن روح الامینی در یک کمپ بودم که آنها شهید شدند ولی من هم پس از آزادی در ایران نماندم و دیشب مثل خیلی از ایرانیان دور از کشور خبرها را از طریق فیسبوک و اینترنت پیگیری می کردم. وقتی خبر کشته شدن هم دانشگاهی خودم را از بچه های دانشگاه هنر شنیدم ، شوکه شدم و اصلا نمی دانم چه باید بگویم. خصوصا خیلی دردناک است وقتی شما کسی را می شناسی اما می بینی در خبرگزاری های دولتی هویت اصلی او انکار می شود و با انتشار یک کارت بسیج که معلوم است از پرونده دانشگاهی او بیرون کشیده اند، در صدد هستند تا حتی میان بچه های خود دانشگاه هم اختلاف بیاندازند.

وی با بیان اینکه صانع ژاله به هیچ وجه سیاسی نبود اشاره می کند، برخی از بچه های کرد معمولا سعی می کنند خیلی وارد مباحثه های سیاسی در دانشگاه نشوند، صانع آدم ساکت و آرامی بود اما پس از انتخابات در راهپیمایی های اعتراضی بسیاری شرکت کرد و حتی یکی از هم اتاقی های او وقتی در راهپیمایی عاشورا دستگیر شده بود بچه هامی دیدند که او چقدر متاثر بود.
وی در مورد محل زندگی او می گوید: ایشان در خوابگاه دانشجویی دانشگاه هنر تهران واقع در خیابان شهید بالاور ساکن بودند و دوستان نزدیک او در ایران می گویند او هم دیروز به همراه دانشجویان دیگر برای شرکت در راهپیمایی رفته بود.
آقای سلطانی در مورد خبر خبرگزاری فارس و انتشار کارت عضویت بسیج صانع ژاله می گوید: خبرگزاری های حامی دولت که عادت دارند به این کار. اما با اطمینان می گویم باید این گزینه که او عضو بسیج بوده است را کاملا خط زد چون نه تنها من بلکه بسیاری از دوستان نزدیک صانع در سبز بودن او هیچ شکی ندارند. خبرگزاری فارس کاری کرده است که امروز یکی از بچه های دانشگاه از من می پرسید؛ صانع از ما بود یا از آنها؟ این واقعا «اعصاب خرد کن» است که می روند از پرونده یک دانشجو کارت بسیج پیدا می کنند تا ذهن همه را منحرف کنند.
وی در توضیح این نکته اضافه می کند: به خیلی از دانشجویان در دانشگاه های تهران خصوصا وقتی از شهرستان می آیند از همان روزهای نخست یک فرمی را می دهند که در آن به بخشی از امکانات نظیر رفتن به اردوهای دانشجویی اشاره می شود و برخی از دانشجویان هم آن فرم را امضا می کنند و بعد با همان کارت بسیج از امکانات دانشگاه بهره مند می شوند. اگر این کارت به معنی بسیجی بودن صانع محسوب می شود من او را بسیجی سبز دانشگاه می دانم.
وی در پایان گفت: خبر خبرگزاری فارس را در مورد هم دانشگاهی خودم که می خوانم انگار یک بیانیه نوشته اند و اصلا شباهتی به خبررسانی ندارد در حالی که باید بدانند در همین دانشگاه خیلی ها همکلاسی های خود را بهتر از آنها می شناسند و در مورد اینگونه خبرها قضاوت خواهند کرد.
خبرگزاری فارس با بیان اینکه «تجمع غيرقانوني فتنه‌گران، عناصر منافقين، سلطنت‌طلبان و اراذل و اوباش در برخي خيابان‌هاي شهر تهران موجب بروز اغتشاشاتي شد كه با حضور به‌هنگام مردم، فتنه‌گران و ديگر عوامل مزدور مجبور به ترك صحنه شدند» به نقل از هادي قاسمي مسئول روابط عمومي بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي كشورمی نویسد: مراسم تشييع پيكر شهيد صانع ژاله دانشجوي دانشگاه هنر تهران كه روز گذشته در اغتشاشات خياباني مورد هدف تير مستقيم گروهك تروريستي منافقين قرار گرفت، ساعت 9:30 فردا (چهارشنبه) از مقابل دانشگاه هنر تهران، چهار راه وليعصر (عج) به سمت دانشگاه تهران برگزار مي‌شود. .

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۱۴:۵۳
آغاز تحصن بسیج در ميدان ارك تهران از امشب!!!! (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28765)

فارس : دانشجويانو طلاب از امشب تحصني را به منظور محاكمه هرچه سريعتر موسوي و كروبي در ميدان ارك تهران آغاز مي‌كنند.

به گزارش فارس، دانشجويان و طلاب تهراني همراه با اقشار مختلف تهران امروز سه‌شنبه ۲۶ بهمن در اعتراض به فتنه‌گران و همچنين مطالبه محاكمه فوري سران فتنه از جمله موسوي و كروبي تحصني را در ميدان ارك تهران آغاز مي‌كنند.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۱۷:۰۴
جعفر شجوني به رفسنجانی : به سرعت از موسوي و كروبي محارب اعلام برائت كنيد،آنها فتنه‌گرند و حق‌شان اعدام در ملاء عام است (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28775)

عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز خطاب به هاشمي رفسنجاني نوشت: آقاي هاشمي به سرعت از موسوي و كروبي فتنه‌گر و محارب اعلام برائت كنيد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران (متعلق به صدا و سیما)، حجت‌الاسلام جعفر شجوني عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز طي نامه‌اي به آيت‌الله هاشمي رفسنجاني ديگر عضو جامعه روحانيت مبارز نسبت به عدم اعلام برائت وي از سران فتنه هشدار داد.

بر اساس اين گزارش، وي در ابتداي اين نامه با بيان اينكه هاشمي رفسنجاني داراي سوابق چشمگير انقلابي است، خطاب به وي نوشت كه اگر مي‌خواهد از گذشته خود حراست كند بايد همين امروز از فتنه‌گران اعلام برائت كند چرا كه موسوي و كروبي دشمنان جهان اسلام هستند و صهيونيست‌ها را خرسند كرده و مسلمانان سراسر جهان را نگران كرده‌اند.

شجوني با بيان اينكه آقاي هاشمي رفسنجاني آخرين فرصت خود را براي اعلام برائت از موسوي و كروبي نبايد از دست بدهد، نوشت: تا زماني كه آقاي هاشمي از موسوي و كروبي اعلام برائت نكرده باشد، بنده حساب وي را با سران فتنه‌ جدا نخواهم دانست.

دبير كل جامعه وعاظ با بيان اينكه موسوي و كروبي بدون اميد به همراهي هاشمي رفسنجاني جرأت جسارت به ارزش‌هاي ملت ايران را نداشته و ندارند، به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هشدار داد در صورت عدم اعلام برائت ملت ايران ديگر هاشمي رفسنجاني را به دامن انقلاب جاي نخواهند داد.

وي همچنين در اين نامه نوشته است ‌كه روحانيت براي فدا شدن در راه ولايت فقيه آمادگي كامل دارند و هر فردي در مقابل نظام اسلامي بايستد با واكنش شديد روحانيت مواجه خواهد شد.

شجوني در بخش پاياني نامه خود خطاب به هاشمي رفسنجاني نوشت: آقاي هاشمي من با شما دوستي ديرينه دارم و دوستانه مي‌گويم كه ملت ايران شما را جزو حاميان فتنه ۸۸ مي‌داند كه البته بنده نيز با ملت ايران هم عقيده هستم؛ اگر شما چنين نظري نداريد فرصت را از دست ندهيد و به سرعت با موسوي و كروبي فتنه‌گر و محارب كه حق‌شان اعدام در ملاء عام است اعلام برائت كنيد. ناگفته نماند كه دعا كرده‌ام جان نا قابل خويش را در راه مبارزه با سران فتنه به مقام معظم رهبري هديه كنم.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۱۹:۱۳
ایجاد جو پلیسی در خیابان های تهران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28778)

گزارش ها از تهران حاکی از آن است که فضای بسیاری از میادین و خیابان های اصلی شهر، امنیتی- پلیسی ست.

بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در خیابان های ولیعصر، ونک و انقلاب جو حاکم از عصر امروز سه شنبه بیست و ششم بهمن ماه، به شدت امنیتی می باشد و نیروهای گارد وِیژه به وفور به چشم می آیند.

گفته می شود حضور مردم نیز در محل های مذکور به قصد تجمع زیاد است هرچند که ایشان هیچ گونه شعاری سر نمی دهند.

روز گذشته راهپیمایی مسالمت آمیز مردم با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد که در پی این خشونت کشته شدن سه تن از شهروندان معترض توسط نیروهای امنیتی برای خبرگزاری هرانا مسجل شده است.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۱۹:۲۰
"مقامات ایران موجی از خشونت بر علیه تظاهرکنندگان جاری کردند" (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28784)

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز با انتشار بیانیه ای گفت که نیروهای امنیتی ایران می باید به استفاده از زور، ارعاب، و دستگیری های خودسرانه علیه تظاهرکنندگان مسالمت جو خاتمه دهند. جمهوری اسلامی ایران، در حالی که ادعا می کند طرفدار آزادی اجتماعات در مصر است، به صورت آشکار ناقض آزادی اجتماعات در ایران است.

روز گذشته، 25 بهمن 1389، هزاران تظاهرکننده در تهران و سایر شهرهای ایران، به قصد شرکت در یک راهپیمایی که به منظور اعلام همبستگی با مردم مصر و تونس بر پا شده بود بیرون آمدند. اما نیروهای امنیتی ایران تظاهرات سراسر ایران را سرکوب کردند و طبق گزارش های متعدد با گاز اشک آور، گلوله های پینت بال، چوب، باتوم های برقی، و گلوله به مردم حمله کردند.

چندین شاهد به کمپین گفتند که آنها شاهد حمله و متفرق کردن مردم توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی در فاصلۀ بین میادین فردوسی و انقلاب در مرکز تهران بوده اند.

آرون رودز، سخنگوی کمپین گفت: "سرکوب امروز شکی باقی نمی گذارد که دولت ایران مصمم است مخالفان خود را با هر هزینه ای ، از طریق بکارگیری تعداد بسیار زیادی نیروی پلیس، بسیجی های ستیزه جو، و نیروهای مخفی اطلاعاتی، سرکوب کند و مردمی را که می خواهند از حقوق مشروع خود نسبت به اجتماعات استفاده کنند را به شیوۀ خشونت آمیزی ساکت کند."

آرون رودز افزود: "دلیل بیرون آمدن تظاهرکنندگان ایرانی این بود که توسط وقایع مصر و تونس انرژی جدیدی پیدا کرده بودند. اینک دولت ایران، که حسنی مبارک را به دلیل عدم احترام به حقوق تظاهر کنندگان مصری ملامت کرده بود، خود از ارعاب، خشونت، و حبس شهروندان خود استفاده می کند تا از آزادی بیان آنها در خیابانها جلوگیری کند."

یک روزنامه نگار در داخل ایران که در تجمعات نزدیک میدان انقلاب شرکت کرده بود به کمپین گفت: "چنان محو تماشای مردمی که بی محابا شعار سر میدادند شده بودم که متوجه حمله ناگهانی مامورینی که از پشت سرم از سمت چهار راه وصال به طرف میدان انقلاب یورش آورده بودند و مردم از ترس مورد اصابت قرار نگرفتن باطوم های مامورین به سوی میدان انقلاب می دویدند نشدم و با چند تنه زدن مردم در حال فرار نقش خیابان شدم و پشت بند افتادنم احساس سوزش عجیبی روی شانه سمت راستم شدم."

وی افزود: "ابتدا کمان کردم تیر خورده ام ، اما گویی دستی از غیب مرا چون پر کاه از زمین بلند کرد و کشان کشان از زیر دست و پا های مردم وحشت زده نجات داد. نمی دانم چه کسی بود چون بلا فاصله ، صد متر دور تر ، توده ای ابر مانند همه جا را در بر گرفت و چشمانم از سوزش گاز اشک آور بسته شد و امکان دیدن چهره ناجیم نبود. فقط در یک لحظه دیدم جلو درب کتابفروشی جیحون هستم ، چند دختر که آنها هم از سوزش گاز اشک آور جیغ می کشیدند در کنارم بودند و یکی از انها بلند بلند به دوستانش که جیغ می کشیدند فریاد زد نترسید من از خونه یه شیشه سرکه با خودم اوردم ….. کور مال کورمال خودم را به خیابان دانشگاه رساندم صدای نفیر شلیک گلوله های گاز اشک آور و تیر های هوایی فضای خیابان انقلاب را مانند سال های انقلاب ۵۷ کرده بود. دستم را به شانه ی سمت راستم که سوزش درد اوری داشت رساندم و در خیالم بود که با لمس سر شانه ام آثار خون بر دستم خواهد ماند اما وقتی دستم را از سر شانه ام برداشتم و از زیر پیراهنم بیرون کشیدم اثار از خون نبود تازه به خودم آمدم که سوزش سر شانه ام از ضربه مهلک باطوم برقی بود."

یک منبع دیگر به کمپین گفت که دو فعال اینترنتی در تهران که به بسیج کردن تظاهرات کمک کرده بودند به دلیل کتک خوردن از ماموران امنیتی به بیمارستان منتقل شدند، اما ادعا می شود که بعدا ناپدید شده اند. شاهدان عینی همچنین به آسوشیتد پرس گفتند که بعضی افراد به دلیل جراحات عمیق ناشی از اصابت گلوله به بیمارستان منتقل شدند.

در تلاشی آشکار که به قصد تضعیف فعالیت های تظاهرکنندگان صورت گرفته بود، گزارش می شود نیروهای امنیتی در شهرهای بزرگ ایران چندین فعال و تظاهرکننده را دستگیر نموده اند. مقامات همچنین دو فعال دانشجویی به نامهای محسن برزگر و حسین ضامن ضرابی را در بابل دستگیر نموده و به محل نامعلومی منتقل کرده اند. وب سایت کلمه همچنین گزارش می دهد که در شب 25 بهمن، ماموران امنیتی به منازل علی باقری، عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین اسلامی و عبدالله ناصری، عضو دیگر سازمان و رییس سابق خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در دولت محمد خاتمی، حمله کرده و این دو را دستگیر نموده اند. این اقدامات در ادامۀ سرکوب مخالفان دولت است که از چند روز قبل از تظاهرات امروز آغاز شده بود.

مقامات جمهوری اسلامی، قبلا از صدور مجوز برای این راهپیمایی خودداری کرده بودند. کمپین از دولت ایران خواسته بود که به حق تجمعات مسالمت آمیز احترام بگذارد و دستگیری های خودسرانه در آستانۀ 25 بهمن را متوقف کند.

روز گذشته، ماموران امنیتی منازل چند سیاستمدار اصلاح طلب را تحت محاصره قرار دادند. رییس جمهور سابق ایران محمد خاتمی و وزیر کشور سابق ایران عبدالله نوری، به دلیل این محاصره نتوانستند منازل خود را ترک کنند.

از پنجشنبۀ گذشته، نیروهای امنیتی منزل مهدی کروبی، رییس سابق مجلس ایران را محاصره کرده اند. گزارش می شود امروز صبح، دوربین های مداربستۀ اطراف منزل آقای کروبی را از کار انداخته اند. مقامات تمام خیابانهایی که به منازل رهبران مخالفان میر حسین موسوی و مهدی کروبی ختم می شوند را با اتوموبیل های نیروی انتظامی و نیروهای لباس شخصی بسته اند و خطوط تلفن منازل آنها را قطع کرده اند. مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همسران آنان اجازه نیافتند تا منازلشان را ترک کنند و به تظاهرات بپیوندند.

کمی قبل از آغاز تظاهرات در ساعت 3 بعد از ظهر روز گذشته، وب سایت های کلمه، نزدیک به میر حسین موسوی، و سهام نیوز، نزدیک به مهدی کروبی، از دسترس خارج شدند. همچنین بالاترین، وبسایتی که معمولا اخبار اعتراضات در آن قرار می گیرد، چندین بار از دسترس خارج شد.

تجمعات 25 بهمن محدود به تهران نبودند. تظاهرکنندگان در شهرهای اصفهان، شیراز، کرمانشاه و شهرهای استان گیلان به تعداد زیاد حضور داشتند. در تهران گروه های بسیار بزرگی از تظاهر کنندگان در خیابان آزادی، میدان امام حسین، خیابان انقلاب، خیابان ولی عصر، میدان صادقیه، چهارراه کالج، و میدان فردوسی حاضر شدند. برخوردهایی بین تظاهرکنندگان و ماموران لباس شخصی و نیروهای گارد ویژه در آن نقاط صورت گرفت. با وجود حضور گستردۀ نیروهای لباس شخصی و پلیس ضد شورش و استفادۀ آنان از خشونت، تظاهرات تا شب به طول انجامید.

آرون رودز گفت: "عدم تحمل دولت ایران برای تظاهرات مستقل عمومی شوکه کننده است. مقامات بایستی فورا به سرکوب این تظاهرات خاتمه بدهند و دوستان ایران نیز باید بر احترام بر حقوق بشر در ایران، همانگونه که برای مصر می خواستند، اصرار بورزند."

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۱۹:۵۴
مصونیت دیپلماتیک به سبک جمهوری اسلامی :دستگيری دیپلمات های خارجی (http://parsdailynews.com/79145.htm)

مصونيت ديپلماتيك، امروزه يكى از اصول به رسميت شناخته شده ى روابط بين الملل است و ابعاد مختلف آن قانون مند شده و مورد توجه جهانيان است.اما رژیم مفلوک جمهوری اسلامی حتی معنی مصونیت دیپلماتیک ، را نیز نمیداند.

در پی بازداشت یکی از دیپلماتهای بلند پایه اسپانیا

رسانه حکومتی از بازداشت يکي از کارمندان سفارت ژاپن در روز گذشته در تهران خبر داد.

سایت حکومتی جوان نوشت:ج.ع کارمند محلي سفارت ژاپن در تهران روزگذشته به جرم حضور در "اغتشاشات ۲۵ بهمن"در تهران دستگير شده است.

این رسانه دورغگوی ذوب شده در ولایت جنایت در ادامه نوشت : حاکي است که روزگذشته سفارتخانه هاي زيادي در تهران در آشوب نقش داشته اند که تا کنون نام برخي از آنها نظير انگليس،اسپانيا و ژاپن افشا شده است.

لازم به ذکر است که دیروز 25 بهمن سرکنسول اسپانیا نیز در تهران بازداشت شد که مورد اعتراض شدید دولت اسپانیا قرار گرفت .

خبر ها در این مورد در لینک های زیر

http://parsdailynews.com/79110.htm

http://parsdailynews.com/79121.htm

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۲۰:۲۸
فراخوان دانشجويان برای شرکت در مراسم تشييع جنازه شهيد صانع ژاله، دانشجونيوز (http://mag.gooya.com/politics/archives/2011/02/117692.php)

در پی به شهادت رسيدن صانع ژاله، دانشجوی دانشکده هنر تهران که توسط نيروهای حکومتی در تظاهرات اعتراضی ديروز به شهادت رسيد، دانشجويان اين دانشکده ضمن برگزاری تجمع اعتراضی خواهان محاکمه عوامل واقعی اين جنايت شدند.

به گزارش دانشجونيوز در تجمع امروز دانشجويان دانشکده هنر، يکی از دوستان شهيد صانع ژاله ضمن رد وابسته بودن اين شهيد به سازمان های حکومتی، اعلام داشته که وی به عنوان يکی از معترضين به حاکميت در تجمعات ديروز شرکت داشته است.

بسيج دانشجويی به همراه رسانه های وابسته به حاکميت با تبليغات فراوان با سرپوش گذاری به جنايت عوامل حکومتی خود سعی در القای اين مطلب دارند که وی از اعضای فعال بسيج دانشجويی بوده که توسط نيروهای مخالف جمهوری اسلامی به قتل رسيده است.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۲۰:۳۴
حمله به منزل مهدی کروبی (http://mag.gooya.com/index.php)

سحام نيوز - جمعی از “اراذل و اوباش" و گروهی از حاميان دولت بعدازظهر امروز، در برابر منزل مهدی کروبی تجمع کردند و شعارهايی بر ضد وی سر دادند.

اين تجمع به دنبال فراخوان امروز يکی از وبسايت‌های منسوب به حکومت مبنی بر تدارک تحصن در ميدان ارک تهران بر ضد مهدی کروبی و ميرحسين موسوی از رهبران جنبش سبز شکل گرفت و گروه حاضران در ميدان ارک، پس از ساعتی به سمت منزل دبير کل حزب اعتماد ملی حرکت کردند.

بر طبق اخبار رسيده اين افراد در حال حاضر در برابر منزل وی تجمع کردند و اقدام به سر دادن شعارهايی بر ضد مهدی کروبی کردند.

parsamarzban
سه شنبه ۲۶ بهمن ۸۹, ۲۱:۰۵
انتشار نام و هویت دومین جان باختهٔ اعتراضات ۲۵ بهمن ماه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28786)

"محمد مختاری"، یکی از مجروحین اعتراضات مردمی روز ۲۵ بهمن ماه در تهران است که گفته می شود بر اثر شدت جراحات وارده ظهر امروز سه شنبه، در بیمارستان فوت کرده است.

بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد مختاری، فرزند اسماعیل و ۲۲ ساله، بر اثر شلیک مستقیم گلوله نیروهای امنیتی از سوی ناحیه "کتف" مضروب شده بود.

وی در خیابان رودکی(پنجاه متر مانده به خیابان توحید) و به ضرب گلولهٔ مستقیم ماموران موتور سوار نیروی انتظامی و به وسیلهٔ کلت کمری مجروح شد و حاضران در صحنه شدت جراحات وی را در حد مرگ نمی دانستند چرا که وی تا مدتی با پای خودش نیز حرکت می نموده است.

به نظر می رسد وی به علت عدم رسیدگی به موقع پزشکی جان باخته باشد چرا که براثر شلیک گلوله به کتفش خون زیادی از بدن وی خارج شده بود تاجایی که شاهدان عینی تمامی لباس های وی را غرق در خون توصیف نموده اند.

خبرگزاری فارس در این زمینه نوشته است که "عوامل فتنه‌گر و گروهک مزدور و تروریستی منافقین (سازمان مجاهدین خلق) روز گذشته تنی چند از هموطنانمان را با تیر مستقیم مورد هدف قرار دادند که ۲ تن از این هموطنانمان به شهادت رسیده و باقی به شدت زخمی شدند."

ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران روز گذشته از وقوع یک درگیری در حوالی خیابان رودکی- توحید و کشته شدن یک تن و مجروحیت سه نفر خبر داده بود؛ "محمد مختاری" یکی از مجروح شدگان این حادثه است که در بیمارستان فوت کرده است.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۵:۳۱
بحث‌های رسمی در باره ابعاد تظاهرات ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28793)

دویچه وله : در روزهای قبل از ۲۵ بهمن، شخصیت‌ها و نهادهای مختلف جمهوری اسلامی ایران در برابر فراخوان مخالفان برای تظاهرات در این روز سکوت اختیارکرده بودند و آن را شایسته اعتنا نمی‌دیدند. در موضع‌گیری‌ها و رسانه‌های رسمی در ماه‌های اخیر پیوسته از "مرگ فتنه" سخن رفته است. این تصور هم در میان مقام‌های رسمی بی‌خریدار نبود که سرکوب معترضان در ماه‌های پس از انتخابات ۱۳۸۸ و برخوردهای امنیتی، قضایی و صدور احکام سنگین برای فعالان و شرکت‌کنندگان در این تظاهرات‌، عملاَ "جریان فتنه" را به خاموشی و نابودی کشانده است.

با این همه، واکنش شدید و گسترده مقام‌ها و رسانه‌های دولتی به تظاهرات مخالفان در ۲۵ بهمن از شب گذشته تا کنون، این گمانه را تقویت می‌کند که ابعاد تظاهرات یادشده فراتر از تصور و برآورد آنها بوده و تا حدودی غافلگیرشان کرده است. شاهد این گمانه را می‌توان سخنان تند و شدید رئیس مجلس و بیانیه ۲۲۳ نماینده مجلس علیه موسوی و کروبی، گزارش وزیر کشور به مجلس، بیانیه بسیج، اظهارات محسن رضایی و مقاله‌ها و گزارش‌های تند رسانه‌های نزدیک به دولت دانست.

سرمقاله برای «آشغال شکر»

روزنامه کیهان گرچه شمار شرکت‌کنندگان در تظاهرات دیروز را سیصد چهارصد نفر اعلام کرده است، اما در عمل ابعاد ماجرا را چنان بزرگ دیده که ناچار شده سرمقاله‌ خود را به تظاهرات این "عده‌ی معدود" اختصاص دهد. حسین شریعتمداری، نماینده ولی فقیه و مدیر مسئول کیهان که این سرمقاله را نوشته، با توصیف جمهوری اسلامی ایران به عنوان شکر، تظاهرکنندگان را "آشغال شکر" نامیده است. وی ادامه داده است: «سرانجام دیروز کوه موش زائید و اگرچه تعداد اندکی از اراذل و اوباش اجاره‌ای کوشیدند در چند نقطه تهران ابراز وجودی چند دقیقه‌ای کنند، ولی با حقارتی مثال زدنی روبرو شدند.»

سایت الف، وابسته به احمد توکلی نیز در شامگاه روز تظاهرات، رقمی مشابه کیهان را در مورد تعداد تظاهرات‌کنندگان اعلام کرد اما هم‌زمان نوشت: «بیشتر شلوغی امروز خیابان انقلاب و آزادی به دلیل تجمع وسیع نیروهای انتظامی و نیز عابران کنجکاو بوده است.» گزارش الف به دلیل «تجمع وسیع» و غیرمعمول نیروهای انتظامی در خیابان‌های یادشده که معمولاَ اقدامی غیرعادی تلقی می‌شود، اشاره‌ای نمی‌کند.

سایت رجا نیوز که مهمترین سایت حامی دولت به شمار می‌رود کمی دست را بالاتر از کیهان گرفته و شمار تظاهرات‌کنندگان را نزدیک به ۱۰ هزار نفر دانسته است. به نوشته این سایت، «روز ۲۵ بهمن در نهایت چند گروه بین ۵۰ تا ۱۰۰ نفری در خیابان‌های انقلاب و آزادی تهران حاضر شدند و حتی سرجمع عدد افرادی که با اراده مشخص در این محل حاضر شده بودند، در تهران با بیش از ۱۰ میلیون جمعیت به ۱۰ هزار نفر هم نرسید.»

تجمع در برابر اوین

اظهارات سردار رادان، فرمانده نیروی انتظامی تهران مبنی بر دستگیری ۱۵۰ نفر از معترضان نیز اگر رقمی نزدیک به واقعیت هم باشد، با ارقام سایر منابع دولتی در باره‌ی حضور تنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر از معترضان در خیابان‌ها نمی‌خواند. یک شاهد عینی که روز ۲۶ بهمن جلوی زندان اوین بوده، به دویچه وله گفته است که از «ساعت ۹ صبح مردم آرام آرام در جلوی در اوین جمع می شدند. حضور نیروهای انتظامی بسیار چشمگیر بود. من بین صد و پنجاه تا دویست نفر حدس می زنم. فردی با لباس شخصی از ابتدای مراسم با دوربین فیلم‌برداری می‌کرد. او با دو نفر دیگر که آنها هم لباس شخصی بودند، دوربین را پس از مدتی دست به دست میکردند اما دوربین لحظه ای را بدون رکورد کردن به سر نبرد.» این شاهد در ادامه می‌گوید که کسانی که برای کسب اطلاع از وضعیت دستگیرشدگان دیروز آمده بودند از همه طبقات و قشرها بودند. در پی اعتراض این حاضران مسئولان زندان آنها را « ساعت ۱۲ جمع کرده و گفتند تا ۴۸ ساعت آینده اسامی بر روی برد قرار می‌گیرد و بعد دستور ترک آنجا را صادر کردند. به حاضران همچنین گفته شد که ادامه حضورتان در برابر اوین به عنوان تجمع غیرقانونی تلقی می‌شود و بازداشت و محاکمه شما را در پی دارد.»

تعطیلی مترو و خطوط اتوبوسرانی

علاوه بر فیلم‌هایی که به‌تدریج از طریق اینترنت منتشر می‌شوند و تا حدود زیادی شمار نسبتاَ واقعی تظاهرات‌کنندگان را نشان می‌دهند، مصاحبه‌ی مدیرعامل شرکت بهره‌برداری متروی تهران با سایت "آینده" نیز روایتی متفاوت با روایت‌های رسمی به دست می‌دهد. جعفر ربیعی گفته است که از ساعت ۴ بعد از ظهر روز دوشنبه به تدریج ایستگاه‌هایی از مترو تعطیل اعلام شدند و دست آخر کل خط ۴ (شامل ایستگاه های میدان انقلاب، چهارراه ولیعصر، فردوسی، دروازه دولت، دروازه شمیران، شهدا، نبرد و میدان کلاهدوز) و خطوط سریع اتوبوسرانی (BRT) فعالیت خود را متوقف کردند.

ظاهراَ بهره‌گیری مخالفان‌از مترو و اتوبوس برای رساندن خود به تجمع‌های اعتراضی و نیز استفاده از ایستگاه‌های مترو برای تجمع و اعتراض از جمله دلایل تصمیم یادشده بوده‌اند.

"حرمت‌شکنی" رئیس جمهور ترکیه

حضور عبدالله گل، رئیس جمهور ترکیه در تهران در روز ۲۵ بهمن و اظهارات وی در باره‌ی قطع تلفن همراه در این شهر با واکنش‌هایی منفی در رسانه‌های نزدیک به دولت مواجه شده است. به نقل از سایت‌های نزدیک به دولت ایران، روزنامه زمان، چاپ ترکیه در گزارشی از حضور گل در جمع خبرنگاران در تهران نوشته است: « خبرنگاران حاضر در این جلسه به گل خبر دادند که امروز (دیروز)صبح، به علت تظاهرات "هواداران اصلاحات" در تهران، شبکه تلفن همراه و اینترنت قطع شده است که گل، پاسخ داد:«دوران کنونی، متفاوت است! شاید بتوان تلفن های همراه را قطع کرد اما تلویزیون ها همه چیز را نشان می دهند و نباید هیچ اقدامی علیه مردم انجام شود.» وی افزوده است: «بزرگترین مسئله این رژیم ها، بی‌عدالتی، فساد اقتصادی، پاسخگو نبودن و استفاده ناقص از منابع است.»

سایت اصول‌گرای مشرق این سخنان گل در تهران را «بی‌حرمتی به میزبان» توصیف کرده است.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۶
نیت پلید وزارت اطلاعات تحت عنوان تشیع جنازه برای ایجاد جو رعب و وحشت و سرکوب مردم تهران (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=34&ni=14785)

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" از بعد ظهر روز سه شنبه 26 بهمن ماه وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران بصورت گسترده اقدام به ارسال اس.ام.اس بر روی موبایل های مردم تهران نمودند که از آنها خواسته شده است راس ساعت 09:00 صبح چهارشنبه 27 بهمن ماه در تشیع جنازۀ صانع ژاله از مقابل دانشگاه هنر شرکت نمایند.
شهید راه آزادی صانع ژاله روز 25 بهمن ماه با شلیک مستقیم گلولۀ نیروهای سرکوبگر ولی فقیه علی خامنه ای به شهادت رسید. ولی مامورین وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران قصد دارند و اقعیتها را عکس جلوه دهند و او را به اعضای نیروهای سرکوبگر بسیج نسبت دهند تا جنایت ضد بشری مرتکب شدۀ خود را بپوشانند.
نیروهای وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران قصد دارند تمامی نیروهای سرکوبگر خود را جمع آوری نمایند و تحت عنوان تشیع پیکر این شهید راه آزادی مردم ایران اقدام به ایجاد فضای رعب و وحشت و سرکوب مردم در تهران نمایند.
دستور شلیک گلوله بسوی مردم در اعتراضات گسترده 25 بهمن ماه بدستور ولی فقیه علی خامنه ای صورت گرفت و توسط احمدرضا رادان از جنایتکاران اردوگاه مرگ کهریزک ، سپاه پاسداران ،مامورین وزارت اطلاعات و بسیج در سطح گسترده ای علیه مردم به اجرا گذاشته شد. علی خامنه ای به دلیل صدور فرمان قتل و سرکوب مردم مرتکب جنایت علیه بشریت در ایران شده است و لازم است که دادگاه جزایی بین المللی اقدام به رسیدگی به جنایتهای وی علیه مردم ایران نماید.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
26 بهمن 1389 برابر با 15 فوریه 2011

http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۹
متحصنان بسیجی: «حرف ما یک کلام، محاکمه والسلام» ماه (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11374-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B5%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85.html)

"خبرگزاری فارس، خبر از تحصن عده‌ای از بسیجیان در تهران، و درخواست آن‌ها از قوه‌قضاییه برای محاکمه هر چه سریع‌تر میرحسین موسوی و مهدی کروبی داده است.

در همین حال برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که برخی از نمایندگان مجلس نیز در این تحمع حضور یافته‌اند. حمید رسایی از اصول‌گرایان احمدی‌نژاد در مجلس، در میان متحصنان سخنرانی کرد. پيش از سخنان رسايي، تحصن‌كنندگان با نصب طناب‌ داري در مقابل دادسراي عمومي و انقلاب تهران مترسك ميرحسين موسوي را به دار آويخته و آتش زدند.


همچنین مهدی کوچک‌زاده دیگر نماینده مجلس در این تجمع اعلام کرده است: «سران فتنه مفسد‌في‌الارض هستند و در اين فتنه‌گري‌ها جرم معلوم و مجرم نيز مشخص است و انتظار مي رود تا هفته آينده نتيجه بررسي كميته تحقيق و تفحص مجلس به مردم اعلام شود.»


كوچك‌زاده با بيان اينكه تنها كروبي، خاتمي و موسوي مجرم نيستند و كساني كه در اين فتنه‌انگيزي‌ها سكوت اختيار كرده‌اند نيز مجرم هستند تصريح كرد: «مردم تاكنون تكاليف خود را به خوبي انجام داده‌اند اما امروز نمي‌توانند كساني را كه با سازمان‌هاي سيا و موساد ارتباط دارند تحمل كنند.»


ظهر امروز نیز تعدادی از نمایندگان مجلس، با صدور بیانیه‌ای خواستار محاکمه موسوی و کروبی شده‌اند. در بیانیه نمایندگان آمده است: «ما نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مسئوليت مستقيم حادثه شهادت يك دانشجوي بسيجي را در روز ۲۵ بهمن ماه ۸۹ در تهران و نيز ساير خسارات وارده و بهره‌برداري دشمنان را از اين حركت ضد‌مردمي و ‌ضد‌اسلامي و ضد‌انقلابي، متوجه آقايان موسوي و كروبي مي‌دانيم و معتقديم كاسه صبر ملت از مدارا در برابر اين آقايان لبريز شده و همگان خواستار اعمال اشد مجازات نسبت به اينان هستند.»


این اخبار در حالی منتشر شده است که پس از برگزاری راه‌پیمایی ۲۵ بهمن، موج حملات علیه موسوی و کروبی شدت بیشتری یافته است و بسیاری از مسوولان و مقامات، خواستار محاکمه این دو تن شده‌اند.


در همین حال محسن رضایی، یکی از ۴ کاندیدای انتخابات جنجالی بیست و دوم خرداد ۸۸، گفته است: «من تعجب مي‌كنم كه چرا موسوي و كروبي نمي‌فهمند كه در اين حوادث، عمله‌اي بيش نيستند و مورد سواستفاده آمريكا و همه بدخواهان قرار گرفته‌اند و جالب اينكه آمريكا از اين عمله‌ها هم عبور كرده است. قطع‏نامه‌ها و گفتارهاي مسئولان آمريكايي نشان مي‌دهد كه اين آدم‌ها فقط مستمسك بوده‌اند و جريان فتنه جايي ديگر طراحي و رهبري مي‌شد.»

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۵:۵۲
سبز «برانداز» در مقابل سبز «مصونیت‌طلب»/ نیک آهنگ کوثر (http://www.khodnevis.org/persian/author/nikahang/)

"انتشار بیانیه جبهه مشارکت پیش از برپایی راه‌پیمایی ۲۵ بهمن، معانی زیادی داشت. جبهه‌گیری امروز فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی در برابر شعارهایی که در خیابان‌های تهران و شهرهای بزرگ ایران داده شد نیز نشان داد که تفاوت‌هایی ماهوی میان کسانی که دل به دریا زدند و به خیابان آمدند با بخش‌هایی که پشت جنبش پنهان شده‌اند وجود دارد. بی‌توجهی مردم به توصیه‌ها و سخنان هاشمی رفسنجانی در روزهای قبل از ۲۲ بهمن(که خواهان حضور مردم در خیابان در سالگرد پیروزی انقلاب بود و با تغییر فوری قانون اساسی هم مخالفت می‌کرد) هم نشان می‌دهد که بخش بزرگی از کسانی که به میدان آمدند، دیگر شخصیت‌های حامی (اسپانسور) جریان سبز مصونیت‌طلب را کنار گذاشته‌اند و به حرف‌های‌شان وقعی نمی‌گذارند. بررسی وقایع بعد از عاشورای ۸۸ و اتفاق‌هایی که می‌توان گفت به خاطر توجه به حامیان ایده «مصونیت‌طلبی» افتاد، نشان می‌دهد که محدود کردن رنگ سبز در چارچوب «حفظ نظام» به هر قیمتی، مانع بزرگی بر سر پیش‌روی جنبش بوده است. جنبشی که در سوگ آیت‌الله منتظری، علیه ولایت فقیه سخن گفت، اما رهبران جبهه اصلاحات خواهان پایان «ساختار شکنی» شدند. جنبشی که در تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۸۸ ابتکار عمل را از دستگاه امنیتی و انتظامی گرفت، اما به خاطر خطی که می‌توان گفت هاشمی رفسنجانی خواهان تداومش بود، عملا تبدیل به آتش زیر خاکستر شد.



اما اتفاق مهمی که در روزهای گذشته افتاد، مرزبندی‌های جدیدی است که طرفداران واقعی نظام با بخش ناراضی جنبش ایجاد کرده‌اند. کسانی که تا دیروز قائل به پیروی از خط مشی هاشمی رفسنجانی و مصونیت‌طلبان بودند (به هر دلیلی)، ممکن است با پی بردن به خطای محاسباتی خود نگاهی «براندازانه» پیدا کنند. به عبارت بهتر، برخی مبلغین نظام و طرفداران شرکت در انتخابات به هر قیمتی، الان دیگر مشروعیتی که تا همین چند روز پیش برای ساختار سیاسی قائل بودند و تبلیغ می‌کردند، حالا احتمالا متوجه خطای محاسباتی‌شان شده‌اند و می‌بینند که «بازار» دفاع از حفظ نظام و ایجاد مصونیت برای آن دیگر داغ نیست. مردمی که دیروز به خیابان آمده بودند، مطمئنا تحول مصری را بیشتر از حفظ گفتمان طرفدار حفظ «غزه و لبنان» می‌پسندیده‌اند.

کسانی هم که تا دیروز مدعی بودند که جنبش سبز فاقد رهبر است، دیگر نمی‌توانند چنین ادعایی کنند. وقتی دو نفر بیانیه می‌دهند و گروهی به همین خاطر به خیابان می‌آیند، پس به رهبری این دو نفر را پذیرفته‌اند. پس به عبارت بهتر، بخش توجیه‌گر جنبش نیز که کوتاهی‌های یک سال گذشته را بی اهمیت جلوه می‌داد، عملا مجبورند واقع‌گرایانه به مسائل بنگرند، چون رهبران‌شان که در خرداد ۸۹، راه‌پیمایی بزرگی را لغو کردند، این بار «رهبری» متفاوتی از خود نشان دادند و ثابت کردند که می‌شود تابع قواعد بازی نظام هم نبود.

از دیروز، بازی سیاسی ایران وارد مرحله جدیدی شد. مطمئنا در این فضا، با استفاده از تجربیات گذشته می‌توان در رسانه‌ها، مانع گل‌آلود شدن فضا شد و از اغراق جلوگیری کرد. اگر دیروز هزاران نفر به خیابان‌ها آمدند، نباید اسیر منطق کیهان داخلی شد که شمار معترضان در خیابان را ۳۰۰-۴۰۰ نفر خواند، همینطور نباید اسیر تبلیغات اغراق‌آمیز شد که معترضان در تهران را بالای یک میلیون نفر اعلام کرد.

اتفاق مهم دیگر که برای من جالب توجه بود، حضور طبقات مختلف در اعتراض‌های دیروز بود. یک شاهد عینی از خانم‌های چادری جنوب شهر تهران سخن می‌گفت که در خیابان حاضر بودند و حکومت «خامنه‌ای» را نفرین می‌گفتند. جنبش اگر گسترده نشود و فقط در بخشی از طبقه متوسط متوقف بماند، برد چندانی نخواهد داشت. درس بزرگ مصری‌ها این بود که می‌توان مبارک را با کمک هم کنار زد...کمک همه گروه‌های اجتماعی، نهاد و اتحادیه‌های کارگری...در کنار دانشجویان و تهی‌دستانی که محکم ایستادند...رهبران جنبش سبز اگر سخنگوی طبقه کارگر و فرودستانی باشند که از سیاست‌های اقتصادی دولت‌های هاشمی و خاتمی به هر نحو آسیب دیده‌اند، محمود احمدی‌نژاد با میلیون‌ها گونی سیب‌زمینی و برنج و کمک مالی هم نمی‌تواند اثری روی کسی بگذارد. طبقه فرودست و کسانی که زیر خط فقر زیسته‌اند، بیشتر از هر چیزی، «هم‌دل» می‌خواهند. هم‌زبانی کافی نیست. اینان اگر باور کنند که رهبران جنبش، تغییر واقعی ساختاری را می‌خواهند، چیزی برای از دست دادن ندارند و شاید محکم‌ترین حامیان جنبش شوند.

اما شاید مهم‌تر از همه برای اهالی فضای مجازی، کمک به شبکه‌های اجتماعی واقعی و غیر مجازی است. روز پنج‌شنبه، یک جامعه شناس ایرانی-آمریکایی که در روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری در تهران حاضر بوده، گفت که پیام‌هایی که روی فیس‌بوک می‌گرفته گاه گیج کننده بوده، اما وقتی برگه‌ای کاغذی در وسط راه‌پیمایی به او می‌داده‌اند که مکان راه‌پیمایی روز بعد را اعلام می‌کرده، می‌دانسته به کدام پیام می‌توانسته بیشتر اعتماد کند. جنبش در قاهره به همه ما نشان داد که شبکه‌های اجتماعی مجازی و فعالیت «آنلاین» بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های خیابانی عملا نمی‌تواند یک حکومت جابر را کنار بزند. اعضای شبکه‌های مجازی باید راه‌هایی را جستجو کنند که بتوان به غیر کاربران، اطلاعاتی واقعی و صحیح منتقل کنند. با افراد حاضر در شبکه‌های اجتماعی غیر مجازی مرتبط شوند و پلی باشند بین عالم مجازی و واقعی، اتفاقی که در مصر افتاد، و در ایران هم می‌تواند اثرگذار باشد.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۵:۵۵
بازداشت دو شهروند کرد توسط نیروهای لباس شخصی اطلاعات (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=34&ni=14786)

"بازداشت دو شهروند کرد توسط نیروهای لباس شخصی اطلاعات خبرگزاری کمپین : دو نفر به نامهای بهمن ویسی و عادل سالم دیروز 25 بهمن توسط نیروهای امنیتی شهرستان دیواندره دستگیر و به مگان نامعلومی منتقل میشوند.
بنا به گزارشگران کمپین ، دیروز 25 بهمن ماه ، ساعات 3 بعد ظهر نیروهای گروه ضربت اطلاعات با دو ماشین هایلوکس پر از نیروی مسلح لباس شخصی وارد روستایی قلولیانا از توابع شهرستان دیواندره ( منطقه سارال) شده و با بی حرمتی کامل به خانواده های بهمن ویسی و عادل سالم و جستجوی کامل منازل پدریشان ، این دو را با ضرب و شتم همراه خود میبرند و بنا به گفته خانواده های این دو بازداشت شده ، هنوز هیچ گونه خبری از مکان و دلیل بازداشت فرزندانشان را ندارند.

کمپین"دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی

سمندر
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۶:۲۹
تا ما این مردک را رهبر جنبش بدانیم فقط از چاله درآمدیم ،و به چه خواهیم افتاد

میرحسین موسوی، با صدور پیامی ضمن تبریک راهپیمایی شکوهمند مردم در روز ۲۵ بهمن، شهادت فرزندان جنبش سبز را تسلیت گفته و تاکید کرده است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت است.

نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در این پیام کوتاه که یک روز پس از راهپیمایی بزرگ مردم در روز ۲۵ بهمن صادر کرده، نوشته است که این راهیپمایی شکوهمند از دو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: اقتدارگرایانی که چشم به زر و زور در آینده دارند و همچنین بیگانگان و موج سواران بین المللی که به دنبال مطامع خود هستند.

به گزارش کلمه، متن کامل پیام میرحسین موسوی به شرح زیر است :

ملت شریف ایران

سلام و درود برشما. پس از راهپیمائی شکوهمند شما در روز ۲۵ بهمن، این دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز که با شرکت همه قشرهای مردم از مردان و زنان سلحشورجامعه، در مقابل ناباوری بسیاری از بدبینان و اقتدار گرایان شکل گرفت، جنبش شکوهمند شما ازدو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب کنند.

این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند. این همراه کوچک شما ضمن تبریک به مناسبت پایداری خیره کننده مردم، شهادت فرزندان عزیز شما ملت سر فراز را تسلیت می گویم.
نه یا حسین نه میر حسین

مرگ بر اصل ولیت فقیه

سمندر
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۶:۵۵
زین الدین انصاری، سردار سپاه، عامل فشار بر خانواده ژاله (http://www.daneshjoonews.com/news/student/5797-1389-11-26-23-39-10.html/)

سمندر
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۰۷:۵۹
محمد مختاری،شهید راه آزادی ایران ، چند روز قبل از شهادتش این جمله زیبا را در فیس بوک گذاشته بود.

خدایا ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در زلت خسته ام
http://i54.tinypic.com/v63zpf.jpg

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۱۷
دانشگاه زیر چکمه ی نظامیان - شهید بر دوش قاتلان! (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35744)



• ماموران حکومت به دانشگاه هنر حمله بردند، دانشجویان را زندانی کرده و مورد ضرب و شتم قرار دادند، عده ای را بازداشت کردند، تا بتوانند جان باخته ای را که از جنبش مردم دزیده اند، «تشییع» کنند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨۹ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۱

نیروهای بسیجی و لباس شخصی ها، امروز به دانشگاه هنر حمله بردند، دانشجویان را زندانی کرده و مورد ضرب و شتم قرار دادند، ده ها نفر را بازداشت کردند، تا بتوانند جان باخته ای را که از جنبش مردم دزیده اند، «تشییع» کنند.

به گزارش سایت کلمه بسیجیان غیردانشجو و لباس شخصی ها از صبح محوطه ی دانشگاه هنر را به اشغال خود درآوردند. امروز – چهارشنبه ۲۷ بهمن – قرار بود پیکر صانع ژاله، اولین جان باخته راهپیمایی ۲۵ بهمن، از مقابل دانشگاه هنر تشییع شود. اما از سویی بسیجیان از قبل نشان داده بودند که بنای مصادره‌ی هویت این شهید سبز را دارند، و از سوی دیگر دانشجویان هم اعلام کرده بودند که چنین کاری را بی‌شرمانه می‌دانند و در مقابل آن خواهند ایستاد.
سجاد رضایی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه هنر، به خبرنگار سایـت کلمه گفت: امروز از ساعت شش صبح، نیروهای بسیج و لباس شخصی از خارج از دانشگاه به تعداد بسیار زیاد و غیرمنتظره ای به داخل دانشگاه آورده شده بودند، به گونه ای که دهها اتوبوس نیروهای بسیج و غیر دانشجوی دانشگاه هنر تا ۸ صبح تمامی محوطه دانشگاه را قرق کردند و با بالا گرفتن پلاکاردها و پوسترهایشان و سر دادن شعارهایی علیه رهبران جنبش سبز، فضای دانشگاه را کاملا دگرگون کردند.
یکی دیگر از دانشجویان حاضر در دانشگاه هنر هم در تشریح وضعیت کنونی محوطه‌ی دانشگاه گفت: دانشجویان در حاشیه حیاط دانشگاه و کنار دیوارها ایستاده و نظاره گر جمعیت غریبه ی کثیری بودند که به نام دانشجو در دانشگاه حاضر شدند.
بنابر این گزارش بسیاری از دانشجویان با دیدن وضعیت حاکم بر دانشگاه، از آنجا خارج شدند تا بعد از ساعت ۱۲ و برای مراسمی که به دعوت انجمن اسلامی و شورای صنفی دانشگاه اعلام شده بود، دوباره به دانشگاه برگردند.

متحصنین مسجد ارک در دانشگاه هنر
بنابر همین گزارش شب دیشب تعداد زیادی از نیروهای بسیج در مسجد ارک تحصن کرده و خواستار اعدام موسوی و کروبی شدند. در این مجلس، حاج منصور ارضی تهییج جمعیت را برعهده داشت. شاهدان می گویند صبح امروز نیروهای متحصن در مسجد ارک با اتوبوس ها و ماشین های دولتی به دانشگاه هنر انتقال داده شده اند تا جمعیت فراوانی در دانشگاه فراهم شود.

دانشگاه زیر چکمه نظامیان
گرچه از دیروز پیش‌بینی می‌شد که تشییع پیکر صانع ژاله، با سازماندهی بسیج دانشجویی به یک برنامه نیمه‌رسمی و بی‌هویت تبدیل شود، اما هیچ‌یک از استادان و دانشجویانی که امروز در یکی از سالن‌های دانشگاه هنر محبوس شده بودند، تصور هم نمی‌کردند که دانشگاه اینگونه زیر چکمه نظامیان قرار گیرد و کوچکترین تحرک دانشجویان و دوستان شهید ژاله نیز با تهدید اسلحه و توهین و در مواردی ضرب و شتم از سوی لباس‌شخصی‌ها روبه‌رو شود.
به گزارش خبرنگار کلمه، شاید خیال دانشجویان این بود که دست‌کم حرمت تشییع جنازه‌ی شهید را نگه می‌دارند و در این روز، دست به حرمت‌شکنی دوباره از دانشگاه و دانشجو نمی‌زنند و از خشونت و کتک‌کاری و استفاده از گاز اشک‌آور دست برمی‌دارند.
اما این خیال وقتی کاملا نقش بر آب شد که آنها دیدند سردار علی فضلی و سردار همدانی، بی‌هیچ پرده‌پوشی و البته با اضطراب و نگرانی از واکنش احتمالی دانشجویان، در محوطه‌ی دانشگاه حضور یافته و در حال هدایت نیروهای خود هستند.
دانشجویان همچنین دیدند که بلندگو در اختیار حسین الله کرم، چهره شناخته شده و سابقه‌دار گروههای فشار، قرار گرفته تا به توهین و فحاشی و شعاردهی علیه موسوی، کروبی، هاشمی و خاتمی بپردازد.
گزارش خبرنگار کلمه از دانشگاه هنر حاکی است که از اولین ساعات صبح امروز – چهارشنبه ۲۷ بهمن – بیش از ۵۰۰ اتوبوس با آرمهای سپاه، وزارت دفاع، نیروی انتظامی و دانشگاه امام حسین، نظامیان لباس شخصی و نیروهای بسیجی را در اطراف چهارراه ولیعصر تهران پیاده کردند و این افراد به طور منظم و سازمان‌یافته در محوطه‌ی دانشگاه هنر و اطراف آن مستقر شدند.
حجم پوسترها و تراکت‌هایی که نیروهای شبه نظامی و بسیجی با مضمون‌های جهت‌دار و دروغین برای این برنامه تهیه کرده بود، به حدی زیاد بود که خبرنگار کلمه تعداد آنها را حدود ۵۰ هزار برگ تخمین زده و طبق مشاهدات او، بسیاری از بسته‌های این اقلام تبلیغاتی، باز نشده در کنار خیابان رها شده بود.
همچنین برای جلوگیری از حضور دانشجویان و اساتید دانشگاه هنر در تشییع جنازه دانشجوی شهید این دانشگاه، نیروهای شبه نظامی و بسیج تعداد قابل توجهی از آنها را در سالن کاربردی دانشگاه محبوس کرده بودند و گروهی از بسیجیان نیز در برابر آنها صف کشیده و شعار می‌دادند و در تلاش برای تحریک دانشجویان و ایجاد درگیری بودند.
تشییع جنازه‌ی شهید ژاله، در نهایت با تدارکات و تمهیدات گسترده‌ی نهادهای نظامی و امنیتی، از چهارراه ولیعصر به سمت دانشگاه تهران برگزار شد و هرگونه تحرک سبزها در این مسیر نیز با برخوردهای تند و خشن لباس‌شخصی‌ها و نیروهای امنیتی روبه‌رو شد.
این برخوردها به حدی بود که خبرگزاری فارس هم نتوانست وجود آن را پنهان کند. این خبرگزاری وابسته به نهادهای نظامی، با دروغ‌پردازی‌های متداول رسانه‌های اقتداگرا، نوشت: “چند تن از دختران منتسب به جریان فتنه نیز در حالی که موهای خود را سبزرنگ کرده بودند قصد اخلال در تشییع جنازه شهید ژاله را داشتند که با واکنش مردم و دانشجویان مواجه شده و محل تشییع را ترک کردند.”
تابناک هم به شیوه‌ی دیگر رسانه‌های اقتدارگرا، نوشت: “تعداد معدودی از هواداران جریان فتنه و خائن به آرمان های نظام و انقلاب، با دانشجویان شرکت کننده در تشییع جنازه شهید «صانع ژاله» درگیر شدند و از سوی دیگر دانشجویان شرکت کننده در این مراسم با شعار علیه موسوی و کروبی اغتشاشات روز دوشنبه را محکوم می‌کنند.”
آینده هم گزارش داد که “برخی دانشجویان دانشگاه هنر که ظاهر متفاوتی با میهمانان داشتند، با پرس و جوی انتظامات برنامه مواجه می شدند.”
بدین ترتیب برنامه‌ریزی نظامیان برای دزدیدن هویت این شهید و تشییع او با تدابیر شدید امنیتی، به انجام رسید. اما شاید تنها قسمت ماجرا که در این برنامه‌ریزی به آن توجه نشده بود، این بود که شهید صانع ژاله، اهل تسنن بوده است و تعیین ابوترابی برای نماز خواندن بر پیکر او، به همان اندازه بی‌تناسب است که بسیجی بودن او و ادعای ترورش توسط کسی غیر از نیروهای شبه نظامی.
اما ظاهرا نبود تناسب، چندان برای عوامل کودتا اثری ندارد، چرا که هدف آنها رجزخوانی‌های بعدی‌شان درباره برخورد با سران جنبش سبز و تهدید به تحصن و .. بود که تا ساعت نگارش این گزارش، همچنان ادامه دارد.
همچنین گزارش‌هایی از دستگیری تعدادی از دانشجویان و مردم نیز وجود دارد که هنزو تایید نشده است.


دانشجویان را زنداین کردند
به گفته یکی از دانشجویان دانشگاه هنر، از صبح امروز که نیروهای بسیج را به دانشگاه آوردند، دانشجویان را در تالار دانشگاه محاصره کردند و ساعتی قبل با چوب و چماق و شوکر به دانشجویان حمله‌ور شدند و تعداد زیادی از دانشجویان را بازداشت کردند.
یکی از دانشجویان هنر که موفق به خروج از دانشگاه شد، وضعیت دانشگاه را در ساعت ۱۱ صبح امروز چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ (به وقت تهران) تشریح کرد.
این دانشجو که نخواست نامش فاش شود، به خبرنگار کلمه گفت: الان خیلی‌ها را بازداشت کرده‌اند. یکی از دوستانم همین الان تلفنی خبر داد که در گوشه‌ای از دانشگاه پنهان شده که دستگیر نشود، چون نیروهای لباس شخصی به سمت دانشجویان حمله‌ور شده‌اند.
این دانشجو درباره مراسم تشییع و حضور بسیج می گوید: از صبح، نیروهایشان را به داخل دانشگاه آوردند و دانشگاه را پر کرده بودند، به گونه‌ای که تعدادشان در مقایسه با دانشجویان هنر بسیار چشمگیر بود و همه چیز را در دست داشتند و عملا دانشگاه در اختیار دانشجویان نبود. الان شاید کمتر از ۴۰۰ دانشجو در دانشگاه باقی مانده باشد، چون خیلی‌ها همان صبح با مشاهده‌ی جمعیتی که وارد دانشگاه شد، از آنجا خارج شدند؛ به امید اینکه حضور برای مراسم انجمن اسلامی در ساعت ۱۲ ظهر، برگردند.
او با نگرانی شدید از وضعیت دوستانش در دانشگاه، درباره‌ی حادثه‌ی امروز می‌گوید: نیروهای لباس شخصی اول بچه ها را گوشه‌ای جمع کردند، بعد با فشار و خشونت به عقب هل دادند و همگی را به داخل سالن فارابی فرستادند. بعد چماقداران آمدند و دانشجویان را مورد حمله قرار دادند و با چماق و شوکر به جان دانشجویان افتادند و یکی یکی دانشجویان را بازداشت کردند.

آیا نیروی انتظامی وارد دانشگاه شده بود؟ اگرنه، دانشجویان توسط چه کسانی بازداشت شدند؟
توسط نیروهای لباس شخصی. اصلا نیروهای پلیس در داخل دانشگاه نیامدند. اینها همان نیروهایی بودند که از صبح برای تشییع جنازه وارد دانشگاه شدند و الان علی‌رغم تمام شدن مراسمشان، همچنان در دانشگاه مانده‌اند و به ضرب و شتم و دستگیری دانشجویان هنر اقدام می‌کنند.

آیا مسئولان دانشگاه و ریاست دانشگاه هم در مراسم حضور داشتند؟
بله، هم ریاست دانشگاه و هم معاونت‌های مختلف و مسئولان حراست؛ همگی در مراسم حاضر بودند.

آیا موقع برخوردها و ضرب و شتم‌ها مسئولان در محوطه بودند؟ آیا اعتراضی به ضرب و شتم دانشجویان کردند؟
مطمئنا در دانشگاه بودند، اما من دقیقا ندیدم که موقع هجوم چماق‌داران هم در محوطه بودند یا خیر. اما قطعا در دانشگاه حضور داشتند و فریادهای دانشجویان را می‌شنیدند.

آیا هجوم لباس‌شخصی‌ها در پی اعتراضات دانشجویان بود؟ یعنی شعار یا واکنشی از سوی دانشجویان رخ داد که موجب آغاز تشنج و درگیری شود؟
نه خیر، به هیچ وجه. چون دانشجویان از همان صبح فقط مبهوت مانده بودند و تنها از ظاهر دانشجویان مشخص بودند که دانشجوی هنر هستند. دانشجویان فقط گریه می‌کردند و از این جمعیت چماقدار که مدام بر سرشان فریاد و هوار می‌کشیدند، ترسیده و به کنار دیوارهای دانشگاه خزیده بودند. برعکس، لباس‌شخصی‌ها تمام مدت سعی می‌کردند جو را متشنج کنند. به سمت دانشجویان می‌آمدند و توی صورت دانشجویان شعار می‌دادند و آنها را تحریک به واکنش می‌کردند. اما دانشجویان از بهت فقط گریه می‌کردند.

شعارهای لباس شخصی ها و چماقداران چه بود؟
مرگ بر موسوی و مرگ بر کروبی. شعارهای زیادی هم علیه هاشمی رفسنجانی سر می‌دادند.

جمعیت زیادی به گفته‌ی شما آنجا بود. چطور دانشجویان را شناسایی و بازداشت می‌کردند؟
از ظاهر دانشجویان، چون تنها تفاوت و وجه مشخصه‌ی بیگانگانی که به دانشگاه هجوم آورده بودند با دانشجویان هنر، ظاهر و نوع پوشش آنها بود. فقط از همین لحاظ قابل تشخیص بودند. اما همه چیز در اختیار آنها بود و برخورد بسیار بدی با دانشجویان داشتند؛ انگار که آنجا اصلا دانشگاه نیست و ما هم دانشجو نبودیم.

گفتید این افراد با چماق و باتوم وارد دانشگاه شدند. آیا حراست ممانعتی از ورودشان نکرده بود؟ آیا صبح موقع ورود، کارت شناسایی دانشجویان بازدید شد؟
اصلا اصلا، به هیچ وجه. صبح ما هم با جمعیت آنها وارد دانشگاه شدیم و هرکس می‌خواست، وارد دانشگاه می‌شد و حراست اصلا کنترلی بر افراد نداشت، و حتی نسبت به وسایلی که همراه آنها بود نیز واکنشی نشان نمی‌داد.

انجمن اسلامی دانشگاه هنر قرار است مراسمی برای یادبود شهید ژاله برگزار کندو فکر می‌کنید امکان برپایی این برنامه وجود دارد؟
الان نمی‌شود چیزی گفت. بچه‌ها در داخل دانشگاه شرایط ناامن و خطرناکی دارند و خیلی از نیروها همچنان در دانشگاه حضور دارند و تعداد زیادی از لباس‌شخصی‌ها همچنان آنجا هستند.

کلمه: آخرین خبرهای رسیده از دانشگاه هنر حاکی از آن است که دانشجویانبا ضرب و شتم از دانشگاه به بیرون رانده شده‌اند و به انجمن اسلامی هم اجازه‌ی برگزاری مراسم یادبود برای شهید ژاله، داده نشده است.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۲۰
فیلم / مصاحبه رسا با یک شاهد عینی از دانشگاه هنر ۲۷ بهمن ۸۹ (http://www.youtube.com/watch?v=zs13m7H1ROo&feature=player_embedded)

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۲۸
حمله وحشيانه نيروهاي امنيتي به منزل حسين كروبي و شكستن درب منزل وي (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28819)

"سحام نيوز: نزديك به 20 نفر از نيروهاي امنيتي با هجوم به منزل حسين كروبي؛فرزند ارشد مهدي كروبي، قصد بازداشت وي را داشتند كه بدليل ناكام ماندن در اين امر، اقدام به شكستن درب منزل و ورود غيرقانوني و استقرار در آنجا نموده اند . به گزارش سحام نيوز، حسين كروبي دقايقي قبل در مصاحبه با خبرنگار ما گفت: نيروهاي امنيتي كه حدودا 20 نفر بوده اند پس از مراجعه به منزل من، علي رغم اينكه كسي در منزل نبوده است اقدام به شكستن درب منزل نموده و وارد ساختمان شده اند. اين افراد متاسفانه با تخريب اموال و بر هم زدن آسايش عمومي و نيز و با ايجاد رعب و وحشت در ساختمان مسكوني، اسباب ناراحتي و وحشت را درميان همسايگان فراهم كرده اند.
حسين كروبي در ادامه افزود: اين رفتارها نه اسلاميست و نه ايراني و نه حتي انساني! بلكه شبيه رفتار حكومت هاي فاشيستي در برخورد آنها با مخالفين شان است. فرزند ارشد مهدي كروبي با اشاره به اين اقدامات گفت: همكنون اين نيروها با استقرار در منزل من در حال تفتيش خانه و وسايل شخصي من و خانواده ام هستند. اين رفتار نيروهاي امنيتي باعث گرديده حتي فرزندان كوچك من نيز احساس امنيت نداشه باشند، تا آنجا كه حتي دسترسي به كتابهاي درسي و وسايل شخصي آنها نيز درحال حاضر مقدور نيست.

لازم به توضيح است 3 هفته قبل نيز حسين كروبي توسط نيروهاي امنيتي براي چندين ساعت بازداشت شده بود. اين اقدام در پي فشار به خانواده مهدي كروبي صورت ميگيرد و اين خانواده از 20ماه گذشته تاكنون بارها و بارها شاهد اين رفتارها و برخوردها بوده اند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۳۹
گزارشی از یکی از دختران شرکت کننده در اعتراضات گسترده و خونین 25 بهمن ماه در تهران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28831)

"گزارشی از یکی از دختران شجاع که همراه با مادر و جمعی از زنان دیگر در اعتراضات گسترده و خونین 25 بهمن شرکت داشتند جهت انتشار در اختیار " فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" قرار داده شده است. متن ارسالی به قرار زیر می باشد.
روز 25 بهمن بار دیگر فریاد آزادیخواهانه زنان و مردان ایران برعلیه حکومت ظلم و جور در سراسر ایران طنین انداز شد و بار دیگر دیکتاتور از این همه شهامت و شجاعت به خود لرزید.

ساعت 14:40 به سمت میدان انقلاب حرکت کردیم .ترس و وحشت حکومت از مردم بی سلاح آنقدر زیاد بود که در تمامی مسیر مأمور گماشته بودند خیابانها مملو از نیروهای سرکوبگر بسیجی ، گارد و نیروی انتظامی بود بخشی از میدان آزادی را با سیم خاردار بسته بودند تا مانع از حرکت مردم به سمت میعادگاه ( میدان آزادی ) شوند اما مردم مبارز و آزادیخواه از هر راه ممکنی به سمت میدان آزادی حرکت می کردند.

برای جلوگیری از اطلاع رسانی مردم از آنچه در خیابان ها می گذشت تمامی خطوط تلفن همراه را قطع کرده بودند. همگام با جمعیتی 2000 نفری به سمت میدان آزادی در حرکت بودیم . جمعیت از نقاط مختلف با شعار الله اکبر به یگدیگر پیوند می خورد جمعیتی بالغ بر 2-1 میلیون در خیابان ها با صدایی هر چه رساتر شعار مبارک بن علی نوبت سید علی ،مرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر خامنه ای ، سر می دادند.

در چهرۀ تک تک نیروها وحشت و سردرگمی از عزم و حضور گسترده مردم دیده می شد. زمانیکه جمعیت با صدای رسا و بلند شعار الله اکبر را سر می داد نیروهای گارد وحشیانه به جمعیت حمله می کردند و مردم را آماج باتونهای خود قرار می دادند .موتور سوارها با موتور وارد جمعیت می شدند و به مردم یورش می بردند .آنها همچنین تیر هوایی و گاز اشک آور شلیک می کردند مردم با روشن کردن سیگار با گازهای اشک آور مقابله می کردند تا نشان دهند هیچ چیز مانع حضور آنها نخواهد شد .

تعدادی از نیروهای سرکوبگر با سلاحشان که به سمت مردم نشانه رفته بودند بر پشت بامها مستقر کرده بودند دریغ از اینکه مردم شجاعانه و تا آخرین نفس ایستادگی می کردند . ببینید ترس حکومت از مردم بی دفاع تا کجا بود که به زنان و مردان سالخورده هم رحم نمی کردند و آنها را آماج باتونها و لگدهای خود قرار می دادند .
چنان وحشتی بر حکومت حاکم شده بود که حتی نوجوانان15- 14 ساله بسیجی را با پنچه بوکس و نانچیکو وارد خیابانها کرده بودند . نیروهای گیج و سردرگم وقتی می دیدند مردم با ضربات باتون و شلیک گلوله میدان را ترک نمی کنند عقده های خود را بر روی اتومبیل ها خالی می کردند پلاک آنها را می کندند و شیشه ها را می شکستند. آنها همچنین تعدادی از مردم را بازداشت و به داخل ون ها منتقل کردند.

به منظور ممانعت از رسیدن مردم به خیابانهای اصلی انقلاب و آزادی ایستگاههای مترو و اتوبوس واحد را بسته بودند. در مسیر انقلاب – آزادی نیروها به ما حمله کردند و ما را با باتون مورد ضرب و جرح قرار دادند .به مادر سالخورده ام رحم نکردند و او را آماج باتونهای خود قرار دادند با باتون به گیجگاه من زدند، دچار سرگیجه شدم در حالیکه تعادل خود را از دست داده بودم با لگد و باتون به کمرم میزدند . با هر باتونی که می خوردیم شعار مرگ بر خامنه ای را با فریادی رسا تر سر می دادیم .
اعتراضات مردم تا پاسی از شب در خیابانهای مختلف تهران ادامه داشت.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۴۳
آخرین خبر از مجروحین راهپیمایی 25 بهمن ماه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28830)

"ندای سبز آزادی: بر اساس خبر های رسیده سه نفر تیرخورده در روز 25 بهمن به بیمارستان امام خمینی تهران منتقل شده اند که یک نفر از آنها که گلوله به سرش اصابت کرده بوده است شهید شده است.
هفت نفر تیر خورده به بیمارستان سینا منتقل شده اند که همگی بلافاصله با آمبولانس ناجا از آنجا برده شده اند و از حالشان خبری در دست نیست. یک نفر تیر خورده به بیمارستان حضرت رسول منتقل شده است که در بیمارستان در گذشته است.
شایان ذکر است گفته می شود دو نفر نیز در خیابان شادمان تیر خورده اند اما صحت این خبر تأیید نشده است.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۴۶
نگرانی دختران موسوی از وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28828)

"دختران میرحسین موسوی در گفتگویی با خبرنگار جرس که دقایقی پیش صورت گرفت، با توجه به اخبار منتشره در رسانه های حکومتی، نسبت به بی خبری از وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد ابراز نگرانی کردند.
در این گفتگو ضمن اشاره به این نکته که طی ۴۸ ساعت اخیر هیچگونه اطلاعی از وضعیت و سلامتی مهندس میرحسین موسوی و دکتر رهنورد وجود ندارد، تاکید شد: علاوه بر قطع هرگونه ارتباط و تماس تلفنی، کوچه منتهی به منزل موسوی توسط خودرو ون مسدود شده است.

همچنین از ورود فرزندان و تیم محافظت میرحسین موسوی به منزل ایشان جلوگیری به عمل آمده و تمام راههای ارتباطی به شکل ناگهانی و مشکوکی قطع شده است.

دختران میرحسین موسوی یاد آور شده اند: با توجه به شرایط موجود وضعیت سلامتی آنها برای خانواده در پرده ای از ابهام قرار گرفته است. محافظین تحت فشار هستند که هیچگونه مجرای ارتباطی با خانواده ایجاد نکنند.

به گفته خانواده آقای موسوی، در ون مسدود کننده افرادی وجود دارند که مدعی هستند حکم این اقدام را از دادستانی تهران در اختیار دارند.

گفته شده است؛ امکان مشاهده فضای داخل خودرویی که در مقابل منزل آقای موسوی پارک شده است، وجود ندارد و تعداد افراد درون ون نیز نامشخص است. همچنین نسبت به وضعیت مسلح بودن آنها نیز نمی شود از فضای بیرون از ماشین مطلغ شد.

بنا به گفته خانواده آقای موسوی کسانی که در مقابل منزل آقای موسوی مانع از تردد فرزندان وی شده اند، از ارائه هرگونه حکم و یا کارت شناسایی امتناع کرده و تاکنون نیز هیچ مقام رسمی مسئولیت اقدامات اخیر را به عهده نگرفته است .
دختران آقای موسوی می گویند؛ نگرانی ما این است که اصلا نمی دانیم در پشت این درهای بسته و در پسِ سکوت و خاموشی و بی خبری ایجاد شده چه می گذرد وچه اقدامات غیرقابل تصوری علیه آنها صورت گرفته است. ما نمی دانیم چه اتفاقی برای آقای موسوی و خانم رهنورد افتاده است و آیا اصولا مسئولیت حفظ جان مهندس موسوی و خانم رهنورد به عهده چه کسی است؟ ما حتی نمی دانیم آیا پدر و مادر ما در این منزل مستقر هستند و یا به جای دیگر منتقل شده اند؟

‘گفتنی است : به دنبال برپایی تظاهرات روز ۲۵ بهمن در تهران، علی لاریجانی رئیس مجلس ایران دستور تشکیل کمیته “بررسی افراد ضد انقلاب” را صادر کرده است و نمایندگان مجلس نیز علیه رهبران اصلاح طلب شعار داده و خواستار اعدام آنان شده اند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۴۸
نمایشهای تکراری رژيم اسلامی : فراخوان به تظاهرات طرفداری از دولت پس از نماز جمعه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28829)

"رادیو فرانسه : شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی"، که سازمان دهی و برگزاری اجتماعات و تظاهرات هواداری از دولت جمهوری اسلامی را بر عهده دارد، امروز (چهارشنبه) با صدور اطلاعیه ای مردم را به گردهمائی و تظاهراتی در روز جمعه پس از برگزاری نماز جمعه دعوت کرد.

در این اطلاعیه پس از محکوم کردن تظاهرات روز دوشنبه در تهران و متهم کردن تظاهر کنندگان به ضد انقلاب، سلطنت طلب و منافق بودن، از مردم تهران خواسته شده است پس از اقامۀ نماز جمعۀ این هفته با "حضور آگاهانه و با صلابت در میدان انقلاب نفرت و خشم خود و انزجار خود را" از به نوشتۀ این اطلاعیه "جنایات ددمنشانه و تحرکات پلید سران فتنه و منافقین و سلطنت طلبان هم پیمان شان فریاد کنند".

خبرگزاری فرانسه در گزارشی که به این اطلاعیه و فراخوان مردم به تظاهرات "نفرت و خشم" اختصاص داده است یادآوری می کند که در واژگان رسمی جمهوری اسلامی ایران از واژۀ "فتنه" برای اشاره به جنبش اصلاح طلب سبز استفاده می شود که به وسیلۀ مهدی کروبی و میر حسین موسوی رهبری می شود.

در سرکوب تظاهرات روز دوشنبۀ این هفته در تهران و شهرستان ها دو نفر کشته و گروهی زخمی شدند. افزون بر این تنها در تهران در حدود ١٥٠٠ نفر بازداشت شدند.
به گفتۀ سخنگوی قوۀ قضائیه گروهی از بازداشت شدگان آزاد شده اند اما این سخنگو دراین مورد توضیح بیشتری نداد.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۵۱
پیامی منسوب به موسوی، با اما و اگرهای فراوان (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11382-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C%D8%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%A7%D9%86.html)

"انتشار پیام منسوب به میرحسین موسوی از سوی سایت «کلمه» با واکنش‌های متفاوتی در فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی روبرو شده است. عده‌ای مدعی هستند این پیام را مشاور ارشد او نوشته، عده دیگری از حق موسوی برای دادن پیامی نامتناسب با آنچه در خیابان‌ها دیده شد دفاع می‌کنند. در این بیانیه آمده است: «جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند.»

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

ملت شریف ایران

سلام و درود برشما. پس از راهپیمائی شکوهمند شما در روز ۲۵ بهمن، این دستاورد بزرگ ملت و جنبش سبز که با شرکت همه قشرهای مردم از مردان و زنان سلحشورجامعه، در مقابل ناباوری بسیاری از بدبینان و اقتدار گرایان شکل گرفت، جنبش شکوهمند شما از دو سو مورد تهاجم قرار گرفته است: از یک سو مورد تهاجم اقتدار گرایانی که چشم به پست و مقام و زر و زور در آینده دارند و از سوی دیگر تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود بوده است که هر دو تلاش کرده‌اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب کنند.

این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند. این همراه کوچک شما ضمن تبریک به مناسبت پایداری خیره کننده مردم، شهادت فرزندان عزیز شما ملت سر فراز را تسلیت می گویم.

میرحسین موسوی

تهران-۲۶ بهمن ماه



لاز به ذکر است که در روز دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹، تعداد زیادی از کسانی که به خیابان‌ها آمدند، مخالفان «ولایت فقیه» و رهبری نظام بودند و نگاهی به دور از «اصلاح‌طلبان» داشتند. اما انتشار بیانیه‌ای منسوب به میرحسین موسوی از سوی سایت «کلمه» که به شدت در راستای بیانیه حزب مشارکت و سخنانا هاشمی رفسنجانی بود، تعدادی از روزنامه‌نگاران ا افراد نزدیک به جنبش سبز را با تعجب بسیاری روبرو کرد.

در فیس‌بوک، بسیاری از روزنامه‌نگاران «سبز» معتقدند که این بیانیه را مشاور موسوی نوشته است. از سوی دیگر با عنایت به خبرهای رسیده از تهران که فرزندان میرحسین نتوانستح اند با پدر خود تماس بگیرند، امکان انتشار این پیام از سوی موسوی شباهت زیادی به نامه زندانیانی دارد که هفته‌ها در انفرادی بوده‌اند و از هم جدا اما ناگهان از درون بند، نامه‌ای گروهی منتشر می‌کنند.

برخی از فعالان آنلاین، متن نامه را تفرقه انگیز دانسته‌اند. یکی از این فعالان می‌نویسد: «در اینکه حق دارند بگویند هرچه می خواهند بحثی نیست ، اما از منظر سیاسی متن هوشمندانه ای نیست و تفرقه انگیز است . خیلی ها به موسوی و کروبی انتقادات فراوان دارند ، اما می دانند گفتنش در این روزها از درایت بدور است وگرنه بحث بر سر حق و ناحق نیست . متن این نامه قدری ناشیانه است و بهمین دلیل شک برانگیز». یکی دیگر می‌گوید: «من به صحت این بیانیه شک دارم».

یکی دیگر در فیس‌بوک نوشته است: «این بیانه را مشاور حقوقی و ارشد موسوی، اردشیر امیر ارجمند، صادر کرده است. در این شک نکنید. به چند دلیل اولا آنچه در باره‌ی پیروزی برای جنبش مردم آمده‌ است چند روزی است که از طرف این شخص مدام تکرار میشود. آنچه که موج سواری بیگانه‌ها نامیده ش...ده، روز ٢٥ بهمن از چند طرف از ایشان خواسته شده بود که بیانیه‌ای صادر شود تا جلوی سوء استفاده حکومت گرفته شود.
اما دلیل مهمتر بنده به این قسمت از بیانیه مربوط میشود...
این در حالی است که افتخار بزرگ جنبش سبز در استقلال و تکیه آن بر نیروی عظیم ملت بوده است. جنبش سبز همواره با بیگانگان فاصله داشته و اهداف اصلی آن احیای ارزشهای انقلاب و آرمانهای امام راحل و مطالبات آزادی خواهانه و متکثر ملت شریف ایران بوده و همواره تلاش کرده است که از راههای مسالمت آمیز، اهداف خود را با تاکید براصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و به رسمیت شناختن حق ملت برای حاکمیت بر سر نوشت خود و اجرای بدون تنازل قانون اساسی دنبال کند.

تمام این سخنان و دقیقا همین کلمات، سر فصل سمینار امیر ارجمند در شهر یوتبوری سوئد بود و برای بنده این ادبیات کاملا آشناست خصوصا "اصل بنیادین کرامت ذاتی انسان و حق حاکمیت بر سرنوشت خود.»

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۵:۵۵
آقایان موسوی و کروبی؛ از محذورات شما آگاهیم ولی لطفا کار را تمام کنید! / دارا ایرانی (http://www.khodnevis.org/persian/author/Dara/)

"آقایان موسوی و کروبی پیامهای جداگانه شما دررابطه با۲۵ بهمن منتشر شد ودستتان هم دردنکند که فراخوان راهپیمایی ۲۵ بهمن رادادید.بارها گفته ایم و بازهم می گوییم این رژیم اصلاح پذیر نیست. اگرقرار باشد ملت به خیابانها بیاید و کشته بدهد و دستگیر بشود و درتازه ترین نمونه شهیدش (صانع ژاله ) را به جای بسیجی جا بزنند و بازعده ای دم از اصلاحات بزنند این بازگشت به نقطه صفر است. اینها نشان می دهد که تئوری اصلاح رژیم تاچه اندازه باطل است. این رژیم ازهمان ۳۲ سال پیش همین بود که هست که اگر جز این نمی کرد ۳۲ سال بر روی کار نمی‌ماند. سر و ته این رژیم چه دروجه اصول‌گرا و چه در وجه اصلاح‌طلب آن همین است که می‌بینید. از روز نخست هم همین بود. این رژیمی که شما خواهان اصلاحش هستید تا خرخره در باتلاقی از فساد و ظلم و تباهی فرورفته و آنچنان دراین باتلاق دست وپا می‌زند که اگر فقط برای یک ساعت سرکوب را کنار بگذارد شاید درعرض چند دقیقه به زباله‌دان تاریخ ملحق شود.



رک و پوست کنده با مردم سخن بگویید. اگر می‌خواهید همین رژیم بماند و کمی به ضرب اصلاحات و چانه‌زنی و فشار شکل و شمایل بهتری پیدا کند صریحا به مردم بگویید. اگر هم فکر می‌کنید این رژیم باید برود بازهم با مردم صادق باشید. با استخوان لای زخم گذاشتن و آنچه باید کرد را به تاخیر انداختن کار درست نمی‌شود.



اگر قرار باشد دوباره ملت به خیابان‌ها بیاید و باز با پیام‌ها وبیانیه‌های شما به خانه برود و افسرده و ناامید درخانه بنشیند تا فراخوانی دیگر این به جز اتلاف وقت و انرژی نتیجه دیگری ندارد. بیش ازهرزمان وقت آن رسیده است که شما به طور صریح اعلام موضع کنید. این رژیم همین است که بود و تا روز آخر هم که بر سر کار باشد جز این نخواهد بود. ما از محذورات شما آگاهیم ولی اگر فکر می‌کنید وقتش فرارسیده است کار را تمام کنید. ازملت بخواهید به خیابان‌ها بیاید و تازمانی که مطالباتش را بازپس نگرفته است از خیابان‌ها تکان نخورد. لطفا کار را تمام کنید!

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۶:۰۳
وقتی بسیج تشیع جنازه یک مخالف را می‌دزدد (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11383-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B3%DB%8C%D8%AC-%D8%AA%D8%B4%DB%8C%D8%B9-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D8%B2%D8%AF%D8%AF.html )

"بنا به گزارش‌های رسیده از دانشجویان دانشگاه هنر، صانع ژاله، یکی از کشته شدگان حوادث روز ۲۵ بهمن، از اعضای جنبش دانشجویی و منتقد نظام سیاسی ایران بوده است، اما دستگاه‌های حکومتی او را عضو بسیج و «شهید» خوانده‌اند و و امروز اجازه ندادند دانشجویان در مراسم تشیع جنازه این دانشجوی کرد اهل سنت شرکت کنند.

خبرگزاری فارس اعلام کرد: «تعداد اقشار مختلف مردم و دانشجويان تهران در تشييع پيكر پاك صانع ژاله به حدي است كه اين مراسم تشييع با شعارهاي مردمي عليه موسوي، كروبي و خاتمي به راهپيمايي عظيم عليه سران فتنه تبديل شده است.»

سایت تابناک نیز خبر داد که در این تجمع لحظه به لحظه بر جمعیت حاضرین افزوده می‌شود و شعار‌های «تا اعدام فتنه‌گر، یک یا حسین دیگر» ، «یا حسین یا حسین، لعن علی میر حسین» و «مرگ بر منافق» سر داده می‌شود.

این در هالی است که در صفحه فیس‌بوکی که برای صانع ژاله درست شده، دانشجویان دانشگاه هنر ،که می‌خواستند در مراسم امروز شرکت کنند، از سوی نیروهای بسیجی محاصره شده‌اند. این در‌حالی است که سایت تابناک گزارشی کاملا متفاوت منتشر کرده و می‌نویسد: «از سویی تعداد معدودی از هوادارن جریان فتنه و خائن به آرمان های نظام و انقلاب، با دانشجویان شرکت کننده در تشییع جنازه شهید «صانع ژاله» درگیر شدند و از سوی دیگر دانشجویان شرکت کننده در این مراسم با شعار علیه موسوی و کروبی اغتشاشات روز دوشنبه را محکوم می‌کنند.»

خبرگزاری فارس در گزارش امروز خود، ضارب صانع ژاله را «مجاهدین خلق» معرفی کرده است.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۶:۰۵
در پی غافلگیری از تظاهرات اخیر، آخوندهای حاکم به هزیان گویی افتاده اند
علم الهدی : طراح تظاهرات 2 زن بودند و موسوی و کروبی آنرا اجرا کردند (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28826)

"مهر : پس از حدود 2 سال از جریان فتنه دیگر راه بازگشت برای سران این جریان وجود ندارد.
به گزارش خبرگزاری مهرامام جمعه مشهد افزود : دو زن از حلقه "جرس" سناریوی 25 بهمن را برای سران فتنه طراحی کردند و آنان نیز به اجرا گذاشتند.
به گزارش خبرنگار مهر در مشهد، آیت الله علم الهدی صبح امروز چهارشنبه، در اجتماع باشکوه طلاب، روحانیون، دانشجویان و علمای حوزه علمیه مشهد در دانشگاه علوم اسلامی رضوی با اعلام این مطلب و با اشاره به ریزش های انقلاب گفت: اکنون پس از حدود 2 سال از جریان فتنه دیگر راه بازگشت برای سران این جریان وجود ندارد، چرا که آنان دست در دست آمریکا و اسراییل گذاشته و اصلاح پذیر نیستند.

وی گفت : این تجمع شما دفاع از حجت امام زمان رهبر معظم انقلاب اسلامی است و باید قدرشناس آن بود.

وی اظهار داشت: ما در طول 30 سال گذشته ریزش های زیادی داشتیم، اما سران فتنه امروز به رسوایی رسیده و مجری سناریوی آمریکا و اسراییل شده اند.

امام جمعه مشهد عنوان کرد: با روشن شدن فساد فتنه گران و سران آنها و وابستگی این عده به استکبار جهانی مشخص شد که آنان روز به روز با تنفر عمومی مردم قهرمان ایران مواجه شده و دیگر منزوی شده اند.

وی بیان کرد: اگر چه سران فتنه تا کنون دستگیر نشده اند، اما چنان در زندان نفرت مردم گرفتار شده اند که از هر کیفری بالاتر است.

وی گفت: دشمنان هر چقدر به ولایت حمله کنند باعث محبوبیت رهبری در ایران و جهان خواهد شد.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۷:۰۳
او را دزدیدند /دانا دبیر (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11395-%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF.html)

"مریم می‌لرزد و اشک می‌ریزد و مدام می‌گوید:« او را دزدیدند. او را دزدیدند. من می‌دانم او چقدر از این بسیجی‌ها بیزار است.»

« بر خود می‌لرزیدیم. انگار قومی وحشی به دروازه‌های شهری حمله کرده‌بودند»اینها را سحر یکی از دانشجویان رشته گرافیک دانشگاه هنر می‌گوید و می‌خواهد به دادشان برسیم.

« هیچ کس پاسخگو نیست. اینها افسار گسیخته به جان ملت افتاده‌اند. جنازه هم حکم فتنه گری دارد برای این حرامیان. آیا یاری دهنده‌ای هست؟»

منصور خشمگین به زمین و زمان فحش می‌دهد و ازاینکه هیچ حرکتی و هیچ سازماندهی وجود ندارد معترض است.«چرا کسانی که چه داخل و چه خارج کشور هستند تدبیری نمی‌اندیشند؟ چرا تظاهرات با شکوه بیست و پنجم بهمن به خاکسپاری سرد و خالی یک جوان دانشجو تبدیل می‌شود وخشم مردم در این میان به هرز می‌رود؟یعنی ما فقط قرار بود برای مصری‌ها بیرون بیاییم و کتک بخوریم و شهید بدهیم و حالا هم هزار و پانصد نفر را بگیرند به جرم‌های واهی ؟»

محمد می‌گوید:« حالا هم مشاور موسوی درخواست کمیته حقیقت یاب برای شناسایی عوامل خشونت دو روز پیش کرده‌است.خنده‌ام می‌گیرد.»
سعید که خودش را یک مذهبی ضد رژیم معرفی می‌کند معتقد است که اینها دست بنی‌امیه و بنی‌عباس را هم از پشت بسته‌اند.« بنا بر روایات تاریخی بنی‌عباس و بنی‌امیه رقیق‌تر رفتار میکردند و اگر می‌کشتند دیگر جنازه دزدی نمی‌کردند.»

هانیه که بوم نقاشی‌اش شکسته می‌گوید:« صانع را کشتند.با خودم دیشب می‌گفتم خون ناحق ریختن تقاص دارد. امروز می‌بینم تن کبود همکلاسی‌هایم تقاص این ظلم شده. یا باید فکری اساسی کرد و یا باید دست از این شوخی‌ها برداریم. تظاهرات یک شبه و رها کردن آن بیشترین منفعت را به رژیم می‌رساند چون می‌تواند ترس را در جامعه تزریق کند و با بازداشت‌های گسترده و دوباره انرژی جنبش را بگیرد. باید یاد بگیریم یک راه را با پیش بینی آینده‌اش ترسیم کنیم.»



«صانع دانشجوی رشته نمایش دانشگاه هنر بود و از دوستداران آیت الله منتظری و جنبش سبز بود ولی بسیجیان با منتسب کردن او به خود قصد به انحراف کشیدن اذهان عمومی از تجمع روز بیست و پنجم را دارند و اگر رسانه‌های مردمی سبزها خوب عمل نکند شکست جنبش حتمی است.» مرتضی معتقد است مردم باید برای صانع هم به خیابان بیایند همانند خالد سعید شهید مصری که بخاطر او مردم به خیابان ریختند و اجازه ندادند که رژیم با پوشاندن آن خود را به غفلت بزند.»

« باید جایی در شهر برای تحصن انتخاب شود. میدان انقلاب بهترین جاست. جایی که کوچه پس کوچه داشته‌باشد اما نقطه ای هم برای جمع شدن. اینکه جنبش در همه جا پراکنده‌است نبض رژیم را نخواهد گرفت.»

معصومه یکی دیگر از همراهان دانشجویان هنر در مراسم تشیع پیکر صانع هنوز آرام نشده‌است و می‌گوید:« چیزی که امروز دیدم تصورم را نسبت به طالبان واقعی کرد. اینها از طالبان وحشی‌ترند.»

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۷:۰۷
این مجلس اسلام که جوش آورده ست
کوهی ست که زاییده و موش آورده ست
روباه و سگ و دراز گوش آورده ست
در ظل خدا وطن فروش آورده ست

اجماع خر ازمجمع ملاخوشتر
سگدانی ازین صحنهء غوغا خوشتر
بیغولهء دد بهتر ازین لانهء جهل
اسطبل ازین مجلس اعلا خوشتر

آمد خبر از مجلس اسلامم دوش
کافتاده میان وکلا جوش و خروش
پرسیدم و در جواب ماندندخموش
کاین مجلس ملی است یا باغ وحوش؟

بر اهل وطن این همه ذلت تاکی؟
این خاک ، فتاده در مذلّت تا کی؟
این مایه بلا ، اینهمه علت کی؟
وین جانوران وکیل ملت تا کی؟

م.سحر

prhm
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۹:۰۴
وین جانوران وکیل ملت تا کی؟

م.سحر




اینا نماینده نیستن یه مشت گوسفندن هر وقت لازم بشه واسه چوپونشون بع بع می کنن
حالم بهم خورده از این ماجرا

motasefam
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۹:۴۱
درود
دوست خوبم هیچكدام از اینها نماینده مردم نیستن همه با تقلب و خایمالی به این اسطبل رسیدن لاریجانیها كه در دشتهای سرسبز شمال چریده اند با الطاف رهبر گوساله از نطفه خر تبدیل به قاطر شده اند

prhm
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۱۹:۴۴
مصاحبه قانع ژاله ( برادر صانع ژاله ) با صدای آمریکا

http://www.voanews.com/persian/news/sane-zhaleh-2011-02-16-116332604.html

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۳۱
اسامی دانشجویان بازداشت شده امروز در دانشگاه هنر (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28843)

"صبح دیروز، چهارشنبه، نیروهای امنیتی به دانشگاه هنر حمله کرده و اقدام به بازداشت تعداد زیادی از دانشجویان کردند.

به گزارش دانشجو نیوز، دانشجویان دانشگاه هنر تهران که برای به خاک سپردن پیکر یار دبستانی خود، شهید صانع ژاله، در دانشگاه هنر تهران گرد آمده بودند توسط نیروهای لباس شخصی در دانشگاه محصور شده و سپس مورد ضرب و شتم وحشیانه بوسیله باتوم و شوکر قرار گرفتند.

صانع ژاله، دانشجوی کرد اهل تسنن، در جریان تظاهرات اعتراضی ۲۵ بهمن مورد هدف گلوله مستقیم نیروهای امنیتی حکومت جمهوری اسلامی قرار گرفت و جان سپرد.

اسامی دانشجویان باز داشت شده در جریان خاک سپاری پیکر صانع ژاله که به دانشجو نیوز ارسال شده، به شرح ذیل است:

مهنوش نراقی:دانشگاه هنر
حمید حسینی:هنر
فتانه رهقی:هنر
فراز سرابی:هنر
عنایت صحرایی:هنر
علی صدیقی:هنر
مهرداد میرزایی:هنر
محمد طیب طاهری:هنر
فراز فشارکی:هنر
حسن فتحی زاده:هنر
وحید نصرتی:هنر
عباس صالحی :هنر
عبدالله رنجبر :هنر
امیر بی نظیر:هنر
دکتر علی زاده:هنر
کوروش خان محمدی:دانشگاه تهران
سپهر صاحبان:خواجه نصیر
از محل نگهداری دانشجویان بازداشت شده اطلاعی در دست نیست.

بنا به گزارش شاهدان عینی، تعداد دانشجویان بازداشت شده توسط نیروهای امنیتی بیش از افراد ذکر شده در این لیست است.

Ora
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۳۴
امروز من از در اخبار رادیو المان Deutschlandfunk
شنیدم, که اوباش وارازلها ی بی شرم رژیم با سگهای پاچه گیرشان روز جمعه یک راه پیمائی دارند علیه ااعتراضات روز 25 بهمن و ادامه ان. ایا کسی راجه باین جائی خونده؟

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۳۵
حاشیه های جذابتر از متن در سفر عبدالله گل به تهران (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28836)
بی‌بی‌سی : سفر عبدالله گل، رئیس جمهوری ترکیه، به تهران و دیدار او با رهبران جمهوری اسلامی با حاشیه هایی همراه بوده که خبرنگاران همراه او آنها را به عنوان حاشیه های سفر در رسانه های ترکیه منعکس کرده اند.

"تهران – ساعت های دور از دنیا " عنوانی است که چنگیز چاندار، ستون نویس روزنامه حریت و از خبرنگاران همراه عبدالله گل در سفر به ایران، برای گزارش امروز خود برگزیده و در آن، از محدودیت های فراوان اینترنتی، مسدود بودن بسیاری از سایت ها و عدم دسترسی به رسانه های خبری در هتلش در ایران گله کرده است.

چنگیز چاندار تنها روزنامه نگاری نیست که بیشترین بخش نوشته هایش را به جای پوشش دیدارها و تحلیل اهمیت اولین سفر رسمی آقای گل به ایران، در مقام ریاست جمهوری ترکیه، به توصیف مصیبت های حاشیه این مسافرت چهار روزه اختصاص داده است.

تقریبا همه خبرنگارانی که با عبدالله گل به ایران رفته اند، همین رویکرد را داشته اند زیرا این بار برای آنان و رسانه هایشان، حاشیه این سفر سیاسی بسیار مهمتر و جذاب تر از متن بود.

اگرچه همزمانی سفر آقای گل به تهران با روز ولنتاین، یا جشن عشاق، بهانه کافی به خبرنگاران ترک داده بود تا در مورد روابط رو به رشد ایران و ترکیه به مزاح و شوخی های نهان و آشکار بپردازند، وقتی پای هیات ترکیه ای به تهران رسید این شوخی ها به سوال هایی جدی و حساس برای رسانه ها بدل شد، سوال هایی درباره اینکه این رابطه دوستانه که هر روز نزدیکتر و نزدیکتر به نظر می رسد، تا کجا می تواند پیش برود؟ حتی یکی از خبرنگاران در فیس بوک خود نوشت:" باید ببینیم چشم عشق ترکیه به ایران کور است یا نه؟"

طرح این سوال ها همه از آنجا ناشی می شد که حال و هوای "روز عشاق"، که روز آغاز دیدارهای رسمی عبدالله گل بود، با تمام دنیا فرق داشت و این تفاوت را خبرنگاران ترک که گویا هتل محل اقامتشان در بلوار کشاورز قرار داشت، به سادگی می دیدند و حس می کردند.

البته به گفته بسیاری از این روزنامه نگاران، همه تلاش مقام های ایران این بود که تا حد ممکن همراهان آقای گل به هر وسیله سریعتر به محل دیدارهای رسمی در کاخ سعد آباد منتقل شوند تا شاید کمتر شاهد فضای متفاوت ولنتیاین در روز تظاهرات اعتراضی در تهران باشد، اما به نظر می رسد همان چند ساعت اول صبح برای تجربه این فضای متفاوت کافی بوده است.

آقای چاندار در این باره نوشته است: "صبح خیلی از ماها کنجکاوانه به سوی خیابان طالقانی و انقلاب حرکت کردیم همه جا از بلوار کشاوز گرفته تا سایر چهارراه ها و میادین سر راهمان، پر بود از موتور سوارانی که 'بسیج' خوانده می شوند؛ روی هر موتور دو نفر نشسته بودند و مدام در طول خیابان ها ویراژ می دادند. نیروهای انتظامی نیز مثل آنکه منتظر یک حمله باشند، همه جا موانع بتنی چیده بودند و تعداد بی شماری از آنها که زره بر تن داشتند، شانه به شانه در سر هر تقاطع ایستاده بودند"

تهران آن روز آشفته بود و درست زمانی که آقایان گل و احمدی نژاد پس از اجرای سرودهای ملی دو کشور، برای چندمین بار در برابر دوربین ها یکدیگر را این بار مقابل دوربین ها گرم در آغوش می کشیدند و دست در کمر یکدیگر، روی فرش قرمز از برابر نظامیانی که مارش می نواختند، گام بر می داشتند، در خیابان های دیگر تهران، نظامیان دیگری برای مقابله با تظاهرکنندگان مخالف دولت، از این سو به آن سو حرکت می کردند.

اگرچه در تصاویری که عکاسان از شروع این دیدار صمیمانه ثبت کردند هیچ اثری از التهاب موجود در پایتخت ایران مشاهده نمی شود، در هیات میهمان کسانی سهم خود را از کارزار دریافت کردند، رویدادی که به جای آن روز، امروز به روزنامه های ترکیه درز کرده است.

مامور طرفدار اردوغان و کتک خوردن راننده مقام ترک

داستان از این قرار است که حدود ساعت دو یا سه بعد از ظهر روز دوشنبه، "مصطفی ایسن"، مدیر دفتر ریاست جمهوری ترکیه، همراه "محمد تلکی اوغلو "، نماینده مجلس این کشور، به یک کتابفروشی داخل پاساژ روبروی دانشگاه تهران می روند تا هم آقای ایسن، که قبلا بارها به عنوان استاد دانشگاه به ایران سفر کرده، خاطره زنده کند و هم نگاهی به کتاب ها بیاندازند، و شاید هم از فضای ملتهب آن روز هم برآوردی داشته باشند.

اما چند دقیقه بعد، چند مامور نیروی انتظامی وارد کتابفروشی می شوند و از آنها می خواهند هر چه زودتر آنجا را ترک کنند، و وقتی آقای ایسن کارت دیپلماتیک حاکی از عضویت در هیات سیاسی ترکیه را نشان می دهد، یکی از سربازان به زبان ترکی آذربایجانی می گوید: "نترسید نترسید ما ' طیبچی' هستیم، که منظور طرفداری از رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بوده است."

این مامور ایرانی سپس گفته است "برای امنیت خودتان باید اینجا را ترک کنید چون راننده تان هم حالش خوب نیست"، که البته واقعیت هم داشت زیرا وقتی ناخواسته خود را در میان مردمی می یابد که از دست بسیج و نیروی انتظامی می گریختند، سهم خود را از ضربه های باتوم لباس شخصی ها دریافت می کند.

با وجود اینکه ضربات باتوم با توضیح اینکه چه کسی است، متوقف می شود، به گواه روزنامه نگارانی که امروز این خبر را منتشر کرده اند، صورت راننده چنان کبود شده بود که امکان نداشت ماجرای کتک خوردنش از دید دیگر اعضای هیات همراه آقای گل پنهان نگاه داشته شود.

جالب آنکه به نوشته آقای چاندار، در همان اثنا کتابفروش هم به مهمانانش توضیح می داده است که شنیده رییس جمهوری ترکیه از دولت ایران خواسته است مجوز برگزاری تظاهرات را صادر کند و آقای احمدی نژاد هم قبول کرده است، خبری که در همان ساعات اولیه روز دوشنبه در برخی از سایت های فارسی هم به سرعت منتشر شد و با گذشت یکی دو ساعت، وزارت کشور آن را تکذیب کرد.

با اینهمه، آنگونه که رسانه های ترکیه نوشته اند، این خبر به طور کلی عاری از حقیقت هم نبود.

حقایق تلخ از زبان دوست؟

روز دوشنبه که این خبر سایت به سایت می چرخید، من هم کوشیدم از صحت یا سقم آن سر در آورم.

بعد از چندین بار گرفتن شماره تلفن خبرنگاران شبکه های خبری ترکیه که همراه آقای گل به تهران رفته بودند، موفق شدم با سه نفر از آنان صحبت کنم اما همگی گوشزد کردند که امکان ندارد رییس جمهوری ترکیه تا این حد در جریان یک سفر رسمی در مسایل ایران دخالت کند.

این توضیح قابل قبول به نظر می رسید به ویژه اینکه مقامات ترکیه در قبال وقایع پس از انتخابات ایران سکوت کرده و حتی همان روز اول پس از انتخابات، به محمود احمدی نژاد تبریک گفته بودند.

احمد داوود اغلو، وزیر خارجه ترکیه هم در مصاحبه ای مطبوعاتی در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران درباره زد و خورد میان نیروی انتظامی با تظاهرکنندگان ایرانی، آن را مساله داخلی خواند و با اشاره به میزان چشمگیر مشارکت مردم در انتخابات، اظهار داشت که انتخابات در فضایی سالم برگزار شده است.

با این حال ظاهرا مقطعی که دیدار اخیر رهبران ترکیه در آن صورت می گرفت از یک طرف، و مشاهدات مشاوران عبدالله گل و خبرنگاران همراهش، از طرف دیگر، دست به دست هم داد تا به رغم همه ابراز صمیمیت ها و برادری ها در این سفر، میهمان ترک اندکی هم لب به انتقاد از میزبان باز کند.

سفر آقای گل درست پس از رویدادهای خارق العاده اخیر در خاورمیانه صورت می گرفت: سقوط دولت حسنی مبارک در مصر در پی سماجت مردمی که هجده روز میدان تحریر قاهره را ترک نکردند تا به مرادشان رسیدند و رئیس جمهوری را از پایتخت راندند.

دز این ماجرا، ترکیه برخلاف موضع خود در مورد تظاهر کنندگان مخالف دولت ایران، تصمیم گرفت در "مسایل داخلی "مهمترین کشور عربی منطقه، یعنی مصر دخالت کند و بی مهابا خود را در صف اول کشورهای حامی مخالفان آقای مبارک قرار دهد.

حتی رجب طیب اردوغان، نخست وزیر، در سخنانی در اولین روزهای تظاهرات قاهره، آشکارا از حسنی مبارک خواست تا به ندای مردم خود گوش دهد و هرچه زودتر قدرت را رها کند و به این ترتیب، ترکیه بار دیگر خود را به عنوان بازیگری که هر روز بیش از پیش درصحنه خاورمیانه می درخشد، مطرح کرد، البته این بار در نقش حامی حرکت های دموکراسی خواهانه در منطقه.

همین موضعگیری کافی بود تا این سوال مطرح شود "که خوب در باره ایران چه؟" و دقیقا به این دلیل بود که همه رسانه های ترکیه در روز نخست دیدار آقای گل در انتظار نشسته بودند تا ببینند آیا دولت این کشور در نظر دارد "سیاست یک بام و دوهوا"در پیش بگیرد و یا اینکه، لااقل در لفافه و با این توجیه که "دوست حقیقت تلخ را می گوید"، آقای گل در نظر دارد آن حقایق تلخ را در گوش همتای ایرانی خود نجوا کند؟

و گویا چنین هم شده است. جایی دور از چشم رسانه ها، عبدالله گل با اشاره به برگزاری آزادانه تظاهرات ضددولتی مختلف در ترکیه، تلویحا به آقای احمدی نژاد پیشنهاد کرده که این "حق"را برای مخالفانش بپذیرد، و این موضوعی بود که پریشب، در راه اصفهان، با رسانه های ترکیه در میان گذاشته شد و امروز هم در بیشتر روزنامه های پر تیراژ این کشور انتشار یافت.

پیامهای لازم

البته اگر خبر حرف درگوشی آقای گل با آقای احمدی نژاد به روزنامه ها هم کشیده نمی شد، باز هم اظهارات رئیس جمهوری ترکیه در مصاحبه مطبوعاتی مشترک با رئیس جمهوری ایران درباره تحولات منطقه، پیام های لازم را برای میزبان در بر داشت.

رییس جمهوری ترکیه در پاسخ به سوال خبرنگار ایرانی در مورد بیداری اسلامی در مصر و تونس گفت: "در این عصر که عصر رسانه ها و ارتباطات است، همه از یکدیگر خبر دارند، خواسته های مردم در چنین زمانی بسیار واقعگرایانه است و حکام منطقه باید به این خواسته ها گوش کنند و گامهای لازم را برای اصلاحات بردارند، و اگر چنین نکنند، مردم به زور، مطالباتشان را مطرح می کنند. "

عبدالله گل که در پشت میزی سرتاسر تزیین شده با شاخه های گل در کنار آقای احمدی نژاد نشسته بود، در این جواب به هیچوجه به مصر و تونس اشاره نکرد بلکه همه حکام منطقه را خطاب قرارداد، رفتاری که بسیاری از رسانه های ترکیه بلافاصله برای تفسیر آن از ضرب المثل ترکی "دخترم به تو می گویم، عروسم تو بشنو" استفاده کردند، که معادل فارسی آن می شود: به در بگو تا دیوار بشنود.

مهم تر اینکه آقای گل درست زمانی به این سوال جواب می داد که معترضان ایرانی، کمی آنسوتر، خواسته ها و آرزوهایشان را در قالب شعارهای مختلف فریاد می زدند، در حالی که اینترنت و شبکه تلفن همراه در ایران از کار افتاده یا بسیار کند شده بود و کانالهای خبری ترک، که خبرنگارانشان را برای پوشش این سفر مهم روانه تهران کرده بودند، به سختی می توانستند گزارش های آنان را دریافت کنند.

به گفته خبرنگار ان تی وی، همین از کار افتادن اینترنت کافی بود تا هیات همراه عبدالله گل به دلهره میزبان از آنچه در جریان بود پی ببرند.

چنگیز چاندار در مورد اظهارات آقای گل نوشته است:" همه فهمیدیم که روی صحبت عبدالله گل با کیست، باید ساده لوح بود یا خود را به آن راه زد تا نفهمید که آقای احمدی نژاد هم متوجه این موضوع شده است."

در واقع به نظر می رسد آقای گل سعی داشت به منتقدان بین المللی و داخلی خود نشان دهد که اگرچه ترکیه و ایران کم کم به لطف حضور دولت اسلامگرا و به واسطه میانجیگری های آنکارا در پرونده هسته ای، و البته روابط رو به گسترش سیاسی و اقتصادی، کم کم به "رفقای جون در جونی" یکدیگر تبدیل می شوند، این احساسات هنوز به حدی نرسیده که چشم ترکیه را کور کند و بر واقعیات ببندد.

البته شاید اگر نبود فریادهای الله اکبر شب اول اقامت مهمانان ترک در تهران، که به گفته خبرنگاران در هتل های محل اقامت آنها هم شنیده می شد، و اگر به گوش آقای گل نمی رسید که نمایندگان جنبش سبز از او دعوت کرده اند تا به تظاهرات حمایت از مردم مصر و تونس بپیوندد، و از همه مهمتر، اگر ترکیه تصمیم نمی گرفت سراسیمه جامه رهبری حرکت های دموکراسی خواهانه منطقه را بر تن کند و خود را در برابر چشمهای پرسشگر جهان قرار دهد، باز هم وقایع ایران در حد همان "مسایل داخلی" قابل اغماض باقی می ماند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۰
امروز من از در اخبار رادیو المان Deutschlandfunk
شنیدم, که اوباش وارازلها ی بی شرم رژیم با سگهای پاچه گیرشان روز جمعه یک راه پیمائی دارند علیه ااعتراضات روز 25 بهمن و ادامه ان. ایا کسی راجه باین جائی خونده؟


درود اورا جان
من هم آن را در اینجا آوردم. می‌‌توانی‌ بخوانی!
پیروز باشی‌ نازنین


نمایشهای تکراری رژيم اسلامی : فراخوان به تظاهرات طرفداری از دولت پس از نماز جمعه (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28829)

"رادیو فرانسه : شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی"، که سازمان دهی و برگزاری اجتماعات و تظاهرات هواداری از دولت جمهوری اسلامی را بر عهده دارد، امروز (چهارشنبه) با صدور اطلاعیه ای مردم را به گردهمائی و تظاهراتی در روز جمعه پس از برگزاری نماز جمعه دعوت کرد.

در این اطلاعیه پس از محکوم کردن تظاهرات روز دوشنبه در تهران و متهم کردن تظاهر کنندگان به ضد انقلاب، سلطنت طلب و منافق بودن، از مردم تهران خواسته شده است پس از اقامۀ نماز جمعۀ این هفته با "حضور آگاهانه و با صلابت در میدان انقلاب نفرت و خشم خود و انزجار خود را" از به نوشتۀ این اطلاعیه "جنایات ددمنشانه و تحرکات پلید سران فتنه و منافقین و سلطنت طلبان هم پیمان شان فریاد کنند".

خبرگزاری فرانسه در گزارشی که به این اطلاعیه و فراخوان مردم به تظاهرات "نفرت و خشم" اختصاص داده است یادآوری می کند که در واژگان رسمی جمهوری اسلامی ایران از واژۀ "فتنه" برای اشاره به جنبش اصلاح طلب سبز استفاده می شود که به وسیلۀ مهدی کروبی و میر حسین موسوی رهبری می شود.

در سرکوب تظاهرات روز دوشنبۀ این هفته در تهران و شهرستان ها دو نفر کشته و گروهی زخمی شدند. افزون بر این تنها در تهران در حدود ١٥٠٠ نفر بازداشت شدند.
به گفتۀ سخنگوی قوۀ قضائیه گروهی از بازداشت شدگان آزاد شده اند اما این سخنگو دراین مورد توضیح بیشتری نداد.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۴۶
ضرب و شتم شدید خانواده‌های بازدشت شدگان ۲۵ بهمن (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28847)

"در پی تجمع خانواده‌های بازداشت شدگان ۲۵ بهمن ماه، در مقابل زندان اوین، مسئولان امنیتی اقدام به ضرب و شتم ایشان نمودند.

بنا به اطلاع گزارشگران ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شب گذشته پس از اینکه قریب به ۴۰۰ تن از اعضای خانوادهٔ بازداشتی‌ها منتظر خوانده شدن اسامی بازداشت شدگان توسط مسئولان زندان بودند، نیروهای امینتی با یورش به سمت خانواده‌ها به ضرب و شتم ایشان به وسیلهٔ باتوم و شک الکتریکی پرداختند.

گفته می‌شود که زنان و دختران حاضر در آن جمع نیز از این رفتار غیرانسانی درامان نماندند.

این روند تاجایی بود که نیروهای امنیتی شیشهٔ اکثر ماشین‌هایی که در مقابل زندان اوین پارک شده بودند؛ نیز شکستند.

این در حالیست که به گفتهٔ خانواده‌ها، مسئولان اوین خود با برخی از ایشان تماس گرفته و گفته‌اند که برای پیگیری وضعیت نزدیکانتان بایستی به زندان اوین مراجعه کنید؛ هر چند که برخی مسئولان بعد‌ها و در مقابل درب زندان منکر این مهم شده و این تماس‌ها را از سوی آنچه عوامل فتنه می‌نامند، عنوان کرده‌اند.

با این حال حدود ساعت ۱۲ شب گذشته حدود ۷۰ نفر از بازداشت شدگان بدون اخذ وثیقه و کفالت آزاد شدند.

از سویی صبح امروز نیز خانواده‌ها به منظور کسب اطلاع از وضعیت بازداشت شدگان مجددا به تجمع پرداختند اما همانند شب گذشته مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.

به گزارش هرانا، از ساعت ۱۰ صبح امروز نیز قریب به ۲۰ تن از بازداشت شدگان از زندان اوین آزاد شدند.

شایان ذکر است که دژبانی اوین به خانواده‌ها اعلام کرده اسامی تمامی دستگیر شدگان نزد دادیاری اوین است.

خانواده‌های بازداشت شدگان ۲۵ بهمن امشب و برای سومین بار دست به تجمع در مقابل زندان اوین زده‌اند و از ساعاتی پیش جمعیت ایشان در حال افزایش است.

لازم به یادآوری ست که با به خشونت کشیده شدن تجمعات مسالمت آمیز مردم در بیست و پنجم بهمن ماه توسط نیروهای امنیتی، دستکم سه تن کشته، چندین تن زخمی و صدها نفر از شهروندان معترض نیز بازداشت شدند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۵۰
روی سخنم با شماست، پاسداران ایران / دکتر حسین لاجوردی (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28782)

به مناسبت 22 بهمن 1389، سی و دو سال پس از انقلاب

سی و دو سال پس از انقلاب، این بار بر آن شدم که بدلیل گذشت 11680 روز از 22 بهمن 1357 که روز به روزش فاجعه و سیاهی و ننگ و بی هویتی و حقارت بر ما رفته است با گروهی از هموطنانم به صحبت بنشینم، هموطنانی که بیشترین امکان را برای بازگرداندن ایران، به مردم ایران و با آبرو و حیثیت به جامعه جهانی دارند و آنها پاسداران، فرزندان این مملکت و بیشترین مسوولیت پذیران جامعه ما هستند.

پاسداران ایران،

می دانم و به خوبی نیز آگاهم که بر اساس ماده 8 مقررات استخدامی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برای "جهاد در راه خدا و پاسداری و دفاع مسلحانه از انقلاب اسلامی و دست آوردهای آن و نظام جمهوری اسلامی" به استخدام سپاه درآمده اید وتعهد داده اید و قسم خورده اید، ولی بدانید که تمامی این قوانین، تعهدات و قسم ها زمانیکه در راه مردم نباشد و قانون گذار و رهبران استبدادیش نه برای مردم که بَر مردم باشند، کاملا بی اثر و ملغی شده هستند .

پاسداران ایران

روی سخنم با بیشترین شماست، با شمائی که فکر و ذکر و امروز و آینده خود را در طبق اخلاص گذاشته اید که از زاد و بوم خود دفاع کنید، تعداد بی شماری از شما در گروه های نسل جوانی قرار دارید که تا کنون بالاترین از خود گذشتگی ها و از جان مایه گذاشتن ها را داشته اید.

نکته بسیار مهمی که نمی تواند و نباید فراموش شود اینست که شما در مرحله اول ایرانی و برخلاف خواست رژیم از خود همین ملت هستید و جدا از ما نیستید. اگر آن همه کشته و معلول، از جنگ هشت ساله ایران و عراق و در موارد دیگری داشته اید تنها برای دفاع از مردم و مملکتتان بوده است.

پاسداران ایران،

بدانید که اگر چه گروهی بسیار اندک و انگشت شمار در میان شما با لباس و کسوت پاسداری هدف "پاسدار" بودن خود را گم کرده اند و شاید از روزهای نخست نیز هدف و آرمانشان "پاسدار وطن" شدن نبوده است، ولی جای خوشحالی است که تعدادشان بسیار اندک و بیشترین شان هم برای مردم ایران شناخته شده هستند.

پاسداران ایران،

وظیفه و هدف مقدسی را که شما انتخا ب کرده اید، پاسداری و نگاهبانی از وطن و حراست از مردمی است که زیر فشارهای طاقت فرسای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در طی این سال ها پشت شان خمیده گشته است و هم آنهائی هستند که بیشتر از دیگران به کمک شما نیازمندند و نگاهشان به اعمال و کردار شما دوخته شده است.

پاسداران ایران،

با وظیفه ایکه شما در حراست از مرز و بوم این مملکت به عهده گرفته اید و در طول سال های متمادی از زندگی و جان خود مایه گذاشته اید و بدون تردید بیشترین قربانیان جنگ و...، نیز از میان شما بوده است، لازم است بدانید مقامات کشور به دلیل ترس از خود شما میزان بالای تلفات شما را، حتا از خود شما نیز پنهان نگاه می دارند.

ولی بطور قطع و یقین مردم این را می دانند چرا که شما ایرانی و از خود این مردم و برای این ملت هستید و زیبنده ترین جای و جایگاه شما در قلب مردم است و باید باشد، اگر چه سردمداران حکومت تلاش بر این دارند که شما را در مقابل ملت قرار دهند

پاسداران ایران،

به موقعیت دیروز و امروز خود نگاه کنید، آغاز و سال های نخست انقلاب، گروهی فرصت طلب و اکثرا بی سواد که تنها به دنبال منافع شخصی و زد و بند ها و مصادره ها بودند در میان شما وجود داشت. امروز اکثریت قریب به اتفاق شما آگاه، هوشیار و بیشتر تحصیلکرده هستید و بر پایه همین ویژه گی هاست که دیگر حاضر به قبول و اجرای دستورات صِرف و غیر قا نونی نمی باشید.

پاسداران ایران،

به حاکمیت کشورهائی که حکومت های مردمی دارند نگاه کنید، در این گونه کشورها وظیفه نیروهای نظامی و انتظامی دفاع از مرزهای کشور و حفظ امنیت است، در حالیکه در کشور ما، بیشترین وظیفه این نیروها پاسداری و نگاهبانی از مسئولین در حاکمیت شده است.

مسئولین نظام و حکومتی که از سوی مردم برگزیده شده باشند، نیاز به نگاهبانی و حفاظت شبانه روزی شما ندارند، اطمینان داشته باشید اگر آنها انتخاب شده مردم بودند، این خودِ مردم بودند که از آنها حفاظت و نگاهداری می کردند. به مسئولین حکومتی در کشورهای دموکراتیک دنیا نگاه کنید که آزادانه و با پای پیاده و یا با دوچرخه در شهر رفت و آمد می کنند و یک نفر هم محافظ ندارند.

پاسداران ایران،

می دانید که براساس خوش بینانه ترین برآوردها که اخیرا از سوی اطلاعات سپاه محاسبه شده است، روزانه متجاوز از سی میلیارد تومان هزینه محافظت از مسئولین نظام جمهوری اسلامی است، از فلان امام جمعه کوچکترین دهستان و شهر کوچک تا آن مدیرانی که حتی در رده های پائین اداری هستند، از وکلای مجلس تا دیگر مقامات کشوری و لشگری و وزرا و روسای قوای مختلف و حتی صاحب منصبان سابق و کار به جائی رسیده است که مقامات و به عنوان مثال رئیس جمهور برای رفتن به خانه ملت هم نمی توانند بدون گارد محافظ و بدون فضای امنیتی خیلی شدید وارد شوند.

این محاسبه بسیار ساده ایست تعداد افراد مورد محافظت را ضرب در تعداد محافظین کنید که معمولا و حداقل سه و یا چهار نفر و تا 200 یا 300 نفر و برای رهبر جمهوری اسلامی گاه تا 20000 نفر می شوند (به عنوان مثال سفر آقای خامنه ای به کردستان 14 ماه می 2009). حقوق این افراد را در رده های مختلف حساب کنید و از سوی دیگر تجهیزات مورد استفاده از اسلحه تا موارد مختلف نیاز های مراقبتی مانند بی سیم و مخابرات و افراد مورد استفاده در آن و همچنین اتومبیل ها و دستگاه های پیشرفته در این زمینه، اماکن استیجاری و خریداری شده و...، را هم بدان بیفزائید، به ارقامی خواهید رسید که تصورش هم برایتان غیرممکن خواهد شد و دَوران و سرگیجه خواهید گرفت که اگر این ارقامی که برای محافظت مقامات استفاده می شود برای مردم محتاج هزینه گردد چه تعداد خانوار از فقر و بدبختی نجات پیدا خواهند کرد.(برآورد از منابع اطلاعات و امنیت سپاه پاسداران در ایران)

پاسداران ایران،

برای اینکه بیشتر در جریان قرار بگیرید و بیشتر مفهوم باشد، از مقاماتی که به قول خودشان انتخاب شده از سوی مردم هستند سوال کنید که چگونه است اکثریت قریب به اتفاق مردم پشتیبان شما هستند و به شما رای می دهند ولی شما بدون تور شدید امنیتی جرئت یک قدم برداشتن به سوی خانه خود و حتا در خانه خود را هم ندارید؟

پاسداران ایران،

در سطوح بالای حکومتی مقامات ابراز می دارند که حاکمیت شان الهی است و نماینده "الله" بر روی زمین هستند و همه مردم دوستدار و طرفدارشان، آیا آنها برای دقایقی هم که شده خواهند توانست به پشتوانه مشیت الهی و مردمی که مرتب از زبان شان سخن می گویند اگر شماها حضور نداشته باشید در میان حتا نزدیکان خود نیز ظاهر شوند؟

پاسداران ایران،

نگاه دیگری به موقعیت امروز خودتان نمایانگر واقعیت های تلخ تری است، شاید نخستین سوال این باشد که:

* آیا شما تصور می کنید، با تمامی اینکه در طی این سال ها، مسئولین و مقامات حکومتی به اتکاء و پشتیبانی شما بر مسند حکومت نشسته اند و شما محافظت شان کرده اید، امروز خود شما مورد اطمینان آنها هستید؟ و اگر نیستید، پاسخ آنرا در خودتان جستجو کنید.

آیا جز اینست که برای شما ها هم امروز سوالات بی پاسخ دیکری نیزمطرح شده است و شما را دچار نوعی آشفتگی ذهنی و رفورم فکری نموده است، و اگر بخواهید قدمی جلوتر برای رسیدن به پاسخ سوالات خود داشته باشید، سرنوشت شما هیچ چیز جز فرار و زندان و خشونت و اعدام و یا مرگ های مشکوک و سقوط هواپیما و...، پیش رویتان نخواهد بود؟

پاسداران ایران،

حاکمیت نظام جمهوری اسلامی امروز دیگر شما را از خود نمی داند، همانگونه که دیروز و در روزهای اول انقلاب ارتش را از خود نمی دانست وهمچنان نمی داند، وهمانگونه که شما دیگر مورد اطمینان کامل نیستند چرا که اعتراض ها و سرپیچی های شما برای سرکوب و حمله به مردم به نهایت رسیده است.

بی تردید به همین دلایل است که امروز "لند کروزرها" را به جای اینکه در اختیار ارتشی ها و شما پاسداران بگذارند در اختیار کسانی گذاشته اند که بیشترین شان و اکثرا جز راننده های آنها فارسی نمی دانند و اگر به اوراق شناسائی آنها نگاه کنید بیشتر، فلسطینی، سودانی، یمنی و...، هستند تا ایرانی ها، چرا که آنها در میان مردم ایران نه برادر و خواهری دارند و نه فامیل دور و نزدیکی. آنها تنها مزدور هستند و وظیفه اشان یورش و حمله به مردم است، چه با لباس شخصی و چه با اشکال دیگر.

پاسداران ایران،

اگر چه " اطلاعات سپاه " دستگاهی بسیار پیچیده و مخوف است که طبیعت چنین حکومت های دیکتاتوری نیز آنرا ایجاب می کند، ولی خبر نافرمانی و سرپیچی شما سپاهیانی که به دلیل عدم اجرای دستور کشتار مردم بی گناه هر روزه به مقامات گزارش می شود وحشت بسیاری را در میان سردمداران حکومت به وجود آورده است و تمام تلاش شان بر این است که شماها و مردم از آن با خبر نگردید ولی موفق نشده اند، واقعیت اینست که تمامی شما در سپاه از آن با اطلاع هستید و روزانه با این قبیل خبرها سر و کار دارید.

از سوی دیگر اطلاعات و اخباری که از سوی پاسدارن و مامورین امنیتی رژیم که به کشور های غربی پناهنده می شوند نیز، بر وحشت رژیم افزوده است و قادر به کنترل آن نمی باشند.

اخبار و رویدادهائی هم که بوسیله این افراد و هم از طریق شبکه جهانی اینترنت شبانه روزی و لحظه به لحظه در همه جا وجود دارد نیز به بالا بردن آگاهی عمومی کمک می کند.

پاسداران ایران،

در سیستم های نظامیِ کارآمد، اجرای بی چون و چرای فرمان همیشه در اعتماد به صلاحیت رده بالاتر وجود دارد و در نظام هائیکه از چارچوبی منظم برخوردارند همیشه نفرات بر این باورند که فرماندهان کسانی هستند که هم لیاقت فرماندهی دارند و هم برای حفظ جان نفرات شان مسئولیت احساس میکنند، تصور من بر اینست که امروز برای شما هر دو قسمت زیر علامت سوال قرار گرفته است.

پاسداران ایران،

امروز شما بر سر دوراهی انتخاب قرار گرفته اید، از یک سو خدمت به مردم و پاسداری از خواسته های آنان، نگاهداری و نگاهبانی مرز و بوم و در نهایت هدف مقدس پاسداری است و از سوی دیگر ادامه حفاظت و حراست از گروه اندکی که مورد تنفر و نفرت مردم هستند و برای حفظ جان خود و ادامه قتل و غارت و دزدی و رشوه خواری، گروهی از شما را آلت دست خود قرار داده اند.

پاسداران ایران،

با نگرشی ژرف تر و بینشی عمیق تر، به کل جامعه ایران که شما و خانواده اِتان نیز از آن جدا نیستید نگاه کنید، تزلزل و بی ثباتی در تمام شئون کشور به چشم می خورد، درهم ریختگی سیاسی، وضع اسف بار اقتصادی، دزدی ها و رشوه گیری ها، وضعیت فاجعه بار اجتماعی مانند گستردگی روسپیگری، افزایش بیش از حد معتادان، بیکاری هر روز بیشتر، عدم امنیت، ترس و دلهره همگانی از حمله نظامی، تورم بی حد و حصر، فرار بی وقفه جوانان از کشور و اسفناک تر اعدام های پنهانی و اعلام شده و تجاوزها و وضعیت نا به هنجار زندان ها...، و در نهایت ضربه بزرگ فاجعه فرهنگی، بی هویتی و بی مذهبی که گسترش و ابعاد خانمان سوز پیدا کرده و می رود که به یک انفجار کامل و خانمان بر انداز منجرشود.

امروز شما شاهد انواع مسائل و مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فراوانی هستید که هیچکس مانند شما برآن واقف نیست، و اگر چه نباید فراموش کرد که یکی از بزرگترین مشکلات شما هم همین است که از یک سو شاهد این فجایع هستید و از سوی دیگر اجبارا به وظیفه ای که به شما محول می شود باید عمل کنید که این دوگانگی خود نوعی عدم تعادل را به دنبال خواهد آورد و بسیار طبیعی است که نتایج گران بارش هم بیشتر بر دوش شما سنگینی کند.

پاسداران ایران،

شما به خوبی می دانید که ایران ما از تمدنی کهن و فرهنگی بسیار غنی بر خوردار است، شما به خوبی به این حقیقت واقفید که از بدو پیدایش حکومت در جهان، ایران یکی از دو امپراتوری بزرگ و در زمان هائی بزرگترین امپراتوری در سطح جهان بوده است و بسیار متفاوت است با کشورهائی که در یکی دو قرن گذشته از سوی قدرت های استعماری و برای مقاصد خاصی ایجاد شده اند و می شوند.

پاسداران ایران،

شما می دانید که ایران ما، کشوری است که امروز هم می تواند با سیاستی درست و با وجود داشتن نیروی انسانی ورزیده و متخصص و ثروتی لایزال از منابع زیر زمینی در رده کشورهای غنی و ثروتمند جهان قرار گیرد و هم می تواند به قهقرا کشانده شود.

برای آگاهی بدین مهم تنها کافی است اشاره شود که از زمان پیدایش و تولید نفت و آمدن "ویلیام ناکس دارسی" به ایران تا سال 1357، و یا به عبارتی حدود 80 سال، میزان فروش نفت ایران حدود 110 میلیارد دلار بوده است و از سال 1357 تا کنون و در عرض این 30 سال گذشته حاکمان جمهوری اسلامی متجاوز از 1000 میلیارد دلار به شکل مجاز و غیر مجاز و به اشکال غیر قانونی و قاچاق تنها نفت ایران را فروخته اند، هم کیسه های خود را انباشته اند و هم مردم را تا به این حد دُچار فقر و مسکنت و بدبختی نموده اند که آمارهای چند گانه از سوی خود رژیم گواه بر آنست. به عنوان مثال رئیس مرکز آمار ایران می گوید بیشتر از سی میلیون نفر از مردم ایران زیر خط فقر قرار دارند و براساس دیگر آمارهای رسمی حداقل میزان دستمزد و برای حداقل زندگی برای یک خانواده در شهرهای بزرگ بیشتر از یک میلیون تومان است.

کدام یک از شما ها در ماه چنین درآمدی دارید؟ ولی اگر شما هم چنین حقوقی دریافت نمی کنید و بسیاری از شما و خانواده های شما که جانتان را گذاشته اید هم بطور قطع در زیر خط فقر قرار دارید، آیا این سوال برایتان به وجود نخواهد آمد که مردم این مملکت با وجود این ثروت بیکران در کشور چرا باید در این حد از فقر و مسکنت و بدبختی زندگی کنند؟ می دانم شما ها ایرانی هستید و بدون تردید غیرت شما نمی تواند پذیرش اینهمه نابرابری را بیش از این داشته باشد.

پاسداران ایران،

جای بایسته نگریستن فراوان است که با چنین ثروتی می توان کشوری را از نو بنیاد گذاشت، ولی باید از چه هنری برخوردار بود که این چنین آنرا به ویرانه ای بدل کرد؟

پاسداران ایران،

یکسال و نیم از فاجعه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی در ایران گذشته است، تقلب و پی آمدهای این انتخابات که بنا به گفته مقامات جمهوری اسلامی مهمترین رویدادی بوده که در عمر حکومت جمهوری اسلامی بوجود آمده برای مردم ایران نیز سوالات بسیاری را ایجاب کرده است.

* آیا پیش از این جمهوری اسلامی در انتخابات تقلب نکرده بود؟
* آیا شماها شاهد تقلب های گسترده در تمامی انتخابات گذشته نبوده اید؟
* آیا بسیاری از شماهائی که سنی بیشتر از سی سال دارید، فراموش کرده اید که اولین انتخابات در جمهوری اسلامی " رفراندوم جمهوری اسلامی " در فروردین ماه 1358 بود که جمهوری اسلامی دو میلیون بیشتر از کل جمعیت رای دهنده ایران رای آورد؟
* آیا شما فراموش کرده اید که در طول سی سال گذشته حکومت جمهوری اسلامی بدلیل نداشتن هیچگونه برنامه منسجمی برای مردم و مملکت و با وجود این ثروت بیکران نفت و گاز، تنها تورم و بیکاری و گرسنگی را به مردم ارزانی داشته است؟
* آیا شما آگاه به این مسئله نیستید که به گفته رئیس زندان های ایران تعداد زندانیان در کشور چند برابرگنجایش واقعی زندان هاست؟
* آیا شما آگاه به این مسئله نیستید که در زندان های متعدد و متفاوت درایران چه بر سر زندانیان می آورند؟
* آیا بنا به گفته بسیاری در رژیم شما در جریان قرار نگرفته اید که در "کهریزک و رجائی شهر و..." چه فجایعی اتفاق می افتد؟
* آیا نگاه کردن به تعداد بی شمار معتادین و جسد های در شهر افتاده آنها و یا در میان زباله ها شما را به فکر فرو نمی برد؟
* آیا شما که مرتبا در شهرها مشغول انجام وظیفه هستید از خودتان سوال نمی کنید به چه دلیل اینهمه "فحشاء" آنهم برای این بچه های کم سن و سال وجود دارد؟
* آیا اکثریت این بچه ها، نوجوانان و جوان هائی که به فحشاء پناه برده اند جز بدلیل فقر و بدبختی جامعه ایست که درآن زندگی می کنیم؟
* آیا شماهائیکه وظیفه جمع آوری بچه های خیابانی را در سطح شهرها بعهده دارید هیچگاه از خودتان سوال کرده اید که چرا این بچه ها که باید امروز در مدرسه باشند اینگونه سرگردان و بدبخت و بیچاره به گدائی و کار غیر مجاز و قاچاق و...، پرداخته اند؟
* آیا شما نمی دانید که بسیاری از آنان، نان آور خانواده خود هستند؟
* آیا شما نمی دانید این بچه ها که قرار است، نسل فردای مملکت ما باشند چگونه و مرتبا مورد اذیت و آزار و تجاوز و کشته شدن قرار می گیرند؟
* آیا شما نمی دانید در پیش چشمان شما هر روزه دختران و پسران نوجوان ایرانی را به شیخ نشین های خلیج فارس می برند و می فروشند و گاه گاه جسد آنها را به ایران برمی گردانند؟
* آیا شما نمی دانید که این بچه ها خواهران و برادران کوچک و بچه های خود ما هستند؟
* آیا شما نمی دانید در خانه های عفاف، دختران و زنان شهید، یعنی خانواده همان همسنگران شما را که جانشان را در راه این مملکت گذاشته اند، طبقه بندی شده به مردان شهوتران ارائه می دهند که بدین وسیله کسب درآمد برای آنها و بی اعتباری برای شما حاصل می شود؟
* آیا شما نمی دانید بیشتر از 400 هزار معلولین جنگ هشت ساله که بدون تردید از وجود خودشان برای این مملکت مایه گذاشتند در چه فلاکت و بدبختی زندگی روزانه خود را می گذرانند؟
* آیا شما نمی دانید در حالیکه مردم ایران، خانواده و خواهران و برادران من و شما در این فقر و گرسنگی حقارت انگیز زندگی می کنند، حکومت برای مردم فلسطین و لبنان و دیگر کشورهائی که می توانند برای انجام کارهای تروریستی مفید واقع شوند خانه و کاشانه و بیمه بیکاری و بیمه بهداشتی و دیگر امکانات زندگی فراهم می کنند و در حالیکه ایرانیان اینگونه در بیغوله ها جان می دهند و فریاد رسی ندارند؟
* آیا شما نمی دانید که گروهی از دست اندر کاران رژیم چنان ثروتی در خارج از ایران اندوخته اند که مردم آن کشور ها هاج و واج به آنها نگاه می کنند که اینهمه ثروت چگونه بدست آمده است؟

من تردید دارم که بسیاری از شماها در جریان مسائل پیش رویتان نباشید، ولی بطور قطع و یقین می دانم که وضعیت خانواده های خودتان را می بینید و می شناسید و آگاه هستید که امروز واقعیت زندگی مردم چگونه است.

پاسداران ایران،

اگر چه در فرصتی کوتاه این امکان وجود ندارد که به تمامی مسائل ایران پرداخته شود، ولی از جهت هوشیاری و بدلیل آنکه در آینده گفته نشود که هیچکس این مسائل و مشکلات را با ما در میان نگذاشت و به این دلیل که جلوی هر گونه بهانه ای گرفته شود، به شما هموطنان عزیزم و با اعتقاد و ایمان به سربلندی ایران و ایرانی و با احترام به تمامی ایرانیانی که در نقاط مختلف این مرز و بوم و با ادیان و مذاهب و زبان های متفاوت زندگی می کنند و عقاید متفاوتی را دارا هستند اعلام می دارم:

به امروز ایران و به وضعیت حاضر رسیده ایم، سرکوب و خشونت و تجاوز و اعدام به بالاترین حد خود رسیده است و حکومت در نهایت عجز و ناتوانی و مثل همیشه در بی برنامگی خود قرار دارد، نه پاسخی برای داخل و نه چشم اندازی در منطقه و دنیای خارج دارد. به همین دلیل به سرکوب بیشتر پناه آورده است و تصور می کند که می تواند بدینوسیله امکان بر جا ماندش را فراهم آورد، ولی شاید شما بیشتر از هر کس شاهد هستید که حکومت هر روز با مشکلات جدیدتری دست به گریبان است.

از سوئی دیگر اختلاف در میان سردمداران حکومت بالا گرفته است، از سوئی گروهی به سردمداری آقایان رفسنجانی، خاتمی، موسوی و کروبی و از سوئی دیگر تعدادی از فرماندهان شما و آقایان خامنه ای و احمدی نژاد و...، در مقابل هم قرار دارند که این مسئله تا حذف یک گروه و در نهایت تمامی آنها ادامه خواهد داشت.

فراموش نکنیم، که اگر چه امروز آقایان رفسنجانی، خاتمی، موسوی و کروبی درجناح مقابل ایستاده اند و درصدی از مردم هم از آنان حمایت می کنند ولی مردم ایران همیشه این هشیاری را داشته اند و امروز هم دارند که بدانند چگونه باید از فرصت ها استفاده کنند.

این بار هم با هشیاری و برای استفاده از فرصت و نه بدلیل تقلب در انتخابات که همیشه این تقلب بوده است، بلکه به "بهانه تقلب در انتخابات"بود که به خیابان ها ریختند و مسائل یکسال و نیم پیش بدین سو پیش آمده است.

پاسدارن ایران

بدانید و آگاه باشید که مردم ایران هر آن اندازه هم که فراموشکار باشند بازهم جنایات حکومت جمهوری اسلامی در ایران را از یاد نخواهند برد، و این نه برای سردمداران امروز که فاجعه را به ابعاد غیر قابل تصور رسانده اند ونه برای دیگر حاکمان گذشته مانند آقایان رفسنجانی، خاتمی، موسوی وکروبی.

سردمداران جمهوری اسلامی اععم از اصلاح طلب و محافظه کارش به پایان عمرشان نزدیک شده اند و گریزی از فرو پاشی هم ندارند وبه این واقعیت بیشتر از همه خود آنها واقف هستند.

پاسداران ایران،

عمر حکومت جمهوری اسلامی به پایان خود رسیده است، من می دانم که بطور قطع بسیاری از شما بدلیل عدم امکان تامین هزینه های زندگی مجبور به ادامه خدمت هستید ولی هم شما و هم نیروهای بسیج بدانید که تمامی شما در نهایت باید با همین مردم و در این کشور زندگی کنید.

سردمداران حکومتی در زمان ضروری تمامی شما را قربانی خواهند کرد، تنهایتان خواهند گذاشت و فرار خواهند کرد و باز هم این شمائید که باید در دامان ملت خود باشید و این سخن و هشدار هم به همین دلیل و تنها برای امروز و فردا داده شده است.

پاسداران ایران،

جایگاه واقعی شما آغوش ملت است، با اطمینان می توان بدان پناه آورد، همانگونه که ارتش ایران نیز در سال 1357 ملت را پشتوانه خود قرار داد و پناه خود را در آن جُست.

دامان ملت بزرگترین سطح اتکائی است که می توان بدان اعتماد کرد، اگر برای گروهی از شما که بسیار هم اندکند، پشت سر "خراب" است ولی بی هیچگونه تردیدی پیش رو "سراب" نیست و دامان ملت است که همیشه می توان بدان اعتماد کرد و آنرا پشتوانه ای استوار و محکم دانست.

فراموش نکنیم و یقین بدانیم که حکومت می رود و شما باقی می مانید، کاری کنید که مردم شما را از خودشان بدانند، شما به واقع "پاسدار مردم ایران" هستید، پاسدار مردم بودن و اعتماد مردم را داشتن بزرگترین امتیاز و موهبتی است که کمتر نصیب کسی می شود، باید قدرش را دانست،

شما هم بدون تردید بدان واقف و آگاه هستید و قدرش را می دانید.

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم

تو خواه از سخنم پند گیر یا که ملال

دکتر حسین لاجوردی

پاریس – 26 بهمن 1389

15 فوریه 2011

Ora
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۰:۵۷
درود پارسا جون,

سپاس برای خبرهایئ که میزاری و شعر های قشنگ


http://i257.photobucket.com/albums/hh208/janeth_angels/blumen-1.jpg

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۱:۱۳
درود پارسا جون,

سپاس برای خبرهایئ که میزاری و شعر های قشنگ


http://i257.photobucket.com/albums/hh208/janeth_angels/blumen-1.jpg

درود

سپاس از این گلهای زیبا نازنینم
دست مریزاد!

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۱:۳۳
درود دوستان
من هیچ دل‌ خوشی‌ از موسوی و بیانیه‌های او ندارم و از اصلاح طلبها بیزارم و ایشان را برای ایران نابود کننده می‌‌دانم. چرا که همین‌ها ما را به اینجا کشاندند!
بی‌ هیچ پشتیبانی‌ از بیانیه‌های موسوی باید بگویم که از دید من واپسین بیانیه ی موسوی از او نیست!
پارسا مرزبان



پیام موسوی را چه کسی نوشته است؟! وبسایت کلمه باید پاسخگو باشد (http://www.fasleagahi.info/2011/02/blog-post_7152.html)

"محمد جواد اکبرین
تا به حال سه تن از نزدیکترین افراد به مهندس موسوی در صحت انتساب پیام به وی تشکیک کرده‌اند. گفته می‌شود در غیاب موسوی و تحت فشار تبلیغاتی رسانه های حکومت و در پاسخ به اتهامات آنها، این پیام توسط یکی از مشاوران وی نوشته شده و به نام او در وبسایت کلمه منتشر شده است

در شرایطی که به گفته صریح فرزندان موسوی در پاسخ به سایت جرس، خانواده مهندس موسوی مطلقا خبری از او ندارند و نگران سلامتی او و همسرش
هستند و مشاور ارشد وی نیز در آخرین موضع گیری رسمی‌اش اعلام کرده که همه راههای ارتباطی با وی مسدود شده است این پیام کی و توسط چه کسی از مهندس دریافت شده است؟
.بر خلاف آقای کروبی که هنوز راهی برای ارتباط با وی باقی مانده است موسوی در حصر کامل قرار دارد
وبسایت کلمه باید در برابر ابهام های موجود پاسخگو باشد
.عملکرد صادقانه حرفه‌ای و احترام به شعور و اعتماد مردم، مهمترین وظیفه دست اندرکاران وبسایت کلمه است
نگرانی دختران موسوی از وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
پیام منسوب به میرحسین موسوی
1.
اعلام حصر مطلق از طرف مشاور ارشد و فرزندان موسوی و ساعتی بعد "صدور بیانیه" به بازی گرفتن شعور و اعتماد مردم و خلاف صداقت است
2.
محور بیانیه تأکید بر مرزبندی با بیگانگان بود و مدعی است: " تلاش بیگانگان و موج سواران بین المللی برای پی گرفتن مطامع خود؛تلاش کرده اند که جنبش را به صهیونیسم و امریکا و اذناب آنان منتسب کنند". حمایت آمریکا و اروپا از جنبش قبلا توسط مهندس تایید شده بود پس اگر حمایت بین المللی از سبزها بد نیست کجا موج سواری اتفاق افتاده و مهندس بر سر کدام موج سوار بین المللی فریاد می زند؟
3.
سه: صهیونیسم و آمریکا و اذناب آنها را یک کاسه کردن ادبیات مهندس است؟ در کدام بیانیه شبیه چنین ترکیبی را به کار برده است؟ آیا به تازگی این سه (صهیونیزم- آمریکا و اذناب) با هم شروع به موج سواری کرده اند؟ نکات دیگری هم درباره گفتمان متفاوت این بیانیه هست از جمله اینکه در همه قدم های بزرگ جنبش، پیام میرحسین وحدت بخش و مقتدر و هجومی بود. این بیانیه منفعلانه و دفاعی بود.
4.
مخاطب بیانیه کیست؟ اگر مردم‌اند که مهندس را خوب می شناسند و نیازی به دفاع نیست و اگر دشمنان اویند که قصد جانش را کرده‌اند و سخن گفتن با آنها چه سودی دارد؟ ننگ یکسال و نیم اتهام شدن به مزدوری و جاسوسی و فتنه گری با رنگ این بیانیه پاک می شود؟
5.
درست در شرایطی که همه گروه های معترض و مخالف بر یک حداقل مشترک "اعتراض به دیکتاتوری" دور هم جمع آمده اند و همه اختلافات خود را به حاشیه این متن مشترک رانده اند سخن گفتن از "احیای آرمان های امام راحل" به عنوان هدف اصلی جنبش سبز غریب نیست؟ تا آنجا که یادم هست مهندس به لحاظ عقیده شخصی همواره از آیت‌الله خمینی دفاع کرده اما هرگز نگفته "هدف جنبش" احیای آرمانهای ایشان است بلکه برعکس "تکثر جنبش" را به رسمیت شناخته است. راستی تکثر جنبش در این پیام چگونه با "هدف اصلی" آن که "رسیدن به آرمانهای آیت‌الله خمینی" است قابل حل است؟
و سرانجام من از همه بیانیه‌های مهندس تا امروز دفاع کرده‌ام و آن را به سود دموکراسی و حقوق بشر دانسته‌ام اما این بیانیه هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ مخاطب، مبهم‌تر و متناقض‌تر از آن است که قابل دفاع باشد.
نکات دیگری هم در این چند خط است که می گذرم؛ فقط تأکید میکنم که
من بر اساس نظر نزدیکان مهندس و شواهد محتوایی، فقط تشکیک کردم! تکذیب یا تایید آن بر عهده آقای موسوی است و بر فرض تایید، همه نقدهای محتوایی فوق باز هم محتاج جواب می‌ماند.

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۱:۴۳
اعلام عزای عموی و تعطیلی کلاس های درس توسط انجمن اسلامی دانشگاه هنر (http://www.daneshjoonews.com/news/student/5825-1389-11-27-19-09-51.htm)

"چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۸۹

در پی وقایع امروز در دانشگاه هنر، انجمن اسلامی این دانشگاه با صدور بیانیه ای ضمن اعلام یک هفته عزای عمومی اعلام کرد کلاس های درس دانشگاه هنر تا آزادی تمامی دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه تعطیل خواهد بود.

به گزارش دانشجونیوز انجمن اسلامی دانشگاه هنر در بیانیه خود ضمن محکومیت حمله امروز به دانشجویان این دانشگاه، خواستار شناسایی و بازداشت عاملان حمله به دانشجویان شده است.

این انجمن در بخشی از بیانیه خود همچنین گفته است: "خوشحالیم که آقایان به جایی رسیده اند که نگاه بهت آمیز و پرسکوت ما را تحمل نمیکنند و از آن هم میترسند و در برابر این سلاح بی خشونت ما، چماق به دست میگیرند و حمله میکنند. به جایی رسیده اید که از سکوت هم میترسید؟ راستی شنیده اید که ترس برادر مرگ است؟"

متن کامل این بیانیه که در اختیار دانشجونیوز قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم رب شهدا و الصدیقین

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر در محکومیت حمله لباس شخصی ها به دانشگاه

نمی دانیم باید درباره از چه حرف بزنیم و چه بگوییم. درباره مصادره شهید سبزمان صانع ژاله به اسم بسیج سخن بگوییم یا ضرب وشتم دوستان آن شهید در روز تشییع پیکرش. در کشوری که بزرگان آن به راحتی دروغ می گویند و با دروغ میخواهند همه چیز را به نفع خود تمام کنند، انگار تصور میکنند ذهن آن ها ذهن همه مردمان است ای دریغ از تاریخ نخواندن دریغ.

با کشته شدن صانع در ٢۵ بهمن برای ملت ایران دوباره این سوال پیش می آید که چرا (به زعم شما) منافقان در ٢٢ بهمن و ٩ دی کسی را نمی کشند (در حالی که شما میگویید قصد آن ها کشتن مردم و بسیجیان است) و هر چه میکشند در تجمع های اعتراضی است. اگر به این جملات فکر کنید خود میفهمید که صانع را چه کسی کشته است.
امروز چهارشنبه ٢۷ بهمن به دانشگاه مان و به خانه مان رفتیم تا همکلاسی خود شهید صانع ژاله را تشییع کنیم ولی دیدیم که خانه را پر از نااهل کرده اند و خود را میزبان می پندارند. از ما می پرسند چرا آمدید؟ چرا گریه می کنید؟ چرا نگاه میکنید؟ چرا مثل ما شعار نمیدهید؟ چرا ساکتید؟ چرا در دانشگاه ایستاده اید؟ و ... سوال هایی که حتی کلمه ای در منطق ما برای پاسخش پیدا نمیشد جز نگاه بهت آمیز به سرنوشت نظام اسلامی که قرار بود در آن اه هیچ مظلومی بلند نشود ... نگاهی که در آثار هنری ما خواهید دید.

البته از طرفی خوشحالیم بسیار خوشحالیم که آقایان به جایی رسیده اند که نگاه بهت آمیز و پرسکوت ما را تحمل نمیکنند و از آن هم میترسند و در برابر این سلاح بی خشونت ما، چماق به دست میگیرند و حمله میکنند. به جایی رسیده اید که از سکوت هم میترسید؟ راستی شنیده اید که ترس برادر مرگ است؟

صبح امروز شاهد اتفاقات اسفناکی در دانشگاه هنر بودیم آن هم در زمانی که درغم از دست دادن عزیز شهیدمان داغدار بودیم. آمدیم دانشگاه عزا بگیریم نه این که مانند برخی یک میتینگ سیاسی در جهت منافع خود شکل دهیم و هر چه صانع به آن اعتقاد نداشت را در مراسم تشییع پیکرش فریاد کنیم و درخواست اعدام نام های عزیز و بزرگ "کروبی و موسوی" که خود ایمان دارید بین اکثریت ملت ایران چه جایگاهی دارند، را داشته باشیم. هر چند میدانیم این ها همگی یک شو تبلیغاتی است چون اگر جرات این کار را داشتید پیش تر آن را انجام میدادید. عکس العمل مردم را میدانید مگر نه؟

حوالی ساعت ١١ صبح، عناصر لباس شخصی حاضر در مراسم وقتی از شعار دادن سیر و از سکوت دانشجویان خسته شدند به سمت دانشجویان دانشگاه هنر حمله کردند و آن ها را در داخل دانشگاه خود مورد ضرب و شتم قرار دادند، توهین کردند و فحاشی کردند و دانشجویان را که اکثریت آن ها دختر بودند در تالار فارابی محبوس کردند و اجازه خروج به آن ها ندادند. سپس با چماق به دنبال بخش دیگری از دانشجویانی که بیرون تالار بودند افتادند و هر که را توانستند دستگیر کردند یا کتک زدند. پس از حدود دو ساعت حبس دانشجویان را از تالار خارج کردند و باز هم دختر و پسر کتک زدند و عده دیگری را نیز دستگیر کردند طوری که حتی تعداد حدودی دستگیرشدگان نیز مشخص نیست.

انجمن اسلامی دانشگاه هنر ضمن محکومیت این حرکت شنیع اعلام میدارد خواستار دستگیری عاملان حمله به دانشجویان دانشگاه و آزاد شدن دانشجویان دستگیر شده صبح امروز است. همچنین خطاب به رییس دانشگاه هنر اعتراض خود را اعلام میکند که باید او حافظ جان دانشجویان دانشگاه تحت مدیریت خود باشد نه تماشاگر ضرب و شتم آن ها. دانشگاه خانه دانشجو است نه اوباش چماق به دست دین نفهم.

همچنین خطاب به علما و مراجع تقلید اعلام میداریم که دانشجویان دختر دانشگاه به فجیع ترین شکل ممکن مورد توهین و ضرب و شتم لباس شخصی های شناخته شده کشور قرار گرفتند. ما عالم نیستیم ولی میدانیم حکم کسی که بشنود خلخال از پای یک زن یهودی درآورده اند چیست، حکم این ضرب و شتم و توهین را به اجتهاد شما وا میگذاریم و منتظر پاسخ شما بزرگواران هستیم.

در پایان انجمن اسلامی دانشگاه هنر اعلام میدارد که در دانشگاه هنر یک هفته عزای عمومی است و کلاس های درس دانشگاه تا آزادی دانشجویان در بند تعطیل خواهد بود.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر

parsamarzban
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۸۹, ۲۳:۰۶
تظاهراتی که تعادل مسئولان نظام را به هم زد/فرشید آل داوود (http://www.rahesabz.net/story/32603/)


جرس: تظاهراتی که رسانه های حکومتی نظام آن را تجمعی پراکنده و چند صد نفره می نامیدند ، ساعاتی بعد به عذاب روحی بزرگ برای سران نظام در ایران تبدیل شد . رسانه های حکومتی عصر 25 بهمن با مخابره اخباری مبنی بر آرامش بی سابقه در خیابانهای تهران از عدم استقبال مردم از راهپیمائی سخن گفتند اما با انتشار تصاویر حجم گسترده جمعیت معترض، حجم وسیعی ازحملات و دروغ سازیها برای حمله به سران جنبش به راه افتاد.



تظاهراتی که محافل سیاسی حکومتی خبری با تمسخر آن را بی اهمیت قلمداد می کردند در کمال ناباوری در صدر اخبار محافل حکومت قرار گرفت بطوریکه اکثراخبار سیاسی در ایران به واکنش مسئولان نظام به تظاهرات 25 بهمن و حواشی آن اختصاص یافت.



سناریوی جولان منافقین



بیشتر تظاهرکنندگان شب را در حالی صبح کردند که هیچ چیز در باره تیر اندازی منجر به مرگ چند بسیجی نمی دانستند اما ناگهان در صبح روز سه شنبه رسانه های حکومتی از حمله تروریستی به چند بسیجی از سوی منافقان خبر دادند.



خبرگزاری مهر به نقل از جانشین فرمانده نیروی انتظامی صبح سه شنبه از مجروح شدن 9 تن از نیروهای امنیتی در تیراندازی‌های روز گذشته خبر داد و گفت: تیراندازی گروهی از منافقان در روز 25 بهمن منجر به کشته شدن یک نفر و مجروحیت چند تن دیگر شد.



با انتشار این خبر تلاش برای سوق دادن تظاهرات جنبش سبز به سازمان مجاهدین خلق آغاز و نخستین واکنش عصبی و شتابزده از مجلس آغاز شد. بیشتر نمایندگان که گویا از قبل متقاعد شده بودند که اتفاق خاصی در 25 بهمن رخ نخواهد داد گویا با مشاهده تصاویر حضور مردم شوکه شده و تعادل خود را از دست دادند.



به هم خوردن تعادل مجلسی ها



علی لاریجانی ابتدای صبح سه شنبه را با حمله به تظاهر کنندگان و سران جنبش سبز آغاز کرد. تظاهرات عصر دوشنبه چنان بر نظام گران آمده بود که علی لاریجانی پيشنهاد داد كه كميته‌اي متشكل از رؤساي كميسيون‌هاي امنيت ملي و سياست خارجي، امور شوراها، اصل نود، فرهنگي و قضايي در مجلس براي بررسي ابعاد حوادث روز گذشته كشور در مجلس تشكيل شود. وی در ادامه گفت: اگر نمايندگان مجلس شوراي اسلامي موافق باشند، از رؤساي کمیسیون هایی که به تظاهرات دوشنبه مرتبط هستند دعوت كنيم كه به اين موضوع را رسيدگي كامل كنند.



پس از این اظهارات بود که اوضاع مجلس متشنج و عصبی شد و چند نماینده شعارهای مرگ بر کروبی و مرگ بر موسوی سر دادند.



پریشان گویی ها تا آنجا ادامه یافت که نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس سردار کوثری در اظهاراتی مضحک گفت موسوي قبل از فراخوان 25 بهمن با مامور ارشد سازمان سيا گفت‌وگوي تلفني داشته است !!



اظهارات مشوش این نماینده در حالی بود که تلفن منزل موسوی و کروبی از مدتها قبل از 25 بهمن قطع شده بود و قبل از آن نیز همه تماس های آنها کنترل می شد.



عصر سه شنبه نجار وزیر دفاع نیز درکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس حاضر شد و بررسی های خود را از ترور مشکوک یک بسیجی ارائه کرد. وی گفت: منافقين در اين ماجرا به عنوان سرباز پياده نظام جريان فتنه عمل كرده است؛ و فضاي مجازي را با امكانات استكبار جهت فضاسازي فعال كردند و همچنين عناصر معاند را آموزشي خط دهي كردند!!



کاظم جلالی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز آشفته صحبت کرد و گفت: بررسي‌ها كاملاً نشان مي‌دهد كه اين تيراندازي توسط عناصر خودفروخته انجام شد و اين افراد به دنبال پروژه نخ‌نما شده كشته‌سازي بودند.



اظهارات جلالی می تواند حاکی از آن باشد ک ماجرای ترور سناریوئی طراحی شده بود تا این بار خود نظام از کشته سازی نهایت بهره را ببرد همانطور که در عاشورای 88 مجبور شدند به دروغ مدعی شوند که طرفداران موسوی در روز عاشورا پرچم حسین ( ع) را به آتش کشیدند.



با این حال ماشین دروغ و اتهام زنی جمهوری اسلامی تا عصر روز سه شنبه همچنان فعال به کار خود ادامه داد . بر اساس گزارش منابع خبری جمعی از بسیجی ها در اعتراض به بسیجی که گفته شده ترور شده مقابل مسجد ارگ دست به تحصن زدند و خواستار محاکمه موسوی و کروبی شدند.



این همه عصبانیت چرا؟



با وجودی که محافل رسانه ای جمهوری اسلامی تظاهرات گسترده مردمی در عصر دوشنبه را دست کم گرفته بودند این سوال مطرح می شود که چه چیز باعث شد که واکنش ها به آن تا این حد خشمگینانه باشد.



روزنامه زمان چاپ ترکیه از طعنه های گزنده عبدالله گل به سران تهران خبر داد و حتی تایید کرد که رئیس جمهور ترکیه به میدان انقلاب تهران رفته بود.



سایت اصولگرای مشرق نوشت : عبدالله گل نمک خورد و نمکدان شکست . رئیس جمهور ترکیه با اشاره به قطع تلفن در روز تظاهرات 25 بهمن گفته بود شاید بتوان تلفن های همراه را قطع كرد اما تلویزیون ها همه چیز را نشان می دهند و نباید هیچ اقدامی علیه مردم انجام شود.

عبدالله گل در اظهاراتی که داشت گفت: من، پیش از آغاز وقایع اخیر و تظاهرات های مردمی در كشورهای منطقه، به سران كشورها درباره اینكه باید سر و سامانی به اوضاع كشورهای شان بدهند هشدار داده بودم.

مصطفی ایسن" رئیس دفتر ریاست جمهوری تركیه نیز گفت راننده ای كه ما را به محل خرید كتاب می برد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. سایت های حکومتی در این باره نوشتند: مشخص نیست با توجه به اطلاع سفارت تركیه از اوضاع عصر دوشنبه تهران، گل به چه علتی، تصمیم به خرید كتاب كه قاعدتاً حوالی میدان انقلاب اسلامی بوده، گرفته است.



عصر دوشنبه ظاهرا دیپلمات های دیگری نیز در تظاهرات تهران حاضر بودند. به نوشته سایت های خبری يکي از کارمندان سفارت ژاپن روز 25 بهمن در تهران دستگير شد.



وی کارمند محلي سفارت ژاپن در تهران بود.



تابناک نیز نوشت «ایگناسیو پرز کمبرا»، سرکنسول اسپانیا در ایران، در حالی دستگیر شد که به همراه سفیر این کشور در ایران در راهپیمایی غیرقانونی ۲۵ بهمن حضور یافته بود.



بنا بر این گزارش، این دیپلمات ۴۲ ساله که به دست پلیس اتباع بیگانه نیروی انتظامی دستگیر شده، نزدیک سه ساعت در تجمعات دیروز حضور داشته است.



وزارت خارجه اسپانیا در واکنش به این دستگیری، مرتضی صفاری نطنزی، سفیر ایران در این کشور را احضار کرده است.

همچنین وزیر امور خارجه اسپانیا، پیامی محرمانه را توسط سفیر ایران برای مقامات قضایی ایران فرستاده است.



بررسی ها نشان می دهد که حضور گل و دیگر دیپلمات ها در حوالی نقطه تظاهرات و آگاهی از حضور انبوه مردم به شدت برای نظام گران تمام شده است.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۴:۴۹
قانع ژاله، برادر صانع، بدلیل افشای ماجرای جعل کارت بسیج برادرش دستگیر شد (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28864)

"جرس: بنا به گزارش منابع خبری، ساعاتی پس از آنکه قانع ژاله، برادرِ صانع، شهید جنبش سبز، در گفتگو با رسانه های بین المللی، ماجرای کارت بسیج ساخته شده برای برادرش را افشا کرد، ماموران امنیتی وی را بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردند.

گفتنی است با گذشت دو روز از شهادت صانع ژاله، دانشجوی سبز دانشگاه هنر در جریان حوادث ٢۵ بهمن ماه تهران و بعد از آنکه رسانه ها و نهادهای حکومتی، با ترفندی خاص او را بسیجی قلمداد کرده و شلیک گلوله به وی را نیز کار گروههای مخالف نظام ذکر نمودند، برادر این دانشجوی شهید، ماجرای کارت بسیج وی را افشا کرد و آنرا جعلی خواند. قانع ژاله در گفتگو با صدای آمریکا، با انكار بسیجی بودن برادر خود، گفت که پسر خاله شان كه یك مامور شناخته شده اطلاعات می باشد، صبح زود سه شنبه ٢۶ بهمن ماه، به خانه آنها می آید و درخواست عکس صانع را می کند و خانواده اش که هنوز از شهادت پسرشان خبر نداشته اند، به رسم فامیلی و بدون شک، عکس را به وی می دهند، تا اینکه عصر همان روز، همان تصویر صانع بر روی کارت بسیج در سایتهای وابسته به حکومت منتشر می شود . وی همچنین گفت که از سوی وزارت اطلاعات و سپاه مورد تهدید قرار گرفته است که در صورت درج خبری مبنی بر بسیجی نبودن صانع، او و برادرش دستگیر و اعدام می شوند.

قانع ژاله همچنین گفته است كه برادرش از معترضینی بوده كه در دفاع از جنبش سبز و موسوی از مردم مصر غیورتر و متعصب تر بوده است .


به گزارش ندای سبز آزادی، ماموران وزارت اطلاعات قانع ژاله را تحت فشار شدید قرار داده‌اند تا در روزهای آینده در مصاحبه با صدا و سیما جمهوری اسلامی گفته خود را تکذیب کند.


هنوز از محل نگهداری این جوان بازداشتی، خبری در دست نمی باشد.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۴:۵۵
بیانیه هاشمی و دیگر اعضای هیات رئیسه خبرگان: «سران‌ فتنه بهترين خدمات را به آمريكا و رژيم صهيونيستي كرده‌اند» (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11394-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1-%D8%A2%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AD%D9%88.html)

"هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری با تشکیل جلسه در دفتر رئیس این مجلس، تظاهرات ۲۵ بهمن را محکوم کرده و شرکت کنندگان در این تجمع را فتنه‌گر و ضدانقلاب قلمداد کردند.

در روز سه‌شنبه، جلسه هیات رئیسه مجلس خبرگان در دفتر هاشمی رفسنجانی برگزار شد. آیت‌الله شاهرودي، شیخ محمد يزدي، آیت‌الله صادق لاريجاني، حجت‌الاسلام ابراهيم رئيسي و احمد خاتميبه همراه رئیس مجلس خبرگان به بررسی وقایع روز دوشنبه ۲۵ بهمن پرداختند. این گروه با انتشار بیانیه‌ای «سران فتنه» را محکوم و کارشان را خدمت به آمریکا و اسرائیل قلمداد کردند.

برخی از روزنامه‌نگاران غیر منتقد و یا طرف‌دار هاشمی رفسنجانی مدعی بودند که او در این جلسه حاضر نبوده است، اما رئیس مجلس خبرگان در گفتگویی تلویزیونی ضمن «حرام» خواندن کار معترضان در روز دوشنبه، بر بیانیه مجلس خبرگان صحه گذاشت.

در عین حال هاشمی رفسنجانی به هیچ عنوان مخالفت خود را با این بیانیه اعلام نکرده است.

برخی سایت‌های نزدیک به جنبش سبز و احتمالا حمایت شده توسط طرفداران هاشمی مدعی بودند که رئیس مجلس خبرگان در این جلسه حاضر نبوده است و در جلسه جداگانه‌ای با حضور رهبری و نزدیکان رهبری و مقام‌های امنیتی نسبت به اعتراض‌های آینده هشدار داده است.

با این حال، چیزی که از طریق رسانه‌های رسمی منتشر شد حاکی از محکومیت منتقدین از سوی رئیس مجلس خبرگان بوده است.

متن کامل بیانیه هیات رئیسه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحيم
ملت بزرگ ايران ادام الله شوكتهم
السلام عليكم و رحمة‌ الله و بركاته

راهپيمايي باشكوه بيست و دوم بهمن شما مردم، در سي ‌و سومين فجر انقلاب اسلامي بيعتي مجدد با نظام مقدس اسلامي و آرمان‌هاي امام راحل عظيم‌الشأن و شهيدان عزيز و نشانه‌اي ديگر بر بيداري، بصيرت، رشد سياسي و موقع‌شناسي شما امت وفادار بود.

اين روزها خوشبختانه، شاهد امواج خروشان خيزش امت اسلامي در بسياري از كشورهاي منطقه به‌ويژه در مصر هستيم كه اميد مي‌رود با بيداري، آگاهي و متانت تا رسيدن به اهداف مقدس خود در صحنه بمانند و مراقب باشند اجانب، انقلاب بزرگشان را مصادره نكنند.

لكن متأسفانه فتنه‌گران با اعلام دروغين حمايت از مردم تونس و مصر، تلاش كردند تا اين خيزش بزرگ را تحت‌الشعاع قرار داده و آن را از نقطه كانوني جهان خارج كرده و با اغتشاش آمريكايي صهيونيستي و ضدانقلابي، فضاي نفس‌كشي براي استكبار فراهم آوردند، گرچه بحمدالله مورد اقبال مردم قرار نگرفتند و با بي‌اعتنايي مردم مواجه شدند. ليكن اين عده قليل با اهانت به مقدسات، هويت ننگين ضداسلامي خود را نشان دادند.

اغتشاشات 25 بهمن بار ديگر به وضوح نشان داد كه سخن از جريان انقلاب و ضدانقلاب است، بر اين اساس مرزبندي شفاف صفوف و اعلام جدايي جريان انقلاب از ضدانقلاب يك تكليف شرعي، سياسي و انقلابي است، مجلس خبرگان رهبري ضمن محكوم كردن اين اغتشاشات و آفرينندگان آن يعني سران فتنه كه بهترين خدمات را به آمريكا و رژيم صهيونيستي نمودند، امت بزرگوارمان را همچنان دعوت به پاسداري از نظام مقدس اسلامي، هوشياري، وحدت و تبعيت از مقام معظم رهبري مدظله العالي مي‌نمايد.
مجلس خبرگان رهبري

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۴:۵۹
و اما محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و ستاد و‌ا‌گذاری اراضی‌! / فرهاد کشتگان (http://www.khodnevis.org/persian/author/farkeshtegan/)

دوستانی که در سال‌های آخر جنگ ایران و عراق در جبهه یا نیروهای مسلح بودند به یاد دارند که «لقب» سپاه چه بود، بعد از این که مناطقی از خاک عراق که با کمک عمده ارتش و با استفاده از فنون رزمی کلاسیک به دست ایران افتاد، و ایران دست بالاتر را برای هر گونه مذاکره و خاتمه جنگ داشت، ارتش تسلیم فشار‌های «متولیان جنگ» شد و کنترل این اراضی‌ را به سپاه و گذار کرد، این سپاه بود که این فتوحات را یکی‌ پس از دیگری با درایت و شجاعت فرماندهان خود از دست داد، این سپاه بود که در عمالیاتی سنگین، بی‌ موقع و شاید حتا «بو دار» و اصرار برّ ادامه آن عملیات با به کشته دادن ۶۵۰۰۰ نیرو چنان ضربه‌ای به نیروهای مسلح وارد کرد که پس از آن فقط شکست نصیب ایران شد و در اخر آن جلاد پیر را مجبور به نوشیدن جام زهر کرد. آقایان رفیق دوست و رضائی از موقعیت خاصی‌ در سپاه برّ خوردار بودند و همه فرماندهان ارشد که از آن روزها جان سالم به در برده‌اند و اتفاقا جز معدودی هرگز از درجه سرهنگی بالاتر نرفتند، خوب به خاطر دارند که این دو چگونه این کشتی‌ شکسته را به سر منزل مقصود! هدایت کردند. داستان‌های خرید‌های تسلیحاتی سردار ظفرمند اسلام حاج محسن رفیق دوست از همان اواسط جنگ نقل محافل بود، این سردار ارتش امام زمان آنقدر در خرید پوکه تانک به جای خمپاره با کمیسیون‌های نجومی و از این دست معاملات از خود قابلیت نشان داد که جزو اولین مسئولین همین نظام فاسد بود که صحبت از بازداشتش به خاطر فساد اقتصادی به میان آمد، اما این سفله پروری‌ نظام فاسد اسلامی بود که به جای محاکمه بنیاد را به ایشان سپردند تا آن کند با بنیاد که شهره شهر بود. ایشان در حالی‌ که رزمنده‌ها و بسیجی‌‌های واقعی‌ و سربازان این مرز و بوم در جنگ به عنوان سپر گوشتی جلوی آتش دشمن قرار می‌گرفتند، در حال جمع کردن پورسانت‌های نجومی از بابت خرید‌های اشتباه بودند. و برادر سردار رشید! آنقدر در دزدی زیاده روی کردند که عاقبت همین نظام فاسد در یک پرونده بسیار جنجالی مجبور به باز داشت وی شد و ایشان را به سمت مامور خرید زندان اوین محکوم کرد و البته شریکشان را اعدام کرده و از سردار رفیق دوست هم خواهش کردند از این پس کمتر در روز روشن دست به سرقت اموال مردم بزنند.

در همین حال اما سردار دیگر سپاه اسلام که به داشتن ضریب هوشی بالا بین سپاهیان شهرت داشت! نقش گماشته‌ای را بازی می‌کرد که دستورات مقامات بالاتر را در سپاه اجرا می‌کرد، وی همان آفتابه‌داری بود که ماشین‌وار وظیفه خود را انجام می‌داد، و آن چیزی نبود جزٔ فرسایشی کردن جنگ، به قیمت کشته شدن ۱ میلیون ایرانی و نابودی ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایه ملی‌، چرا؟ چون همان‌طور که امام خون‌خواران گفته بودند بقای نظام در جنگ بود، جنگی که برای شرکت‌های تسلیحاتی دنیا سود سرشاری داشت و بعد از جنگ دوم بزرگترین و پر خرج‌ترین جنگ بشر بود، جنگی که ۱ میلیون ایرانی‌ و ۵۰۰ هزار عراقی‌ را به کشتن داد و بعد از ۸ سال هیچ جزٔ ویرانی باقی‌ نگذاشت! و البته جیب‌های پر کسانی که ادامه جنگ به نفع‌شان بود. در زمانی که هنوز سپاهی بودن عنوانی نداشت و کسی‌ به خاطر کشتن و غارت مردم خودش «سردار» نمی‌شد، بودند امثال باکری، چمران و همّت و فرماندهان دیگری که مخلصانه جان‌شان را برای مردم خود فدا کردند، کشته شدند تا بیگانه به شهر‌های ایران نرسد و مردم این کشور در امان باشند ولی اخر سر آن فرماندهانی زنده ماندند و در حکومت ماندند که می‌دانستند کلمه‌هایی مثل «ایثار»، «مردم» «وطن» واژه‌هایی‌ است بی‌ معنی‌ که می‌توان با آن خلقی را جلوی گلوله فرستاد و از دور تماشا کرد. سرداران ظفر مند سپاه اسلام، متولیان «ستاد واگذاری اراضی‌» شما ترسو‌ترین و خائن‌ترین انسان‌هایی‌ هستید که تا به حال روی این خاک پا گذاشته، شجاعت شما در گشودن آتش به روی مردم خودتان است، شما به خون تمام هم رزمان‌تان که برای پاسداری از مردم کشته شدند چه راحت خیانت کردید، و در اخر چه برای خود به دست آوردید؟ سردار رضایی سردار رفیق دوست، و باقی‌ سرداران خائن، نام شما مایه ننگ تمام کشته شده‌گان جنگ است.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۳۱
رژیم ایران در سراشیبی سقوط (http://parsdailynews.com/79216.htm)

واکنشهای متفاوت همراه با ترس از سوی سران رژیم درباره حوادث اخیر در ایران یکبار دیگر آتش برافروخته شده از خشم ملت ایران علیه حکومت دینی مستبد در ایران را به همگان نشان داد.حادثه روز۲۵ بهمن در واقع فصل جدیدی از مبارزات مردم ایران را نشان میدهد و ابطال این باور غلط که این آزادیخواهی ملت ایران و جنبش سبز که نماد مسلم آزادیست خاموش شده است.

خامنه ای که در این چند روزه گویا شنوائی و بینائی خود را از دست داده امروز در نمایش دیدار جمعی از وابستگان حکومتی از آذربایجان؛هیچ اشاره ای به قیام دوباره ملت نکرد و انگار نه انگار که مردم خواهان اتمام حکومت مستبدش هستند.او فقط از اقتدار مردم ایران و آذربایجان سخن میگفت و افزود:با اشاره به حرکت رو به گسترش بيداري اسلامي در دنياي اسلام، آن را ثمره شيرين مقاومت و ايستادگي ملت عظيم ايران در 33 سال گذشته دانست و تأکيد کردند: امروز به برکت ايمان و اسلام، صلابت، عزت، پيشرفت و تأثيرگذاري ايران اسلامي، بيش از هر زمان ديگر درخشان تر و عزم ملت براي رسيدن به اوج قله عظمت ، مصمم تر است.

او با اشاره به تحريم هاي اقتصادي، ترور دانشمندان برجسته علمي، و اتهام زني هاي گوناگون در زمينه حقوق بشر، تأکيد کرد: همه فشارها و تبليغات براي اين است که حرکت ملت ايران را متوقف کنند و موجب رويگرداني افکار عمومي منطقه و جهان از جمهوري اسلامي ايران شوند اما برخلاف خواسته سلطه گران، ايران اسلامي روز بروز قويتر و پيشرفته تر شده است.

و حال روباه مکار هاشمی رفسنجانی هم که گویا در ماههای اخیر جزء نیروهای مخلص نظام بشمار می آید هم اشرات مضحکی داشت:جلسه هيئت رئيسه مجلس خبرگان ظهر امروز چهارشنبه در دفتر هاشمي رفسنجاني برگزار شد.

در اين جلسه که با حضور شاهرودي، محمد يزدي، صادق آملي لاريجاني، ابراهيم رئيسي و احمد خاتمي برگزار شد ضمن بحث و بررسي درباره پيشنهادهاي کميسيون‌هاي مجلس خبرگان رهبري، مقرر شد اجلاس رسمي اين مجلس روزهاي 17 و 18 اسفند در تهران برگزار شود.

همچنين در جلسه هيئت رئيسه مجلس خبرگان رهبري ضمن تشکر و قدرداني از حضور حماسي مردم سراسر کشور در راهپيمايي يوم‌الله 22 بهمن، ابعاد وقايع 25 بهمن در تهران نيز بررسي و مقرر شد بيانيه مجلس خبرگان رهبري در محکوميت اين اقدام منتشر شود.در ادامه افزوده شده:

اين روزها خوشبختانه، شاهد امواج خروشان خيزش امت اسلامي در بسياري از کشورهاي منطقه، به‌ويژه در مصر هستيم که اميد مي‌رود با بيداري، آگاهي و متانت تا رسيدن به اهداف مقدس خود در صحنه بمانند و مراقب باشند اجانب، انقلاب بزرگشان را مصادره نکنند.

لکن متأسفانه فتنه‌گران با اعلام دروغين حمايت از مردم تونس و مصر، تلاش کردند تا اين خيزش بزرگ را تحت‌الشعاع قرار دهند و آن را از نقطه کانوني جهان خارج کنند و با اغتشاش امريکايي، صهيونيستي و ضدانقلابي، فضاي نفس‌کشي براي استکبار فراهم آوردند، گرچه بحمدالله مورد اقبال مردم قرار نگرفتند و با بي‌اعتنايي مردم مواجه شدند. ليکن اين عده قليل با اهانت به مقدسات، هويت ننگين ضداسلامي خود را نشان دادند.

اغتشاشات 25 بهمن بار ديگر به وضوح نشان داد که سخن از جريان انقلاب و ضدانقلاب است، بر اين اساس مرزبندي شفاف صفوف و اعلام جدايي جريان انقلاب از ضدانقلاب يک تکليف شرعي، سياسي و انقلابي است.

مجلس خبرگان رهبري ضمن محکوم کردن اين اغتشاشات و آفرينندگان آن يعني سران فتنه که بهترين خدمات را به امريکا و رژيم صهيونيستي کردند، امت بزرگوارمان را همچنان به پاسداري از نظام مقدس اسلامي، هوشياري، وحدت و تبعيت از مقام معظم رهبري مدظله العالي دعوت مي‌نمايد.که اینبار نیز با بی عدالتی قیامهای مردم درمصر و تونس افتخارآفرینی شد و حال فریاد آزادیخواهی ملت ایران اختشاش!!

دکترمحمدرضاکوچکی

فعال سیاسی

سوئد

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۳
دانلود ویدیو کلیپ تظاهرات روز ۲۵ بهمن (http://greenrevolutioniran.blogspot.com/2011/02/blog-post_3242.html)

لینک دانلود ۳ (http://www.mediafire.com/?8bkdmbgryft3r64)
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۶
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۵
تظاهرات دانشگاه صنعتی شریف (۲) ۲۵ بهمن ۱۳۸۹
انتقال یک شخص تیر خورده به آنبولانس - ۲۵ بهمن ۸۹
دستگیری و ضرب و شتم مردم توسط گارد ویژه
هجوم مردم خشمگین به یکی از عوامل حکومتی
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۴
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۳

لینک دانلود ۴ (http://www.mediafire.com/?uxr2cle7d3tkrol)

حمله به منازل مسکونی
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۹
دستگیری یک جوان معترض در رشت و حمله به مردم
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۸
تظاهرات ۲۵ بهمن - ۱۷
درگیری ماموران با مردم شیراز - میدان نمازی

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۴۹
بازی با آتش (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35768)

"• کار به نقطه ی حساسی رسیده است. حکومت اوباشش را به خیابان ریخته تا شرایط را مناسب کند و بر ترس خود از زدن سر جنبش غلبه کند. مخالفان هم باید بدانند جنبشی که نتواند از رهبران خود دفاع کند، عاقبت خوشی نخواهد داشت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨۹ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۱

اخبار روز: هیچ آدم عاقلی نمی تواند بپذیرد حکومتی برای یک اعتراض کوچک تب مرگ بگیرد و همه ی کارهایش را تعطیل کند تا «فتنه ی تمام شده» را جمع و جور کند. اداهای کسانی مثل دست اندرکاران کیهان و فارس که: «چیزی نبودند، به جز یک مشت ضدانقلاب»، این بار تنها چند ساعت بیشتر دوام نیاورد و حکومتیان فهمیدند قدرت اعتراض بیشتر از آن بوده است که بشود با چنین ژست های ابلهانه ای نادیده اش گرفت.

از ۲۵ بهمن تا امروز هر آدمی می فهمد که حکومت کودتا، بدجوری دست پاچه است. چرتشان پاره شده است. تنها وقتی کسی انتظار چیزی را نداشته باشد، این طور دستپاچه می شود. حکومت گران انتظار حضور این همه مخالف در خیابان ها را نداشتند، شاید به همین دلیل هم روزهای قبل از ۲۵ بهمن دعوت به راه پیمایی را خیلی جدی نگرفته بودند. با سپاه بی کرانشان موفق شدند نگذارند جمعیت به هم بپیوندد و صفی میلیونی تشکیل بدهند، اما گزارشگر و تحلیل گر دارند و زود فهمیدند روز ۲۵ بهمن چه خبر بوده است.

این دست پاچگی زمینه های واقعی دارد و وحشت حکومت بی دلیل نیست. اگر روز ۲۵ خرداد ٨٨ فقط در تهران چند میلیون به خیابان ها آمدند، هنوز چوب حکومت به تنشان نخورده بود و سرکوب را به چشم ندیده بودند و امید به تغییر وضع موجود صد در صد بود. اگر در روز هایی مثل روز قدس و روز دانشجو و عاشورا، مردم دسته دسته به خیابان ها آمدند، هنوز «جنبش ادامه داشت» و امید به پیروزی بالا بود. در روز ۲۵ بهمن ۱٣٨۹ ظاهرا هیچ کدام از این عوامل وجود نداشت. یک سال بیشتر بود که «ختم جنبش» خوانده شده بود حکومت کودتا باد به گلو انداخته و آن قدر گفته بود و گفته بود که خودش هم باورش شده بود که حالا حالاها ماندنی است. خیلی های دیگر هم باورشان شده بود. سرکوب در اوج و امیدواری در نقطه ی پایینی بود.

۲۵ بهمن ٨۹ ورق را برگرداند. دلیل دست پاچگی و عصبانیت حکومت همین است. یعنی نتیجه ی یک سال و نیم سرکوب مداوم و تبلیغات دروغین، همه همین بوده است؟ این بوده است که باز با یک فراخوان، چیزی حدود یک میلیون نفر به خیابان بیایند؟ رژیم کودتا حق دارد از شدت استیصال و خشم به خود بییچد و هار بوده، هارتر شود. اما حالا به چه می تواند امید داشته باشد وقتی بعد از یک سال و نیم سرکوب نتیجه این بوده است؟

۲۵ بهمن از نظر روانی کاری ترین ضربه را به حکومت کودتا وارد کرده است. ضربه ای کاری تر از ۲۵ خرداد و روز عاشورا. حالا ایران دوباره به صف کشورهای معترض پیوسته است و حکومت هم فهمیده است این بساط «جمع شدنی» نیست. شوخی نیست، آن هم در شرایط و فضایی که دیکتاتورها ظاهرا یک به یک چمدان های خود را می بندند، دوباره ایران بشود مرکز اعتراض.
با این محاسبات است که حکومت این بار حداکثر فشار را متوجه ی «سر» جنبش کرده است. آن ها فهمیده اند تا این سر می جنبد، «ختم جنبش» قصه ای است که به جای قرص خواب آور، شب ها موقع خواب می توان استفاده اش کرد.

هجوم به سر جنبش اما تناقض حل نشده ی یک سال و نیمه ی حکومت کودتا است. نه این که نشانه ای از رحم و انصاف او باشد. آن ها رحم و انصاف خود را در کهریزک و زندان های دیگر و کف خیابان ها و هر جا نشانه ای از معترضی بوده است نشان داده اند، نشانه ترسش است. رفتن به سراغ «سران فتنه» بازی با آتش است. هم در داخل کشور و هم در سطح بین المللی. سران کودتا به مناسبت های مختلف این را حتی بر زبان هم رانده اند. آن ها نمی دانند اگر بخواهند به سراغ رهبران معترضین بروند، چه اتفاقی می افتد و چه نتایجی به دنبال خواهد داشت؟ این دسته هایی که این روزها راه انداختند توی خیابان ها و تندتند تقاضای اعدام انقلابی می کنند شاید برای این است که ترس خودشان بریزد. اما این واقعیت که آن ها در این حساس ترین مساله تا امروز قادر به تصمیم گیری نبوده اند، نشان می دهد که آن ها دیگر به راحتی قادر به حکومت کردن نیستند.

جنبش سبز باید همه ی این ها را ببیند و بفهمد که روز دوشنبه ۲۵ بهمن کاری کرده است کارستان. ضربه ای که در این روز بر حکومت وارد آورده است، ضربه ای بوده که نه حکومت و نه خودش هم آن را باور نداشته و شاید هنوز هم ندارد. حالا کار به نقطه ی حساسی رسیده است. خیلی ها – از جمله خود ما - با آقایان موسوی و کروبی مساله دارند، به آن ها انتقاد دارند. بعضی ها نه رهبری شان، بلکه حتی خودشان را هم قبول ندارند. همه ی این ها به جای خود. اما وقایع این دو هفته باید همه را به این نتیجه رسانده باشد که در مقطع فعلی، هیچ کس، نمی تواند جای آن ها را بگیرد و نقش آن ها را بازی کند. حالا این را هم حکومت می داند و هم جنبش سبز. حکومت اوباشش را به خیابان ریخته تا شرایط را مناسب کند و ترسش از اقدامی که یک سال و نیم در آرزویش شب و روز به سر می کند، بریزد. جنبش سبز با همه ی تنوع و رنگارنگی و گستردگی اش، در این جا نباید غافلگیر شود و ضربه ای بخورد که جبرانش مشکل باشد. به خصوص حالا که هم خودش و هم حکومت و هم همه ی مردم دنیا دوباره قدرت او را باور کرده اند. جنبشی که نتواند از رهبران خود دفاع کند، عاقبت خوشی نخواهد داشت.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۵۵
از وضعیت میرحسین موسوی خبری در دست نیست (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35769)

• از روز سه شنبه و پس از صدور بیانیه مهندس موسوی در تشکر از حضور گسترده مردم در راهپیمائی ۲۵ بهمن، خانه وی در محاصره کامل است و کلیه ارتباطات وی قطع شده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨۹ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۱

امروز: از روز گذشته، سه شنبه ۲۶ بهمن ماه و پس از صدور بیانیه مهندس موسوی در تشکر از حضور گسترده مردم در راهپیمائی ۲۵ بهمن خانه وی در محاصره کامل است و کلیه ارتباطات وی قطع شده است بطوری که حتی فرزندان وی نیز از او و همسرش خانم دکتر رهنورد بی اطلاع هستند. تلفن ثابت او قطع شده است و محافظین وی در پاسخ به خانواده او گفته اند تعدادی مامورین اطلاعات در دفتر آنها مستقر شده و مانع برقراری هرگونه ارتباط با موسوی هستند. دختر مهندس موسوی که شب گذشته برای دیدار با پدر و مادرش عازم خانه آنها بوده است مشاهده کرده است که یک اتومبیل ون بگونه ای در ابتدای کوچه ایستاده است که امکان عبور، حتی بصورت پیاده نیز از کنار آن وجود ندارد.
مامورین مستقر در ون در پاسخ به اعتراض او گفته اند که بدستور دادستان تهران مبادرت به حصر مهندس موسوی کرده اند. ماموران آنتن هایی را در اطراف خانه موسوی کار گذاشته اند که عبور امواج مربوط به موبایل را غیر ممکن می نماید. در حالی که بیش از ۲۴ ساعت از حصر موسوی و همسرش در منزل می گذرد هیچ یک از نزدیکان او موفق به هیچ گونه تماسی با آنها نشده اند و حتی مطمئن نیستند که آیا آنها در خانه خود هستند و یا به جای دیگری منتقل شده اند. در این حال نگرانی نسبت به سلامتی این دو رهبر جنبش سبز نیز رو به فزونیست.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۵۷
ارزیابی امنیتی ها: ۲۵ بهمن یک میلیون نفر به خیابان آمدند (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35766)

• در نشست محرمانه کمیسیون امنیت ملی مجلس، شمار تظاهرکنندگان روز ۲۵ بهمن در تهران بیش از یک میلیون نفر تخمین زده شده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨۹ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۱

ندای سبز آزادی: در نشست محرمانه روز ۲۶ بهمن ماه که در کمیسیون امنیت ملی مجلس برگزار شده است، شمار تظاهرکنندگان روز ۲۵ بهمن در تهران بیش از یک میلیون نفر تخمین زده شده است.
یک منبع موثق در گفتگو با خبرنگار ندای سبز آزادی ضمن اعلام این مطلب گفت: "این جلسه با حضور مقامات عالی رتبه امنیتی و پلیس برگزار شد و اضطراب و سراسیمگی حضار در آن موج می زد.
کارشناسان مسائل اجتماعی در ایران بر این باورند که اعلام حضور بیش از یک میلیون نفر در تظاهرات روز ۲۵ بهمن توسط سران امنیتی نظام معنا و مفهومی جز بالاتر بودن رقم واقعی حضور آنان ندارد.
برخی گمانه زنی ها از حضور ۲ میلیونی مردم در این روز حکایت دارند.
این در حالیست که فضای رسانه ای در کشور به شدت ضد جنبش سبز است و حضور ماموران پلیس و امنیتی در روز ۲۵ بهمن در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران بی سابقه گزارش شده است.
در عین حال برخی منابع نزدیک به ندای سبز آزادی عنوان کرده اند که آیت الله خامنه ای در نشستی که با سران نظامی و امنیتی و وزیر اطلاعات داشته به شدت از دروغگویی آنان نسبت به مرگ جنبش سبز اعتراض و انتقاد کرده است. .

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۵:۵۹
جمعه و شنبه در خارج از کشور: تظاهرات سراسری در اعتراض به سرکوب خونین مردم ایران (http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=35761)

• روزهای جمعه و شنبه ی این هفته ایرانیان خارج از کشور به اعتراض علیه سرکوب خونین در ایران به خیابان ها خواهند آمد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱٣٨۹ - ۱۶ فوريه ۲۰۱۱


فراخوانِ شماره 1
تظاهرات سراسری همبستگی در اعتراض به سرکوب خونین مردم ایران
جمعه 29 و شنبه 30 بهمن 1389

در روز دوشنبه 25 بهمن 1389، نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران تظاهرات مسالمت آمیز مردم را در همبستگی با انقلاب مردم تونس و مصر به خون کشیدند. کشتن دست کم دو جوان به نام های صانع ژاله و محمد مختاری، ضرب و شتم وحشیانه و دستگیری گسترده صدها نفر از تظاهرکنندگان در تهران و دیگر شهرهای ایران، حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و تهدید آنها به اعدام از طرف تعدادی از نمایندگان مجلس و ادامه موج گسترده دستگیری ها، نشانگر خشم و وحشت سران حکومت از حضور قدرتمند مردم و تلاش برای مرعوب ساختن آنان است.
در اعتراض به سرکوب وحشیانه مردم و موج گسترده دستگیری ها و خشونت فزاینده رژیم علیه مخالفان به منظور خفه کردن هر نوع اعتراض، از همه آزادیخواهان، نهادها و سازمان های دمکراتیک و مدافع حقوق بشر میخواهیم که با برگزاری گردهمایی های اعتراضی در روزهای جمعه 29 و شنبه 30بهمن (18 و 19 فوریه) در مقابل سفارتخانه های جمهوری اسلامی و یا میدان‌های اصلی شهر محل سکونت خود شرکت نمایند.

آخن: شنبه
کانون ره آورد

استکهلم: میدان مین توریت، روبروی پارلمان سوئد، ساعت 17
جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران

اسلو: روبروی سفارت جمهوری اسلامی ایران، جمعه ساعت 17
کمیته نروژی ایرانی حمایت از مبارزات مردم ایران

بروکسل: میدان لوکزامبورگ، روبروی پارلمان اروپا، شنبه ساعت 11
اتحاد برای ایران- بلژیک

پاریس: میدان ینا، روبروی سفارت جمهوری اسلامی ایران، ساعت 18
کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی

دورتموند: روبروی Reihnoldikirche ، شنبه ساعت 15
حامیان مادران پارک لاله- دورتموند

کلن: میدان مرکزی شهر
جمعیت پشتیبانی از مبارزات مردم ایران
جوانان و دانشجویان موج سبز
حامیان مادران پارک لاله- کلن
خانه همبستگی مهر
کمیته جمعی از ایرانیان ایالت نورد راین وستفالن

گوتنبرگ: میدان گوستاو آدولف، شنبه ساعت 14
جامعه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی در ایران - سوئد

لس آنجلس: پارک بلبوا، شنبه ساعت 15
برگزار کننده حامیان مادران پارک لاله (عزادار ایران) در منطقه ولی

مالمو: تری آنگل، شنبه ساعت 14
انجمن ایران آزاد

وین: میدان آلبرتینا، شنبه ساعت 15
حامیان مادران پارک لاله در وین - اتریش‬
‎جمعیت دفاع از حقوق مردم ایران در اتریش‬
‎‫کمیته ی دفاع از حقوق بشردر ایران - اتریش‬
‎‫نسل آزادیخواه ایران - اتریش‬

اطلاعات دقیق تر از تظاهرات در شهرهای دیگر در فراخوان بعدی اعلام می گردد. شهرها و نهادهایی که مایلند با این حرکت همبستگی همراهی کنند می توانند با ایمیل زیر تماس بگیرند.

bahman29hambastegi@gmail.com

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۹:۱۲
دستگیری برادر یک «شهید» / سروش پاكنهاد (http://www.khodnevis.org/persian/author/2089/)

صانع ژاله در ۲۵ بهمن به «شهادت» رسید. قانع ژاله، برادر این دانشجوی غیر بسیجی پس از مصاحبه با بخش فارسی صدای آمریکا به جرم مصاحبه و افشاگری دستگیر شد. قانع گفت که «کارت بسیج» برادرش ساختگی است و صانع به هیچ وجه عضو بسیج نبوده است.

پس از کشته شدن صانع ژاله، دانشجوی دانشگاه هنر در وقایع ۲۵ بهمن، مدافعان حکومت او را شهید خواندند. حسین شریعتمداری در گفت‌وگوی ویژه خبری ضمن بیان آن که صانع با روزنامه کیهان همکاری داشته و بخشی از اخبار ستون ویژه این روزنامه را تهیه می‌کرده گفت که «مثل بعضی از اینها پیش آقای منتظری رفته بود، می‌اومد خبرهاشم مطرح می‌کرد.»

اشاره مدیر مسئول روزنامه حکومتی کیهان به عکسی است که دوستان صانع در صفحه فیس‌بوک به مناسبت گرامی‌داشت یاد و خاطره او انتشار داده‌اند و معتقدند دانشجوی کرد سنی شهید از طرفداران میرحسین موسوی بوده و هیچ ارتباطی با حکومت اسلامی نداشته است.

به گفته وی، صانع ژاله شناسایی شده بود. همچنین طرفداران حکومت در تشییع جنازه وی شرکت کردند و شعارهایی علیه معترضان حکومت سر دادند.

به گزارش هرانا به نقل از ندای سبز آزادی، قانع ژاله برادر صانع، پس از مصاحبه با بخش فارسی صدای آمریکا دستگیر شده است. این گزارش می‌افزاید، نیروهای وزارت اطلاعات وی را تحت فشار شدید قرار داده‌اند تا در روزهای آینده در مصاحبه با صدا و سیما جمهوری اسلامی گفته خود را تکذیب کند.

قانع ژاله چهارشنبه شب در گفتگو با علی جوانمردی خبرنگار تلوزیون صدای آمریکا بسیجی بودن برادر خود را به شدت تکذیب کرده بود و کارت بسیج منتسب به برادرش را ساختگی دانسته و خاطر نشان کرده بود «صانع ژاله آرزو داشت که مثل بهمن قبادی در خدمت ملتش باشد.»

برادر صانع ژاله تاکید کرده بود: «من و پدر و مادر تحت فشار هستیم و به ما می‌گویند حرفی نزنید.»

مصاحبه‌ای از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد که در آن پسرخاله صانع و قانع ژاله گفت این «شهید» ارتباطی با جریان آزادیخواهی و جنبش سبز نداشته است.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۰۹:۱۵
گاردین: رژیم ایران «مقتول» را دزدید/ دارا ایرانی (http://www.khodnevis.org/persian/author/Dara/)


به نوشته گاردین ( http://www.guardian.co.uk/world/2011/feb/16/iran-protester-death-hijacked)رژیم ایران متهم به دزدیدن قتل یک دموکراسی‌خواه درجریان تظاهرات روز دوشنبه شده است.یکی از اعضا خانواده صانع ژاله دانشجوی ۲۶ ساله رشته هنر دانشگاه تهران به گاردین گفت مقامات رژیم ایران درصدند صانع را به عنوان یک طرفدار رژیم و عضو نیروهای بسیج جابزنند و اینگونه القا کنند که وی توسط سازمان مجاهدین خلق به قتل رسیده است. وی می‌گوید: «نیروهای امنیتی وی را به قتل رساندند و حالا می‌خواهند از قتل وی به نفع خود برای اهداف سیاسی بهره برداری کنند. این شخص که نخواست نامش فاش شود می‌گوید اعضا خانواده صانع از این حادثه بشدت غمگین و اندوهگین هستند.»



سایت‌های اپوزوسیون گزارش می‌دهند دونفر درجریان تظاهراتی که روز دوشنبه از طرف دولت غیرقانونی اعلام شد توسط نیروهای حکومت به قتل رسیدند ولی رسانه‌های دولتی ایران این دونفر صانع ژاله ۲۶ ساله که یک کرد سنی است و محمد مختاری ۲۲ ساله را به عنوان کشته شدگان تظاهرات اعلام کرده‌اند ولی می‌گویند این دو توسط مخالفین کشته شده‌اند. خبرگزاری نیمه رسمی فارس تصویر یک کارت عضویت بسیج که ادعا می‌کند برای صانع ژاله صادرشده است را منتشر کرده است. اما به محض انتشار، اپوزوسیون واقعی بودن آن را زیر سوال برد. درپاسخ اپوزوسیون عکسی از ژاله را درکنار آیت الله العظمی منتظری منتشر نمود. مقام‌های حکومتی، تشییع جنازه ژاله را دردانشکده هنر دانشگاه تهران برگزار کردند ولی به خانواده ژاله اجازه شرکت دراین مراسم را ندادند. به گفته یکی ازاعضا خانواده ژاله که درپاوه درغرب ایران زندگی می‌کنند به آنها گفته شده درمراسم شرکت نکنند و اگر با رسانه‌های بیگانه سخن بگویند جسد ژاله به آنها تحویل داده نخواهد شد وپدر ژاله تحت فشار رژیم مجبور به انجام یک مصاحبه با تلویزیون دولتی شد.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۱۴:۵۰
فراخوان مراسم هفتم جان باختگان ۲۵ بهمن در تهران و شهرستان (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28890)

کلمه : شورای هماهنگی راه سبز امید باصدور بیانیه ای از مردم ایران دعوت کرد روز یکشنبه، اول اسفندماه، به منظور هفتمین روز شهادت دو شهید تظاهرات ۲۵ بهمن و همچنین بزرگداشت یاد و خاطره سایر شهدای جنبش سبز،در تجمع های تهران و شهرستان شرکت کنند.

متن کامل بیانیه،شورای هماهنگی راه سبز امید به این شرح است:

با عرض تسلیت به مناسبت شهادت دو تن از جوانان مظلوم این مرز و بوم درتظاهرات ۲۵ بهمن و با گرامیداشت خاطره دهها شهید جنبش سبز، از ملت بزرگوار ایران دعوت می شود تا در تجمعات بزرگداشت هفتمین روز شهادت این عزیزان که روز یکشنبه اول اسفندماه ۸۹، ساعت ۳ عصر در تهران و شهرستانهای سراسر کشور برگزار می شود، حضور به هم رسانند.

این حضور پرشکوه در آستانه میلاد مسعود پیامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله(ص) و امام جعفر صادق (ع)، علاوه بر حمایت قاطع از مواضع رهبران جنبش آقایان میر حسین موسوی و مهدی کروبی برای ادامه راه دشوار آزادی و کرامت انسان، نشانه اعلام همبستگی با هموطنان کرد در پاسداشت خون این دو عزیز ایرانی شیعه و سنی است که به پای مبارزه با استبداد دینی بر زمین ریخت.

شورای هماهنگی راه سبز امید

۲۸ بهمن

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۱۴:۵۲
وضعیت وخیم جسمانی مادر صانع ژاله در پی شهادت یک فرزند و بازداشت فرزند دیگرش (http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=28884)

جرس: بعد از آنکه قانع ژاله، برادر شهید صانع ژاله، بدلیل افشای فشارهای نهادهای امنیتی و همچنین نقش سردار زین الدین انصاریان در جعل کارت و اعلام بسیجی بودن شهید صانع بازداشت شد، منابع خبری از فشارهای امنیتی شدید و کنترل خانوادۀ صانع خبر داده و وضعیت این خانواده را وخیم اعلام کرده اند.

گفتنی است شامگاه چهارشنبه ٢٧ بهمن ماه، ساعاتی پس از آنکه قانع ژاله، برادرِ صانع، شهید جنبش سبز، در گفتگو با رسانه های بین المللی، ماجرای کارت بسیج و هویت جعلیِ ساخته شده برای برادرش را افشا کرد، ماموران امنیتی وی را بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردند.

بر اساس اظهارات وی و شواهد، زین الدین انصاریان، که پسر خاله شهید صانع ژاله می باشد، پس از به شهادت رسیدن این شهید در اعتراضات مردمی روز ٢۵ بهمن تهران، به دروغ اعلام کرده بود که وی بسیجی بوده است.

به گزارش منابع خبری جرس، ماموران امنیتی از شامگاه چهارشنبه و بعد از بازداشت قانع، در منزل این خانواده در شهرستان پاوه مستقر شده اند و به اعمال فشار بر این خانواده برای سکوت و عدم مصاحبه با خبرنگاران می پردازند.

همچنین همسر و خواهر سردار زین الدین انصاریان نیز، در منزل این خانواده (ژاله)، حاضر شده اند و تلفن های منزل این شهید را در اختیار گرفته اند و تلفن های خبرنگاران را جواب می دهند.

این منبع خبری همچنین خاطرنشان کرد " در پی شهادت صانع ژاله توسط لباس شخصی های حکومتی و بازداشت قانع ژاله برادر وی توسط عوامل سپاه، حال مادر این خانواده به شدت وخیم می باشد."

گفتنی است با گذشت دو روز از شهادت صانع ژاله، دانشجوی سبز دانشگاه هنر در جریان حوادث ٢۵ بهمن ماه تهران و بعد از آنکه رسانه ها و نهادهای حکومتی، با ترفندی خاص او را بسیجی قلمداد کرده و شلیک گلوله به وی را نیز کار گروههای مخالف نظام ذکر نمودند، برادر این دانشجوی شهید، ماجرای کارت بسیج وی را افشا کرد و آنرا جعلی خواند. قانع ژاله در گفتگو با صدای آمریکا، با انكار بسیجی بودن برادر خود، گفت که پسر خاله شان كه یك مامور شناخته شده اطلاعات می باشد، صبح زود سه شنبه ٢۶ بهمن ماه، به خانه آنها می آید و درخواست عکس صانع را می کند و خانواده اش که هنوز از شهادت پسرشان خبر نداشته اند، به رسم فامیلی و بدون شک، عکس را به وی می دهند، تا اینکه عصر همان روز، همان تصویر صانع بر روی کارت بسیج در سایتهای وابسته به حکومت منتشر می شود . وی همچنین گفت که از سوی وزارت اطلاعات و سپاه مورد تهدید قرار گرفته است که در صورت درج خبری مبنی بر بسیجی نبودن صانع، او و برادرش دستگیر و اعدام می شوند.

در همین حال خبرگزاری فارس گزارش داد که پیمان ژاله، برادر صانع ژاله، خبر مصاحبه اعضای خانواده با رسانه های خارجی را تکذیب کرده است.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۱۴:۵۶
۱۹۸ روش برای تغییر حکومت‌های دیکتاتوری / سروش پاكنهاد (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11409-%DB%B1%DB%B9%DB%B8-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D B%8C.html)

انقلاب بدون خونریزی یا آن چه که مسئولان نظام اسلامی مرتب با عنوان انقلاب مخملین از آن یاد می‌کنند، بعد از تحولات مصر و تونس بیش از پیش مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. نیویورک تایمز با اشاره به کتاب ۹۳ صفحه‌ای جین شارپ، واقعیتی که کمتر به آن توجه می‌شود را عیان کرده است.

جین شارپ، در حالی که ۸۳ سال دارد این روزها سرگرم پرورش گل‌های ارکیده است و به نظر نمی‌رسد مرد خطرناکی باشد. با این حال نظراتش برای دیکتاتورها «مرگ‌آور» است.

به نوشته نیویورک‌تایمز آمریکایی‌ها کمتر با نام شارپ آشنا هستند. کتاب ۹۳ صفحه‌ای او با عنوان «از دیکتاتوری به دموکراسی» که به ۲۴ زبان ترجمه شده، انقلاب بدون خشونت را تجویز می‌کند که به سرنگونی حکومت‌های مستبد می‌انجامد. گفته می‌شود اثر او الهام‌بخش تحولات اساسی در برمه، بوسنی، استونی، زیمباوه، تونس و مصر بوده است.

احمد ماهر، استراتژیست به نیویورک‌تایمز گفت: «وقتی ششم آوریل ۲۰۰۵ «جنبش جوانان» مصر در حال بازسازی خود بود، رهبرانش تغییر حکومت را «نظریه غیرممکن» می‌دانستند اما پیش‌تر نسخه عملیاتی جین شارپ در صربستان امتحان خود را پس داده بود.»

نسخه شارپ ۱۹۸ روش و تاکتیک مختلف را در برمی‌گیرد که در همگی آنها از خشونت پرهیز شده است؛ اعتصاب غذای خشک، حضور در تظاهرات به صورت برهنه و افشا کردن نام ماموران مخفی نظام‌های استبدادی گوشه‌ای از روش‌های پیشنهادی شارپ است. چندین سال قبل این دستورالعمل در کارگاهی آموزشی در مصر توزیع شده بود.

دلیله زیاد، یک وبلاگ‌نویس و فعال سیاسی است که در آن کارگاه آموزشی شرکت داشته است. به گفته او بسیاری از حاضران در آن کارگاه در اتفاقات تونس و مصر حضور داشتند. این فعال سیاسی معتقد است عبارت «حمله به نقاط ضعف دیکتاتورها» که جین شارپ روی آن تاکید داشته تمامیت‌خواهان را زمین‌گیر کرده است.

جین شارپ این روزها یک متفکر است تا فعال سیاسی. هر چند پیش‌تر به عنوان یک عملگرا در میدان‌های مختلف حضور داشته است.

در سال ۲۰۰۸ ایران در انیمیشی، جین شارپ را به همراه سناتور جان مک‌کین و یک سرمایه‌گذار مشهور دموکرات به نام جورج ساروس نشان داد و مدعی شد، وی مامور سازمان سیا و عامل نفوذ به شبکه‌های اطلاعاتی ایران است. استفان زونس، یکی از محققان دانشگاه سانفرانسیسکو گفت: «دغدغه شارپ گذار از دیکتاتوری به دموکراسی است آن هم بدون خشونت. شایعه‌پردازی درباره او که این روزها بیشتر نظریه‌پرداز است همیشه بوده است.»

به هر حال باید دید نسخه‌ای که جین شارپ تجویز کرده برای سایر کشورهای جهان و از جمله ایران نیز کارایی دارد یا نه؟

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۱۵:۲۷
همراه شو عزیز...

۱ اسفند

فراخوان پیشین از ۳۰ بهمن به یک روز پس از آن جا به جا شد

یکشنبه ۱ اسفند ساعت ۱۵ در سراسر ایران


http://a6.sphotos.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc6/180079_200428089968949_200413026637122_786110_6481 791_n.jpg

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۲۰:۲۷
موج گسترده حملات سایبری به وب‌سایت‌های حکومتی در ایران (http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6442624,00.html)

گروه «ناشناس» در ۷۲ ساعت گذشته با حملات شدید و گسترده تکذیب سرویس بسیاری از وب‌سایت‌های و سرویس‌های آنلاین حکومتی در ایران را از دسترس خارج کرده است. در آخرین حمله این گروه، خبرگزاری فارس، از دسترس خارج شده است.


گروه «ناشناس» (Anonymous) که از هکرها و خوره‌های کامپیوتر در سراسر جهان تشکیل شده، در روز ۲۲ بهمن (۱۱ فوریه) و هم‌‌زمان با پیروزی انقلاب مردم مصر، در پیامی خطاب به مردم ایران اعلام کرده بود: « ما از عظمت شما آگاهیم. شما کشته، زندانی، شکنجه و وادار به سکوت شده‌اید؛ آزادی دربند شدنی نیست، بدانید که ما با شماییم؛ بدانید که تنها نیستید. ما ناشناسیم، ما بی‌شماریم، ما نمی‌بخشیم و فراموش هم نمی‌کنیم. منتظرمان باشید.»

ساعاتی پس از صدور این پیام تصویری، «عملیات ایران» گروه ناشناس با هدف «از کار انداختن بخش‌هایی از ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی» آغاز شد و وب‌سایت رسمی سازمان صدا و سیما، ایرنا، سایت شبکه خبر و کل سرویس ایمیل و پیام‌رسانی مجموعه ریاست‌جمهوری و مجلس شورای اسلامی، از دسترس خارج شد.

پس از اقدامات نمایندگان مجلس در واکنش به رویدادهای ۲۵ بهمن و تقاضای صدور حکم اعدام برای مجازات رهبران جنبش سبز، این گروه وب‌سایت رسمی مجلس شورای اسلامی را نیز از دسترس خارج کرد.

از شب گذشته این حملات گسترده تکذیب سرویس (DDoS) با شدت و سرعت بیشتری پیگیری شده و بسیاری از دیگر وب‌سایت‌های حکومتی را برای چندین ساعت از کار انداخته و در ارائه سرویس آنها اختلال ایجاد کرده است. وب‌سایت رسمی رهبر ایران، وب‌سایت رسمی نهاد ریاست‌جمهوری، پایگاه اینترنتی بسیج، سایت وزارت امور خارجه، وزارت دادگستری و سازمان انرژی اتمی، از جمله وب‌سایت‌هایی هستند که در اثر این حملات برای مدتی از دسترس کاربران خارج شده‌اند.

فارس‌نیوز، خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آخرین هدف حملات سایبری «ناشناس»ها در عصر امروز (۲۸ بهمن/ ۱۷ فوریه) است که از دسترس خارج شده است. گروه ناشناس اعلام کرده است که «این خبرگزاری از سال گذشته تا کنون جان بسیاری از معترضان و مخالفان حکومت در ایران را در معرض خطر قرار داده است.»

از عملیات سایبری تا عملیات روانی بر ضد دیکتاتوری

اعضای گروه ناشناس که در نقاط گوناگون دنیا و به‌‌صورت هم‌آهنگ حملات خود را سازمان‌دهی می‌کنند، اعلام کرده‌اند که «عملیات ایران» برای آنها پروژه‌ای بلندمدت است و در آینده نیز ادامه خواهد یافت تا «پیام حمایت خود را برای مردم تحول‌خواه ایران ارسال کند.»

ساختار حملات این گروه کاملا باز است و همه کسانی که به اینترنت و پهنای باند مناسب دسترسی داشته باشند، می‌توانند در این عملیات مشارکت کنند.

«ناشناس»ها که پیش از این در جریان خیزش مردمی در تونس و مصر نیز به حمایت از مردم آزادی‌خواه آن کشورها پرداختند و بسیاری از وب‌سایت‌ها و سرویس‌های دولتی در آن دو کشور را از دسترس خارج کردند، می‌گویند عملیات تونس‌، عملیات مصر و عملیات ایران، بخشی از عملیات بزرگ‌تری است که «ناشناس» در پی اجرای آن است: «عملیات آزادی.»

گروه «ناشناس» به موازات حملات گسترده تکذیب سرویس، عملیات روشنگرانه‌ای را هم با ارسال گسترده فکس به شماره‌های مشخص نهادها و شرکت‌های گوناگون در ایران به پیش می‌برد. این گروه در این پیام‌ها علاوه بر اعلام خبرهای پیرامون اعتراضات جنبش سبز، تلاش می‌کند تا مردم را به مبارزه در راه تغییر ترغیب کند. این پیام‌ها برای دو فهرست متفاوت از مخاطبان ارسال می‌شود: دوستان و همراهان تغییر، و دشمنان و مخالفان آن.

با جستجوی تگ OpIran# در توییتر می‌توانید در جریان جزییات خبرهای مربوط به عملیات ایران گروه ناشناس قرار بگیرید.

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۲۱:۴۱
http://i56.tinypic.com/11awryp.gif

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۲۱:۵۰
پیام جدید کروبی: شجاعت داشته باشید ما را محاکمه علنی کنید (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=9&ni=14817)

مهدی کروبی، از سران "جنبش سبز ایران"مهدی کروبی در پیامی که توسط مشاور وی در اختیار دویچه‌وله قرار گرفت، اظهارنظرهای روزهای اخیر مقام‌های حکومت را «ساختگی» خواند و خواستار محاکمه خود در «دادگاه‌هایی همچون دادگاههای زمان شاه و دادگاه گلسرخی و طالقانی» شد.

پیام جدید مهدی کروبی درباره حوادث روزهای بعد از تظاهرات ۲۵ بهمن۱۳۸۹، توسط مشاور او مجتبی واحدی منتشر شد.

مجتبی واحدی به دویچه وله گفت: «قبل از خواندن پیام این مسئله را باید بگویم که به عنوان مشاور آقای کروبی پیام مستقیم ایشان را که چند دقیقه پیش با سختی بسیار توانستم از ایشان بگیرم، به اطلاع کسانی که این صحبت را می‌شوند می‌رسانم.»

آقای واحدی افزود: «آقای کروبی تاکید کرده‌اند، اگرچه موضوع صحبت‌شان عمومی است اما در ابتدای پیام از همسایه‌های خود عمیقا عذرخواهی کرده‌اند. آسایش همسایه‌های‌ آقای کروبی دوباره دیشب (چهارشنبه ۲۷ بهمن) تا ساعت سه نصف شب توسط اراذل و اوباش حکومتی گرفته شد. حرف‌های بسیار رکیک ناموسی که حتی لایق خانواده‌های حکومتی‌ها هم نیست، متأسفانه در شعار‌های‌شان می‌گفتند. به شدت از همسایه‌هایشان و از همه کسانی که ناچار شدند صحبت‌های رذیلانه و الوات‌گونه‌ی ماموران رسمی حکومت را بشنوند عذرخواهی کرده‌اند.»

مشاور مهدی کروبی درباره نکته‌ی دیگر پیام ایشان گفت: «اتفاقات دیروز نشان داد، کاملاً مشخص است دستوری از داخل حکومت در سطوح بالای حکومت داده شده و طبق این دستور همه‌ی افراد مؤظف هستند درخواست محاکمه‌ی آقای کروبی و آقای موسوی را بدهند.»

مهدی کروبی در ادامه‌ی پیام خود می‌گوید: «این‌که بعد از ۲۲ ماه آقای حسن روحانی، آقای ناطق نوری، آقای قالیباف و همین‌طور بعضی دوستان مثل آقای ابطحی تحت فشار قرار گرفته‌اند تا مصاحبه کنند، کاملاً مشخص است که دستوری‌ست.»

مجتبی واحدی مشاور کروبی افزود: «در عین حال آقای کروبی برای همین افراد هم پیام داده‌اند و گفته‌اند حالا که شما ماموریت حکومت را انجام داده‌اید، یک کار انسانی هم بکنید. از حکومت بخواهید، ما را محاکمه‌ی علنی کنند. حداقل به اندازه‌ی دادگاه‌های شاه شجاعت داشته باشند که وقتی می‌خواستند مرحوم گلسرخی، مرحوم بخارایی، مرحوم طالقانی و... را محاکمه کنند، حداقل رسانه‌ها اجازه داشتند خبر محاکمات و حتی گاهی اوقات دفاعیات‌شان را بنویسند و منتشر کنند.»

مشاور مهدی کروبی ادامه می‌دهد: «آقای کروبی گفته‌اند این حکومت هم شجاعت داشته باشد، ما را محاکمه‌ی علنی کند. در آنجا ما ثابت خواهیم کرد که برانداز ما هستیم یا افراد داخل همین حکومت؟ البته براندازی انجام شده است. به این معنا که این حکومت نه اسلامی‌ است و نه جمهوری. این آقایان جمهوری اسلامی را قبلاً براندازی کرده‌اند. آقای کروبی گفته‌اند، روش صدا و سیما هم نشان داده تا چه حد مزدور است و هیچ توقعی ندارند که محاکمات را صدا و سیما پخش کند، اما حداقل به روزنامه‌ها و رسانه‌های مکتوب اجازه دهند روند محاکمه پخش شود.»

مشاور مهدی کروبی افزود: «ایشان تأکید کردند، این حکومتی که این قدر فشار می‌آورد، اگر غیرت دارد، اگر شجاعت دارد و اگر به حرف‌هایش پای‌بند است و اگر راست می‌گوید یک دادگاه علنی برگزار کنند. در آن دادگاه آقای کروبی ثابت خواهد کرد، حکومت توسط سران خودش براندازی شده است و امروز نه جمهوری است و نه اسلامی.»

http://i56.tinypic.com/11awryp.gif

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۲۱:۵۹
امشب، «مرگ بر دیکتاتور» بر بام‌های ایران؛ اول اسفند، راهپیمایی (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11411-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D8%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%D B%8C-%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF.html)


http://i52.tinypic.com/68v6vp.jpg

سایت‌های سبز با انتشار فراخوانی از مردم خواسته‌اند ساعت ۱۰ امشب پنجشنبه ۲۸ بهمن با شعار «الله‌اکبر» و «مرگ بر دیکتاتور» یاد و خاطره شهدای ۲۵ بهمن را گرامی دارند. در عین حال گروهی از معترضان در فیس‌بوک از مردم دعوت کرده‌اند روز اول اسفند به‌صورت هماهنگ در راهپیمایی مسالمت‌آمیز شرکت کنند.

بر اساس فراخوان منتشر شده در سایت‌های سبز، فریاد مبارزه با دیکتاتور و الله‌اکبر به منظور یادآوری پیروزی جنبش سبز در ۲۵ بهمن سرداده خواهد شد. در بخشی از این فراخوان آمده است: «وقتی مجلس که که قرار بود در راس امور و حافظ قانون باشند، حوزه تقنین را چنین به سخره می‌گیرد و مجلسیان چنین بازیچه عوامل خارج از مجلس می‌شوند، تکلیف نیروهای خودسری که به تهدید مردم و رهبران سبز گسیل می‌شوند، معلوم است! متاسفانه، به دلیل قدرت یافتن نهادهای امنیتی و نظامی و تسلط آنها بر تمامی امور و شئون کشور، شاهد آن هستیم که عقل و درایت از صحنه سیاسی و مدیریت کلان کشور پرکشیده و تعمدا کشور به سمت قهقرا هدایت می‌شود، حال آن که اگر اندکی با مردم روادارانه تر برخورد می‌شد و صدای اعتراض‌شان شنیده می‌شد و حکومت به جای سرکوب به وظایف حاکمیتی خودش که در قانون مشخص شده است برمی‌گشت، اوضاع کشور قطعا این گونه نمی‌بود.»

در فیس‌بوک نیز از مردم دعوت شده روزاول اسفند در ۳۶ شهر راهپیمایی کنند. در این فراخوان عمومی آمده است: «با توجه به این که زمان برای اطلاع رسانی راهپیمایی اول اسفند بسیار کم است لذا تمامی دوستان و هم‌وطنان گرامی خواهشمند است به هر طریقی که شده از داخل یا خارج از کشور این روز را اطلاع رسانی کنند.»

این فراخوان می‌افزاید: «به یاد داشته باشید در روز های حساس و سرنوشت‌سازی به سر می‌بریم. چشم بسیاری از دوستان به ما دوخته شده است.»

اردشیر امیر ارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی، در گفتگو با بی بی سی فارسی، صدور فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید برای مراسم سراسری اول اسفند را تایید کرد

زمان و مکان‌های راهپیمایی در سراسر کشور بر اساس آنچه در سایت اجتماعی فیس‌بوک منتشر شده به شرح زیر است:
تهران: میدان امام حسین، تا میدان آزادی در صورت بسته بودن این مسیرها میدان هفته تیر به سمت بلوار کشاور.
اصفهان: میدان انقلاب - چهارباغ عباسی- ساعت سه
تبریز: فلکه آبرسان (دانشگاه)، میدان ساعت (شهرداری)
ارومیه: خیابان ارومیه، از شهرجایی تا میدان انقلاب
اردبیل: چهارراه امام تا میدان شریعتی
ایلام: خیابان بیست و چهار متری ولی عصر و خیابان اشرفی اصفهانی
بوشهر: خیابان شهدا
ورامین: میدان راه آهن تا میدان اصلی ورامین
پیشوا: خیابان شریعتی
قرچک: خیابان محمد آباد
اسلام‌شهر: خیابان باغ فیض، بلوار امام حسین از ابتدای جاده ساوه تا میدان اصلی باغ فیض
کرج: میدان شاه عباسی تا میدان حصارک
شهرکرد: حدفاصل چهارراه دامپزشکی تا میدان انقلاب
بیرجند: خیابان مدرس
مشهد: از سه راه راهنمايي- به سمت ميدان شريعتي
بجنورد: میدان ۱٧ شهریور
اهواز: فلکه ساعت تا چهارراه آبادان
زنجان: خیابان سعدی، خیابان امام
گرمسار: میدان شهدا تا میدان امام
سمنان: از میدان سعدی به سمت میدان کوثر
شاهرود: خیابان ۱٢ بهمن
شیراز: ساعت سه - مقصد نهایی:روبروی دانشکده مهندسی شماره دو- مسیر یک:میدان نمازی تا دانشکده - مسیر دو: میدان ستاد به سمت میدان نمازی تا دانشکده مهندسی- مسیر سه: میدان ارم به سمت میدان نمازی تا دانشکده مهندسی و سایر کوچه‌ها و خیابان‌های منتهی به ملاصدرا به سمت دانشکده مهندسی
سنندج: خیابان پاسداران
کرمان: میدان مرکزی (میدان آزادی)
کرمانشاه: میدان فردوسی
یاسوج: پارک ساحلی میدان استانداری
گرگان: میدان ولی عصر تا زرتشت
رشت: خیابان امام خمینی– خیابان مطهری – خیابان گلسار
بروجرد: خیابان شهدا
خرم‌آباد: خیابان شهدای شرقی
بابل: خیابان دکتر شریعتی ،میدان امیرکبیر -کنار پارک شادی (ساعت پنج)
ساری: خیابان فرهنگ، خیابان قارن، خیابان انقلاب
آمل: خیابان امام رضا
اراک: خیابان عباس آباد، خیابان ملک، خیابان امام خمینی
همدان: میدان دانشگاه، آرامگاه بوعلی
بندرعباس: از چهارراره رسالت تا نخل ناخدا
یزد: خیابان دهم فروردین، خیابان آیت الله کاشانی از میدان مجاهدین تا میدان ابوذر

http://i56.tinypic.com/11awryp.gif

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۲۲:۰۷
واکنش هاشمی رفسنجانی به وقایع ۲۵ بهمن: اقدامی غیر قانونی و حرام است (http://www.khodnevis.org/persian/%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A 7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/11398-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%DB%B2%DB%B5-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A7.html)

هاشمی رفسنجانی در گفتگویی تلویزیونی با اشاره به تشكيل جلسه امروز هيأت رئيسه مجلس خبرگان رهبري كه در آن مواضع اين مجلس در مورد وقايع ۲۵ بهمن تهران به صراحت اعلام شده است، گفت: «هر اقدامي كه با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملكت و خود انسان و به فتواي امام راحل(ره)، حرام است.»

رئیس مجلس خبرگان پس از جلسه امروز هیات رئیسه در دفترش ا انتسار بیانیه‌ای در محکومیت راه‌پیمایی ۲۵ بهمن، در گفتگو با صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفت: «بايد همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامي كه با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملكت و خود انسان و به فتواي امام راحل(ره)، حرام است.»

هاشمی ضمن تاکید بر اینکه همه باید حرف و سخن خود را در مجراي قانون بزنند، گفت: «اقدامات خلاف قانون و هتاكي مذموم است و همه بايد در چارچوب قانون حركت كنند.»

رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به آغاز هفته وحدت، نياز به وحدت را اولويت كشور دانست و تأكيد كرد: «قانون اگر از محور جامعه خارج شود، باعث خودسري است و مردم شريف ما هم درك مي‌كنند كه الان زماني نيست كه طرد و دعوا صورت بگيرد.»

به‌نظر می‌رسد که بعد از ابراز مخالفت‌هایی با ادامه ریاست مجلس خبرگان هاشمی رفسنجانی از سوی اصول‌گرایان طرفدار احمدی‌نژاد، وی تلاش بسیاری برای هم‌دلی با بخش‌های قدرتمند جناح راست به خرج داده و می‌دهد.

برخی نیز معتقدند هاشمی رفسنجانی برای حفظ منافع خود و خانواده‌اش حاضر شده از پشتیبانی میرحسین موسوی دست بکشد.


http://i56.tinypic.com/11awryp.gif

parsamarzban
پنجشنبه ۲۸ بهمن ۸۹, ۲۲:۳۳
http://i56.tinypic.com/11awryp.gif

همراه شو عزیز...

۱ اسفند


۱ اسفند ساعت ۱۵ میادین اصلی شهر ، اطلاع رسانی کنید ، رسانه شمائید (مناسب برای چاپ و پخش)


http://oi52.tinypic.com/35ak7tk.jpg

parsamarzban
جمعه ۲۹ بهمن ۸۹, ۰۶:۳۲
شجاعت و بازیافتن شجاعت ازدست رفته(1)/ ترجمه از ملیحه رهبری (http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=2&ni=14816)

مجله فلسفی

شجاعت و بازیافتن شجاعت ازدست رفته(1)

مقدمه: من شجاعت خود را گم کرده ام؛ آنگونه که کسی عینک خود یا هرچیز دیگری را گم کند. آن را گم کرده ام درحالیکه به آن نیازمندم و به گونه غیرقابل بیانی به آن وابسته هستم.

چگونه می توان شجاعت را آموخت؟ چگونه می توان آن را دوباره به دست آورد؟ چگونه می توان به آن چنان آویخت که آن را ازدست نداد.

عجیب است که بدانیم وقتی نیروهای حیاتی خود( مثل شجاعت) را ازدست می دهیم، این موضوع یک تغییروتحول شیمیایی در بدن است. عجیب است که بدانیم طاقت آوردن یا تحمل کردن بیش از هرچیز دیگر به این معنا یا یک شرایطی است که درآن فعال نیستیم.[درحالت پاسیو به سرمی بریم.].

آیا ما می توانیم ازحادثه مرگ هم شجاعت بیآموزیم؟ آیا باید با شجاعت(دربرابرمرگ عزیران خود) پایداری کنیم حتی اگرآگاه باشیم که کسی ازمرگ باز نمی گردد؟ آیا زندگی ونیروی زندگی است که از ما شجاعت و پایداری را طلب می کند؟

این سؤالات را رافایل آنتهوون با خانم فلوری مطرح می کند. خانم فلوری کتابی به نام: پایان شجاعت! تحریر نموده است. وی محقق و پروفسورواستاد دانشگاه پاریس است.[فعالیت های وی ضمیمه مطلب می باشند.]

رافایل: چگونه ازشجاعت خود حراست کنیم که آن را دوباره ازکف ندهیم؟

خانم فلوری: طبعا این سخت ترین سؤال است!

رافایل: اما شما درکتابتان به این سؤال پاسخ داده اید.

خانم فلوری: بله! نخستین تجربه ای که آدم با شجاعت دارد، وقتی است که آن را ازدست میدهد. همینطورنیزاین تجربه را آدم با دلسردی ومأیوس شدن دارد. وقتی آدم شجاعت خود را از دست می دهد باید تلاش کند تا این امراستمرار پیدا نکند. همچنین باید تلاش کند آن را دوباره به دست آورد. باید ازگام های کوچک وعملی شروع کرد وازگام های بلند وانتظارات غیرواقعی ازخود پرهیزکرد. هر روز باید درگام های کوچک وعملی برای آن خواسته ازدست رفته کوشید و هر روز باید ازانتظارات غیرواقعی کمی صرفنظر کرد وباید آگاهانه آن خواسته را دوست داشت ودنبال کرد. اگرچه واضح و روشن است که این امریک کوشش وتلاشی است که به یک روند تدریجی وبه زمان طولانی نیاز دارد. دراین پروسه نباید یکسری کمبود ها یاواقعیت ها را انکار کرد.



رافایل: به جای اعتماد به نفس می توان گفت که آدم بتواند دوباره خود را قبول(دوست) داشته باشد.[بریک درگیری وتضاد درونی فایق آمده باشد.]

رافایل: این قدم کوچک و مهم که درباره آن صحبت می کنید به بحثی درکتاب بسیار با ارزش شما مربوط می شود به نام: پایان شجاعت! شما نوشته اید که برای شجاعت باید کار کرد. باید برای دستیابی به شجاعت دست به عمل زد. اگرچه پارادوکس به نظر می آید اما نوشته اید که آدم باید تلاش کند به لحاظ درونی خود را اداره وکنترل کند. بعد باید تصمیم بگیرد و درپایان وقتیکه عمیق فکرکرده است یا به بلوغ فکری دست یافته است به مرحله عمل وارد شود وآنگونه که شما درکتابتان نوشته اید، مرحله عمل درجایگاه اول یا مهم قرار دارد. تصمیم گیری انسان باید به اجرا وانجام عمل منجر شود.

تیتر:شجاعت یک امر پارادوکسی می باشد.

خانم فلوری: بله نامعقول است واینطورفهمیده می شود!

رافایل: شجاعت خود محرک وانگیزه است.

تیتربحث:افراد شجاع کسانی هستند که جرأت می کنند قدم اول را بردارند.

خانم فلوری: اگرگفته ولادیمیریان کله ویچ را جدی بگیریم باید قبول کنیم که همه چیز بستگی به آن شجاعت یاقدم اولیه دارد. انسان باید بخواهد اگرچه خواستن به تنهایی نیزکافی نیست. اما این خواستن نخستین قدم برای تصمیم گیری است. این اراده کردن نخستین قدم است. انسان باید تصمیم بگیرد و این امردر حیطه منطق وعقل می باشد. اما شجاعت یک چیزیا امرسریعی است. شجاعت چیزی وشیوه ای است مثل یک اراده درونی که پویایی خود را دارد ورشد می کند وخودجوش عمل می کند. مثل این می ماند که شجاعت نیز برای حفظ موجودیت وحیات خود، شخص را تحت فشار برای انجام عمل قرار می دهد، به گونه ای قوی که من(آدم) تحت تأثیرشجاعت خود دست به عمل وفعالیت میزنم و شخص یا خود من آن فاعلی هستم که فعل وانفعالات اولیه شجاعت روی من انجام می گیرد.

رافایل: آیا می توان گفت که حیات شجاعت پیشاپیش به موجودیت آن( درفرد) بستگی پیدا می کند.

خانم فلوری: شاید! نمی دانم وسعی نمی کنم حتما پاسخ این سؤال را بدهم. اما نکته قابل توجه ازنظرمن این است که به وسیله عملکرد شجاعانه فرد یک راه به سوی خود فرد به عنوان فاعل نیز بازمی شود. زیرا شجاعت وعملکرد آن چیزی نیست که ما انجام آن را به دیگری واگذارکنیم. باید حتما خودمان انجام دهیم تا خود را باورکنیم وقادر باشیم زندگی خود را تحت کنترل خود داشته باشیم. می تواند هم نتیجه بدی بدهد زیرا یک امتحان وآزمایش سختی است. زیرا همانگونه که صحبت کردیم فاعل خود فرد است وتأثیرشجاعت یا عدم شجاعت درنخستین قدم روی خود فرد است. یک ارزش گذاری درونی است که خودمان برای خود قایل می شویم.[ نقش اعتماد به نفس یا برعکس آن مأیوس شدن ازخود را دارد.]

رافایل: می توان گفت: شجاعت یعنی که خواستن واراده لازم وتصمیم برای این خواسته! یعنی خیلی ساده...؟ وخواستن یا خواسته امری است مثل دوست داشتن که نقطه آغازآن از درون خود شخصی است( نیازخود شخص است) واین خواسته راهی دردرون خود شخص را طی میکند وپایان آن نیز باز به سوی خود فرد بازمی گردد. نقطه آغاز وپایان به یکدیگرمی پیوندند. یک روند زیبایی درونی درانسان طی می شود.

تیتربحث:خواستن توانستن است.

خانم فلوری: بسیارجالب گفتید وبه زبان ساده می توان گفت: خواستن توانستن است. اما می تواند این خواستن هم غلط واشتباه فهمیده شود. همه فکرمی کنند که قسمت سخت یا مشکل قضیه در توانستن است. اما قسمت سخت قضیه درخواستن است درامر درونی فرد است. جاییکه کنش باید صورت پذیرد واگراین کنش انجام یابد آنوقت به گونه ای رازگونه فرد راه خود را برای جلو رفتن و توانستن و به هدف رسیدن، پیدا می کند.

رافایل: زیرا خواستن به دنبال سبب نیست.

خانم فلوری: چون خواستن هیچ علت وسببی را نمی شناسد. وخود به خود نخستین قدم را به سوی تصمیم گیری برمی دارد. و من شخصا خودم مبنا وپایه شجاعت را امرقابل توجهی میدانم. با آنکه یک نوع فرضیه ویک نظریه است اما روی فاعل باید کار کرده شود.

رافایل: برای آنکه روی دوگانگی های مربوط به موضوع شجاعت بهترکارکنیم به یک تصویر نگاه می کنیم. . در اینجا تصویری از یک ایستگاه مترو را مشاهده می کنیم. این ایستگاه درحال حاضرمتروک و تعطیل شده است و فقط برای ساختن فیلم مورداستفاده قرار می گیرد. اما درسالهای بین 1940 و1941 در زمان جنگ در انگلیس مردم ازاین تونل زیرزمینی به نام آد ویچ برای فرار ازبمباران های هوایی آلمان ها استفاده می کردند و دربرابر بمباران و مرگ شجاعانه دراینجا پایداری می کردند.[ عکس مردم را دریک جمع چند صد نفره نشان میدهد که بزرگ وکوچک درتونل جمع شده اند. برخی وبه ویژه کودکان خوابیده اند. برخی روزنامه می خوانند ونظم و رعایت حال دیگران درآن جمع به خوبی دیده می شود.] شما درکتاب خود شجاعت را اینگونه بررسی کرده اید که نه تنها شامل نمونه فاکت های شخصی وتصمیم گیری های فردی است با همه دوگانگی هایی که ماهیتا به آن مربوط می شود. [ناشی ازهویت این موضع می باشد] بلکه همزمان- به عنوان طرزفکرجمعی یا یک امرجمعی نیز به آن نگاه کرده اید.

تیتربحث: شجاعت داشتن یعنی از ترس های طبیعی یا ترسیدن خود وحشت نکردن.

خانم فلوری: بله! واین تصویر مردم در مترو، یک عکس بسیاربامعنایی است. چنین عکس هایی را آدم با علاقه نگاه می کند. ما الساعه درباره شجاعت های دوران جنگ بحث خواهیم کرد. جنگ صحنه ای است که شجاعت ها درآن به منصه ظهورمی رسند.آنچه دراینجا می بینیم تصویر مردمی است که آرامش خود را دربرابر بمب باران حفظ کرده اند وحفظ آرامش خود نشانه شجاعت است یعنی غلبه کردن برترس خود.

رافایل: این به آن معنا نیست که ترس وجود ندارد بلکه ترس هست اما برترس فایق آمده اند.

خانم فلوری: وآدم نباید از ترس های خودش دچار وحشت بشود یا نگران بشود. بلکه باید آن را پذیرفت و بعد برآن مرحله به مرحله غلبه کرد. باید یک نوع از سلسله مراتب(مراحلی) و یک سیستمی قایل شد و مرحله به مرحله بر ترس خود با حفظ آرامش غلبه کرد. صورت های آدم هایی که دراینجا می بینیم خونسرد هستند وآرامش خود را حفظ کرده اند واین نخستین نکته است. دومین نکته یا زیربنایی ترین سؤال این است که موضوع شجاعت در زمان جنگ چگونه است؟ چگونه باید شجاع بود؟ من درکتابم از دموکراسی شروع کرده ام. با دموکراسی درگذشته ودموکراسی قدیمی تر که درآن زمان وجود داشت و چه ضعف هایی داشت که جنگ جهانی توانست ظهور کند. و بلافاصله این سؤال مطرح میشود که شجاعت درزمان صلح چگونه بوده است؟ آیا شجاعت درزمان صلح یک چیزبی مورد وغیرضروری است یا برعکس وباید چنان برآن پافشاری کرد که بعد زیرپا گذاشته نشود و( جنگ برپا نشود.) ضرورت شجاعت داشتن در زمان صلح هم یک امربسیار با ارزش چه درحیطه شخصی وفردی یا جمعی است.

رافایل: من می بینم که شما از آرامش درچهره این افراد صحبت می کنید دراین عکس من می بینم که بسیاری ازچهره ها هم یک حالت تسلیم شدن[تن به قضا دادن] وجود دارد .

خانم فلوری: بله! اما آرام هستند.[ زیرا ازبمباران در امان هستند وزنده خواهند ماند و تسلیم مرگ نشده اند.]

رافایل: زیرا آرامش می تواند یک شکل از شجاعت را به نمایش بگذارد که ناشی ازمقاومت درشرایط سخت است.

خانم فلوری: شاید هم آرامش نباشد بلکه نوعی رهایی است و خود را رها کرده اند یا واقعیت را پذیرفته اند. به نظر من این امر است که مهم می باشد.

رافایل: به نظرمی رسد که گستاخ هستند.(دربرابرشرایط)

حالا به موضوع شجاعت در زمان صلح بازمی گردیم و دراین زمینه یک نمونه بسیار با ارزش سراع داریم دردنیای سیاست و داستانی که کارگردان فرانک کپرا آن را در فیلمی به نام آقای اسمیت به واشنگتن می رود، ساخته بودکه یک شاهکار درسال 1939 بود. دراین فیلم قهرمان داستان یک سناتورجوان آمریکایی به نام اسمیت است که قبلا هیچ تصوردرستی ازدنیای سیاست ندارد، او توسط یک سناتور حرفه ای دیگر به این مسیر هدایت می شود و در مقام شغلی خود باید مردم را نمایندگی کند اما در سنا(مجلس) با دنیای دیگری رو به رو می شود که دریک صحنه غیرقابل تصوراو دربرابر همکارانش درسنا ودربرابرافکارعمومی یک نطق بیست وسه ساعته می کند.[ ازدموکراسی استفاده می کنند برای گفتن حقایق.]. طبق ضوابط تا زمانی که نطق او تمام نشده کسی اجازه ندارد صحبت او را قطع کند و بعد از23 ساعت وقتیکه درپایان توان خود است یک کارتون بزرگ پر از نامه دروغ و جعلی علیه او به سنا سرازیر می شود و همانجا این نامه ها به او داده وخوانده می شوند و این عمل شجاعت عجیب و 23 ساعته او را پایان می بخشد.

ادامه دارد....

فوریه 2011

http://malihehrahbari.blogspot.com/

منبع:

Philosofie Magazine

Philosofie Mut

Doku-Reihe vom Philippe Truffault

Frankreich 2010, Arte F



اسامی به لاتین:

Cynthia Fleury

Vladimir jankelevitch

Frank Capra

نام کتاب خانم سینتییا فلوری: پایان شجاعت!ـ

La fin du Courage!

تیترهای بحث به لاتین:

Mutig sind die die einen Anfang wagen

Geht die Existenz von Mut seinem Wessen voraus

Das wollen ist an sich schon eigener Akt

فعالیت های خانم سینتیا فلوری در زمینه تحقق و تدریس و تدوین مقالات علمی درمؤسسات وانیستیتو